گزارش؛
راهبرد نامتقارن ایران و جنگ هوش مصنوعی آمریکا؛ چهره تازه نبردهای مدرن
راهبرد تهران مبتنی بر «اشباع سامانههای دفاعی» بود؛ یعنی شلیک انبوه تسلیحات ارزان برای فرسوده کردن دفاع دشمن. تنها در هفته اول جنگ، ایران بیش از ۲۰۰۰ پهپاد و ۵۰۰ موشک شلیک کرد و تا پایان جنگ، تعداد حملات پهپادی از ۴۴۰۰ و تعداد موشکها از ۱۳۰۰ فراتر رفت. این حملات به نابودی یا آسیب جدی تجهیزات گرانقیمت آمریکایی و منطقهای، از جمله هواپیمای آواکس، پهپادهای ریپر و رادار سامانه تاد منجر شد و همزمان زیرساختهای انرژی خلیج فارس را هدف قرار داد.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، مقاله «پیامدهای ناخواسته راهبرد نامتقارن ایران و جنگ هوش مصنوعی آمریکا» نوشته استیو فلدستاین استدلال میکند که جنگ ایران و آمریکا/اسرائیل آغاز مرحلهای تازه در تاریخ جنگهای مدرن بود؛ مرحلهای که در آن پهپادهای ارزان و هوش مصنوعی همزمان ساختار جنگ را تغییر دادند.
نویسنده توضیح میدهد که ایران پس از انقلاب و جنگ ایران و عراق، بهدلیل تحریمها و ضعف در تجهیزات کلاسیک، به سمت توسعه پهپادها و موشکهای ارزان حرکت کرد و تا سال ۲۰۲۶ زرادخانهای متشکل از هزاران پهپاد و حدود ۲۵۰۰ تا ۴۰۰۰ موشک بالستیک ایجاد کرد.
راهبرد تهران مبتنی بر «اشباع سامانههای دفاعی» بود؛ یعنی شلیک انبوه تسلیحات ارزان برای فرسوده کردن دفاع دشمن. تنها در هفته اول جنگ، ایران بیش از ۲۰۰۰ پهپاد و ۵۰۰ موشک شلیک کرد و تا پایان جنگ، تعداد حملات پهپادی از ۴۴۰۰ و تعداد موشکها از ۱۳۰۰ فراتر رفت. این حملات به نابودی یا آسیب جدی تجهیزات گرانقیمت آمریکایی و منطقهای، از جمله هواپیمای آواکس، پهپادهای ریپر و رادار سامانه تاد منجر شد و همزمان زیرساختهای انرژی خلیج فارس را هدف قرار داد.
مقاله تأکید میکند که آمریکا مجبور بود برای مقابله با پهپادهای ۲۰ تا ۵۰ هزار دلاری ایران، از موشکهای رهگیر چندمیلیون دلاری استفاده کند و همین موضوع ضعف اقتصادی مدل دفاعی آمریکا را آشکار کرد.
اما محور اصلی مقاله، نقش هوش مصنوعی در تغییر ماهیت جنگ است. نویسنده توضیح میدهد که پیش از AI، ارتش آمریکا با بحران عظیم داده روبهرو بود؛ تصاویر پهپادی، شنودها، دادههای ماهوارهای و اطلاعات میدانی آنقدر زیاد شده بودند که تحلیل انسانی دیگر پاسخگو نبود و افسران مجبور بودند اهداف را با اکسل، پاورپوینت و گزارشهای طولانی مدیریت کنند. برای حل این مشکل، آمریکا از سامانهای به نام «میون اسمارت سیستم» استفاده کرد که توسط پالانتیر مدیریت میشد و از مدل زبانی «کلود» شرکت آنتروپیک بهره میبرد.
این سامانه بهصورت همزمان تصاویر ماهوارهای، دادههای پهپادی، شنودها و اطلاعات اینترنتی را تحلیل میکرد، اهداف را در لحظه شناسایی و اولویتبندی میکرد و حتی مختصات حمله، نوع سلاح مناسب و متن توجیه حقوقی عملیات را بهصورت خودکار تولید میکرد. مقاله میگوید کل فرآیند تنها با «چهار کلیک» انجام میشد.
فلدستاین توضیح میدهد که AI باعث انفجار سرعت عملیات آمریکا شد. آمریکا تنها در ۲۴ ساعت نخست جنگ بیش از ۱۰۰۰ هدف را در ایران زد و تا زمان آتشبس به بیش از ۱۳ هزار هدف حمله شده بود. AI باعث شد آمریکا از کمتر از صد حمله روزانه به هزاران حمله در روز برسد و حتی ظرفیت عملیات تا ۵۰۰۰ هدف در روز افزایش یابد. پنتاگون حتی هدفگذاری کرده بود که به هزار تصمیم هدفگیری در ساعت برسد؛ یعنی یک تصمیم هر ۷۲ ثانیه.
نویسنده این روند را «فشردهسازی زنجیره کشتار» مینامد؛ یعنی حذف بسیاری از مراحل انسانی، حقوقی و بوروکراتیک میان شناسایی هدف و حمله. به باور او، در چنین شرایطی افسران دیگر فرصت بررسی واقعی اطلاعات را ندارند و عملاً به تأییدکننده خودکار حملات تبدیل میشوند.
برای نشان دادن خطرات این روند، مقاله به سامانه «لاوندر» اسرائیل در غزه اشاره میکند که حدود ۳۷ هزار فلسطینی را بهعنوان اهداف احتمالی شناسایی کرده بود و نرخ خطای آن حدود ۱۰ درصد برآورد میشد. افسران اسرائیلی در برخی موارد تنها ۲۰ ثانیه برای تأیید حمله فرصت داشتند.
نویسنده استدلال میکند که حتی خطای کوچک در چنین سیستمهایی، وقتی در مقیاس انبوه استفاده شود، میتواند به مرگ هزاران غیرنظامی منجر شود. مقاله همچنین به گزارشهایی درباره آسیب به مدارس و مراکز درمانی در ایران اشاره میکند و نتیجه میگیرد که برخلاف ادعای حامیان AI، این فناوری لزوماً جنگ را دقیقتر نکرده، بلکه سرعت و مقیاس کشتار را چند برابر کرده است. در نهایت، نویسنده هشدار میدهد که جهان وارد عصر جنگهای خودکار شده است؛ عصری که در آن الگوریتمها نقش بزرگتری در تصمیم به کشتن پیدا میکنند، در حالی که قوانین بینالمللی و نظارت انسانی از این تحولات عقب ماندهاند.
مشاهده خبر در جماران