کدخبر: ۱۷۰۷۹۴۸ تاریخ انتشار:

تجزیه امارات جدی است؟

شارجه به لحاظ اقتصادی و سیاسی و جمعیتی سومین امارت در امارات متحده عربی است. جمعیت ساکن در شارجه با رأس‌الخیمه بیش از ۲.۱ میلیون نفر است. باید اضافه کرد که امتداد قبایل قواسم تا رأس مسندم عمان کشیده می‌شود و عصبیت قواسم ممکن است در شرایطی آن‌ها را نیز تحریک کند که درهرصورت زنگ خطری برای عمان است.

به گزارش جماران، این روزها شایعات اختلاف‌نظر بین حکام امارات عربی متحده داغ است و شایعه جدایی شارجه از دولت اتحاد سر زبان‌ها افتاده است.

 روزنامه فرهیختگان نوشت:

دکتر سلطان القاسمی امروز قدیمی‌ترین حاکم منطقه است، او بیش از ۵۰ سال است که حکومت امارت شارجه را بر عهده داد. دکتر القاسمی یک فرد فرهنگی و صاحب تألیفات بسیار است و شخصیتی متمایز نسبت به محمد بن‌زاید و محمد بن‌راشد دارد. او خود را از نوادگان ائمه اطهار می‌داند و شجره‌نامه‌ای نیز برای خود نوشته است. به‌تبع این شخصیت و مسیر فرهنگی زندگی‌اش، نگاه او به حکومت‌داری بسیار متفاوت با سران ابوظبی است، چنانچه که در چندین پرونده بین آن‌ها اختلافات جدی وجود داشته است. شارجه را امروز پایتخت فرهنگی امارات عربی متحده می‌دانند و دکتر القاسمی می‌خواهد که شارجه را مرکز اندیشه‌ورزی و چاپ و... جهان عرب بکند، او امروز نگاه مثبتی به اسلام سیاسی و متفکرین مسلمان دارد و تا حدی فضای ناصری خود را تعدیل کرده است، اما درهرصورت زیربنای اندیشه او ایستادگی در مقابل اشغالگری اسرائیل است و در این مسیر اقدامات فرهنگی و رسانه‌ای و حتی اقتصادی نیز انجام داده است. چنین اهدافی برای اداره این امارت قطعاً برآمده از اصول و جهان‌بین دکتر القاسمی است که با نگاه بن‌زاید که عملاً تبدیل به عوامل صهیونیستی در منطقه شده تعارض دارد. این تعارض زمانی که شارجه و رأس‌الخیمه موافق عادی‌سازی روابط امارات با اسرائیل نبودند، تشدید شد.  

دکتر القاسمی را می‌توان آخرین ناصریست منطقه دانست که هنوز در قدرت است. او که در قاهره در اوج شکوه جریان ناصری تحصیل می‌کرد به‌شدت تحت‌تأثیر فضای وقت قرار گرفت، تاحدی‌که در زمانی که ابوظبی و امارت‌های دیگر به اخوان‌المسلمین اجازه فعالیت دادند و امکانات زیادی در اختیار این گروه قرار گرفت، ولی دکتر القاسمی چنین اجازه‌ای به اخوان‌المسلمین اماراتی در شارجه نداد. این مثال ازاین‌رو آمد که نشان دهم که دکتر القاسمی خود را یک شخصیت علمی و یک تاریخ‌نگار می‌داند و برای خود هویت و اصولی قائل است، به همین سبب او در موارد مختلف با شیخ زاید و خلفای او یعنی خلیفه و محمد بن‌زاید اختلافات جدی داشت و دارد و مانند آن‌ها دچار چرخش‌های صد و هشتاد درجه‌ای نمی‌شود. این اختلافات قدیمی تا حدی بود که گفته می‌شود دو پسر او با توطئه ابوظبی در لندن جان خود را از دست دادند و ابوظبی چند بار قصد کودتا در شارجه داشت.  

محمد پسر بزرگ‌تر او و ولیعهدش از همسر اول دکتر القاسمی بود. گفته می‌شود که او در سال ۱۹۹۹ در اثر مصرف هروئین در انگلیس و در کاخ خانوادگی جان خود را از دست داد؛ ولی گزارش‌هایی از قتل او صحبت کردند. خالد پسر ۳۹ساله دکتر القاسمی از همسر دومش نیز در مرگی مشکوک در لندن جان خود را از دست داد. منابع رسمی فوت او را نیز به سبب مصرف کوکائین اعلام کردند؛ ولی برخی از رسانه‌ها فوت او را مشکوک دانستند و معتقدند محمد بن‌زاید دستور ترور او را داده است. گفته می‌شود خالد با بن‌سلمان رابطه گرفته بود و در جنگ یمن مخالف سیاست بن‌زاید بود چنانچه که خود دکتر القاسمی در جنگ یمن مواضع متفاوت از ابوظبی داشت.  

