نشست «از مقاومت تا مذاکره؛ وظیفه روزنامهنگاران چیست؟»
علی ربیعی: در دفاع از تمامیت ذهنی ایرانیان موفق عمل نکردهایم/ شمسالواعظین: در جنگهای میهنی روزنامهنگاران مجاز به استفاده از موضع جانبدارانه هستند/ عبدالله گنجی: نباید در شرایط حساس ملی دچار مواضع لجبازانه شد
نشست «از مقاومت تا مذاکره؛ وظیفه روزنامهنگاران چیست؟» پیش از ظهر امروز(دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴) با همکاری انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و دفتر مطالعات و توسعه رسانهها برگزار شد و علی ربیعی، ماشاءالله شمسالواعظین و عبدالله گنجی در این نشست سخنرانی کردند.
نشست «از مقاومت تا مذاکره؛ وظیفه روزنامهنگاران چیست؟» پیش از ظهر امروز(دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴) با همکاری انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و دفتر مطالعات و توسعه رسانهها برگزار شد.
به گزارش خبرنگار جماران، علی ربیعی طی سخنانی در این نشست، با تأکید بر اینکه باید عادت کنیم به یک زیست همراه با انواع و گونههای بحران، گفت: باید ژورنالیسم و رونامهنگاری در بحران را بفهمیم و بشناسیم، اما متأسفانه جامعه و حاکمیت ما هنوز اهمیت رسانه را درک نکرده است. یکی از ویژگیهای دو جنگ اخیر که آنها را جنگهای نوین میدانم، تغییر پارادایم به سوی اطلاعات و عملیات روانی بر روی شهروندان است.
رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات افزود متأسفانه رسانه در ایران طی یک دهه گذشته به فراموشی سپرده شده و اهمیت آن تا کنون ناشناخته بوده است، در حالی که روح و روان جامعه ایرانی هدف اصلی دشمنان و بدخواهان بوده، ما با دو اقدام و یا کنش مواجه بودهایم؛ بیتوجهی و عدم درک نقش رسانه در داخل و برنامهریزی و برنامهسازی بسیار پرقدرت از خارج. نظام سیاسی ما با قدرت در مقابل تجاوز به تمامیت ارضی عمل کرده که بسیار تحسین برانگیز است، اما در دفاع از تمامیت ذهنی ایرانیان موفق عمل نکردهایم.
وی با بیان اینکه واقعیت جنگ اخیر، نفت، موقعیت ژئولپتیک و اسرائیل است، تأکید کرد: باید با صدای بلند واقعیت اصلی جنگ رژیم اسرائیل و آمریکا علیه ایران را فریاد بزنیم؛ واقعیتی که در میان صحبتهای ترامپ به وضوح قابل مشاهده است. پدیده تولید پسا حقیقت در شرایط فعلی در طول تاریخ ایران بیهمتا بوده است. متأسفانه، بخش بزرگی از این وضعیت نتیجه سیاستهای رسانهای بود که اتخاذ نکردیم و متأسفانه مرجعیت خبری، مرجعیت فیلم و مرجعیت تفریح و سرگرمی در کشور ما به تدریج از بین رفت؛ چرا که پولهای اسرائیلی، پولهای نفتی و حمایتهای برخی کشورها، بهتدریج مرجعیت ذهنی ما را ربودند.
دستیار اجتماعی رئیسجمهور با طرح پرسشی مبنی بر اینکه «روزنامهنگار ایرانی باید چگونه از ذهنیت تحت حمله ایرانیان دفاع کند؟» اظهار داشت: باید کسانی که حتی در زندان بودند اما علیه جنگ نوشتند را ستایش کنیم، حتی آن فرزند ایران که در خارج کشور ایستاد و برای ایران قلم زد، بسیار قابل تحسین است. اینها همگی دستاوردها و ظرفیتهای رسانهای ما هستند.
