کدخبر: ۱۷۱۴۷۶۹ تاریخ انتشار:

۷ نخست‌وزیر در ۱۰ سال؛ چرا سیاست در انگلیس نخست وزیرها را می بلعد؟

نگلیس در حال آماده شدن برای استقبال از هفتمین نخست‌وزیر خود در تنها ۱۰ سال است، صحنه‌ای سیاسی که ناظران داخلی و خارجی را شگفت‌زده کرده است.

به گزارش جمارات به نقل از فایننشال تایمز، انگلیس در حال آماده شدن برای استقبال از هفتمین نخست‌وزیر خود در تنها 10 سال است، صحنه‌ای سیاسی که ناظران داخلی و خارجی را شگفت‌زده کرده است.

عجیب‌تر اینکه سه تن از رهبران اخیر - دیوید کامرون، بوریس جانسون و کی یر استارمر - ظرف تنها سه سال پس از کسب اکثریت قاطع پارلمانی خود، استعفا و کناره‌گیری از قدرت را اعلام کردند.

این نرخ سریع گردش قدرت و فرسایش مشروعیت آن در تاریخ بریتانیای مدرن، در نزدیک به دو قرن گذشته، و به طور مشخص از زمان ناآرامی‌های خشونت‌آمیز همراه با«قانون اصلاحات بزرگ»در سال 1832، که نویدبخش گذار به دموکراسی توده‌ای بود، بی‌سابقه است.

این آشفتگی مداوم به بحران‌های متوالی بازمی‌گردد که روزنامه‌های جهانی آن را رصد می‌کنند و آن را یک وضعیت استثنایی آشکار در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی، از جمله ایتالیا که همیشه به بی‌ثباتی دولت‌هایش معروف بوده، می‌دانند. این امر یک سوال اساسی را مطرح می‌کند: چرا سیاست بریتانیا رهبران خود را با این سرعت می‌بلعد؟

 

سال‌های رکود و وعده‌های نافرجام

کی یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، روز دوشنبه در بحبوحه اختلافات در حزب کارگر حاکم، استعفای خود را از ریاست دولت اعلام کرد، در حالی که رقیبش برای رهبری حزب، اندی برنهام، به سرعت قصد خود را برای جانشینی وی تأیید کرد.

طبق تحلیلی که در روزنامه «واشنگتن پست» منتشر شد کناره‌گیری استارمر تنها ناشی از رسوایی‌های سیاسی نبود، بلکه اساساً به دلیل شکست ساختاری وی در نجات بریتانیا از رکود اقتصادی و زیر پا گذاشتن وعده‌های انتخاباتی بزرگش بود، .

پس از یک پیروزی تاریخی قاطع که به عنوان بزرگترین پیروزی در تاریخ بریتانیای مدرن توصیف می‌شود، محبوبیت استارمر به پایین‌ترین سطح در میان رهبران غربی سقوط کرد، و این به دلیل عقب‌نشینی سریع او در کمتر از 3 ماه از انتخابش از تعهد خود مبنی بر عدم افزایش مالیات بیمه ملی، و وضع مالیات‌های جدید مانند مالیات بر ارزش افزوده بر مدارس خصوصی بود، که منجر به افزایش هزینه‌های دولتی به سطوح بی‌سابقه بدون مهار کسری یا کاهش هزینه‌های وام‌گیری شد که بالاتر از حد انتظار بود.

به جای از بین بردن بوروکراسی که مانع ساخت و ساز و سرمایه‌گذاری می‌شود، دولت استارمر به سیاست‌های مداخله‌جویانه روی آورد که واشنگتن پست آن را «ترفندهای مشکوک دولتی» برای کسب محبوبیت موقت توصیف کرد، مانند ممنوعیت پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی برای افراد زیر 16 سال و ممنوعیت سیگار کشیدن برای نسل‌های آینده، اقداماتی که اقتصاد را نجات نداد و از شکست سخت در انتخابات محلی اخیر جلوگیری نکرد.

همزمان با رکود اقتصادی، مشروعیت استارمر پس از افشای نادیده گرفتن هشدارهای قبلی در مورد رابطه پیتر مندلسون  با  جفری اپستین  مجرم جرایم جنسی، و انتصاب وی به عنوان سفیر بریتانیا در واشنگتن، ضربه سختی خورد.

