کدخبر: ۱۷۰۸۸۳۸ تاریخ انتشار:

روزنامه صبح نو: «ترامپ اگر واقعا به دنبال توافق است»، سیاست اول اسرائیل را کنار بگذارد/ آمریکا باید بپذیرد ایران نیز «یک ابرقدرت» است/ وقتی آمریکا به قدرت و حاکمیت ملی ایران احترام گذاشت آن وقت می‌توان به یک توافقی که طرفین از آن راضی باشند، رسید

امروز منطق ایران آن است که در گام اول آمریکا باید اعتمادسازی کند و با توجه به چندین تجربه بدعهدی عزم خود را برای رسیدن به توافق نشان دهد. از همین روست که ایران یک طرح چند مرحله ای را پیشنهاد داده است که ابتدا حسن نیت طرف مقابل برای پایبندی به دیپلماسی و احترام به حاکمیت ملی ایران ثابت شود و بعدا وارد موضوعاتی شوند که مورد دغدغه طرفین است.

به گزارش جماران، روزنامه صبح نو در گزارشی در شماره امروز خود با عنوان «پریشان و آشفته» به پرسش «ترامپ اگر واقعا به دنبال توافق است، چه باید بکند؟»، پاسخ داده است:

 

پاسخ ایران به طرح آمریکا که یکشنبه شب به اسلام آباد فرستاده شد مورد واکنش ترامپ قرار گرفت و مدعی شد «از آن خوشم نیامده و غیر قابل قبول است.» او روز گذشته نیز با لفاظی‌های جدید علیه ایران، متن پیشنهادی را مورد انتقاد قرار داد و گفت «ما ۴ روز برای سندی از ایران منتظر ماندیم که تنظیم آن بیش از ۱۰ دقیقه زمان نمی‌برد. آن‌ها ۲ روز پیش با خارج‌کردن اورانیوم‌ها موافقت کردند اما بعداً نظرشان تغییر کرد، چون آن را در پیام ارسالی به ما نیاوردند.» ترامپ انتظار دارد از ایران امتیاز هسته‌ای بگیرد. اما آیا هدفی که دشمن در جنگ نظامی نتوانسته آن را به دست آورد، معقول است که در مذاکره آن را روی میز بگذاریم؟

پیش از جنگ، ایران در میز مذاکره بود و از قضا حاضر بود گام‌های متقابلی بردارد و خبرهای منتشر شده مبنی بر آن بود که ایران در ازای رفع کامل تحریم‌ها ممکن است اورانیوم را رقیق سازی کند. اما امریکا وسط مذاکرات راه نظامی را در پیش گرفت. در ایام جنگ نیز تلاش کرد با آخرین تجهیزات نظامی روز و ارسال کماندو به اورانیوم غنی شده ایران دست یابد که نتوانست. حال که دشمن در میدان جنگ نتوانسته به خواسته خود دست یابد قطعا نمی‌تواند آن خواسته را از طرق مذاکره بدست آورد.

اما این تمام ماجرا نیست. ایران برای نشان دادن حسن نیت خود، فردای آتش‌بس نیز کاروان دیپلماسی خود را که حتی نبویان هم در آن نشسته بود، راهی اسلام‌آباد کرد تا با مذاکره به توافقی دست یابند و آماده امتیاز دادن هم بود اما باز هم امریکا به امید آنکه امتیاز بیشتری بگیرد طمع کرد.

اول اعتمادسازی

امروز منطق ایران آن است که در گام اول آمریکا باید اعتمادسازی کند و با توجه به چندین تجربه بدعهدی عزم خود را برای رسیدن به توافق نشان دهد. همچنانکه امروز در حالیکه پیغام و پسغام‌های دیپلماتیک میان دو کشور برقرار است، ترامپ در میانه مذاکرات ایران را تهدید به بمباران هسته‌ای می‌کند. اخیرا گفته « اگر آتش‌بسی نباشد، نیازی به اعلام آن نخواهید داشت، فقط باید به یک نور بزرگ که از ایران بیرون می‌آید نگاه کنید، بهتر است سریع توافق را امضا کنند.» با چنین رویکردی چگونه توقع دارد ایران در اولین گام هسته‌ای خود را روی میز بگذارد. زمانیکه ترامپ اینگونه با زبان تهدید با ایران سخن می‌گوید، اگر همان اول بسم‌الله و در آغاز مذاکرات با امتیاز هسته‌ای موافقت شود، قطعا فردای آن روز مجددا به ایران حمله خواهد شد.

از همین روست که ایران یک طرح چند مرحله ای را پیشنهاد داده است که ابتدا حسن نیت طرف مقابل برای پایبندی به دیپلماسی و احترام به حاکمیت ملی ایران ثابت شود و بعدا وارد موضوعاتی شوند که مورد دغدغه طرفین است.