وی افزود: سؤال اینجا است که چگونه میشود سیاستهای داخلی را نقد کرد اما در عین حال، از ذهنیت ایرانیان محافظت کرد؟ یکی از زمینههای باورپذیر کردن دفاع از ذهنیت ایرانیان، داشتن قدرت نقد داخلی است. در این میان بحث دو قطبیسازی و تلاشهای برخی برای تضعیف قدرت ملی و نظامی، از اهمیت زیادی برخوردار است. نباید اجازه داد این ابزارهای توطئه، علیه کشور ما بهرهبرداری شوند. باید هوشمندانه، در خط مقابل آنها بایستیم و درک کنیم که چه سیاستهایی مورد نیاز است تا این وضعیت اصلاح شود.
ربیعی با تأکید بر اینکه متأسفانه هنوز نتوانستهایم به خوبی به کودکان میناب بپردازیم و کمتر به وجوه انسانی جنگ کمتر پرداختهایم، تصریح کرد: معتقدم که هیچ جنگی بدون توافق به اتمام نرسیده است. از سوی دیگر باید دقت کنیم که نگاه ملامتگرانه را کنار بگذاریم، به هر حال مسیری طی شده که به اینجا رسیدهایم. همچنین باید بر روی این موضوع کار کنیم که سازمانهای بینالمللی تا چه میزان پوچ هستند و ادعاهای حمایت از دموکراسی تا چه میزان دروغ بوده است.
به گزارش خبرنگار جماران، ماشاءالله شمسالواعظین نیز در این نشست صحبتهای خود را با طرح این پرسش آغاز کرد که «آیا روزنامهنگاری حرفهای، حتی در شرایط بحرانی، میتواند بیطرفی خود را حفظ کند؟» و در پاسخ گفت: روزنامهنگاری متعهد، در دوران بحران، وظایف و مسئولیتهای متفاوتی بر عهده میگیرد و حفظ بیطرفی مطلق در این شرایط، امری دشوار به نظر میرسد. در چنین شرایطی، جبهه داخلی باید با جبهه نظامی هماهنگ باشد و هرگونه تعلل یا تخلف در این زمینه، پیامدهای جدی خواهد داشت.
عضو شورای اطلاعرسانی دولت با اشاره به وجود کمیتهای ویژه در رژیم صهیونیستی برای نظارت بر خبرهای جنگ، اظهار داشت: این کمیته اجازه انتشار اخبار بدون عبور و گذر از نظارت را نمیدهد. در جنگ اخیر نیز شاهد بودیم که این رژیم برای انتشار تصاویر خرابیهای ناشی از جنگ، مجازات زندان ۶ ماهه تعیین کرد، بدون اینکه نیازی به دادرسی باشد و هم اکنون ۱۳۰ اسرائیلی دقیقا به همین جرم در زندان به سر میبرند، این در حالی است که در ایران، چنین محدودیتهایی و به این شکل وجود ندارد.
وی با اشاره به مدیریت مدبرانه اخبار جنگ در دوران جنگ ایران و عراق، یادآور شد: روزنامهنگاری بحران در دوران جنگ ایران و عراق تا حدود زیادی شکل گرفت؛ بنده در آن زمان در روزنامه کیهان بودم و مدتی کوتاه، تحریریهها به زیر زمین انتقال یافت و فاز «روزنامهنگاری بحران» آغاز و در دوران جنگ با حضور دکتر سیدکمال خرازی و آقای سیدمحمد خاتمی، اخبار جنگ تا حدود زیادی سامان پیدا کرد.
شمسالواعظین با تأکید بر اینکه در جنگهای میهنی روزنامهنگاران مجاز به استفاده از موضع جانبدارانه هستند، تصریح کرد: اخلاق حرفهای روزنامهنگاری من ایجاب میکند که در جنگهای میهنی در کنار دولت بایستم. تاریخ جایگاه ما را ثبت خواهد کرد که کجا ایستادهایم؛ آیا در جای درست تاریخ، یعنی در دوران جنگهای میهنی، ایستادهایم یا به جاهای دیگر رفتهایم و حتی موضع بیطرفانه اتخاذ کردهایم.
