گزارش خبرنگار جماران؛
روایتی از خانههایی که حافظه فرهنگی ایران را زنده نگه داشتهاند؛ از احیای سنتهای فراموششده تا مرهمی بر زخم اقتصاد روستا + تصاویر
امروز بومگردی در ایران را نمیتوان صرفاً یک شاخه از گردشگری دانست. این خانهها، در بهترین شکل خود، نقطه تلاقی میراث فرهنگی، معیشت محلی، آموزش محیطزیستی و تجربه زیستهاند؛ فضاهایی که میتوانند هم به حفظ هویت کمک کنند، هم به اقتصاد روستا جان بدهند و هم رابطهای مسئولانهتر میان مسافر و مقصد بسازند.
به گزارش خبرنگار جماران؛ بومگردی در ایران فقط یک شکل از اقامت نیست؛ روایتی است از تنوع قومی، سبکهای زیست محلی، معماری بومی و نسبت دیرینه انسان با طبیعت. با این حال، این جریان که در سالهای اخیر به یکی از مهمترین بازوهای حفظ فرهنگ محلی و رونق اقتصاد روستایی تبدیل شده، اکنون با مجموعهای از چالشهای اقتصادی، زیرساختی و حمایتی روبهرو است.
یاور عبیری، رئیس جامعه انجمنهای حرفهای اقامتگاههای بومگردی ایران، درباره علت انتخاب این روز به جماران میگوید: «۳۱ اردیبهشت بهعنوان روز بومگردی همزمان با روز جهانی تنوع فرهنگی انتخاب شده است، زیرا بومگردیها نماد واقعی این تنوع در ایران هستند.»
این تعبیر، فقط یک نامگذاری مناسبتی نیست. اقامتگاههای بومگردی در نقاط مختلف کشور، هر کدام بازتابی از یک اقلیم، یک شیوه معیشت و یک فرهنگ زیستهاند؛ از شکل معماری و جنس مصالح تا خوراک، پوشش، موسیقی و آیین میزبانی. عبیری با اشاره به همین ویژگی میگوید: «اقامتگاههای بومگردی از قومیتها و فرهنگهای مختلف کشور شکل گرفتهاند و هر کدام با زبان، پوشش، موسیقی، معماری و سبک زندگی خاص خود، یک هدف مشترک را دنبال میکنند؛ حفظ هویت فرهنگی و توسعه گردشگری بومی.»
بومگردی؛ جایی میان میراث فرهنگی و معیشت محلی
آنچه در تجربه بومگردی اهمیت دارد، تنها اسکان مسافر نیست. این اقامتگاهها در سالهای گذشته، بهویژه در مناطق روستایی و کمبرخوردار، به بستری برای احیای خانههای قدیمی، بازگرداندن معنا به صنایعدستی، معرفی غذاهای محلی و ایجاد فرصتهای تازه برای اشتغال تبدیل شدهاند.
رئیس جامعه انجمنهای حرفهای اقامتگاههای بومگردی ایران با تأکید بر این کارکرد میگوید: «بومگردیها توانستهاند در مناطق محروم و روستاهای دورافتاده زمینه اشتغال و کارآفرینی را فراهم کنند و حتی در کاهش فقر نقش مؤثری داشته باشند.»
به گفته او، بسیاری از روستاهایی که تا چند سال پیش کمتر در مسیر سفر دیده میشدند، امروز به واسطه فعالیت اقامتگاههای بومگردی وارد نقشه گردشگری شدهاند. همین دیدهشدن، در عمل به جریانیافتن درآمد در سطح محلی، تقویت مشاغل خرد و افزایش انگیزه برای ماندگاری در روستا کمک کرده است.
در همین زمینه، محمد جهانشاهی، دبیر کمیته ملی طبیعتگردی و گردشگری سبز کشور، نیز بومگردی را جریانی برخاسته از درون فرهنگ ایرانی میداند؛ جریانی که به گفته او، بر پایه الگوهای وارداتی شکل نگرفته و توانسته بخشی از ظرفیتهای فراموششده روستاهای ایران را دوباره فعال کند. آنطور که او گفته، اکنون حدود ۴۰۰۰ اقامتگاه بومگردی در کشور فعالیت میکنند که نزدیک به ۸۰ درصد آنها در مناطق روستایی قرار دارند.