رضا امیرخانی (خداوند شفایش دهد) برایم نقل می‌کرد که گویا در روزهای منتهی به انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ محمد و عزه فرزندان دکتر القاسمی به سمت ایران می‌ایستادند و مرگ بر شاه می‌گفتند. محمد و عزه شیفته انقلاب ایران بودند و دکتر القاسمی نیز نگاه مثبتی به ایران داشت و در دفاع مقدس هشت‌ساله کمک‌هایی به ایران نیز انجام داد و ارتباط خوبی با مرحوم هاشمی رفسنجانی برقرار کرد.  

نگاه مثبت دکتر القاسمی به انقلاب اسلامی و علاقه او به امام علی علیه‌السلام، چنانچه که ذکرش رفت او خود را از نوادگان ائمه اطهار می‌داند، در کنار ارتباط سیاسی مؤثر با سران ایران، خاصه با مرحوم هاشمی رفسنجانی و رفت‌وآمد خانوادگی آن‌ها با هم سبب شد که ایران در کودتای ابوظبی علیه دکتر القاسمی دخالت کند و دکتر القاسمی را در اریکه قدرت شارجه نگه دارد.  

در جولای ۱۹۸۷ (خرداد ۱۳۶۶) برادر بزرگ‌تر دکتر القاسمی یعنی عبدالعزیز از سفر برادرش به بریتانیا سوءاستفاده کرد و علیه او کودتایی ناکام ترتیب داد که تا حل‌وفصل آن ۶ روز طول کشید.  

ابوظبی از این کودتا حمایت کرد؛ ولی دبی مخالف آن بود، ریاض نیز موضع خنثی گرفت؛ ولی تهران از حاکم شارجه یعنی دکتر القاسمی حمایت کرد و حتی به او کمک اطلاعاتی و امنیتی کرد. سرانجام با دخالت قدرت‌های دیگر در شهر العین بین دو برادر توافق ایجاد شد و عبدالعزیز به‌عنوان ولیعهد انتخاب شد که البته بعدها در دهه ۹۰ میلادی عزل شد. همین مسئله سبب شد که ایران یک ورود مستقیم در مسئله شارجه داشته باشد.  

مرحوم هاشمی امیر شارجه را موافق ایران می‌دانسته، در خاطرات مرحوم هاشمی در روز ۲۸ خرداد ۱۳۶۶ می‌خوانیم: «خبر کودتای بدون خونریزی از شارجه رسید؛ سلطان موافق ایران را کنار گذاشته‌اند.» مرحوم هاشمی ابقای دکتر القاسمی را به نفع ایران می‌دانست. در خاطرات روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۶ می‌خوانیم: «کودتای شارجه به نفع حاکم قبلی - شیخ سلطان - دارد خاتمه می‌یابد و به نفع ماست؛ شورای‌عالی امارات تصویب کرده که وضع به‌صورت گذشته برگردد.»

به نظر می‌رسد دکتر القاسمی در آن زمان در میان کشورهای منطقه بیش از همه به ایران اعتماد دارد و از ایران می‌خواهد برادرش را در ایران تحت‌الحفظ به تبعید بپذیرند. در خاطرات روز ۱۰ تیر ۱۳۶۶ مرحوم هاشمی می‌خوانیم: «درباره پیام امیر شارجه و پیشنهاد تبعید برادرش به ابوموسی مذاکره شد. قرار شد تبعید برادرش به ایران را بپذیریم و پیشنهاد حفاظت از او بنماییم. نگران ترور خودش بود.»

مرحوم هاشمی در ۱۰ تیر می‌نویسد که حاکم شارجه نگران ترور خودش بود، باتوجه‌به خاطره ۱۴ تیر ۱۳۶۶ می‌توان به این نتیجه رسید که حاکم شارجه از ایران خواسته که مسئولیت حفاظت از او را بپذیرند. در خاطره مرحوم هاشمی در ۱۴ تیر ۱۳۶۶ می‌خوانیم: «شب جلسه سران قوا در دفتر من بود... در جلسه سران قوا، وزیر خارجه و وزیر اطلاعات آمدند. درباره حفاظت از حاکم شارجه و برخورد با فرانسه، بحث و اتخاذ تصمیم شد.»

گویا دکتر القاسمی پیگیر درخواست خود و کمک ایران برای محافظت از او و قدرتش بوده، در ۳۱ تیر ۱۳۶۶ مجدد در خاطرات مرحوم هاشمی می‌خوانیم: «آقای ری‌شهری گزارش مذاکره با امیر شارجه را داد که خواهان کمک ماست.»