وی افزود: ادبیات به کار رفته در تولید محتوای جنگ باید جانبدارانه باشد، شخصا ادبیات بیطرفانه را در چنین مواقعی به صورت نسبی خیانت به وطن میدانم. دشمنان ایران برای حمله و تجاوز به ایران از ادبیات حماسی استفاده میکنند، آمریکا از نام «خشم حماسی» و رژیم اسرائیل از نام «شیران اسرائیل» برای حمله تجاوزکارانه استفاده میکنند اما همچنان روزنامهنگاران ایرانی سؤال میکنند که آیا نیاز هست که از ادبیات جانبدارانه استفاده کنیم؟
عضو شورای اطلاعرسانی دولت تأکید کرد: عدم اعلام فوری اخبار توسط رسانه ملی، در دوران جنگهای میهنی، بخشی از پروتکلهای حرفهای روزنامهنگاری محسوب میشود و دیگر سانسور تلقی نمیگردد. این امر، بخشی از حفظ تعادل روانی و اجتماعی در دوران جنگهای میهنی و بخشی از اخلاق بینالمللی است.
به گزارش خبرنگار جماران، عبدالله گنجی نیز در نشست «از مقاومت تا مذاکره؛ وظیفه روزنامهنگاران چیست؟»، گفت: در شرایط جنگی، اصل بیطرفی فاقد معنای واقعی است و فراتر از آن، هنگامی که پیچیدگیهای رسانهای با گفتمان روشنفکری در جامعه درهم میآمیزد، همان گرههای شناختی و اجتماعی پدیدار میشود. هر جامعهای از «تعینهای محیطی» ویژهای برخوردار است و چنانچه کنشهای اجتماعی منطبق بر این بسترها نباشد، به ناسازگاری فرهنگی و اجتماعی منجر خواهد شد.
مدیرمسئول پیشین روزنامه همشهری با اشاره به اینکه هر جامعهای شاخصهای فرهنگی منحصربهفردی دارد، تصریح کرد: در بافت فرهنگی ایران، مفاهیمی چون عاشورا یا واژه «ناموس» از عناصر گفتمانی قدرتمند به شمار میروند. لذا اگر این تعینهای محیطی در ساحتهای مختلف زندگی مورد توجه قرار نگیرد، بسیاری از چالشهای کنونی ریشه در همین بیتوجهی خواهد داشت. در فرهنگ تشیع و در گفتمان امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، تقابل حسین(ع) و یزید به گونهای تبیین شده است که نشان میدهد در منظومه فکری ما، مفهوم «شکست» به معنای متعارف آن بیمعنا است. شکست ویژه جنگهایی است که بر پایه منافع مادی و دنیوی شکل میگیرد؛ از این روی «پیروزی خون بر شمشیر» به عنوان یکی از مؤلفههای بنیادین فرهنگ و زیستبوم ما تلقی میشود.
وی ادامه داد: برای نمونه، اگر روزنامهای فردا تیتر بزند «ایران در جنگ ۴۰ روزه شکست خورد»، مردم در واکنشی قاطع، آن رسانه را مورد اعتراض قرار خواهند داد. ریشه این واکنش در آن است که اگرچه امام حسین(ع) به ظاهر شکست خورد، اما عمق فرهنگی این واقعه چنان است که امروز حتی نشانی از قبر یزید باقی نمانده است. تأمل در این نکته نشان میدهد که با لحاظ کردن این مؤلفهها، نهتنها از اصل بیطرفی فاصله میگیریم، بلکه میتوانیم مفاهیم میهن و ملیت را به جهتگیریهای کلان خود پیوند دهیم.
گنجی با اشاره به راهبردهای رسانهای دشمن گفت: همانگونه که در سناریوهای طراحیشده توسط موساد، تلاش میشود تا میان جمهوری اسلامی و ایران شکاف ایجاد شود، ممکن است برخی نیز از تفکیک این دو در بستر جنگ استقبال کنند؛ اما پیامد این روند، ترور رهبری و فرماندهان نظامی خواهد بود. این افراد اگرچه فرماندهان جمهوری اسلامی هستند، اما زیرساختهایی چون مدارس، بیمارستانها و پتروشیمیها متعلق به ملت ایران است و فارغ از نوع حکومت، پابرجا خواهند ماند. از این رو، این تعارض و تناقض به وضوح قابل مشاهده است.
