کدخبر: ۱۷۰۸۹۵۴ تاریخ انتشار:

در گفت‌وگو با جماران؛

بهجت‌پور، رئیس سابق حوزه‌های علمیه خواهران سراسر کشور: در جنگ رمضان دولت مردم را تنها نگذاشت/ همه ما باید قدردان این دولت باشیم/ تمام امید ترامپ این است که بتواند در صف واحد مردم ایران شکافی ایجاد کند

عبدالکریم بهجت‌پور، رئیس سابق حوزه‌های علمیه خواهران سراسر کشور، به خبرنگار جماران گفت: بزرگ‌ترین جفا و بزرگ‌ترین خطا این است که احیاناً برخی افراد از طریق تریبون‌هایشان، یا نفوذی‌هایی در میان جمعیت، بخواهند این همدلی، همراهی، هم‌زبانی و هم‌شعاری را به شعارهای اختلاف‌افکن و خدای ناخواسته تفرقه‌انگیز میان آحاد مردم تبدیل کنند؛ و برای مثال، زبان و جبهۀ دیپلماسی را از جبهۀ نظامی و خیابان جدا کنند. هر کسی که بخواهد در این مثلث خدشه‌ای ایجاد کند، قطعاً یا جاهل و غافل است، یا فردی نفوذی و با برنامه است که می‌خواهد آرزوی امثال ترامپ را محقق کند. ما دیدیم که ترامپ چه کرد؛ ترامپ در یک توئیت اعلام می‌کند که مسئولان ایران به تندرو و معتدل تقسیم می‌شوند و مشکل ما با تندروهاست. تمام امید او به این است که بتواند در این صف واحد مردم، شکافی ایجاد کند.

پایگاه خبری جماران:  رئیس سابق حوزه‌های علمیه خواهران سراسر کشور با اشاره به اینکه در جنگ رمضان دولت مردم را تنها نگذاشت، گفت: مسئولان و همچنین عموم مردم ما در این دوره، باید به این رشد و بالندگی رسیده باشند که خود را در برابر جهان اسلام در سطح حداقل، و جهان مستضعفان در سطح حداکثر، مسئول بدانند. در داخل نیز باید مراقب باشند که گرفتار اختلافات جزئی، اختلافات سلیقه‌ای و تنزل به نگاه‌های مشغول‌کننده ما به خودمان نشوند؛ خیلی باید مراقب این مسأله باشند. باید در افقی حرکت کنند که این اختلاف‌ها برجسته نشود و مراقبت کنند که این برجسته‌سازی‌ها، ما را از رسالت جهانی، انقلابی و اسلامی خودمان دور نکند.

مشروح گفت‌وگوی خبرنگار جماران با حجت‌الاسلام و المسلمین عبدالکریم بهجت‌پور را در ادامه می‌خوانید:

 

علاقه‌مندیم که ابتدا تحلیل شما را از شرایط و اتفاقات این روزها و اجتماعات شبانه مردم بشنویم. از منظر قرآنی چه چیزی می‌تواند مردم ما را بیش از گذشته به آینده امیدوار کند؟

این بعثت عمومی مردم ایران عزیز که به فضل پروردگار اتفاق افتاد را خدمت جناب‌عالی و تمام عزیزانی که دل در گرو انقلاب و میهن عزیزمان دارند، تبریک عرض می‌کنم. اما باید یک نکتۀ مهم را به عرض برسانم و آن این است که بر اساس آیات قرآن، مردم تا به اضطرار نرسند، خدای متعال دعایشان را اجابت نمی‌کند. منظور از اضطرار نیز این است که کاملاً برای خدا خالص شوند؛ دعایی که می‌کنند همراه با ناامیدشدن از همه چیز و انحصار امیدشان به خداوند است.

