یادداشت؛
بررسی چندوجهی بحران خطرناک ناپایداری ارتباطات
بحران خطرناک ناپایداری ارتباطات و علیالخصوص اتصال اینترنت، با ورود به طولانیترین دوره وقوع آن، قبل از کهنهشدن این زخم ریشهای خطرناک و عادیسازی این اقدام زیانآور، همراه با اقدامات غیرقانونی گرانفروشانه و محتکرانهی منتج شده از بلبشوی حاصل از آن، باید به صورت علمی و به دور از گفتمان مبتنی بر احساسات، توسط کارشناسان خُبره مورد بررسی قرار گیرد تا این اقدام تکرارشونده که نه سیاستگذار، نه مجری و نه متاثرین، از آن خشنود نیستند،
بحران خطرناک ناپایداری ارتباطات و علیالخصوص اتصال اینترنت، با ورود به طولانیترین دوره وقوع آن، قبل از کهنهشدن این زخم ریشهای خطرناک و عادیسازی این اقدام زیانآور، همراه با اقدامات غیرقانونی گرانفروشانه و محتکرانهی منتج شده از بلبشوی حاصل از آن، باید به صورت علمی و به دور از گفتمان مبتنی بر احساسات، توسط کارشناسان خُبره مورد بررسی قرار گیرد تا این اقدام تکرارشونده که نه سیاستگذار، نه مجری و نه متاثرین، از آن خشنود نیستند، به مدل بایستهای، یکبار برای همیشه حل مسئله گردد. لذا در این مقال و به اختصار، مسئله را از پنج وجه حاکم بر آن واشکافی و جهت تنقیح توسط دیگر متخصصین امر تنظیم گردیده است.
- وجه امنیت ملی : اقدام شورای عالی امنیت ملی (شعام) در نظارت مستقیم بر محدودیتهای ارتباطی از منظر خطرات جاری (بالقوه) و پیشِرو (بالفعل) نسبت به امنیت ملی کشور بلاشک اقدامی کاملا صحیح و معقول بوده و هست. اقدامی که در میان متخصصین حوزه امنیت سایبری در الزام آن شکی وجود ندارد. برای اطمینان، پیشنهاد میکنم تا دوستانی که فرصت و حوصله مطالعهی عمیقتر دارند، به مجوزهای جهانی که ITU به عنوان بالاترین مقام زیرمجموعه سازمان ملل در حوزه ارتباطات به دولتها در مواقع فورسماژور اعطا نموده و الزامات منطقهای که این سازمان، اپراتورها را موظف به رعایت آن کرده است، جلب میکنم. متاسفانه بدلیل سهلانگاریهای تخصصی مرتبط با حل مسئله (که در این مقال حوصله و مجال آن نیست) اصرار بر قطعشدگی اینترنت شرط بلاشک لازمِ حراست از امنیت ملی ایرانِجان شده است.
۲. وجه جنگ روایتها : با گسترش روزافزون شبکههای اجتماعی متنوع و پیامرسانهای مختلف دیجیتالی، بال دوم و بسیار مهم جنگ میدانی که همانا جنگ روایتها از حقایق حاکم بر اتفاقات میدان است، بطور فزاینده و عمیقی به ارتباطات و اینترنت وابسته شده است. اعلام حقانیت در دفاع ، ظلم حاصل از تجاوز و روایت قدرت میدانی جانبرکفانِ میدان، وابسته به بلندگویی بدنه اجتماعی است که در بستر جهانی، این مهم در ابزارهای ذکرشده صدرالاشاره به انجام میرسد. به غایت، خصوصا در دوران آتشبس و همچنین و مهمتر از آن در دوران نه جنگ و نه صلح که میدان ساکت میشود، مُبرهن است که جنگ روایتها از جنگ میدانی تأثیرات و کُنشهای عمیقتری برجای میگذارد. قطعشدگی اینترنت توان تهاجمی کشور در این بخش را به شدت تضعیف کرده است.