وی افزود: همسویی بخش عمدهای از اپوزیسیون جمهوری اسلامی با مواضع کشور در این جنگ – به استثنای جریان سلطنتطلب – ریشه در این واقعیت دارد که تاریخنگاری آینده ایران را نه متجاوز، بلکه مورد تهاجم ثبت خواهد کرد. ایران طی ۲۸۸ سال گذشته به هیچ کشوری حمله نکرده است، اما برخی رسانههای داخلی نیز تصویری کاملاً جنگطلبانه و پرتنش از کشور ارائه میدهند. حال آنکه با واکاوی واقعیات تاریخی، از اواخر دوران نادرشاه افشار تاکنون، ایران هیچگاه آغازگر جنگ علیه کشور دیگری نبوده است.
مدیرمسئول پیشین روزنامه همشهری با طرح پرسشی تأکید کرد: اگر نام سه کشور اروپایی مانند آلمان، فرانسه و بریتانیا را ذکر کنیم، آیا میتوان مصداقی از ظلم ایران به این کشورها در ۴۷ سال گذشته یافت که واکنشی نشان نداده باشند؟ بنابراین، نباید صرفاً به دلیل اختلافنظر سیاسی، در شرایط حساس ملی دچار مواضع لجبازانه شد. پیوند ناگسستنی میهن با حاکمیت در دوران کنونی ایجاب میکند که بپذیریم جمهوری اسلامی اکنون در حال دفاع از تمامیت ارضی ایران است. این موضوع اگرچه گاه برای برخی در عرصه رسانه چالشی دشوار مینماید، اما باید تعین محیطی ویژهای را که در فرهنگ ایرانی ریشه دارد، به رسمیت شناخت؛ مؤلفهای که در فرهنگ غربی و به ویژه آمریکایی به دلیل فقدان آن پشتوانه تاریخی و تمدنی، وجود ندارد و تنها با معیارهای مادی سنجیده میشود.
وی ادامه داد: بنابراین، هنگامی که رسانههای داخلی از شکست ترامپ سخن میگویند، افکار عمومی آمریکا چنین برداشتی ندارد که کشورشان بیدلیل به چالش کشیده شده است؛ اما در سوی دیگر، کمتر کسی میپرسد اگر دفاع صورت نگیرد، چه جایگزینی وجود دارد؟ گاه نیز اقداماتی که از سوی طرفداران گفتوگو پیشنهاد میشود، حتی اگر در نگاه اول بیحاصل به نظر رسد، دارای حکمتی راهبردی است. من کاملاً به فرمایش مقام معظم رهبری پیش از جنگ ۱۲ روزه معتقدم که مذاکره با آمریکا نه شرافتمندانه است، نه عاقلانه و تنها بر پیچیدگیها میافزاید.
گنجی یادآور شد: انسجام ملی در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، ریشه در منطق حاکم بر جمهوری اسلامی داشت؛ ما پای میز مذاکره رفتیم تا از وقوع جنگ جلوگیری کنیم. همسویی رسانههای داخلی نیز از همین منطق نشأت میگرفت. با وجود پایبندی به حقوق بینالملل و پیشبرد مسیر دیپلماتیک، به دلیل برخورداری طرف مقابل از سلاح هستهای و تمایل ما به استفاده صلحآمیز از انرژی اتمی، مورد تهاجم قرار گرفتیم. بخش مهمی از انسجام جامعه مدیون همین منطق حکومتی بود که در فضای رسانه نیز به وضوح بازتاب یافت؛ لذا رسانهها نمیتوانستند با رویکردی صرفاً نقادانه مدعی شوند که با اتخاذ مسیرهای دیگر، جنگی رخ نمیداد.