در هر زمینه‌ای، این‌که در آیه می‌فرماید «أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ»، معنایش این است که انسانی که مضطر شود و دعا کند، خدای متعال دعایش را اجابت می‌کند. حتی درباره مشرکان در آیات دیگری از قرآن آمده است که می‌فرماید اینها وقتی در شرایط اضطرار قرار می‌گیرند و خداوند را خالصانه دعا می‌کنند، خدای متعال مشکلشان را رفع می‌کند. پس از رفع مشکلشان است که ممکن است دوباره راه بپیمایند و مسیر را اشتباه بروند.

تصور من این است که در این سال‌ها، به‌تدریج جامعه ایرانی با تربیتی که امام خمینی(ره) و امام شهید انجام دادند، روح توحید، انقطاع از تمام دنیا و اتصال به حضرت حق را در خود به‌خوبی نشان دادند. این اضطرار باعث شد که خدای متعال دعاها را مستجاب کند؛ یعنی هرچه مردم توحیدی‌تر شدند، شرایط برای توجه ویژه خدای متعال به ملت ایران فراهم شد.

می‌فرماید که وقتی مردم به میدان می‌آیند و حضورشان در میدان برای مبارزه با دشمن است، چند اتفاق پشت سر یکدیگر رخ می‌دهد. می‌فرماید «قاتِلُوهُمْ» با دشمنانتان بجنگید، «یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدیکُمْ» خداوند با دست شما آنها را عذاب می‌کند. پس از اینکه آنها را عذاب کرد و رنج و درد را متوجه دشمنان ساخت، آنها را خوار می‌کند.

ما امروز می‌بینیم که آمریکا به دست قدرت الهی، در سراسر دنیا در حال خوار شدن است و سرمایه‌ای را که در طول جنگ جهانی دوم تا به امروز برای خود فراهم کرده است، از دست می‌دهد. اسرائیل که دائماً خود را در یک پرده مظلومیت، به‌واسطۀ ادعای هولوکاست آلمان پنهان می‌کرد و داد مظلومیت سر می‌داد، امروز به‌عنوان یک رژیم منفور در میان مردم شناخته شده است. رژیم کودک‌کش اسرائیل روزبه‌روز در حال منفورتر شدن، خوارتر شدن و ذلیل‌تر شدن است. این وعده‌ای است که خدای متعال به شرط حضور مردم در میدان بیان فرموده است.

گام دوم این است که «وَ یُخْزِهِمْ»، آنها را خوار خواهد کرد و سپس می‌فرماید «وَ یَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ»، گام سوم این است که پیروزی قطعی بر آنها را خداوند نصیب شما خواهد کرد. «وَ یَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنینَ»؛ سپس می‌فرماید پس از پیروزی، داغی را که آنها در طول این سال‌ها بر دل شما گذاشته‌اند، از دلتان برمی‌داریم و دل‌هایتان را شفا خواهیم داد. ما اکنون بر اساس این آیه در فرآیندی هستیم که ان‌شاءالله نتیجه‌اش این است؛ مشروط بر اینکه در میدان بمانیم، همدلی را حفظ کنیم و اصرارمان به غرور نسبت به داشته‌ها از جمله موشک‌ها، مردم، خیابان‌ها، مدیریت و امثال آن تبدیل نشود. باید بدانیم که تمام اینها به دست قدرت الهی است و «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ» را فراموش نکنیم.

 

این روزها با رفتارهای متضاد و دوگانۀ ترامپ و یاوه‌گویی‌های او روبه‌رو هستیم؛ اینکه هر بار حرفی می‌زند، عقب‌نشینی می‌کند و مجدداً تهدید می‌کند. به نظر شما، ورای خصوصیات و ویژگی‌های روحی و روانی او، آیا این مسأله ریشه‌های قرآنی نیز دارد؟

