عبدالله گنجی مطرح کرد:
امام الگوی عدالت در قدرت بود/ایشان انقلاب را انقلاب کوخنشینها میدانستند/رهبر شهید انقلاب، یک درصد از حق امام تنزل نکردند
امام زمانی که از انقلاب و ابعاد جهانی آن میگفتند، میفرمودند انقلاب جهانی ما سه بعد دارد؛ جهان اسلام، عالم مستضعفین و ایران.
به گزارش جماران، عبداللّه گنجی، روزنامهنگار در گفتوگو با «فرهیختگان» گفت: امام یکی از مهمترین شاخصهای حکومت الهی را عدالت میدانست. یکی از مهمترین دلایل قیام امام، عدالت بود؛ هم در عرصه بینالمللی هم در عرصه داخلی؛ لذا تمام سیره عملی امام، اندیشه امام و وصیت امام مملو از مفاهیمی است در حوزه عدالت. بعد عدالت امام نسبت به دیگر ابعاد در اندیشه و شخصیت امام، کمتر موردتوجه و پردازش قرار گرفته است. در عرصه نظری اینگونه بوده و در عرصه عملی خصوصاً عدالت توزیعی، توفیقات ما کم بوده است.
امام و استکبار و استضعاف
امام در عرصه جهانی و در مقام طرح مفاهیمی در حوزه عدالت، تابع قاعده استکبار و استضعاف بودند و ابتدا با این موضوع وارد شدند. زمانی که از انقلاب و ابعاد جهانی آن میگفتند، میفرمودند انقلاب جهانی ما سه بعد دارد؛ جهان اسلام، عالم مستضعفین و ایران. در موضوع عالم مستضعفین بر عدالت تمرکز داشتند و میگفتند از این برزخ بیانتهایی که انقلاب اسلامی برای جهانخواران آفریده است استفاده کنید، در کنار لانههای گرگ هستید، اینها شما را به یغما بردند و منافعتان را به غارت بردند، بیدار شوید. در حوزه جهان اسلام میگفتند ما نمیخواهیم همه شما بشوید امپراتوری اسلامی، اما میتوانید به نام اسلام، به منافع و منابعتان که به غارت میرود تسلط داشته باشید و آن را از آن خود کنید. قطببندی گفتمانی ایشان هم با استکبار همین فقر و غنا بود. استکبار و استضعاف، فقر و غنا و پابرهنگان و مرفهین بیدرد، ادبیاتی بود که ایشان در حوزه عدالت دنبال میکردند.
فلسطین؛ مهمترین بیعدالتی بینالمللی
نکته دیگر در حوزه عدالت که در تعبیر رهبر شهید ما نیز بود؛ امام مهمترین بیعدالتی در جهان معاصر را مسئله فلسطین میدانستند. ایشان برای این موضوع بسیار وقت گذاشتند، مبارزه کردند، روز قدس را بنیان گذاشتند، از جنبشهای اسلامی حمایت کردند، الهامبخش آنها بودند، مقام معظم رهبری نیز بارها تأکید کردند که در هیچ شرایطی نظر ایشان عوض نشد که مهمترین مسئله جهان اسلام، مسئله فلسطین است و بیعدالتی که در این موضوع در حصر و آوارگی و اشغال وجود دارد.
امام و عدالت در زندگی شخصی
در حوزه مسائل داخلی بهشدت مقید به عدالت بود و خود را الگوی عدالت در قدرت قرار داده بود. در میان همه حاکمان قبل و بعد از اسلام، در ایران به جز دوران کوتاه امیرالمؤمنین، هیچ حاکمی را نداریم که از زخارف دنیا دور باشد به جز امام و رهبر شهیدمان. امام هیچچیز در دنیا برای خود نخواستند و حتی در مواردی نیز گفتند اگر اموالی از بیتالمال پیش پسرم احمد است بردارید و ضمیمه بیتالمال کنید و حتی اگر او مقاومت کرد، دادستانی ورود کند. هیچچیز هم در دنیا بهعنوان ارثیه دنیایی نداشت که برای کسی بگذارد و چنین شخصیتی بعد از خود نیز به رهبری کسی تأکید کردند که از همین صفت برخوردار بودند.
در داخل علیرغم اینکه رهبری بودند که باید چترش در همه کشور گسترده باشد، موضوع مرفهین بیدرد را مطرح کردند، بحث کاخ و کوخنشینیها را مطرح میکردند، انقلاب را انقلاب کوخنشینها میدانستند و خود را نماینده آنان میدانستند. دفاع از اینها را اصل خدشهناپذیر نظام جمهوری اسلامی میدانستند و این مفهومسازی که در حوزه پابرهنگان و کاخنشینان میکردند نیز در راستای عدالت بود.
در مورد عدالت توزیعی مقید بودند که امکانات مثل قبل از انقلاب، در جاده تهران، کرج یا اطراف اصفهان متمرکز نباشد و صنعت را بهگونهای بنیان گذاشتند و توزیع کردند که تمام شهرهای ما یک شهرک صنعتی در کنار خود دارند و برای عدالت توزیعی، خصوصاً توزیع آموزش عالی و آموزشوپرورش به آن توجه داشتند و توقع داشتند که مسئولان هم مثل مردم باشند، و مانند مردم زندگی کنند و بهخاطر مسئولیت امتیاز خاصی را برای خود طلب نکنند.
اینها را تا زمانی که زنده بودند، مطالبه میکردند. در ابعاد جهانی، در منطقه افغانستان، فلسطین و جهان اسلام تأثیر گذاشتند و رهبر معظم انقلاب نیز این را «موبهمو» دنبال کردند که کلمه حقی است که یک درصد از حق امام تنزل نکردند و تا انتها این مسیر را ادامه دادند.
مشاهده خبر در جماران