وی افزود: گاه ورود به فرآیندهای مذاکرهای که در ظاهر بیحاصل مینمایند، ضرورتی راهبردی است. در دوگانه کنونی «مذاکره یا عدم مذاکره» که به باور من در نهایت به نتیجه واحدی ختم میشود، زیرا شکافهای طرفین بسیار عمیق است، ممکن است بخشی از افکار عمومی داخلی، گفتوگو را گشایشی مثبت تلقی کند. بنابراین، حضور در میز مذاکره برای اقناع این قشر، نه تنها بیفایده نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ نه با این امید که توافقی حاصل شود، بلکه برای آنکه مردم صحنه را عینیتر ببینند و ماهیت طرف مقابل را به درستی بشناسند.
مدیرمسئول پیشین روزنامه همشهری با اشاره به تجربه خود در دوران مدیریت روزنامه «جوان» افزود: پس از خروج آمریکا از برجام، سرمقالهای با مضمون تشکر از دولت آقای روحانی منتشر کردیم و به ایشان انتقال دادیم که هر نیتی در پی داشتهاند، قطعاً خیرخواهانه بوده است. پیامد آن تلاش دیپلماتیک این شد که بیآنکه قصد اولیه باشد، کارگاهی عملی برای آمریکاشناسی نسلهای پس از انقلاب فراهم گردید. جوانانی که جنگ، دوران امام و انقلاب را تجربه نکرده و تنها با کلیدواژه «دشمن» آشنا بودند، مشاهده کردند که پس از مذاکره و توافق، طرف مقابل خود پیمانهای امضاشده را نقض کرد. این تجربه، بسیاری از کسانی را که پیشتر دیدگاههای متفاوتی داشتند، به بازنگری در ذهنیت خود واداشت.
وی تصریح کرد: اگرچه توافق برجام دستاورد اقتصادی ملموسی برای کشور به همراه نداشت و شرایط اقتصادی نیز پیچیدهتر شد، اما این نکته را در گفتمان رسانهای کشور تثبیت کرد که مسأله طرف مقابل، ماهیتاً هستهای نیست.
گنجی با اشاره به چالشهای ساختاری رسانه در ایران گفت: یکی از آسیبهای رسانهای کشور این است که هنگام ارائه پیشنهاد یا نقد، مخاطب و بستر اجتماعی خود را مورد خطاب قرار میدهد و به زبان فارسی مینگارد. گره اصلی اینجا است که ما با بازیگرانی مواجهیم که کوچکترین پایبندی به حقوق بینالملل و اخلاق حرفهای ندارند. در چنین شرایطی، ارائه توصیههای کارشناسانه در رسانه فاقد کارکرد عملی است و عملاً با بحران معنا در عرصه رسانهای مواجه هستیم. هیچ بستر گفتوگویی برای توصیهپذیری وجود ندارد تا رسانه بتواند راهکارهای حقوقی یا ارجاع به کنوانسیونها و سازمانهای بینالمللی را ترویج کند. چنین سازوکارهایی در شرایط کنونی مصداق خارجی ندارد. حاکمیت قانون جنگل بر روابط بینالملل، ایجاب میکند که رسانه نیز بپذیرد جز «قدرت» و پرهیز از کوتاهآمدنهای بیمورد، هیچ عامل دیگری نمیتواند سرنوشتساز باشد.
وی ادامه داد: یکی دیگر از چالشهای ما در مدیریت بحران، تأخیر فاحش در تولید روایت اولیه است. اگرچه در شرایط عادی نیز با ضعف روایتسازی مواجهیم، اما در مقاطع بحرانی، این فاصله و عقبماندگی به شدت تشدید میشود. اگرچه رسانه موظف است به محض دسترسی به اطلاعات وارد عمل شود، اما در بسیاری از کشورها انتشار تصاویر و اطلاعات حساس جرمانگاری شده است. رژیم صهیونیستی، امارات و بحرین با برخورد قهری، بسیاری از افرادی را که از مناطق هدف عکسبرداری کرده بودند، زندانی یا سلب تابعیت نمودند. عربستان نیز رویکردی مشابه اتخاذ کرد. طبیعی است که جمهوری اسلامی نیز برای صیانت از مراکز حساس، تدابیر مشابهی اتخاذ کند. انتشار تصاویر از اماکن امنیتی و نظامی، تحت عنوان آزادی رسانه قابل توجیه نیست و در این عرصه باید از برخی برداشتهای روشنفکرانه فاصله گرفت.