اما امروز، پس از کناره‌گیری او، بریتانیا در حال آماده شدن برای استقبال از نخست‌وزیر جدید است، به طوری که شهردار سابق منچستر، اندی برنهام، که هفته گذشته در پارلمان انتخاب شد، بخت بیشتری برای رهبری حزب کارگر در ماه آینده دارد.

با این حال،  واشنگتن پست  هشدار می‌دهد که برنهام رویکردی بیشتر به سمت مداخله دولتی را در پیش گرفته است، از طریق فراخوانی برای قیمت‌گذاری اجباری کالاها و ملی کردن بخش‌های انرژی و آب، که ممکن است با واکنش شدید و سخت از سوی بازارهای مالی روبرو شود.

 

چرا سیاست بریتانیا رهبران خود را می‌بلعد؟

از حدود دو قرن پیش، بریتانیا شاهد بی‌ثباتی بی‌سابقه‌ای بوده است، زیرا سقوط متوالی رهبران -حتی آن‌هایی که با اکثریت قاطع به قدرت رسیدند مانند کامرون، جانسون و استارمر- صرفاً یک تصادف نیست، بلکه نتیجه هم‌افزایی پنج عامل ساختاری است که فایننشال تایمز آن‌ها را به صورت ساختاری کالبدشکافی کرده است:

خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (برگزیت)

کناره‌گیری استارمر تنها یک روز پیش از دهمین سالگرد رأی بریتانیا به خروج از اتحادیه اروپا (برگزیت) صورت گرفت. این رویداد باعث ایجاد یک معضل لجستیکی شد و سقف انتظارات مردمی را ایجاد کرد که برآورده کردن آن غیرممکن بود، که باعث شد دولت‌ها نیمی از یک دهه را صرف بحث درباره شکل روابط با اروپا کنند به جای حل بحران‌های ساختاری کشور.

به گفته جرمی هانت، وزیر خزانه‌داری سابق، تأثیر برگزیت عمیق‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود، زیرا حزب کارگر را از پایگاه سنتی خود -طبقه کارگر- در مناطق شمالی محروم کرد و در مقابل، جنبش محافظه‌کاران حمایت مناطق ثروتمند جنوبی را از دست داد، که راه را برای ظهور جنبش‌های پوپولیستی به رهبری نایجل فاراژ هموار کرد.

در همین حال، لوک تریل، کارشناس به این روزنامه تأکید می‌کند که شکاف در بریتانیا امروز دیگر به صورت سنتی بین چپ و راست نیست، بلکه به تداخلی از آراء تبدیل شده است که ایجاد هرگونه ائتلاف پایدار را دشوار می‌کند، به طوری که جامعه به دو بخش تقسیم شده است: ۶۰ درصد خواستار «حفظ و توسعه نهادها» هستند، در حالی که ۴۰ درصد از رأی‌دهندگان معتقدند که راه‌حل «سوزاندن همه چیز» است.

 

شورش اعضای پارلمان

اکثر نخست‌وزیران از سال ۲۰۱۶ توسط نمایندگان احزاب خود تضعیف شده‌اند، زیرا نمایندگان در طول بحران برگزیت به ایجاد ائتلاف‌های مستقل برای دستیابی به اهداف مشخص عادت کرده بودند و احساس می‌کردند که تعهد کمتری به حمایت از دستور کار احزاب خود در نتیجه همه‌پرسی دموکراتیک جداگانه دارند.

و عملاً، گروه تحقیقات اروپایی، یعنی نمایندگان شکاک به اروپا، در اعمال فشار بر رهبران متوالی موفق شدند و الگویی برای دیگران ایجاد کردند، که این امر ایده  قابل تعویض بودن نخست‌وزیر را در هر زمان، حتی اگر اکثریت پارلمانی قابل توجهی داشته باشد، تعمیق بخشید.

گروه‌های واتساپ به برنامه‌ریزی و توطئه‌های سیاسی بین نمایندگان پشتی کمک کردند، در حالی که رهبران احزاب نتوانستند با این وضعیت جدید سازگار شوند و به سیاست به روش سنتی در مقایسه با روش مدرنی که نمایندگان دنبال می‌کنند، ادامه دادند.

