کدخبر: ۱۷۱۳۲۳۲ تاریخ انتشار:

گزارش تحلیلی؛

نیویورک تایمز: آمریکا با ایرانی روبه‌رو است که آمادگی بیشتری برای تحمل فشارها دارد

این تحلیل نشان می‌دهد که با وجود جنگ، خواسته‌های اصلی ایران تغییری نکرده است؛ این کشور همچنان بر حق خود در غنی‌سازی اورانیوم پافشاری می‌کند و از دست کشیدن از برنامه موشک‌های بالستیک خودداری می‌نماید. همچنین، بر ادامه حمایت از متحدان منطقه‌ای خود، به‌ویژه حزب‌الله، حماس و حوثی‌ها اصرار دارد.

به گزارش جماران ، تحلیلی که توسط نیویورک تایمز منتشر شده است، نشان می‌دهد که جنگی که ایالات متحده و اسرائیل طی ماه‌های گذشته علیه ایران به راه انداختند، اهداف استراتژیک اعلام شده در آغاز آن را محقق نکرد، بلکه به واقعیتی سیاسی و امنیتی جدید منجر شد که ایران را سرسخت‌تر و آماده‌تر برای ریسک‌پذیری ساخت.

این گزارش اشاره کرد که دو هدف اصلی جنگ، تضعیف نظام ایران یا سوق دادن آن به سمت تغییر سیاسی داخلی، و از بین بردن توانایی‌های هسته‌ای آن و جلوگیری از ادامه توسعه برنامه هسته‌ای‌اش بود. اما نتایج متفاوت بود؛ نظام سقوط نکرد، بلکه مراکز قدرت داخلی خود را به گونه‌ای دیگر بازسازی کرد.

در حالی که دو طرف به یک توافق اولیه نزدیک می‌شوند که ممکن است راه را برای مذاکرات گسترده‌تر در مورد برنامه هسته‌ای ایران و آینده توازن‌های منطقه‌ای هموار کند، این تحلیل نشان می‌دهد که ایران از جنگ با اعتماد بیشتر به رهبران نظامی و امنیتی و با اعتقاد راسخ‌تر به لزوم حفظ عناصر قدرت استراتژیک خود بیرون آمده است.

به جای دست کشیدن از پروژه هسته‌ای خود، رهبری جدید ایران اکنون آن را به عنوان تضمینی اساسی برای امنیت کشور و جلوگیری از تکرار هرگونه حمله گسترده در آینده می‌بیند.

 

 مقاوم‌تر 

این تحول در حالی رخ می‌دهد که تهران و واشنگتن به تلاش‌های خود برای دستیابی به یک تفاهم سیاسی که پیامدهای جنگ را متوقف کند، ادامه می‌دهند و نشانه‌ها حاکی از نزدیک شدن دو طرف به امضای یک یادداشت تفاهم اولیه است که راه را برای دور جدیدی از مذاکرات 60 روزه برای بحث در مورد پیچیده‌ترین مسائل، در رأس آنها برنامه هسته‌ای ایران و نقش تهران در تنگه هرمز، باز می‌کند.

این گزارش تأکید می‌کند که ایران با موقعیتی مطمئن‌تر وارد این مذاکرات می‌شود، زیرا با وجود آسیب‌هایی که متحمل شد، توانست بخش مهمی از ساختار نظامی، تأسیسات هسته‌ای و توانایی‌های فنی خود را حفظ کند و نهادهای امنیتی آن نیز توانایی خود را در کنترل اوضاع داخلی و جلوگیری از فروپاشی سیاسی یا امنیتی اثبات کردند.

تعدادی از کارشناسان - طبق این گزارش - معتقدند که رهبری جدید ایران با رهبری قبلی در شیوه تفکر و مدیریت بحران تفاوت دارد و آمادگی بیشتری برای پذیرش ریسک‌ها و اعتقاد راسخ‌تری به این دارد که پایداری در برابر فشارهای نظامی و اقتصادی می‌تواند برای آن دستاوردهای سیاسی در مذاکرات به همراه داشته باشد.

