کدخبر: ۱۷۰۸۹۲۵ تاریخ انتشار:

یک نویسنده آمریکایی: خطر چین در ضعف آن نهفته است

نویسنده هشدار می دهد که بزرگترین خطر، احتمال حمله یا محاصره تایوان توسط چین علیرغم هزینه های اقتصادی و سیاسی هنگفت آن است.

به گزارش جماران، ، «بریت استیونز»، نویسنده آمریکایی در این باور ژئوپلیتیکی رایج که چین را به عنوان یک قدرت بزرگ توصیف می کند که قادر است از نظر اقتصادی و استراتژیک از ایالات متحده پیشی بگیرد، تردید کرد و گفت آنچه او شکنندگی ذاتی چین می نامد، دقیقاً همان چیزی است که آن را به یک حریف بسیار خطرناک در عرصه جهانی تبدیل می کند.

استیونز در مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز، گفت تهدید واقعی که چین ایجاد می کند، نه در صعود به ظاهر نامحدود آن، بلکه در این احتمال است که ضعیف تر و شکننده تر از آن چیزی باشد که بسیاری فکر می کنند.

در بحبوحه بحث و جدل های پیرامون اجلاس رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ با رئیس جمهور چین شی جین پینگ در پکن، استیونز بر این باور  است که ایالات متحده هنوز برتری طولانی مدتی نسبت به چین دارد، اما همین برتری ممکن است خطرات بی ثباتی و درگیری را در کوتاه مدت افزایش دهد.

نویسنده این ایده رایج را که ایالات متحده یک قدرت رو به زوال است در حالی که چین در مسیر اجتناب ناپذیر تبدیل شدن به بزرگترین اقتصاد جهان است، رد می کند. او ترس های کنونی از چین را با ترس های قبلی از اتحاد جماهیر شوروی، ژاپن و اتحادیه اروپا مقایسه می کند، قدرت هایی که بسیاری قبلاً پیش بینی می کردند از نظر اقتصادی از ایالات متحده پیشی می گیرند، اما این اتفاق نیفتاد.

به گفته استیونز، دلیل اصلی برتری مستمر ایالات متحده، «آزادی سیاسی و بازارهای باز» است. او معتقد است جوامعی که بازتر، رقابتی تر و قادر به نوآوری هستند، از نظر تاریخی از نظام های استبدادی که در آن دولت بر اقتصاد تسلط دارد، بهتر عمل می کنند.

 

نقاط ضعف

این مقاله از مدل اقتصادی چین در دوران ریاست جمهوری شی جین پینگ انتقاد می کند و آن را بیش از حد متکی به مداخله دولت و برنامه ریزی صنعتی با هدایت سیاسی می داند. او اشاره می کند که شی سرمایه گذاری های هنگفتی در زمینه هایی مانند روباتیک، خودروهای برقی، باتری های لیتیومی و فناوری نظامی انجام داده است تا از برتری آینده چین اطمینان حاصل کند.

استیونز می گوید سیاست های صنعتی که توسط دولت ها هدایت می شوند، اغلب منجر به فساد، اتلاف و ضعف کارایی اقتصادی می شوند. در مورد چین، او معتقد است که این مشکل به دلیل تسلط شرکت های دولتی یا شبه دولتی بر اقتصاد بسیار بزرگتر است.

نویسنده به ترکیدن حباب املاک در چین و ظهور شهرهای ارواح به عنوان شاهدی بر عدم تعادل های ساختاری اشاره می کند و توضیح می دهد که این بحران پس انداز میلیون ها چینی را تضعیف کرده و بحران مالی برای دولت های محلی ایجاد کرده است.

تشخیص استیونز محدود به اقتصاد نیست، بلکه شامل چالش های جمعیتی و سیاسی پیش روی چین نیز می شود، مانند پیری جمعیت، کاهش نیروی کار، افزایش بیکاری جوانان، کاهش سرمایه گذاری خارجی، علاوه بر سرکوب سیاسی و کمپین های پاکسازی مکرر در ارتش.

 

شکست استراتژیک بزرگ

نویسنده معتقد است که چین فاقد تعادل لازم بین  قدرت سخت  و  قدرت نرم  است. در عوض، او می گوید که چین دارای  قدرت شکننده  است که ظاهراً سخت به نظر می رسد اما فاقد انعطاف پذیری و توانایی سازگاری است.

به گفته استیونز، نکته متناقض این است که این ضعف ممکن است چین را خطرناک تر کند. کشورهای در حال ظهور می توانند صبر کنند، اما کشورهایی که احساس زوال یا نگرانی می کنند، بیشتر مایل به ماجراجویی هستند. او وضعیت شی جین پینگ را با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، زمانی که از ترس کاهش نفوذ روسیه تصمیم به حمله به اوکراین گرفت، مقایسه می کند.

نویسنده هشدار می دهد که بزرگترین خطر، احتمال حمله یا محاصره تایوان توسط چین علیرغم هزینه های اقتصادی و سیاسی هنگفت آن است.

استیونز همچنین از سیاست دولت ترامپ در قبال چین انتقاد می کند و معتقد است که واشنگتن باید از نظر تجاری انعطاف پذیر باشد اما در دفاع از متحدان قاطع باشد. اما او بر این باور است که دولت فعلی بین تشدید تنش تجاری و ابهام در مورد تعهدات خود در قبال تایوان جمع می کند.

او هشدار می دهد که هرگونه توافق احتمالی در طول اجلاس پکن که شامل کاهش حمایت نظامی آمریکا از تایوان در ازای همکاری چین در پرونده هایی مانند ایران یا فلزات کمیاب باشد، یک شکست استراتژیک بزرگ خواهد بود.

 

 

مشاهده خبر در جماران
کلمات کلیدی چین و آمریکا