۳. وجه بدنه اجتماعی : امروزه با نگاه واقعگرایانه و همچنین مبتنی بر استانداردهای جهانی کشورهای پیشرفته و در شُرف پیشرفت ، خدمات پایدار ارتباطات و علیخصوص اینترنت جزو لاینفک سبد خانوار شده است. به معنای آنکه، مشابه آب و برق ، برقراری و از آن مهمتر پایداری در برقراری، جزو شروط و اصول پایهای خانوار و در زمان تجاوز، اقدامات پدافندی در جنگ گردیده است. آموزش، مراودات جمعی شامل و نه محدود به : الف) گعدههای سهگانهی خانوادگی و دوستانه و میان طبقاتی، ب) آگاهیرسانی سریع و مستمر به اخبار قابل اعتنا و در نهایت ج) سرگرمیهای فردی و اجتماعی، حداقل مواردی هستند که به ارتباطات و اینترنت در سبد خانوار وابستگی کامل دارند. قطعشدگی اینترنت خصوصا روند طولانیمدت آن، منتج به وقوع گرانفروشیها و احتکارات این کالای با ارزش، بدون امکان هرگونه پیشبینی اختتام، تأثیر منفی مستقیم بر تابآوری بدنه اجتماعی که سلحشورانه مقاومت کرده و قطعا مقاومت خواهد کرد، ایجاد میکند.
۴. وجه اقتصاد خُرد : امروزه، در بخش مهم اقتصاد کشورهای در حال توسعه شامل: مشاغل خانگی و بنگاههای تکنفره، گذرگاهِ مهمِ محلِ عرضه ، شامل : فروش و فروشگاه، بر بستر ارتباطات و اینترنت قرار داشته و بدون آن، حتی اگر تولید هم صورت پذیرد، فروشی در کار نبوده و سناریوی بسیار خطرناک مارپیچ مرگ نقدینگی در این گسترهی اقتصادی واقع میگردد. نکته مهم این مدل اقتصادی آن است که اکثر فروشندگان آن، یا از میان جوانان تازه اشتغال یافته و یا از اقشار دهکهای پایین جامعه هستند. اکثر خریداران کالاهای این مدل کسبوکار هم در همین دو گروه قرار دارند. لذا قطعشدگی اینترنت تأثیر ماندگار منفی به ضربهپذیرترین و تا حدودی ضعیفترین اقشار بدنه اجتماعی ایجاد خواهد کرد.
۵. وجه اقتصاد متوسط و کلان : بهرهبرداری از ارتباطات و اینترنت خصوصا پس از انقلاب اخیر چهارم صنعتی جهانی یک موضوع فراصنعتی، فراصنفی و فراتجاری شده و از قالب بسته، که صرفا تاثیرگذار در صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات بوده، خارج گردیده و به عنوان زیربنای لازم کلیهی شقوق اقتصادی شده است. سهم تأثیرات این موضوع در صنوف مختلف کسبوکاری، وابسته به نوع صنعت، از صد درصد (در اقتصادهای مستقیم و خصوصا اقتصاد دیجیتال) تا حداقل ۳۵ درصد گزارش جهانی و کشوری شده است. قطعشدگی اینترنت نه تنها بدنهی توانمند این بنگاههای اقتصادی را نحیف میکند، که دومینوی این اثرات منفی، دامان دهکهای پایین را نیز در بسیاری از مراکز عمل، مانند و نه محدود به : تعدیلات گستره شغلی و گرانیهای غیرقابل کنترل، گرفته و به صورت سرطانی گسترش مییابد.
در این نوشتار به تاکیدی هدفمند موضوع قطعی اینترنت، در حد یک مسئله (نه یک معضل، مشکل، بحران یا موارد مفهومی شبیه آن) تعریف گردیده است. زیرا مسئله ، ذاتا موضوعی چالشی است که قطعا توسط متخصصان آن به سادگی قابل حل است. آنچه مسلم است رفع یا باقیماندن مسئلهی ناپایداری بواسطهی خطرات امنیتی، وابسته به جمع جبری تهدیدات و فرصتهای وجوه پنجگانه فوقالاشاره است. مشخصا نگاه عمیق کارشناسانه به دور از تأثیر گرفتن از حواشی سیاسی و احساسی، گویای آن است که مقصر حلنشدگی این مسئله هرگز متولیان امنیت کشور نبوده و اقدام ایشان شرط لازم و قابل دفاع انجام مدبرانهی وظیفهشان است.
اما متاسفانه بیتوجهیها و روزمرگیهای درازمدت در فناوریهای تضمینکننده امنیت ملی اطمینان مورد نیاز را برای متولیان پدید نیاورده و آن شده است که ... شده است و میشود و تکرار خواهد شد. مسئلهی که براساس معماری تابآوری تهاجمی در دوران پساچنگ باید حلشده و شیرینی آن را به کام همه مردمانِ ایرانِجان بچشاند.
*سید محمدحسن مقدمفر، بنیانگذار و رییس هیات مدیره گروه سیمرغ سامانه
مشاهده خبر در جماران