در این راستا، تهران معتقد است که ایالات متحده برای ورود به یک جنگ تمام‌عیار جدید آماده نیست و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ترجیح می‌دهد به توافقی دست یابد که تنش‌ها را کاهش داده و ثبات را به بازارهای جهانی انرژی بازگرداند، که این امر به ایران فضای مانور بیشتری می‌دهد و احساس نیاز آن به ارائه امتیازات بزرگ را کاهش می‌دهد.

این تحلیل نشان می‌دهد که با وجود جنگ، خواسته‌های اصلی ایران تغییری نکرده است؛ این کشور همچنان بر حق خود در غنی‌سازی اورانیوم پافشاری می‌کند و از دست کشیدن از برنامه موشک‌های بالستیک خودداری می‌نماید. همچنین، بر ادامه حمایت از متحدان منطقه‌ای خود، به‌ویژه حزب‌الله، حماس و حوثی‌ها اصرار دارد.

تهران همچنین خواستار آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدود شده خود است و تضمین‌هایی می‌خواهد که به آن اجازه دهد صادرات نفت خود را افزایش دهد و از تأثیرات تحریم‌هایی که آسیب‌های جدی به اقتصادش وارد کرده است – اقتصادی که از رکود شدید، تورم بالا و بیکاری رنج می‌برد – بکاهد.

 

مرحله طولانی «نه جنگ، نه صلح»

از دیدگاه بسیاری از تحلیلگران، جنگی که قرار بود ایران را از نزدیک شدن بیشتر به آستانه هسته‌ای بازدارد، عملاً این کشور را به سمت پافشاری بیشتر بر این گزینه سوق داده است؛ زیرا حتی اگر ایران با محدودیت‌های موقت موافقت کند، همچنان از دانش علمی، تأسیسات و زیرساخت‌های لازم برای بازیابی سریع قابلیت‌های هسته‌ای خود برخوردار خواهد بود.

این گزارش همچنین هشدار می‌دهد که ایران ممکن است از موقعیت جغرافیایی و نفوذ خود در تنگه هرمز به عنوان یک اهرم فشار دائمی در برابر ایالات متحده و متحدانش استفاده کند، زیرا هرگونه تهدید برای تردد کشتی‌ها در آنجا می‌تواند بلافاصله بر قیمت انرژی و بازارهای بین‌المللی تأثیر بگذارد.

جنگ، چالش ایران را – طبق گزارش – از بین نبرده، بلکه آن را در شکلی جدید بازسازی کرده است، به‌ویژه اینکه تهران از این رویارویی با اتکای بیشتر به نهاد نظامی و اعتقاد بیشتر به لزوم حفظ ابزارهای بازدارندگی استراتژیک و آمادگی کمتر برای تسلیم شدن در برابر فشارهای خارجی بیرون آمده است، در حالی که به نظر می‌رسد ایالات متحده به توافقی نیاز دارد که تنش‌ها را کاهش داده و ثبات را به اقتصاد جهانی بازگرداند.

این گزارش نتیجه‌گیری می‌کند که دستیابی به یک یادداشت تفاهم یا حتی یک توافق اولیه لزوماً به معنای حل بحران نیست، زیرا مسائل اساسی مربوط به برنامه هسته‌ای ایران، نفوذ منطقه‌ای تهران و امنیت کشتیرانی در خلیج فارس هنوز از حل و فصل نهایی دور هستند.

به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که منطقه وارد مرحله طولانی «نه جنگ، نه صلح» شود، جایی که تنش‌های سیاسی و نظامی بدون رسیدن به رویارویی فراگیر یا صلح پایدار ادامه می‌یابد؛ وضعیتی که ممکن است به ایران زمان بیشتری برای تثبیت دستاوردهای خود و بازسازی نفوذ منطقه‌ای‌اش بدهد.

مشاهده خبر در جماران