کدخبر: ۱۷۰۸۲۳۸ تاریخ انتشار:

گزارش تحلیلی بازتاب جمله «ماهم ابرقدرتیم» در شبکه‌های اجتماعی/ ۷۶ درصد حمایت در توئیتر

در نشست خبری، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در پاسخ به خبرنگاری که با لحنی پرسشگرانه گفته بود «آمریکا یک ابرقدرت است، چرا عقب‌نشینی نمی‌کنید؟»، با آرامش و قاطعیت پاسخ داد: «ماهم ابرقدرت هستیم». این جمله کوتاه و به ظاهر ساده، در مدت زمان یک روز به موجی ملی در فضای مجازی تبدیل شد.

پایگاه خبری جماران، محمد تقی زاده: در نشست خبری چند روز قبل، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در پاسخ به خبرنگاری که با لحنی پرسشگرانه گفته بود «آمریکا یک ابرقدرت است، چرا عقب‌نشینی نمی‌کنید؟»، با آرامش و قاطعیت پاسخ داد: «ماهم ابرقدرت هستیم». این جمله کوتاه و به ظاهر ساده، در مدت زمان یک روز به موجی ملی در فضای مجازی تبدیل شد. کاربران در شبکه‌های اجتماعی مختلف این جمله را بازنشر کردند، برخی در حمایت و برخی در نقد.

 

 

این گزارش به بررسی کمی و کیفی بازتاب این جمله در شش بستر توئیتر، تلگرام، اینستاگرام، ایتا، بله و رسانه‌های رسمی ایسنا و فارس می‌پردازد. داده‌های این گزارش مربوط به بازه زمانی یک روزه پس از بیان این جمله است.

هدف این گزارش، نه صرفاً شمارش آمار، بلکه تحلیل مضامین، شناسایی الگوهای حمایت و نقد، و مقایسه رفتار کاربران در بسترهای مختلف با توجه به ویژگی‌های هر پلتفرم است. نکته قابل توجه اینکه توئیتر که به عنوان بستری با حضور پررنگ مخالفان نظام شناخته می‌شود و دسترسی به آن به دلیل قطعی‌های مکرر اینترنت بسیار محدود است، همچنان بیشترین تنوع و تعداد محتوا را به خود اختصاص داد. از سوی دیگر، تلگرام به عنوان بستر قدیمی‌تر با مخاطبان عام‌تر، بیشترین حجم بازدید را ثبت کرد. بسترهای داخلی ایتا و بله نیز عمدتاً با محتوای حمایتی در این موج حضور یافتند.

 

 بخش اول: تحلیل توئیتر

 در توئیتر به طور کلی حضور کاربران ایرانی داخل کم بوده و در اثر قطعی نت کمتر نیز شده است. از سوی دیگر در بیشتر اوقات و با سرمایه‌گذاری گسترده شاهد حضور مخالفان نظام در این بستر بودیم. با وجود این محدودیت‌ها و ترکیب خاص کاربران، در بازه یک روزه ۱۸۵ کاربر ایرانی با ۲۴,۶۶۶ بازدید در مورد جمله بقایی محتوا منتشر کردند.

 

 

توضیح مضامین توئیتر با مصادیق:

ایستادگی در برابر زور و عقب‌نشینی نکردن(۲۸٪): کاربران توئیتری جمله بقایی را در مقابل سوال خبرنگاری قرار می‌دادند که مفهوم «آمریکا ابرقدرت است پس باید عقب‌نشینی کنید» را تداعی می‌کرد. پاسخ بقایی به عنوان نماد «نه گفتن به زورگویی» و «نرفتن زیر بار حرف زور» تفسیر شد. مصداق: «ما زیر بار حرف زور نمی‌رویم و نباید هم بریم»

قدرت نظامی(۱۸٪): بسیاری از توییت‌ها به توان موشکی ایران، کنترل تنگه هرمز و بازدارندگی نظامی اشاره کردند. یک توییت تصویری از نقشه تنگه هرمز با خطوط آبی، قرمز و سبز منتشر کرد و نوشت: «تنگه هرمز: خط آبی مسیر امن معرفی‌شده توسط ایران، خط قرمز مسیر مین‌ریزی شده، خط سبز پیشنهاد ترامپ که به درد نمی‌خورد. ابرقدرتیم»

ضعف و تحقیر آمریکا(۱۳٪): کاربران به عقب‌نشینی‌های مکرر ترامپ، خفت آمریکا در مقابل ایران و از دست رفتن اعتبار این کشور اشاره کردند. مصداق: «آمریکا هیچوقت این حجم از خفت و خواری رو به خودش ندیده بود. به قول بقایی: ماهم ابرقدرتیم»