مدیرمسئول پیشین روزنامه همشهری تأکید کرد: فاصله زمانی میان وقوع رویداد تا انتشار روایت رسمی، از آسیبهای جدی رسانهای کشور است که ریشه در ملاحظات متعدد و فرآیندهای طولانی تأیید دارد. برای نمونه، در ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی، این شائبه ایجاد شد که نظام جمهوری اسلامی ۴۸ ساعت سکوت یا انکار کرده است. من با قاطعیت بیان میکنم که این تأخیر ناشی از طراحی برای کتمان حقیقت نبود، بلکه فاصله ساختاری میان نهادهای اجرایی و نیروهای مسلح در آن مقطع، موجب این تأخیر شد. در حالی که سازمان هواپیمایی کشوری روایتی را منتشر میکرد، ستادکل نیروهای مسلح گزارشها را به سرلشکر باقری ارجاع داد و تیمهای بازرسی برای جمعبندی نهایی به حدود ۲۴ ساعت زمان نیاز داشتند. متأسفانه این تأخیر، تصویر نادرستی از قصد کتمان حقیقت در ذهن افکار عمومی شکل داد. بنابراین سرعت در روایتسازی، نقشی تعیینکننده ایفا میکند.
وی ادامه داد: این الگو همچنان در رویدادهای جاری تکرار میشود. برای مثال، انتشار گزارشهایی توسط شبکههایی چون الجزیره درباره پیشنویس توافقات یا مفاد مذاکرات، موجب ایجاد سوءظن نسبت به تیم دیپلماتیک یا دولت میشود. این آسیب را هم در فضای رسانه و هم در کف خیابان مشاهده میکنیم. من اخیراً در یادداشتی با عنوان «روایت خبری جنگ و چالش» به این نکته اشاره کردم که مشکل از آنجا آغاز میشود که انتظاراتی فراتر از ظرفیتهای واقعی در جامعه تزریق میشود؛ همانند مفاد ۱۰ بندی شورای عالی امنیت ملی. هنگامی که این انتظارات در افکار عمومی نهادینه میشود، مردم میپرسند حکومت چه وعدهای داده است؟ در نتیجه، گاه مرز میان «خواستههای مشروع» و «امکانهای واقعی تحقق» در ذهن جامعه مخدوش میشود. یکی از چالشهای اساسی رسانه ما، طرح قطعیِ مسائلی است که تحقق آنها در هالهای از ابهام قرار دارد.
گنجی یادآور شد: هنگامی که شبکههای معاند مطلبی منتشر میکنند، بلافاصله کارشناسان را به صداوسیما دعوت میکنند تا به اصلاح و تکذیب آن بپردازند. پرسش این است که چرا ما خودمان پیشدستی نمیکنیم و همواره در موضع پاسخگویی و اصلاح روایت دیگران قرار میگیریم؟ ما باید در تولید و مدیریت روایت، پیشگام عمل کنیم و از تشدید تنشها بپرهیزیم.
وی گفت: در کشور ما نگرشی خاص رواج یافته که من آن را در میان برخی جریانهای مطالبهگر مشاهده کردهام. حتی در اسناد برخی احزاب سیاسی نیز ذکر شده که بحرانها بهترین فرصت برای طرح مطالبات صنفی و سیاسی هستند. در حالی که در تمامی کشورهای جهان، هنگام بروز بحرانهای ملی، همه اقشار برای رفع آن همبستگی میکنند، در ایران گاه این باور وجود دارد که بحرانهای ملی، از جمله جنگ، لحظهای برای فشار بر حاکمیت و طرح مطالبات است؛ نگرشی که طبیعتاً به تضعیف وحدت ملی و آسیبپذیری کشور در برابر تهدیدات خارجی منجر خواهد شد.
مشاهده خبر در جماران