احیای آنچه در آستانه فراموشی بود
در کنار کارکرد اقتصادی، فعالان این حوزه بر نقش بومگردی در بازگرداندن عناصر فرهنگی به متن زندگی روزمره تأکید دارند. از نگاه آنها، بسیاری از آداب، خوراکها، موسیقیها و حتی الگوهای معماری که در سالهای گذشته در حاشیه قرار گرفته بودند، از مسیر بومگردی دوباره مجال ظهور پیدا کردهاند.
عبیری در این باره میگوید: «بسیاری از آداب و رسوم، خوراکهای محلی، موسیقی و پوششهای سنتی که در حال فراموشی بودند، به واسطه فعالیت بومگردیها دوباره احیا شدهاند.»
خوراک محلی در این میان، فقط یک بخش جذاب برای گردشگر نیست؛ بخشی از حافظه فرهنگی هر منطقه است. عبیری با اشاره به همین موضوع میگوید: «امروز در بیشتر اقامتگاههای بومگردی به جای غذاهای رایج شهری، خوراکهای بومی و محلی ارائه میشود و همین موضوع برای گردشگران جذابیت ویژهای ایجاد کرده است.»
بازارچهها و غرفههای محلی نیز در این زنجیره، نقش مکمل دارند. به گفته رئیس جامعه انجمنهای حرفهای اقامتگاههای بومگردی ایران، این فضاها امکان عرضه صنایعدستی، غذاها و محصولات بومی را فراهم میکنند و به نوعی امتداد همان تجربهای هستند که مسافر در اقامتگاه با آن روبهرو میشود. او در این باره میگوید: «این بازارچهها مکمل فعالیت بومگردیها هستند و بسیاری از فعالان بومگردی در همین فضاها صنایعدستی، غذاها و محصولات بومی خود را عرضه میکنند.»
بومگردی و منطق زیستن در هماهنگی با طبیعت
اگرچه در سالهای اخیر از مفاهیمی مانند توسعه پایدار، معماری سبز و گردشگری مسئولانه بسیار سخن گفته شده، اما فعالان بومگردی معتقدند این مفاهیم در زیست بومی ایران، سابقهای دیرینه دارند. خانههای بومی ایران، از نسبت با اقلیم گرفته تا شیوه مصرف و مدیریت منابع، بر پایه نوعی سازگاری تاریخی با طبیعت شکل گرفتهاند.
آزاده عابدینزاده، تسهیلگر روستای سهیلی قشم هم در توضیح این موضوع میگوید: «بومگردی در ایران صرفاً به معنای خوابیدن در یک خانه روستایی نیست؛ تجربه ای است برای لمس شیوهای از زندگی که هنوز در آن، رابطه انسان با طبیعت، فرهنگ و اجتماع قطع نشده است.»
او با تأکید بر تفاوت بومگردی با صنعت هتلداری میافزاید: «هتل خدمات ارائه میدهد؛ اما بومگردی زیستن را روایت میکند.»
این نگاه، در شیوه ساخت و اداره اقامتگاهها نیز خود را نشان میدهد. عبیری با اشاره به پیوند ذاتی بومگردی با حفاظت از محیطزیست میگوید: «از نخستین خشتی که بر بنای یک اقامتگاه نهاده میشود تا سفرهای که برای میهمان پهن میشود، اساس کار ما بر صیانت از محیطزیست است.»
او تأکید میکند: «گردشگری نباید زخمی بر پیکر طبیعت باشد؛ باید مرهمی باشد برای احیای اصالتهای بومی و حمایت از منابع طبیعی.»