ارتباط با آرمان‌های انقلاب و شهدا(۱۰٪): توییت‌ها جمله بقایی را ادامه راه امام خمینی و شهدایی دانستند که «یک تنه به همه دنیا خط می‌دادند». مصداق: «شهید بهشتی می‌گوید ما چگونه شکست‌ناپذیریم»

فاصله میان ادعا و برخی واقعیت‌های داخلی(۸٪): برخی توییت‌های منتقد به حذف تیک آبی صفحه اینستاگرام بقایی، قطعی ۶۶ روزه اینترنت و جرم دانستن استفاده از استارلینک اشاره کردند. مصداق: «از کشوری که استارلینک جرم و زندان داره و ۶۶ روز اینترنت را قطع کردند از این ناراحته چرا تیک آبی منو حذف کردید؟ ابرقدرت حالا تو این مورد کوتاه بیا»

شباهت‌سازی با نمونه‌های تاریخی توهم قدرت(۸٪): یک توییت طولانی بقایی را به هیتلر تشبیه کرد که در آخرین لحظات در پناهگاه از توهم ابرقدرتی دست نکشید.

قدرت اقتصادی(۵٪): برخی توییت‌ها به کنترل قیمت و فروش نفت توسط ایران اشاره کردند. مصداق: «وقتی کنترل قیمت و فروش نفت دست ماست، یعنی ما ابرقدرتیم»

نقد ساختاری(شکاف مردم و حاکمیت، انزوای بین‌المللی) (۵٪): این توییت‌ها به شکاف میان مردم و حاکمیت و انزوای بین‌المللی ایران اشاره داشتند. مصداق: «نمایش اجماع عمومی در حالی که شکاف میان رژیم و مردم عمیق‌تر از همیشه است»

نقد نقش باورهای مهدوی در تصمیم‌گیری‌های حکمرانی (۳٪): یک توییت طولانی به نقد نقش باور به مهدی موعود در تصمیم‌گیری‌های حکمرانی پرداخت.

پایان دوران تحمیل قواعد توسط دیگران(۲٪): توییت‌های حامی جمله بقایی را آغازگر دورانی دانستند که دیگر هیچ کشوری نمی‌تواند به ایران دیکته کند. مصداق: «دوران تحمیل قواعد توسط دیگران به پایان رسیده است. قدرت ایران واقعیتی انکارناپذیر است»

آمار کلیدی توئیتر: پربازنشرترین توییت متعلق به دکتر علیرضا رحیمی با ۶۶ بازنشر بود. همین کاربر با ۱۲,۸۸۸ مشاهده، پربازدیدترین توییت را نیز به خود اختصاص داد.

 

 بخش دوم: تحلیل تلگرام

تلگرام به عنوان یکی از قدیمی‌ترین و پرکاربردترین پیام‌رسان‌های فارسی‌زبان، مخاطبان عام‌تری دارد و طیف وسیع‌تری از کاربران از جمله حامیان، منتقدان و کاربران غیرسیاسی در آن حضور دارند. بر خلاف توئیتر، دسترسی به تلگرام با فیلترشکن آسان‌تر است و کاربران بیشتری از آن استفاده می‌کنند.

در بازه یک روزه، تلگرام با ۲۱,۵۶۳ بازدید، پس از توئیتر بیشترین حجم بازتاب جمله بقایی را به خود اختصاص داد. موثرترین کانال تلگرام، نورنیوز با ۹,۶۴۳ بازدید بود که تقریباً سه برابر بازدید ایسنا و چهار برابر بازدید فارس بوده است.

 

مضامین کلیدی در تلگرام:

مضامین مثبت در تلگرام بسیار پررنگ‌تر از توئیتر ظاهر شدند و لحن اغلب محتواها حمایتی، ملی و غرورآفرین بود. بر خلاف توئیتر که نقدهای ساختاری و طنزهای تلخ دیده می‌شد، تلگرام عمدتاً بستری برای انتشار محتوای حامی و همبستگی‌ساز بود. مهمترین مضامین به شرح زیر است:

ایستادگی در برابر زور و ابرقدرت‌ها: این مضمون پربسامدترین مضمون در تلگرام بود. در محتواهای منتشر شده، جمله بقایی به عنوان نماد «نه گفتن به آمریکا» و «عقب‌نشینی نکردن در برابر زور» معرفی می‌شد. بسیاری از کانال‌ها این جمله را در مقابل سالها تحقیر ایران در رسانه‌های غربی قرار می‌دادند. مصادیق متعددی از جمله «ما زیر بار زور نمی‌رویم» و «این پاسخ، مشت محکمی بر دهان مستکبران بود» در کانال‌های تلگرامی دیده می‌شد.