متن سندی که ویکی‌لیکس نیز در مورد نظر دکتر القاسمی درباره مرحوم هاشمی رفسنجانی منتشر کرده را می‌توانید بخوانید: 

«موضوع سند: سلطان، مثبت درباره رفسنجانی و سرسخت در برابر زاید

طبقه‌بندی: سری

یکشنبه ۴:۴ دقیقه بیست و هشتم ژانویه ۱۹۹۰

از: سفارت آمریکا در دبی

به: وزیر امور خارجه»

اما به لحاظ مردم‌شناسی نیز امارت‌های شمالی خاصه شارجه و رأس‌الخیمه با امارات جنوبی یعنی دبی و ابوظبی تفاوت‌هایی دارند. قاطبه جمعیت شارجه و رأس‌الخیمه را قواسم تشکیل می‌دهند. قواسم شمال امارات در مواجهه با قبایل دبی و ابوظبی یعنی بنی‌یاس تاریخ پر فرازوفرودی داشتند. قواسم قبایلی گسترده هستند که در جنوب ایران در نقاطی مانند قشم و بندر لنگه هم اکنون نیز ساکن هستند. قواسم به سبب سلحشوری که داشتند توانستند سرزمین‌های زیادی را کنترل کنند که همین مسئله در حال حاضر موجب اختلافات ارضی به‌خصوص با شیخ‌نشین ابوظبی است. منطقه الحمریه که منابع گازی قابل‌توجهی در آن کشف شده است مورد طمع محمد بن‌زاید قرار گرفت.  

شارجه به لحاظ اقتصادی و سیاسی و جمعیتی سومین امارت در امارات متحده عربی است. جمعیت ساکن در شارجه با رأس‌الخیمه بیش از ۲.۱ میلیون نفر است. باید اضافه کرد که امتداد قبایل قواسم تا رأس مسندم عمان کشیده می‌شود و عصبیت قواسم ممکن است در شرایطی آن‌ها را نیز تحریک کند که درهرصورت زنگ خطری برای عمان است.  

مواردی که ذکرش رفت در کنار عواملی که خبری نشده‌اند و در این متن نیامده، موجب شده که شارجه با ابوظبی در چند دهه اخیر رابطه پر تلاطمی داشته باشد، مسئله‌ای که موردتوجه سران ایران نیز قرار داشت و مرحوم هاشمی رفسنجانی عملاً در مورد کودتا علیه دکتر القاسمی به کمک حاکم شارجه رفت. اما مرحوم هاشمی اکتفا به این اقدام نکرد و سعی داشت که شارجه را در مقابل ابوظبی تقویت کند. آن زمان دولت اتحاد تا این حد به نفع ابوظبی قوی نبود و امارات دیگر مجال بازیگری داشتند که از نظر ایران مغفول نماند.  

در اوایل دهه هفتاد مرحوم هاشمی رفسنجانی به دنبال طرحی مشترک با شارجه بود که میادین نفتی و گازی مبارک در اطراف جزیره ابوموسی که طبق قراردادی از قبل انقلاب به شارجه واگذار شده بود را با فرمولی به همراه شارجه بهره‌برداری کنند، تا از این طریق رفته‌رفته شارجه را در مقابل ابوظبی تقویت کند. اساساً نطفه قضیه کرسنت با چنین طرح سیاسی بسته شد.  

مواردی که آمد بدین جهت نگاشته شد که اشاراتی به شکاف‌های موجود در امارات بشود و تجربه تاریخی معاصر ایران در این منطقه موردتوجه قرار بگیرد. هرچند که معتقدم که مسئله جدایی شارجه از امارات کمی از واقعیت امروز دور است، ولی احتمالاً آن‌ها به دنبال الگویی مانند الگوی دوران تشکیل این کشور هستند که هنوز حاکم ابوظبی در این حد با استبداد و خودرأیی برخورد نمی‌کرد و همه تصمیمات مهم توسط حاکم ابوظبی اتخاذ نمی‌شد. تقویت شارجه در مقابل ابوظبی دقیقاً همان نقطه‌ای است که ما می‌توانیم در نظم بعد از «جنگ رمضان» روی آن حساب کنیم. اختلافات و شکاف‌ها و تاریخ پر تلاطم آن‌ها در حدی است که اجازه کنشگری به ما بدهد، چنانچه که قبلاً انجام شد؛ ولی مسئله جدایی شارجه و تجزیه امارات در حال حاضر بعید به نظر می‌رسد.  

 

مشاهده خبر در جماران