همین آیه‌ای که محضرتان عرض کردم، دقیقاً نشان می‌دهد که آنها در مرحله دوم خوار خواهند شد. یکی از راه‌های خوار شدن این است که با سخنان مضطرب، رفتارهای نامتعارف و ناهنجارشان، روزبه‌روز جلوی چشم مردم دنیا خفیف‌تر و سخیف‌تر شوند، از چشم‌ها بیفتند و آن هیمنه‌شان بشکند. فرمایش حضرت امام(ره) به یادم آمد که در آغاز جنگ هشت‌ساله فرمودند ایران ابرقدرت‌ها را به خاک مذلت خواهد نشاند. امام در آن روز این پیش‌بینی را فرموده بودند که روز مذلت اینها فرا خواهد رسید و خدای متعال، گام‌به‌گام و فرصت به فرصت آن‌ها را به سمت سقوط کشاند.

خداوند در سورۀ قصص، فرمود، می‌فرماید: «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ». سپس می‌فرماید: ما اراده کردیم مستضعفان را پیروز کنیم و فرعون، هامانِ وزیر و سپاهیان او را به همان چیزی که از آن می‌ترسیدند، برسانیم.

خدای متعال در همین سوره، چند قطعه از آغاز تولد حضرت موسی تا زمان غرق شدن فرعون، پادشاه مقتدر مصر را بیان می‌کند. در کش‌وقوس‌های گوناگون، در چند پرده از برخوردهای میان حضرت موسی و فرعون، به‌تدریج زمینه‌ای فراهم شد که روزبه‌روز بر قدرت حضرت موسی و بنی‌اسرائیل افزوده شد و قدرت فرعون، وزیرش هامان و سپاهیانش تضعیف گشت. این‌ها به‌قدری پایین آمدند تا این‌که خواری‌شان به آنجا رسید که خداوند در دریا این‌ها را غرق کرد. این وراثت را خداوند فرمود که من تمام امکانات این‌ها را در اختیار بنی‌اسرائیل قرار می‌دهم.

بنابراین، این موارد پیش‌بینی شده است. تنها شرط آن، باز هم از نگاه قرآن، این است که در درجۀ اول، مردم پا از میدان پس نکشند. همین بنی‌اسرائیل در ادامه راه، وقتی حضرت موسی فرمود بیایید با یکدیگر برویم و بیت‌المقدس را بگیریم، چون خداوند وعده داده است، گفتند نه ما اینجا می‌مانیم، تو و پروردگارت بروید و بجنگید. در نتیجه، خدای متعال چهل سال این مردم را گرفتار بیابانگردی کرد. مردم نباید یک از مبارزه دست نکشند بر اساس آیات قرآن.

در ثانی، این است که مسیر وحدت، یکدلی و هدف مشترکشان را به اهداف جزئی، خرد، خودخواهی‌ها، گروه خواهی‌ها و امثال آن تبدیل نکنند. این قضیه، یعنی دوگانه شدن، ما را شکست خواهد داد، حتی اگر در میدان باشیم. این مسألۀ بسیار مهمی است؛ گاهی مردم وارد میدان نمی‌شوند و گاهی پس از این‌که وارد میدان شدند، هدف واحدی ندارند و دارای خواسته‌های مختلفی هستند.

خدای متعال در سورۀ آل‌عمران، مسأله شکست مسلمانان در جنگ احد را توضیح می‌فرماید. شما تا زمانی که یکدل بودید، پیروز شدید؛ اما پس از این‌که گروه‌هایتان هدف را تغییر دادند و به‌دست‌آوردن برخی از غنائم، آنها را از مسیر مبارزه فاصله داد و تنگه را ترک کردند، همان‌جا زمینه برای شکست مسلمانان فراهم شد. ما نیز باید بسیار مراقب باشیم که اولاً مردم در میدان بمانند و ثانیاً انگیزۀ مردم برای مبارزه به دو دسته تقسیم نشود؛ به‌عنوان‌مثال، گروهی به اهداف کوتاه راضی شوند و گروهی بخواهند مبارزه را ادامه دهند. قاعدتاً ما باید این مراقبت‌ها را داشته باشیم.