قدرت نظامی و کنترل تنگه هرمز: کانال‌های تلگرامی بارها به توان موشکی ایران، کنترل تنگه هرمز و بازدارندگی نظامی به عنوان مصادیق عینی ابرقدرت بودن ایران اشاره کردند. تصاویری از نقشه تنگه هرمز با خطوط آبی، قرمز و سبز در این کانال‌ها منتشر شد که نشان می‌داد ایران مسیر امن را خود تعیین می‌کند. همچنین ویدئوهایی از رزمایش‌های موشکی و اظهارات فرماندهان نظامی در کنار جمله بقایی بازنشر می‌شد.

تحقیر آمریکا و عقب‌نشینی‌های ترامپ: در این محتواها، جمله بقایی در تقابل با «خفت و خواری آمریکا» قرار می‌گرفت. به عقب‌نشینی‌های مکرر ترامپ از مواضعش، شکست آمریکا در مهار ایران و از دست رفتن اعتبار این کشور در مجامع بین‌المللی به عنوان مصادیق ضعف آمریکا در برابر «ابرقدرت ایران» اشاره می‌شد. یکی از کانال‌ها نوشته بود: «آمریکا هیچوقت این حجم از تحقیر را تجربه نکرده بود. هر روز یک حرف می‌زند و فردایش عقب‌نشینی می‌کند.»

تفاوت تلگرام با توئیتر: در تلگرام تقریباً هیچ اثری از مضامین انتقادی مانند نقد ساختاری، تشبیه به هیتلر یا نقد باورهای مهدوی دیده نمی‌شد. همچنین مضامین مربوط به فاصله ادعا و واقعیت‌های داخلی (مانند تیک آبی و قطعی اینترنت) در تلگرام به چشم نمی‌خورد. این نشان می‌دهد که تلگرام در این موج عمدتاً بستری برای هماهنگی و انتشار محتوای مثبت و حمایتی بوده است.

 

 بخش سوم: تحلیل اینستاگرام

ویژگی‌های بستر: اینستاگرام به عنوان یک شبکه اجتماعی تصویری، کاربران متنوعی دارد، اما به دلیل فیلترشدن، دسترسی به آن با محدودیت همراه است.

آمار اینستاگرام: اینستاگرام در بازه یک روزه بازتاب کمتری نسبت به توئیتر و تلگرام داشت. موثرترین محتوا در این بستر متعلق به صفحه ایسکا نیوز با ۶۷۴ بازدید بود. سایر صفحات اینستاگرامی نیز محتوای مشابهی منتشر کردند، اما حجم بازدید قابل توجهی ثبت نشد.

مضامین کلیدی در اینستاگرام: محتوای اینستاگرام عمدتاً شامل بازنشر مستقیم ویدئوی نشست خبری بقایی، کلیپ‌های کوتاه از جمله «ماهم ابرقدرتیم» با موسیقی‌های حماسی و تصاویر نوشتاری با همین جمله بود. در این بستر نیز مضامین مثبت و حمایتی غالب بود. بر خلاف توئیتر، نقدها در اینستاگرام بسیار کمرنگ و عمدتاً در بخش کامنت‌ها مطرح می‌شد نه در خود پست‌ها.

 

 بخش چهارم: تحلیل ایتا

کاربران ایتا عمدتاً حامی نظام، نیروهای انقلابی، نهادهای دولتی و رسانه‌های نزدیک به حاکمیت هستند. محتوای منتشر شده در این بستر تقریباً به طور کامل مثبت و حمایتی است.

آمار ایتا: در بازه یک روزه، ۶۵۳ کانال در ایتا جمله بقایی را پوشش دادند. حجم دقیق بازدیدها ثبت نشده است، اما با توجه به تعداد کانال‌ها، می‌توان گفت ایتا پس از تلگرام و توئیتر، سومین بستر پرکار از نظر تعداد کانال‌های فعال بوده است.

مضامین کلیدی در ایتا: محتوای ایتا عمدتاً شامل بازنشر جمله بقایی با هشتگ‌های حمایتی مانند ما_هم_ابرقدرتیم و ایران_قوی بود. بسیاری از کانال‌های خبری و انقلابی این جمله را به عنوان «نماد اقتدار ملی» و «پاسخ کوبنده به غرب» معرفی کردند. بر خلاف توئیتر، هیچ محتوای انتقادی یا تخریبی در این بستر مشاهده نشد. لحن محتواها رسمی‌تر و هماهنگ‌تر از سایر بسترها بود.

