کدخبر: ۱۷۱۳۴۷۶ تاریخ انتشار:

یادداشت اختصاصی؛

صلح حقیقی؛ عدالت، کرامت انسانی و چالش‌های صلح در جهان معاصر

در سال‌های اخیر رویکردی با عنوان «صلح از طریق قدرت» یا «صلح از طریق زور» نیز در برخی محافل سیاسی مطرح شده است. طرفداران این دیدگاه معتقدند که افزایش فشار سیاسی، اقتصادی یا نظامی می‌تواند به برقراری ثبات و امنیت منجر شود. با این حال، تجربه‌های متعدد در مناطق مختلف جهان نشان داده است که استفاده از فشار و اجبار، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت برخی اهداف را محقق کند، اما در بلندمدت اغلب به تشدید بی‌اعتمادی، افزایش تنش‌ها و شکل‌گیری بحران‌های جدید می‌انجامد.

صلح، آرزوی مشترک همه ملت‌ها و یکی از بنیادی‌ترین ارزش‌های انسانی است. با این حال، تجربه تاریخ نشان داده است که هر توافق یا وضعیتی که نام «صلح» بر آن نهاده شود، الزاماً به معنای آرامش پایدار و عادلانه نیست. در بسیاری از موارد، صلح‌های تحمیلی یا ناعادلانه نه تنها به حل ریشه‌های بحران کمک نکرده‌اند، بلکه زمینه‌ساز تنش‌ها و درگیری‌های گسترده‌تر شده‌اند. از این رو، بازاندیشی در مفهوم صلح و تمایز میان «صلح حقیقی» و «صلح ظاهری» ضرورتی انکارناپذیر است.

در اندیشه اسلامی، صلح جایگاهی والا دارد، اما این صلح همواره با مفاهیمی همچون عدالت، کرامت انسانی و حفظ حقوق ملت‌ها پیوند خورده است. قرآن کریم مسلمانان را به پذیرش صلح فرا می‌خواند، اما همزمان بر حفظ عزت و ایستادگی در برابر ظلم تأکید می‌کند. از این منظر، صلحی که بر پایه نادیده گرفتن حقوق یک ملت یا پذیرش سلطه و تبعیض شکل گیرد، نمی‌تواند صلحی پایدار و مشروع تلقی شود.

در سال‌های اخیر، یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در عرصه بین‌المللی، تلاش برای ارائه برخی چارچوب‌های سیاسی تحت عنوان همزیستی ادیان یا همکاری‌های منطقه‌ای بوده است. اصل گفت‌وگو میان پیروان ادیان الهی و همکاری برای صلح و توسعه، امری ارزشمند و ضروری است. با این حال، هنگامی که چنین مفاهیمی به ابزاری برای نادیده گرفتن حقوق ملت‌ها یا حل‌نشده باقی ماندن مسائل اساسی تبدیل شوند، با چالش‌های جدی مواجه خواهند شد. تجربه فلسطین نشان می‌دهد که هیچ ابتکار سیاسی نمی‌تواند بدون توجه به حقوق، امنیت و کرامت همه طرف‌های درگیر به موفقیت پایدار دست یابد.

در کنار این موضوع، در سال‌های اخیر رویکردی با عنوان «صلح از طریق قدرت» یا «صلح از طریق زور» نیز در برخی محافل سیاسی مطرح شده است. طرفداران این دیدگاه معتقدند که افزایش فشار سیاسی، اقتصادی یا نظامی می‌تواند به برقراری ثبات و امنیت منجر شود. با این حال، تجربه‌های متعدد در مناطق مختلف جهان نشان داده است که استفاده از فشار و اجبار، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت برخی اهداف را محقق کند، اما در بلندمدت اغلب به تشدید بی‌اعتمادی، افزایش تنش‌ها و شکل‌گیری بحران‌های جدید می‌انجامد.

از منظر آموزه‌های دینی نیز صلح حقیقی با تحمیل اراده یک طرف بر طرف دیگر سازگار نیست. در سنت اسلامی، عدالت یکی از ارکان اساسی نظم اجتماعی به شمار می‌رود و در آموزه‌های مسیحی نیز صلح‌سازی و پرهیز از خشونت مورد تأکید قرار گرفته است. از این رو، هر رویکردی که صلح را صرفاً نتیجه برتری نظامی یا سیاسی بداند، با چالش‌های اخلاقی و انسانی جدی روبه‌رو خواهد بود.

تحولات اخیر در فلسطین، غزه، لبنان و دیگر نقاط منطقه بار دیگر این واقعیت را آشکار کرده است که بحران‌های پیچیده را نمی‌توان تنها با ابزار نظامی مدیریت کرد. تداوم درگیری‌ها، گسترش رنج غیرنظامیان و افزایش بی‌ثباتی منطقه‌ای، ضرورت بازگشت به راه‌حل‌های سیاسی و مبتنی بر حقوق بین‌الملل را بیش از پیش نمایان ساخته است. صلحی که نتواند امنیت، کرامت و حقوق اساسی انسان‌ها را تضمین کند، دیر یا زود با بحران مشروعیت و پایداری مواجه خواهد شد.

جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته بارها بر ضرورت گفت‌وگو، همکاری منطقه‌ای و حل سیاسی منازعات تأکید کرده است. ابتکارهایی همچون گفت‌وگوی منطقه‌ای، امنیت جمعی و مخالفت با مداخلات خارجی، بر این باور استوار بوده‌اند که ثبات پایدار تنها از مسیر مشارکت ملت‌ها و احترام متقابل به دست می‌آید. از این منظر، امنیت هیچ کشوری نباید به بهای ناامنی کشور دیگر تأمین شود و هیچ ملتی نباید از حق تعیین سرنوشت خود محروم بماند.

امروز جهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به مفهوم اصیل صلح است؛ صلحی که بر عدالت، احترام متقابل، گفت‌وگوی برابر و کرامت انسانی استوار باشد. صلح حقیقی نه از مسیر فریب می‌گذرد و نه از مسیر زور. چنین صلحی زمانی محقق خواهد شد که حقوق همه ملت‌ها به رسمیت شناخته شود، تبعیض و اشغالگری پایان یابد و اراده ملت‌ها مبنای تصمیم‌گیری‌های سیاسی قرار گیرد.

در نهایت، می‌توان امیدوار بود که انسان‌های آزاده جهان، فارغ از دین، ملیت و گرایش سیاسی، بر سر این اصل بنیادین به توافق برسند که صلح پایدار بدون عدالت امکان‌پذیر نیست. آینده‌ای امن‌تر و انسانی‌تر تنها زمانی شکل خواهد گرفت که عدالت و کرامت انسانی، نه قدرت و اجبار، مبنای نظم جهانی قرار گیرد.

 

*محمدصادق فضلی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در صربستان

مشاهده خبر در جماران