یادداشت؛
بگذارید امام حسین برای مردم بماند
اینروزها هر مداح و واعظی -با هر سطحی از اطلاع و دانش- به خود اجازه میدهد که در باب هر مسئله سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و … اظهار فضل کند و بهصرف در اختیار داشتن یک میکروفون از هر دری سخن بگوید و به عالم و آدم بتازد.
به گزارش جماران؛ امیر اقتناعی؛ عضو شورای مرکزی و معاون اجرایی و هماهنگی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران نوشت:
از آن لحظهای که -در مناظرات انتخاباتی سال ۹۶- بر روی آنتن زنده تلویزیون و در پیش چشمان میلیونها ایرانی، حسن روحانی، سیدابراهیم رئیسی را خطاب قرار داد و به او گفت: «امام رضا را برای مردم بگذارید {بماند}. امام رضا را حزبی نکنید. امام رضا را جناحی نکنید …» نزدیک به یک دهه میگذرد. شاید این اولینبار در طول عمر جمهوری اسلامی بود که یک روحانی بلندپایه، هملباس خود را در حضور شهروندان ایران با چنین گزارههای نمادینی به چالش میکشید و رئیسی هم که گویی انتظار چنین مواجههای را نداشت، تلاش کرد با عوض کردن موضوع بحث، از آن مهلکه بگریزد.
این سخنان حسن روحانی در آن ایام کار خودش را کرد و به سرعت در جان بخش وسیعی از جامعه رایدهندگان ایرانی نشست. چراکه به نوعی برآمده از ذهن خیل کثیری از ایرانیان پاکنهادی بود که از یکسو؛ همواره مهر رسول اکرم و خاندان مکرمش را در سینه داشتند و از دیگرسو؛ شاهد میدانداری اشخاص و نهادهایی در عرصه عمومی بودند که -در طول سالها- در پوشش اعتقادات، به سوءاستفاده از عُلقههایی مبادرت میورزیدند که نسلاندرنسل، مورد احترام و ارادت این مردم بود.
آئینهای تعزیهگردانی، دستهرویهای عزاداری و مراسمهای روضهخوانی، در انتقال معارف اهلبیت و -خصوصاً- زنده نگهداشتن پیام عاشورا، نقش بیبدیلی را در طی سدههای اخیر به دوش میکشیدند، تحت تاثیر تغییرات هنجاری جامعه در دهههای اخیر، رفتهرفته جای خود را به هیأتهای مذهبی دادند و در سالیان اخیر نیز سیاستهای حاکمیتی اعمال شده در جهت تقویت هیأتهایی با شمایل و سبکوسیاقی خاص که بتوانند باب میل برخی از متولیان امر نیز باشد، کلیت مراسمات عزاداری -چه به لحاظ ظاهری و چه به لحاظ محتوایی- را دستخوش دگرگونی جدی کرده است.
اینکه هر مداح و واعظی -با هر سطحی از اطلاع و دانش- به خود اجازه میدهد که در باب هر مسئله سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و … اظهار فضل کند و بهصرف در اختیار داشتن یک میکروفون از هر دری سخن بگوید و به عالم و آدم بتازد، اگر تدبیر درستی بود که باید هرسال بر خیل حاضران در مراسمات افزوده میشد، نه اینکه در کشوری با دارا بودن اکثریت شیعه، بسیاری از هیأتروها ترجیح دهند که دیگر در مراسمهای جمعی شرکت نکنند و محبت خاندان رسولالله را -صرفاً- در دلهایشان زنده نگه دارند و معالاسف؛ نسلهای جدیدتر هم کمتر قرابتی میان خود و مفاهیم دینی و ارزشهای هویتی احساس کنند!
بهعنوان نمونه؛ ایام محرم، روزگاری در این ملک به عنوان آئینی هویتی و عنصری وحدتبخش بهشمار میرفت که عموم آحاد جامعه ایرانی، هریک بهنوعی در آن مشارکت میجستند و یا با آن درگیر بودند.
حال؛ در دورانی که سطح دانش و سواد عمومی جامعه ایران قابل قیاس با -حتی- دو دهه پیش از خود نمیباشد، این انتظار از مردم که کمافیالسابق مشتاق حضور در مراسمهایی باشند که سطح سواد و قدرت استنباط مسائل اغلب افراد پشت میکروفونشان به مراتب کمتر از مخاطبان و میانگین جامعه باشد، طبیعتاً بیهوده بوده و اصرار بر ادامه این روند، باز هم راه به ناکجاآباد خواهد برد.
فرزندان ما در نسلهای جدیدتر هم که تکلیفشان معلوم است؛ آنان حقانیت مفاهیم را نه به صورت دستوری، بلکه به صورت ادراکی منطقی و در مقایسه وقایع تاریخی با واقعیتهای پیرامونی مورد سنجش قرار میدهند.
امید است؛ اکنون که مدام سخن از نوسازی ایران پساجنگ بر زبانها جاری میشود، شاهد تحول در ذهنهای متولیان این حوزه نیز باشیم که با نگاه به نوسازی در روشهای برگزاری مناسک و فرایض، بسترساز اشتیاق آحاد جامعه ایران -و نه یک طیف خاص- برای مشارکت در مناسبهای ملی و دینی باشیم.
مخلص کلام؛ در پایان لازم است تا دوباره به مقدمه بحث گریزی بزنم که شرط دلسوزی برای ملک و ملت و نیز تحقق توسعه و سعادت آنان ایجاب میکند که به حقوق و شعور مردم احترام گذاشته و سوای از امور عادی زندگیشان، شعائر و عقایدشان را نیز مستمسک رقابتهای سیاسی و جاهطلبیهای جناحی خویش نکنید تا لااقل «امام حسین را برای مردم بگذارید بماند».
مشاهده خبر در جماران