 

 بخش پنجم: تحلیل بله

در بازه یک روزه، ۱۵۷ کانال در بله جمله بقایی را پوشش دادند. این تعداد نسبت به ایتا بسیار کمتر است و نشان می‌دهد بله در این موج حضور کمرنگی داشته است.

مضامین کلیدی در بله: محتوای بله مشابه ایتا و عمدتاً مثبت و حمایتی بود. هشتگ #ماهم_ابرقدرتیم در بسیاری از کانال‌ها تکرار شد. با توجه به تعداد کم کانال‌ها و نبود آمار بازدید، نمی‌توان تحلیل دقیق‌تری از میزان تأثیرگذاری این بستر ارائه داد.

 

 بخش ششم: تحلیل رسانه‌های رسمی (ایسنا و فارس)

ایسنا و فارس دو رسانه رسمی و پربازدید ایران هستند که معمولاً اخبار سیاسی را پوشش می‌دهند.

آمار رسانه‌های رسمی: ایسنا با ۲,۷۸۶ بازدید و فارس با ۲,۴۵۱ بازدید در رتبه‌های بعد از کاربران عادی و کانال‌های غیررسمی قرار گرفتند. این آمار نشان می‌دهد که موج جمله بقایی بیشتر توسط کاربران عادی و کانال‌های مردمی هدایت شد تا رسانه‌های رسمی. نکته قابل توجه اینکه یک کاربر توئیتری (دکتر علیرضا رحیمی) با ۱۲,۸۸۸ بازدید، بیش از مجموع بازدیدهای ایسنا و فارس (۵,۲۳۷ بازدید) بازدید داشته است.

مضامین کلیدی در رسانه‌های رسمی: ایسنا و فارس عمدتاً به نقل قول مستقیم جمله بقایی در قالب خبر کوتاه اکتفا کردند و تحلیل یا بسط خاصی به آن ندادند. این در حالی است که کانال‌های غیررسمی و کاربران عادی با تولید محتوای متنوع (کلیپ، تصویر، تحلیل، طنز و...) موج را گسترش دادند.

 

 

 تحلیل نهایی

نکته اول: موفقیت جمله بقایی در ایجاد همبستگی فراجناحی

جمله کوتاه «ماهم ابرقدرتیم» با وجود سادگی، توانست در مدت یک روز به موجی ملی در فضای مجازی تبدیل شود. این موفقیت ریشه در چند عامل دارد: نخست، ساختار دوگانه «پرسش تحقیرآمیز خبرنگار خارجی – پاسخ قاطع سخنگوی ایرانی» که یک روایت کلاسیک «ما در برابر آنها» را فعال کرد. دوم، ایجاز و ضرب‌آهنگ جمله که آن را قابل تکثیر و به خاطر سپردن کرده است. سوم، عدم وابستگی این جمله به جناح یا طیف خاصی که امکان بازنشر آن را برای کاربران با گرایش‌های مختلف فراهم کرد.

 

نکته دوم: شگفتی آماری توئیتر

مهمترین یافته این گزارش، آمار توئیتر است. توئیتر به عنوان بستری که با سرمایه‌گذاری گسترده مخالفان نظام مواجه است و کاربران داخل در آن حضور کمرنگی دارند(به ویژه پس از قطعی‌های مکرر اینترنت)، انتظار می‌رفت که حجم نقدها و محتوای تخریبی از محتوای مثبت پیشی بگیرد. اما داده‌ها خلاف این را نشان دادند: ۷۶ درصد محتوای توئیتر مثبت و تنها ۲۴ درصد انتقادی و تخریبی بود. این نسبت حدود سه به یک به نفع محتوای مثبت، یک شگفتی آماری است و نشان می‌دهد که جمله بقایی توانسته حتی در میان کاربرانی که عموماً منتقد نظام هستند، طنین مثبت ایجاد کند.

به عبارت دیگر، «ایرانی بودن» بر «سیاسی بودن» در این لحظه خاص غلبه کرده است.

