کدخبر: ۱۷۰۹۸۱۵ تاریخ انتشار:

در گزارشی مطرح شد؛

الجزیره: جنگ علیه ایران احتمالاً با عقب‌نشینی آمریکا پایان می‌یابد

ایران توانایی تحمیل هزینه‌هایی را دارد که نه آمریکا و نه اقتصاد جهانی قادر به تحمل آن نیستند. نویسندگان می‌گویند دو ماه پس از آغاز جنگ، ترامپ و نتانیاهو نه توانسته‌اند تسلیم ایران را به‌دست آورند، نه دولت جایگزینی در تهران دارند و نه مسیر نظامی روشنی برای پیروزی پیش روی آنان قرار دارد.

به گزارش سرویس بین الملل جماران، جفری ساکس، اقتصاددان شناخته‌شده آمریکایی و استاد دانشگاه کلمبیا، به‌همراه سیبل فارس، مشاور مسائل خاورمیانه و آفریقا در شبکه توسعه پایدار سازمان ملل، در مقاله‌ای در الجزیره با عنوان «جنگ علیه ایران احتمالاً با عقب‌نشینی آمریکا پایان می‌یابد» استدلال کرده‌اند که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به احتمال زیاد با عقب‌نشینی واشنگتن به پایان خواهد رسید.

جفری ساکس، مدیر مرکز توسعه پایدار دانشگاه کلمبیا و رئیس شبکه راهکارهای توسعه پایدار سازمان ملل، در سال‌های اخیر به یکی از منتقدان جدی سیاست خارجی مداخله‌گرایانه آمریکا تبدیل شده است. این مقاله نیز بازتاب نگاه انتقادی بخشی از نخبگان دانشگاهی و بین‌المللی به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است.

نویسندگان می‌گویند جنگی که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، هزینه‌هایی برای واشنگتن ایجاد کرده که آمریکا توان تحمل ادامه آن را ندارد. به باور آنان، هرگونه تشدید دوباره درگیری می‌تواند به نابودی زیرساخت‌های نفت، گاز و آب‌شیرین‌کن‌های خلیج فارس منجر شود و یک بحران اقتصادی جهانی طولانی‌مدت ایجاد کند.

در این مقاله تأکید شده است که ایران توانایی تحمیل هزینه‌هایی را دارد که نه آمریکا و نه اقتصاد جهانی قادر به تحمل آن نیستند. نویسندگان می‌گویند دو ماه پس از آغاز جنگ، ترامپ و نتانیاهو نه توانسته‌اند تسلیم ایران را به‌دست آورند، نه دولت جایگزینی در تهران دارند و نه مسیر نظامی روشنی برای پیروزی پیش روی آنان قرار دارد.

ساکس و فارس چهار دلیل اصلی برای شکست محاسبات آمریکا در جنگ با ایران مطرح می‌کنند.

نخستین دلیل، شناخت نادرست رهبران آمریکا از ایران است. آنان ایران را تمدنی پنج‌هزارساله با فرهنگ عمیق، غرور ملی و ظرفیت بالای مقاومت توصیف می‌کنند و می‌نویسند ایرانیان هنوز کودتای ۱۹۵۳ علیه دولت منتخب محمد مصدق و حمایت آمریکا از حکومت پلیسی پس از آن را فراموش نکرده‌اند.

دومین عامل، دست‌کم گرفتن توان فناوری ایران است. مقاله تأکید می‌کند که ایران در حوزه‌هایی مانند مهندسی و ریاضیات در سطح جهانی قرار دارد و طی چهار دهه تحریم توانسته یک صنعت دفاعی بومی ایجاد کند؛ از موشک‌های بالستیک پیشرفته و پهپادها تا توانایی پرتاب ماهواره. نویسندگان این دستاوردها را «موفقیتی خیره‌کننده» برای ایران می‌دانند.

سومین عامل، تغییر ماهیت فناوری جنگ است. به گفته نویسندگان، توازن هزینه‌ها اکنون به سود ایران تغییر کرده است؛ زیرا پهپادهای ایرانی حدود ۲۰ هزار دلار قیمت دارند، اما موشک‌های رهگیر آمریکایی برای مقابله با آنها حدود ۴ میلیون دلار هزینه دارند. همچنین موشک‌های ضدکشتی ایران می‌توانند ناوشکن‌های چند میلیارد دلاری آمریکا را تهدید کنند.

در این مقاله آمده است که شبکه دفاعی ایران در خلیج فارس، شامل موشک‌ها، پهپادها، پدافند لایه‌ای و توانایی بستن تنگه هرمز، هزینه تحمیل اراده آمریکا بر ایران را بسیار بیشتر از حدی کرده که واشنگتن بتواند آن را تحمل کند.

چهارمین عامل، به گفته نویسندگان، «غیرعقلانی شدن» روند تصمیم‌گیری در آمریکاست. آنان ادعا می‌کنند تصمیم جنگ در حلقه‌ای کوچک از وفاداران ترامپ در مارالاگو گرفته شد، بدون آنکه روند رسمی بین‌سازمانی یا بررسی‌های دقیق شورای امنیت ملی طی شود.

مقاله در همین زمینه به استعفای جو کنت، رئیس مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا، اشاره می‌کند که در نامه استعفای خود از شکل‌گیری «اتاق پژواک» و نظام تصمیم‌گیری بسته‌ای سخن گفته بود که رئیس‌جمهور را گمراه می‌کرد.

نویسندگان نتیجه می‌گیرند که این جنگ نه «جنگ ضرورت» بود و نه حتی «جنگ انتخاب»، بلکه «جنگ هوس» بود؛ جنگی که بر پایه تلاش آمریکا برای حفظ هژمونی جهانی و تلاش اسرائیل برای دستیابی به سلطه منطقه‌ای شکل گرفت.

در بخش پایانی مقاله آمده است که جنگ احتمالاً با بازگشت نسبی به وضعیت پیش از جنگ پایان می‌یابد، اما سه تغییر مهم باقی خواهد ماند: نخست، ایران کنترل عملیاتی تنگه هرمز را حفظ می‌کند؛ دوم، قدرت بازدارندگی ایران به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد؛ و سوم، حضور نظامی بلندمدت آمریکا در خلیج فارس کاهش خواهد یافت.

در مقابل، نویسندگان معتقدند موضوعاتی مانند برنامه هسته‌ای ایران، متحدان منطقه‌ای و زرادخانه موشکی این کشور تقریباً بدون تغییر باقی خواهد ماند.

ساکس و فارس همچنین تأکید می‌کنند ایران پس از پایان جنگ احتمالاً به دنبال درگیری بیشتر با همسایگان عرب خود نخواهد رفت. به باور آنان، ایران به همکاری بلندمدت با کشورهای خلیج فارس نیاز دارد، تمایلی به آغاز دوباره جنگی که به‌تازگی از آن عبور کرده ندارد و روسیه و چین نیز، به‌عنوان حامیان بزرگ ایران، خواهان منطقه‌ای باثبات و امن هستند.

جمع‌بندی مقاله این است که جنگ علیه ایران نه‌تنها به اهداف اعلامی واشنگتن و تل‌آویو نرسیده، بلکه به افزایش بازدارندگی ایران، آشکار شدن محدودیت‌های قدرت آمریکا و احتمال کاهش حضور نظامی واشنگتن در خلیج فارس منجر خواهد شد.

مشاهده خبر در جماران