کدخبر: ۱۷۱۱۶۵۳ تاریخ انتشار:

توماس فریدمن: ترامپ به عنوان فرمانده کل قوا شکست خورد و مانند یک «رهبر دزد» عمل می‌کند

این نویسنده معتقد است که ترامپ هیچ تلاشی برای جلب حمایت حزب دموکرات یا متحد کردن آمریکایی‌ها پشت جنگ نکرده است، بلکه مشغول درگیری‌های سیاسی داخلی و پروژه‌های بحث‌برانگیزی بوده که منافع شخصی و متحدان سیاسی او را تامین می‌کرده است.

به گزارش جماران، توماس فریدمن، نویسنده آمریکایی، معتقد است که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور  در ایفای نقش سنتی فرمانده کل قوا شکست خورده است و رفتار او را بیشتر شبیه به «رهبر دزد» می‌داند تا «فرمانده کل».

فریدمن در مطلبی در روزنامه نیویورک تایمز تاکید می‌کند که در حالی که ایالات متحده در حال جنگ با ایران است و ده‌ها هزار سرباز را در خاورمیانه مستقر کرده است، اولین وظیفه هر رئیس‌جمهوری در چنین شرایطی، حفظ وحدت جبهه داخلی است.

اما این نویسنده معتقد است که ترامپ هیچ تلاشی برای جلب حمایت حزب دموکرات یا متحد کردن آمریکایی‌ها پشت جنگ نکرده است، بلکه مشغول درگیری‌های سیاسی داخلی و پروژه‌های بحث‌برانگیزی بوده که منافع شخصی و متحدان سیاسی او را تامین می‌کرده است.

فریدمن می‌گوید: «هیچ چیز بیشتر از دیدن اینکه کشورشان از درون پاره پاره می‌شود، روحیه سربازان را تضعیف نمی‌کند»، همچنین، تفرقه داخلی به دشمنان امید می‌دهد که شرایط بهتری را برای پایان دادن به درگیری‌ها به دست آورند.

 

یک صندوق بحث‌برانگیز

فریدمن بخش قابل توجهی از مقاله خود را به انتقاد از پروژه صندوقی اختصاص می‌دهد که دولت ترامپ به دنبال ایجاد آن با ارزشی حدود 1.7 میلیارد دلار بود تا به افرادی که به گفته دولت در دوران دولت قبلی قربانی «سیاسی‌سازی قضایی» شده‌اند، غرامت بپردازد.

این نویسنده بر این باور است که این پروژه عملاً به پاداش دادن به وفاداران ترامپ، از جمله افرادی که نامشان با حوادث حمله به ساختمان کنگره در 6 ژانویه 2021 مرتبط بود، منجر می‌شد. او به موضع «میچ مک‌کانل»، رهبر سابق جمهوری‌خواهان در سنا، استناد می‌کند که این ایده را «کاملاً احمقانه و از نظر اخلاقی نادرست» توصیف کرد.

بر اساس این مقاله، توقف موقت این پروژه با حکم قضایی، یک شکست بزرگ برای کاخ سفید بود، اگرچه ترامپ بعدها به احتمال عقب‌نشینی از آن اشاره کرد. فریدمن معتقد است که همین پول باید به حمایت از ارتش اوکراین که با نیروهای روسی می‌جنگد، اختصاص می‌یافت، به جای اینکه به افرادی که او آنها را «وفادارانی که به راهروهای کنگره حمله کردند»توصیف می‌کند، غرامت داده شود.

این نویسنده همچنین از بند دیگری که به توافق اضافه شده بود، انتقاد می‌کند که مربوط به جلوگیری از پیگیری برخی مطالبات مالیاتی موجود علیه ترامپ و اعضای خانواده و شرکت‌هایش در آینده بود و معتقد است که این موضوع سوالات جدی را در مورد تضاد منافع و استفاده از قدرت برای کسب منافع شخصی مطرح می‌کند.

