کدخبر: ۱۷۰۹۸۵۳ تاریخ انتشار:

در مقاله‌ای مطرح شد؛

فارن‌پالیسی: ایران در حال پیروزی در جنگ روایت‌هاست

پژوهشگر مؤسسه گفت‌وگوی راهبردی، در مقاله‌ای با عنوان «ایران در حال پیروزی در جنگ روایت‌هاست» توضیح می‌دهد که ایران در فضای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، به یکی از بازیگران اصلی روایت جنگ تبدیل شده و توانسته زبان تبلیغات سنتی را با فرهنگ میم، طنز دیجیتال و ابزارهای هوش مصنوعی ترکیب کند.

به گزارش سرویس بین الملل جماران، پیتر بنزونی، پژوهشگر مؤسسه گفت‌وگوی راهبردی، در مقاله‌ای با عنوان «ایران در حال پیروزی در جنگ روایت‌هاست» استدلال می‌کند که ایران در نوع تازه‌ای از جنگ تبلیغاتی و روانی در حال موفقیت است؛ جنگی که دیگر صرفاً بر اقناع منطقی یا انتشار اخبار جعلی کلاسیک متکی نیست، بلکه بر «وایب»، احساسات، طنز اینترنتی، میم‌ها و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی استوار شده است.

نویسنده توضیح می‌دهد که ایران در فضای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، به یکی از بازیگران اصلی روایت جنگ تبدیل شده و توانسته زبان تبلیغات سنتی را با فرهنگ میم، طنز دیجیتال و ابزارهای هوش مصنوعی ترکیب کند.

به نوشته بنزونی، دولت ترامپ نیز تلاش کرده همان مدل تبلیغات مبتنی بر هوش مصنوعی و میم را به کار بگیرد، اما در این مسیر موفق نبوده است؛ زیرا این نوع تبلیغات زمانی اثرگذارتر است که از موضع «ضعیف‌تر» یا «قربانی» تولید شود، نه از سوی کشوری که در حال بمباران است.

یکی از نمونه‌های مهمی که مقاله بررسی می‌کند، مجموعه ویدیوهای لگویی جمهوری اسلامی است. مشهورترین نمونه آن، ویدیویی با عنوان «روایت پیروزی» است که در ۱۰ مارس از تلویزیون دولتی ایران پخش شد و سپس در شبکه‌های اجتماعی به‌شدت بازنشر شد.

در این ویدیو، ترامپ در قالب شخصیت لگویی، در حالی که پرونده‌ای با عنوان اشتباه‌نویسی‌شده «پرونده اپستین» را می‌خواند، تحت تأثیر نتانیاهو و حتی شیطان، دستور حمله موشکی به یک مدرسه دخترانه در ایران را صادر می‌کند. سپس تصویر کفش‌ها و کوله‌پشتی‌های کودکان در زیر آوار نمایش داده می‌شود و یک سرباز ایرانی، در حالی که همان کوله‌پشتی را در دست دارد، حمله موشکی تلافی‌جویانه انجام می‌دهد.

به باور نویسنده، راز موفقیت این محتواها در فرم و زبان آنهاست. لگو به مخاطب حس بازی و سرگرمی می‌دهد، موسیقی ترپ و سینمایی احساسات را تحریک می‌کند و پیش از آنکه ذهن انتقادی مخاطب فعال شود، پیام سیاسی منتقل می‌شود.

بنزونی تأکید می‌کند که استفاده از رپ، فرهنگ اینترنتی و زبان میم، به جذابیت این محتوا کمک کرده است؛ زیرا در اینترنت امروز، طنز، تناقض و پوچی از مؤلفه‌های اصلی جلب توجه مخاطب هستند.

بر اساس تحلیل مؤسسه گفت‌وگوی راهبردی، حساب‌های دیپلماتیک ایران در تنها ۵۰ روز نزدیک به یک میلیارد بازدید گرفته‌اند؛ رقمی که ۱۴ برابر بیشتر از دوره پیش از جنگ است.

در همین چارچوب، یک ویدیوی هوش مصنوعی از «عیسی مسیح که ترامپ را به جهنم پرت می‌کند» ۲۴.۱ میلیون بازدید داشته و ویدیویی دیگر از ترامپِ هوش مصنوعی که ترانه‌ای طنز درباره محاصره می‌خواند، ۸.۸ میلیون بازدید گرفته است.

مجموعه ویدیوهای لگویی نیز میلیون‌ها بار در پلتفرم‌های مختلف بازنشر شده‌اند؛ تا جایی که مجله نیویورکر درباره تیم سازنده این ویدیوها گزارش منتشر کرده است.

نویسنده تأکید می‌کند این موفقیت به معنای تغییر کامل نگاه افکار عمومی جهان به ایران نیست؛ بلکه ایران توانسته احساسات ضدآمریکایی و بدبینی موجود نسبت به قدرت آمریکا را در قالبی جذاب، قابل‌فهم و متناسب با زبان نسل اینترنتی عرضه کند.

او به نقل از رنه دی‌رستا، پژوهشگر حوزه رسانه، می‌نویسد این نوع محتواها لازم نیست نظر مخاطب را تغییر دهند؛ کافی است در جنگ بر سر توجه مخاطب پیروز شوند.

مقاله در ادامه توضیح می‌دهد که مدل‌های سنتی مقابله با اطلاعات نادرست برای کشف «دروغ» طراحی شده‌اند، اما این نوع محتواها اساساً ادعای مشخص و قابل راستی‌آزمایی مطرح نمی‌کنند. هیچ‌کس یک میم یا کارتون لگویی را به‌عنوان گزارش خبری رسمی منتشر نمی‌کند و کسی نیز ادعا نمی‌کند که این تصاویر واقعی هستند.

بنزونی همچنین می‌گوید چون مدل‌های هوش مصنوعی عمدتاً با اینترنت انگلیسی‌زبان و فرهنگ غربی آموزش دیده‌اند، حتی وقتی اپراتورهای ایرانی به فارسی دستور می‌دهند، خروجی نهایی به‌طور طبیعی با فرهنگ میم‌های آمریکایی و اروپایی هماهنگ می‌شود.

به همین دلیل، تبلیغات ایران دیگر الزاماً «خارجی» یا «تبلیغات حکومتی» به نظر نمی‌رسد، بلکه شبیه بخشی طبیعی از همان محتوایی است که میلیون‌ها کاربر روزانه در شبکه‌های اجتماعی با آن مواجه می‌شوند.

جمع‌بندی مقاله این است که ایران نه صرفاً با حساب‌های جعلی، بلکه با وادار کردن کاربران واقعی به بازنشر داوطلبانه محتواهایش در حال پیشروی در جنگ روایت‌هاست.

نویسنده می‌گوید ابزارهای سنتی مقابله با تبلیغات برای شناسایی «افراد جعلی» طراحی شده بودند، اما اکنون کاربران واقعی، از روی سرگرمی، همدلی یا کنجکاوی، همان محتواها را بازنشر می‌کنند.

به همین دلیل، بنزونی نتیجه می‌گیرد که در این مرحله از جنگ روایت‌ها، مشکل اصلی برای رقبای ایران این است که «نمی‌توان یک وایب یا حس را فکت‌چک کرد.»

مشاهده خبر در جماران