 

این روزها تقریباً از تمام افراد و گروه‌ها آنچه به گوش می‌رسد، نام وطن و حس وطن‌دوستی و وطن‌خواهی است و هر کدام، حتی سلطنت‌طلبان و رسانه‌های معاندی چون ایران اینترنشنال نیز دم از وطن می‌زنند. آیا این گزاره‌ای که امروز وجه اشتراک همگان شده است، وجوه افتراقی نیز دارد؟ شاخص اصلی و حقیقی وطن‌پرستی و معیار شناخت یک وطن‌دوستِ طرف‌دار وطن چیست؟

بحث جالب وطن‌خواهی و شعارهای مشترک، یعنی سوءاستفاده از شعاری که جذاب است و می‌تواند انگیزه‌بخش باشد، به‌تنهایی کافی نیست. همیشه همین‌طور است؛ به‌عنوان‌مثال، فرعون در سورۀ غافر (چون امر فرمودید قرآنی بحث کنم، سعی می‌کنم این مطالب را مستند کنم)، زمانی که برنامۀ کشتن حضرت موسی(ع) را در جمع مستشاری خود مطرح می‌کند و می‌گوید من بنا دارم موسی را بکشم، در آنجا می‌گوید من شما را جز به راه رشد هدایت نمی‌کنم («وَ ما أَهْدیکُمْ إِلاَّ سَبیلَ الرَّشادِ»). این همان چیزی است که مؤمن آل‌فرعون نیز، زمانی که از تقیه دست می‌کشد و در دفاع از حضرت موسی سخن می‌گوید، بیان می‌کند و می‌گوید من هم دارم راه رشد را به شما نشان می‌دهم؛ بنابراین، وحدت در شعار مهم نیست؛ سوءاستفاده از شعارها حتماً اتفاق می‌افتد، آنچه اهمیت دارد شاخصه‌هاست.

یعنی برای مثال، وقتی شخصی در میانۀ معرکه، توصیه می‌کند که زیرساخت‌های ملت خودش را بزنند، کشته‌شدن مردم کشورش را امری طبیعی می‌داند، اما کشته‌های دشمن را مورداحترام قرار می‌دهد؛ اصولاً در پایگاه دشمن قرار دارد و از همان پایگاه، شعارهای دشمن را تکرار می‌کند و بدخواه ایران است. او راضی می‌شود که گروه‌هایی که کینه ملت را در دل دارند، مانند منافقین که در کنار صدام نشستند، یا تجزیه‌طلب‌هایی که از روز پیروزی انقلاب در سال پنجاه و هفت تلاش کرده‌اند بخش‌هایی از کشور را جدا کنند، در جبهه‌ای قرار بگیرند که جبهه به‌ظاهر وطن‌دوستان در کنار دشمنانی چون اسرائیل و آمریکا است. آیا این موارد برای تشخیص ما کافی نیست؟ یعنی تشخیص این‌که شعار وطن‌خواهی و وطن‌دوستی از سوی چنین افرادی، به‌هیچ‌وجه از خاستگاه یک جریان دلسوز وطن برنمی‌آید. کسی که واقعاً وطنش را دوست دارد، مانند مادری است که حاضر است فرزندش به‌ظاهر از آنِ او نباشد، اما گزندی به فرزندش نرسد.

در آن ماجرای قضاوت حضرت امیر (علیه‌السلام)، اگر خاطر شریفتان باشد، می‌گویند پسری بود که دو زن درباره او ادعا داشتند؛ یکی می‌گفت این پسر من است و دیگری نیز همان ادعا را می‌کرد. در نهایت، حضرت فرمودند؛ چون هیچ راهی وجود ندارد، با شمشیر این کودک را از وسط به دونیم تقسیم می‌کنیم. مادر واقعی او گفت: نه، این بچه، بچه من نیست، او را به آن زن بدهید. حضرت فرمودند مادرش همین زن است، زیرا حاضر نشد گزندی به این کودک برسد. کسی که واقعاً وطن‌خواه، وطن‌دوست و به معنای واقعی کلمه ناسیونالیست است، حاضر نخواهد شد گزندی به این کشور وارد شود.