به گفته او، مدیریت پسماند، حذف پلاستیکهای یکبارمصرف، معماری همساز با اقلیم و بهرهگیری از دانش بومی برای حفظ منابع آب، از جمله اقداماتی است که در بسیاری از اقامتگاههای بومگردی دنبال میشود.
چالش یکسانسازی؛ وقتی بومگردی در خطر شبیهشدن به هتل است
در کنار همه ظرفیتها، یکی از نگرانیهای جدی فعالان این حوزه، تقلیل بومگردی به شکل سادهای از هتلداری است. عابدینزاده معتقد است ارزش بومگردی دقیقاً در تفاوت آن با الگوهای متعارف اقامت نهفته است؛ در سادگی، در پیوند با محیط و در حفظ ویژگیهای بومی.
او میگوید: «بومگردی قرار نیست هتلِ روستایی باشد. ارزش آن دقیقاً در تفاوتهایش نهفته است؛ در سادگی، در نزدیکی به طبیعت و در حفظ ویژگیهای بومی.»
از نگاه او، آنچه باید در بومگردی رعایت شود، اصول ایمنی، بهداشت و کیفیت میزبانی است، نه بازتولید استانداردهای یک هتل لوکس در دل روستا. به همین دلیل، فعالان این حوزه بر ضرورت طراحی آموزشهای مستقل و متناسب با ماهیت بومگردی تأکید میکنند؛ آموزشهایی که به جای الگوهای صرف هتلداری، بر شناخت فرهنگ محلی، اقلیم، ارتباط انسانی و حق انتخاب جامعه میزبان استوار باشد.
روز بومگردی؛ مناسبتی برای مطالبهگری صنفی
با وجود همه کارکردهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، فعالان بومگردی میگویند این بخش هنوز سهم متناسبی از حمایتهای رسمی و تسهیلات دولتی دریافت نکرده است. عبیری، بومگردیها را «نجیبترین صنف ایران» توصیف میکند و معتقد است این واحدها در سالهای سخت، بار بخشی از مسئولیت اجتماعی و فرهنگی را نیز بر دوش کشیدهاند، اما در زمان سیاستگذاری و تخصیص منابع، کمتر دیده شدهاند.
به گفته او، بحران اقتصادی، افزایش هزینههای جاری و کاهش قدرت خرید مردم، بسیاری از اقامتگاهها را در وضعیت دشواری قرار داده است. فعالان این حوزه خواستار امهال وامها، اصلاح تعرفههای آب، برق و گاز برای واحدهای روستایی و همچنین معافیتهای مالیاتی هستند؛ مطالباتی که به باور آنها میتواند از فشار موجود بر کسبوکارهای محلی بکاهد.
در کنار این مسائل، محدودیتهای اینترنت و فضای مجازی نیز به یکی از دغدغههای مهم بومگردیهای روستایی تبدیل شده است. عبیری معتقد است بخش مهمی از معرفی این اقامتگاهها و ارتباط آنها با مسافران از طریق بسترهای آنلاین انجام میشود و اختلال در این مسیر، به معنای دشوارتر شدن بازاریابی و کمتر دیدهشدن ظرفیتهای روستاهاست.
خانههایی که فقط محل اقامت نیستند
امروز بومگردی در ایران را نمیتوان صرفاً یک شاخه از گردشگری دانست. این خانهها، در بهترین شکل خود، نقطه تلاقی میراث فرهنگی، معیشت محلی، آموزش محیطزیستی و تجربه زیستهاند؛ فضاهایی که میتوانند هم به حفظ هویت کمک کنند، هم به اقتصاد روستا جان بدهند و هم رابطهای مسئولانهتر میان مسافر و مقصد بسازند.
۳۱ اردیبهشت، در این معنا، فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی جایگاه خانههایی که هنوز چراغ فرهنگ محلی را روشن نگه داشتهاند. خانههایی که اگرچه از دل سادگی برآمدهاند، اما امروز بخشی از بار سنگین حفظ تنوع فرهنگی و پایداری روستاهای ایران را بر دوش میکشند.
مشاهده خبر در جماران