اشتباهات فردی

هیچ نخست‌وزیر بریتانیایی از سال ۲۰۱۶ در مدیریت چالش‌ها موفق نبوده است: کامرون با همه‌پرسی باعث شد تا ترزا می با انتخابات زودهنگام و کمپین ضعیف قدرت خود را از بین ببرد؛ رسوایی‌های شخصی و تجمعات در زمان (کووید-۱۹) جانسون را سرنگون کرد؛ لیز تراس با بی‌احتیاطی اقتصادی خود باعث فروپاشی بازار شد؛ در حالی که ریشی سوناک در ارائه یک هدف قانع‌کننده شکست خورد.

اما اشتباهات استارمر در ارائه وعده‌های غیرواقعی و ناتوانی او در اتخاذ تصمیمات سیاسی قاطع و دشوار مانند پرونده هزینه‌های دفاعی خلاصه می‌شود.

مفسران این شکست را با انعطاف‌پذیری و سرسختی رهبران دیگر مانند مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، و پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، مقایسه می‌کنند.

بر اساس این، تریل -همانطور که فایننشال تایمز از او نقل کرده- این گفته را که بریتانیا به کشوری غیرقابل حکومت تبدیل شده است، رد می‌کند و تأکید می‌کند که بحران در رهبرانی است که اشتباهات اساسی فاحشی مرتکب شده‌اند که در هر دوره زمانی قبلی می‌توانست آن‌ها را سرنگون کند.

رکود اقتصادی

بریتانیا هنوز از بحران مالی بهبود نیافته است و رشد آن به دلیل حجم زیاد بخش مالی، کندتر از کشورهای ثروتمند است. پل جانسون، مدیر سابق مؤسسه مطالعات مالی، معتقد است که اقتصاد محرک اصلی سیاست است و رای‌دهندگان از اینکه وضعیت معیشتی آنها در ۲۰ سال گذشته بهبود نیافته، خسته شده‌اند.

نخست‌وزیران پی‌درپی بر افزایش هزینه‌ها برای درمان علائم مشکلات به جای رویارویی با علل آنها و وضع اصلاحات واقعی برای تحریک رشد تمرکز کرده‌اند، که منجر به ثبات درآمدها، تشدید بحران معیشتی ناشی از تورم سرسخت از سال ۲۰۲۲ و فشارهای ناشی از پیری جمعیت شده است.

از سال ۲۰۱۰، بدهی عمومی بریتانیا با سرعتی بی‌سابقه افزایش یافته و سه برابر به عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی شده است، همچنین هزینه خدمات آن دو برابر شده است. با وجود اینکه مالیات‌ها به سطحی بی‌سابقه رسیده‌اند، یک پوند از هر ۱۲ پوندی که دولت جمع‌آوری می‌کند، تنها برای پرداخت سود بدهی‌ها صرف می‌شود، که تضمین می‌کند مردم از هر کسی که در قدرت است، ناراضی خواهند ماند.

«پدیده نتفلیکس»

ظهور پلتفرم‌هایی مانند ایکس و فیس‌بوک تغییری اساسی ایجاد کرده و سیاست را به محصولی سفارشی بر اساس تقاضای رای‌دهنده تبدیل کرده است، به طوری که روزنامه این پدیده را به پلتفرم نتفلیکس تشبیه کرده است.

این وضعیت به ظهور سیاست «شخصی‌سازی» و کاریزمای دیجیتال کمک کرده است، اما حاوی یک دام بزرگ است، زیرا رهبر پس از روز اول در قدرت، اوج محبوبیت خود را از دست می‌دهد و بسیج مردم تنها بر اساس محبوبیت دشوار می‌شود.

روزنامه می‌گوید که برنهام، که تقریباً مطمئن است جانشین استارمر خواهد شد، شخصیتی نرم و متواضع دارد، و این تا حدی به لطف پست‌های او در رسانه‌های اجتماعی در مورد فوتبال است.

 

 

مشاهده خبر در جماران
کلمات کلیدی سیاست انگلیس