اما کسی که به دنبال ریاست است و می‌خواهد خواب آشفتۀ خود را برای سلطه بر مردم تعبیر کند، حاضر است بخش‌هایی از کشور تجزیه شود، زیرساخت‌های کشور نابود گردد و دشمن بر ملت مسلط شود. بر اساس این شاخص‌ها، کاملاً مشخص است که چنین فردی وطن‌خواه نیست؛ حتی اگر دائماً از وطن و میهن عزیزمان سخن بگوید.

 

با همین رویکرد اگر بخواهیم ویژگی‌های دولت اسلامی را برشماریم، اقدامات دولت در جنگ اخیر برای تأمین نیازهای مردم و جلوگیری از کمبود کالا و خدمات، و همچنین عملکرد آن در بازسازی سریع آثار حملات دشمن و زیرساخت‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من، دولت حقیقتاً در این شرایط بسیار سخت، کارستان کرد. آرامشی که دولت با تدابیر زیبای خود در میان مردم ایجاد کرد، از نظر مجموعۀ خدماتی و وضعیت اقتصادی که انتظار داشتند، بی‌نظیر بود. یعنی مردم را به بهانه مسائل جنگ، درگیری نظامی و آسیب‌هایی که باید در مقابل دشمن ترمیم کند، تنها نگذاشت.

دولت در این دوره جنگ تحمیلی سوم و همچنین در جنگ تحمیلی دوم، اوضاع را به‌گونه‌ای مدیریت کرد که برای کسانی که خانه‌هایشان آسیب‌دیده بود، به‌سرعت فضا، محیط و سرپناه‌های مناسب تدارک دید و کریمانه از آنها پذیرایی کرد. دولت توانست به امور آسیب‌دیدگان، نه در قالب یک رسیدگی امدادی از نوع ترحم، بلکه همراه با افتخار، کرامت و بزرگی رسیدگی کند. هم برای کسانی که آسیب دیدند و هم برای عموم مردم، به‌خوبی تلاش کرد تا آرامششان را حفظ کند و کمترین اضطراب حاشیه‌ای در این زمان برای مردم ایجاد شود. همه ما باید قدردان این دولت عزیز، تلاشگر و زحمت‌کش باشیم.

 

با توجه به پیام‌هایی که آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای داشته‌اند، ان‌شاءالله پس از پیروزی و اتمام جنگ، به نظر شما مهم‌ترین رسالت‌های حاکمیت و مردم چیست؟

به نظر بنده، حادثه‌ای که پیش آمد، یکی از اراده‌های فضل الهی بود که پیش‌ازاین در قرآن پیش‌بینی شده بود. در سوره قلم می‌فرماید: «فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لا تَکُنْ کَصاحِبِ الْحُوتِ». می‌فرماید برای حکم پروردگارت صبور باش. حکم پروردگار در سوره قلم این است که ما این کافران را درجه به درجه، از جایی که حتی خیالش را هم نمی‌کنند، به سمت عذاب می‌بریم.

ما ابتدا باید بدانیم پس از این جنگ در کجای جهان قرار داریم، تا سپس بگوییم چه وظیفه‌ای بر عهده داریم. به نظر می‌رسد ما با شکستن قدرت و ابرقدرتی آمریکا و تبدیل‌شدن به یک قطب قدرت جهانی که دارای یک ایدئولوژی بسیار مستحکم است، در جهان ظهور خواهیم کرد. رهبری عزیز ما در این دوره و رسالتی که ایران به‌عنوان ام‌ّالقرای کشورهای اسلامی بر عهده خواهد داشت، و پرچم مکتب اهل‌بیت(ع) که پس از این دوره، ان‌شاءالله درخشان‌تر و برافراشته‌تر ظهور خواهد کرد، اقتضائاتی دارد.