 

«رهبر تاجر»

فریدمن تنها به انتقاد از صندوق بسنده نمی‌کند، بلکه به آنچه آسوشیتدپرس آن را «رهبر تاجر» نامیده است نیز می‌پردازد و اشاره می‌کند که ترامپ در ماه‌های اول دوره جدید ریاست‌جمهوری خود، هزاران عملیات خرید و فروش سهام انجام داده است، از جمله سهام شرکت‌هایی که مستقیماً تحت تاثیر تصمیمات ریاست‌جمهوری او قرار می‌گیرند.

این نویسنده به اظهارات «ریچارد پینتر»، مشاور سابق کاخ سفید در دوران دولت جورج دبلیو بوش، استناد می‌کند که گفت چنین اقداماتی اگر از سوی وزیر دفاع انجام می‌شد، جرم محسوب می‌شد، حتی اگر از نظر فنی برای رئیس‌جمهور قانونی بود.

فریدمن معتقد است که این اقدامات، این تصور فزاینده را در میان آمریکایی‌ها تقویت می‌کند که رئیس‌جمهور از نهادهای دولتی برای خدمت به منافع شخصی خود استفاده می‌کند، چه از طریق تاثیرگذاری بر سیستم قضایی و چه از طریق مسائل مالی و سیاسی که به نفع او و نزدیکانش است.

 

متحدان آمریکا میان بازدارندگی و تنوع

در بخش بین‌المللی مقاله‌اش، فریدمن هشدار می‌دهد که سیاست‌های ترامپ، متحدان سنتی ایالات متحده را به بازنگری در ماهیت روابطشان با واشنگتن سوق می‌دهد. به گفته این نویسنده، نگرانی اروپا دیگر تنها به روسیه محدود نمی‌شود، بلکه خود ایالات متحده را نیز در بر می‌گیرد.

او اشاره می‌کند که متحدان واشنگتن با نگرانی، تهدیدات ترامپ مبنی بر الحاق کانادا و تبدیل آن به پنجاه و یکمین ایالت آمریکا، و صحبت‌های او درباره کنترل جزیره گرینلند، علاوه بر اعمال تعرفه‌های گمرکی بر شرکای ایالات متحده و کاهش کمک‌های نظامی و مالی به اوکراین را دنبال کرده‌اند.

فریدمن از نادر موسوی‌زاده، کارشناس ژئوپلیتیک، نقل می‌کند که می‌گوید: «بازدارندگی آمریکای ترامپ به اندازه بازدارندگی روسیه، اولویتی استراتژیک برای متحدان شده است.» موسوی‌زاده معتقد است که کشورهای عضو ناتو  خطرات اتکای بیش از حد به ایالات متحده در زمینه‌های فناوری، دفاع و مالی را درک کرده اند.

این نویسنده اشاره می‌کند که تعدادی از کشورهای اروپایی، از جمله آلمان، سوئد، فرانسه، نروژ، هلند، فنلاند و بریتانیا، اعلام کرده‌اند که نیروهای محدودی را برای حمایت از دانمارک به گرینلند اعزام می‌کنند؛ اقدامی که او آن را نشانه‌ای بی‌سابقه از کاهش اعتماد به متحد آمریکایی می‌داند.

فریدمن نتیجه می‌گیرد که آنچه او آن را «تحریف ریاست‌جمهوری آمریکا» می‌نامد، تأثیرش تنها به داخل آمریکا محدود نمی‌شود، بلکه شبکه ائتلاف‌های بین‌المللی را که در پیروزی در دو جنگ جهانی و جنگ سرد نقش داشته‌اند نیز تهدید می‌کند.

او تأکید می‌کند که ادامه این رویکرد ممکن است نفوذ جهانی ایالات متحده آمریکا و اعتماد متحدانش را به خطر اندازد و آینده نسل‌های آینده را با خطرات فزاینده‌ای مواجه سازد، در زمانی که واشنگتن بیش از هر زمان دیگری به رهبری نیاز دارد که داخل را متحد کرده و جایگاه بین‌المللی خود را حفظ کند.

 

 

مشاهده خبر در جماران