 

نکته سوم: تفاوت بارز دو بستر توئیتر و تلگرام

توئیتر و تلگرام هر دو حجم بالایی از بازتاب را داشتند، اما از نظر کیفی تفاوت آشکاری نشان دادند. در توئیتر، هم طیف گسترده‌تری از مضامین (اعم از مثبت و منفی) دیده می‌شد و هم نقدهای ساختاری، تشبیهات تاریخی، اشاره به ناهماهنگی ادعا و واقعیت داخلی (تیک آبی، قطعی اینترنت) و حتی نقد باورهای مهدوی مطرح شد. اما در تلگرام، محتوا تقریباً به طور کامل مثبت و هماهنگ بود و از نقدهای ساختاری خبری نبود. این تفاوت را می‌توان به ترکیب متفاوت کاربران دو بستر نسبت داد: تلگرام مخاطب عام‌تر و هماهنگ‌تری دارد، در حالی که توئیتر بستری برای ابراز نظرات متنوع‌تر و حتی متضاد است.

 

نکته چهارم: ضعف رسانه‌های رسمی در برابر کاربران عادی

ایسنا و فارس با ۲,۷۸۶ و ۲,۴۵۱ بازدید، نه تنها از تلگرام (۲۱ هزار بازدید) و توئیتر (۲۴ هزار بازدید) عقب ماندند، بلکه حتی از یک کاربر توئیتری (دکتر علیرضا رحیمی با ۱۲,۸۸۸ بازدید) نیز بازدید کمتری داشتند. این نشان می‌دهد که در موج‌های اجتماعی امروز، رسانه‌های رسمی دیگر موتور محرکه نیستند. کاربران عادی، کانال‌های غیررسمی و اینفلوئنسرها نقش مهم‌تری در تولید و انتشار محتوا دارند. رسانه‌های رسمی معمولاً با تأخیر و به صورت خبری خشک وارد می‌شوند، در حالی که کاربران عادی با خلاقیت (کلیپ، طنز، تصویر، تحلیل شخصی) موج را گسترش می‌دهند.

 

نکته پنجم: نقش نورنیوز به عنوان موثرترین کانال تلگرام

نورنیوز با ۹,۶۴۳ بازدید، تقریباً نیمی از کل بازدیدهای تلگرام (۲۱,۵۶۳) را به خود اختصاص داد. نورنیوز به عنوان رسانه‌ای نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، از ظرفیت خود برای گسترش این جمله استفاده کرد. این موفقیت نشان می‌دهد که حتی در بستری مانند تلگرام که کانال‌های متعددی فعال هستند، یک کانال مشخص می‌تواند با تولید محتوای هدفمند و به موقع، سهم غالب بازدیدها را به دست آورد.

 

نکته ششم: نبود یا کمرنگ بودن نقدهای تند در بسترهای داخلی

در ایتا و بله که بسترهای داخلی و عمدتاً حامی نظام هستند، نه تنها محتوای انتقادی دیده نشد، بلکه حجم بازتاب نیز نسبت به توئیتر و تلگرام بسیار کمتر بود. این می‌تواند دو معنا داشته باشد: اول اینکه حامیان نظام احساس نیاز به تولید محتوای گسترده نداشتند زیرا موج عمدتاً توسط کاربران عادی و حتی مخالفان در توئیتر هدایت می‌شد. دوم اینکه بسترهای داخلی هنوز به بلوغ کافی برای تولید موج‌های بزرگ نرسیده‌اند و کاربران فعال در آنها کمتر از تلگرام و توئیتر هستند.

 

نکته هفتم: قدرت یک کاربر در توئیتر

دکتر علیرضا رحیمی با ۱۲,۸۸۸ بازدید و ۶۶ بازنشر، به تنهایی بیش از ایسنا و فارس بازدید داشت. این نشان می‌دهد که در توئیتر، یک کاربر می‌تواند با تولید محتوای مناسب، به اندازه یک رسانه رسمی تأثیرگذار باشد. بررسی توییت این کاربر نشان می‌دهد که او از جمله بقایی برای نقد آمریکا و ترامپ استفاده کرده و توانسته مخاطب گسترده‌ای جذب کند.

 

نکته هشتم: غیاب مضامین اقتصادی در صدر جدول

با اینکه کنترل نفت و قیمت‌ها به عنوان یک مضمون مثبت در جدول حضور دارد (۵٪)، اما در مقایسه با مضامین نظامی (۱۸٪) و ایستادگی (۲۸٪) جایگاه پایین‌تری دارد. این نشان می‌دهد که کاربران فضای مجازی بیشتر «قدرت سخت» (نظامی و بازدارندگی) را مصداق ابرقدرتی می‌دانند تا «قدرت نرم» یا «قدرت اقتصادی». این الگو در هر دو بستر توئیتر و تلگرام یکسان بود.

مشاهده خبر در جماران