ما در آن زمان باید جهان اسلام را به‌گونه‌ای رهبری کنیم که قدرت یکپارچه آن کاملاً نمایان شود. ما باید نه صرفاً به‌عنوان سرزمین ایران، بلکه به‌عنوان سرزمینی که الهام‌بخش جهان و الهام‌بخش جهان اسلام است، ظهور و بروز پیدا کنیم. قطعاً رهبری ما در این دوره و شرایط، نه‌تنها به‌عنوان رهبر ایران، بلکه از همین آغاز به‌عنوان رهبر جهان اسلام، جبهه متحد اسلامی و جبهۀ متحد انقلابی ظهور و بروز خواهد داشت.

مسئولان و همچنین عموم مردم ما در این دوره، باید به این رشد و بالندگی رسیده باشند که خود را در برابر جهان اسلام در سطح حداقل، و جهان مستضعفان در سطح حداکثر، مسئول بدانند. در داخل نیز باید مراقب باشند که گرفتار اختلافات جزئی، اختلافات سلیقه‌ای و تنزل به نگاه‌های مشغول‌کننده ما به خودمان نشوند؛ خیلی باید مراقب این مسأله باشند. باید در افقی حرکت کنند که این اختلاف‌ها برجسته نشود و مراقبت کنند که این برجسته‌سازی‌ها، ما را از رسالت جهانی، انقلابی و اسلامی خودمان دور نکند.

حتماً رهبر عزیز ما در این افق حرکت خواهند کرد و ملت ما نیز در همین افق گام برخواهند داشت. اگر نگرانی‌ای وجود داشته باشد، مربوط به احزاب، گروه‌ها، صاحبان قلم و صاحبان بیان است که مبادا دوباره این کشور و این ملت عزیز و در صحنه را از آن عروج، به مسائل پایین‌تر و خردتر تنزل دهند و مشغول یکدیگر کنند.

 

ارزیابی شما نسبت به همکاری، همراهی و اتحاد این مؤلفه‌ها با یکدیگر چیست؟ همچنین چه توصیۀ قرآنی برای تریبون‌دارهای این شب‌ها، جناح‌ها و افرادی دارید که وظیفه و اولویتشان ایجاد اتحاد و حفظ انسجام ملی است؟

پاسخ در خود سؤال شما کاملاً روشن است. بنده معتقدم که انقلاب زمانی به اهداف خود می‌رسد که تمام آحاد یک ملت خواهان یک اتفاق باشند و هر کاری که از دستشان برمی‌آید را به نحو شایسته‌ای انجام دهند. شما در جنگ هشت‌ساله می‌دیدید که برای مثال، پیرزنی از یک گوشۀ کشور، چند تخم‌مرغ را در یک پلاستیک می‌گذاشت و به جبهه می‌فرستاد؛ او درکی از حمایت نسبت به رزمندگان داشت که آن‌گونه نشان می‌داد.

ما وقتی از میدان، خیابان و دیپلماسی صحبت می‌کنیم، یعنی به یک درک و هدف مشترک رسیده‌ایم. خدای متعال همۀ ما را دقیقاً در همین مسیر هدایت کرد و به ما سکینه بخشید. اگر آرامش الهی نبود، ما امروز با این سعۀ صدر و این رفتار بسیار ناشناخته برای جهان و حتی برای خودمان روبه‌رو نبودیم. اکنون بالغ بر هفتاد روز است که مردم هر شب در خیابان هستند. هیچ‌گاه در تاریخ بشریت سابقه نداشته و اراده الهی پشت سر این اتفاق شکل‌گرفته است.