دکترین «ابرقدرت هستیم»

امریکا باید بپذیرد ایران نیز همانگونه که آقای بقایی گفته است «یک ابرقدرت» است. امروز هیچ پیروزی نهایی برای آمریکا وجود نخواهد داشت. ایران امروز بازیگر کلیدی در منطقه است که امریکا باید به خواسته‌های آن احترام بگذارد و قدرت او را باور کند. وقتی آمریکا به قدرت و حاکمیت ملی ایران احترام گذاشت آن وقت می‌توان به یک توافقی که طرفین از آن راضی باشند، رسید.

ترامپ می‌گوید، «ایران فکر می‌کند که خب، من از این خسته می‌شوم، حوصله‌ام سر می‌رود، تحت فشار قرار می‌گیرم. هیچ فشاری وجود ندارد. ما پیروزی کامل خواهیم داشت.» نه هرگز ایران چنین فکری نمی‌کند، همچنانکه ترامپ آتش‌بس را به دلیل خسته شدن از جنگ اعلام نکرد، بلکه پس از آنکه رژیم صهیونیستی به میدان گازی پارس جنوبی حمله کرد و ایران نیز در جواب تاسیسات قطری راس لفان را هدف قرار داد، ترامپ بدون کوچک‌ترین امتیاز و پیش شرطی از ایران، آتش‌بس یکطرفه اعلام کرد. بنابراین آنچه که باعث می‌شود ترامپ عقب نشینی کند قدرت ایران است و نه کلافگی ترامپ.

ترامپ گرفتار در باتلاق بی بی

هرچند که به باور و اعتراف رسانه‌های غربی، ترامپ اکنون در باتلاق جنگ ایران گیر افتاده و نمی‌داند چگونه از آن خارج شود. اما آن چیزی که در صحنه آشکار است، ترامپ پایبند به منافع اسرائیل و سوار بر اراده نتانیاهو است و تازمانیکه او راضی نشود از این جنگ بیرون نخواهد رفت هرچند که بنزین و نفت در آمریکا گران شود اما مهم برای ترامپ، رضایت اسرائیل است. همچنانکه روز گذشته نیز مجددا این را بر زبان آورد که «ایران یک ساعت پس از دستیابی به سلاح هسته‌ای، آن را به اسرائیل می‌زند.» این جمله ترامپ نشان می‌دهد که محور سیاست آمریکا نه منافع ملی خود، که امنیت رژیم صهیونیستی است. این نگاه، هر توافق احتمالی را شکننده و وابسته به تغییر خواست اسرائیل می‌کند.

ترامپ سیاست اول اسرائیل را کنار بگذارد ترامپ با سیاست اول اسرائیل نه تنها تمام کشورها را تحت تاثیر این جنگ ظالمانه قرار داده است بلکه منافع امریکا را نیز به خطر انداخته است بگونه‌ای که «نیویورک‌تایمز» اعتراف کرده است «جنگ با ایران، آمریکا را به عنوان یک قدرت از نظر نظامی تحلیل رفته نشان داد که احتمالا کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا می‌تواند توانایی آن را برای بازدارندگی چین در هرگونه رویارویی احتمالی بر سر تایوان تضعیف کند.» آشوب کنونی در خلیج فارس نه برای تامین منافع ملی آمریکا، بلکه برای تأمین منافع افراطی کابینه اسرائیل طراحی شده است. کشورهای زیادی در غرب آسیا و مناطق دیگر، امنیت خود را به آمریکا سپردند، آمریکا نه تنها در تامین امنیت متحدان خود به خصوص در خلیج فارس ناکام بود، حتی آن‌ها را سپر اسرائیل قرار داد. امروز کشورهای حوزه خلیج فارس به این جمع‌بندی رسیدند که امنیت آن‌ها برای آمریکا ارزشی ندارد و منافع اسرائیل در اولویت واشنگتن قرار دارد. همچنانکه در دولت اول ترامپ نیز با سیاست هایی همچون انتقال سفارت به بیت‌المقدس، به رسمیت شناختن بلندی‌های جولان و خروج از برجام، جهت‌گیری آشکاری به سمت تحکیم امنیت اسرائیل بدون توجه به هزینه‌های منطقه‌ای و در راستای ولویت‌دهی به امنیت اسرائیل بر جایگاه استراتژیک آمریکا در غرب آسیا اتخاذ کرد.

به هر روی، ایران نشان داده که در برابر تهدید و طمع دیپلماتیک کوتاه نمی‌آید. ترامپ اگر واقعا به دنبال توافق است، باید از زبان زور دست بردارد، اعتمادسازی عملی کند و ایران را به عنوان قدرت بپذیرد. آمریکا باید ابتدا حسن‌نیت خود را با احترام به حاکمیت و قدرت ایران اثبات کند؛ در غیر این صورت، هیچ توافق پایدار و عادلانه‌ای حاصل نخواهد شد.

مشاهده خبر در جماران