بزرگ‌ترین جفا و بزرگ‌ترین خطا این است که احیاناً برخی افراد از طریق تریبون‌هایشان، یا نفوذی‌هایی در میان جمعیت، بخواهند این همدلی، همراهی، هم‌زبانی و هم‌شعاری را به شعارهای اختلاف‌افکن و خدای ناخواسته تفرقه‌انگیز میان آحاد مردم تبدیل کنند؛ و برای مثال، زبان و جبهۀ دیپلماسی را از جبهۀ نظامی و خیابان جدا کنند. هر کسی که بخواهد در این مثلث خدشه‌ای ایجاد کند، قطعاً یا جاهل و غافل است، یا فردی نفوذی و با برنامه است که می‌خواهد آرزوی امثال ترامپ را محقق کند. ما دیدیم که ترامپ چه کرد؛ ترامپ در یک توئیت اعلام می‌کند که مسئولان ایران به تندرو و معتدل تقسیم می‌شوند و مشکل ما با تندروهاست. تمام امید او به این است که بتواند در این صف واحد مردم، شکافی ایجاد کند.

خداوند در سوره صف می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ». خداوند می‌خواهد کسانی که در راه او مبارزه می‌کنند، در صف واحدی مانند یک بنیان بسیار محکم باشند. همه ما باید مراقب باشیم که در این صف واحد و محکم، خللی ایجاد نشود.

 

اگر نکته‌ای باقی‌مانده را به‌عنوان حسن‌ختام می‌شنویم.

خواهش می‌کنم. خوشحالیم از این‌که لطف الهی شامل حال این مردم شده است. یادی کنم از حضرت امام(ره) که بارها می‌فرمودند من یک دست عنایت الهی را پشت سر این ملت می‌بینم. در این جنگ تحمیلی سوم، به روشنی دست عنایت الهی را مشاهده کردیم.

خواهش من از تمام کسانی که قلم و زبانی دارند، این است که خود را فراتر و بالاتر از پایگاه تدبیر الهی نبینند و نسبت به دست قدرت الهی غفلت نورزند. آن شعار بزرگ حضرت امام (ره) در خرمشهر را هیچ‌گاه فراموش نکنند که خرمشهر را خدا آزاد کرد. هیچ‌گاه از یاد نبریم که خداوند فرمود: «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمىٰ»؛ تو تیر انداختی، اما در حقیقت تو تیر نینداختی، بلکه خدا بود که این تیرها را به هدف رساند. خدا بود که ترس را در دل دشمن انداخت و خدا بود که وقتی شما یک‌دست شدید («یَدُ اللَّهِ مَعَ الْجَماعَةِ»)، دست یاری‌اش را در دستان به هم فشرده شما قرار داد. این موضوع را هیچ‌گاه فراموش نکنید؛ پیروزی ما مرهون همین نگاه است.

خداوند در سوره نصر می‌فرماید: «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ * وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فی دینِ اللَّهِ أَفْواجاً». هنوز اول کار است؛ قطعاً این اتفاق خواهد افتاد و مردم فوج‌فوج به سمت مکتب اهل‌بیت(ع) خواهند آمد. آن زمان که این پیروزی‌ها را دیدی، مبادا غرور تو را بگیرد. «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ» را از یاد نبر؛ خداوند را تنزیه کن از اینکه شریکی برای او در این پیروزی وجود داشته باشد. ضعف‌ها و نفس خودت را ببین و برای کامل‌شدن مراتب پیروزی، از خدای متعال طلب پوشاندن نقص‌هایت را داشته باش. یعنی پیروزی باعث نشود که خدا را فراموش کنی و اتصال معنوی تو کم شود.

جامعه باید پس از پیروزی، اتصال معنوی‌اش بسیار بیشتر از زمان قبل پیروزی و پیش از نزدیک‌شدن به پیروزی باشد. این راه رشد و تکامل ما، و مسیر رسیدن به شرایط ظهور بقیه‌الله‌الاعظم(روحی و ارواحنا له الفداء) است.

مشاهده خبر در جماران