یادداشت؛
خوابزدگان را رها کنید
در این یک ماه سپری شده، انتظاری به حق و طبیعی وجود داشت که چهرههای شاخص و شناخته شده بدون هیچ مکث و طمانینهای و بدور از هر گونه انگاره و پیشفرض پسینی از رویدادهای سیاسی و اجتماعی گذشته، حال که پای جان و مال و حیثیت و تمامیت ارضی کشور و مام میهن در میان است آنچنان که شاید در طول چند قرن اخیر اینچنین در مظان تهدید و هجمه و حمله نبوده است، به میدان آمده و در کنار صفوف به هم پیوسته مردمان از لایه های مختلف و متکثر اجتماعی، به تجلی در دفاع از ایران سنگ تمام بگذارند.
از همان لحظه و ثانیه آغازین شروع جنگ، تکلیف مشخص و واضح و مبرهن بود و شد. خاک پاک ایران و مام میهن مورد تجاوز دشمن خارجی فرار گرفت، اصل و متن و بطن ماجرا همینقدر شفاف و عیان است و هر گزاره و گزینه دیگری زائد و سالیه به انتفاع موضوع از منظر یک شهروند ایرانی است.
وقتی جغرافیایی که آن را وطن میخوانیم، هویت و اصالت و مانایی ما در گرو موجودیت و صحت و سلامت آن است به هر طریقی مورد گزند و خدشه قرار گیرد، وظیفه بدیهی و طبیعی و غیر قابل مناقشه هر ایرانی در سرتاسر گیتی حمایت و حراست از تمامیت ارضی و ساختار مدنی و حاکمیتی در برابر دشمن متجاوز گر است، فارغ از اینکه گرایش و منش و رویکرد شخصی و طیفی و سیاسی و فرهنگی آحاد شهروندان چیست و در موازنات و معادلات داخلی چه نسبتی با ساختارهای موجود دارد.
این یک قاعده بدیهی و متعارف و جهان شمولی و فرا زمانی و مکانی، است که در خصوص کشور ما نیز صدق میکند. و البته که در خصوص ایران با آن تمدن باستانی و تاریخ گرانسنگ و پیشینهای مملو از سلحشوری و وطن دوستی بی مثال نسلهای پی در پی، زمینه و استعداد مضاعفی نیز دارد.
در طول چند سال اخیر، اپوزیسیون ویرانی طلب، افسارگسیخته و فاقد هر پرنسیب و چارچوب متعارفی، گام به گام در مسیر قهقرایی قرار گرفت که برای هدم و نابودی نظام مستقر، در کنار سفاک ترین دشمنان تاریخ ایران و چه بسا تاریح نوین جهان همدوش شد.
آنچنان که پر بیراه نیست اگر بگوییم، یکی از دلایل اصلی ترغیب دشمن و انداختن آنان در باتلاق اشتباه محاسباتی همین جماعت دهن دریده و بی اصول و فاقد هر گونه پرنسیب و چارچوب اخلاقی و انسانی بودند.
از این جهت انتظار اینکه از این کوردلان شمهای و لمحهای از عقلانیت و وطن دوستی و حرکت در چارچوب های متعارف ببینیم، دور از انتطار است و باید حساب آنان را بالکل از قالب کنش در چارچوب شهروندی و وطن دوستی خارج و جدا کرد و پرداختن به آنان صرف هزینه و وقت بیهوده آنهم در این شرایط خاص و ویژه است.
اما در این یک ماه سپری شده، انتظاری به حق و طبیعی وجود داشت که چهرههای شاخص و شناخته شده بدون هیچ مکث و طمانینهای و بدور از هر گونه انگاره و پیشفرض پسینی از رویدادهای سیاسی و اجتماعی گذشته، حال که پای جان و مال و حیثیت و تمامیت ارضی کشور و مام میهن در میان است آنچنان که شاید در طول چند قرن اخیر اینچنین در مظان تهدید و هجمه و حمله نبوده است، به میدان آمده و در کنار صفوف به هم پیوسته مردمان از لایه های مختلف و متکثر اجتماعی، به تجلی در دفاع از ایران سنگ تمام بگذارند.
بخش عمدهای با سرعت و بخش های دیگری ولو با تأخیر چنین کردند وعده دیگری ترجیح دادند که سکوت پیشه کنند و در کنج عزلت بی توجه به همه این تحولات سترگ روزگار بگذرانند، اکنون به نظر میرسد پرداختن به این موضوع در میانه اینهمه تحولات عظیم و سترگ فاقد ارزش خبری و توجه لسانی و رسانهای است.
در واقع صحنه آنچنان هویدا و واضح و شفاف است که نیاز به شرح و تفصیل و مطالبه گری واکنش ندارد، آنچنان صحنههای شگفت انگیزی از بلوغ و مجاهدت و ایثارگری آحاد ملت به تجلی درآمده است، که سکوت و گوشه گزینی چند نام و فرد به مثابه قطرهای در برابر دریا می ماند.
صحنه آنچنان عظیم و پر تلألو و درخشان است که ما به علت زندگی در بتن و متن تحولات، گله از فهم آن باز میمانیم و باید گاهی فاصله بگیریم و به ابر تصویر تحولات بنگریم و آنگاه است که می فهمیم درگیر شدن در این مباحث خرد و بی مایه تا چه حد زائد و فاقد ارزش است.
کسی که تا امروز نخواسته و نتوانسته عظمت و حساسیت شرایط موجود این جنگ ملی، میهنی با سفاک ترین و غدارترین جانیان زمانه را درک و فهم کند، دیگر هیچ فعل و انفعالی نمیتواند او را از خواب خرگوشی بیدار کند و باید چنین موضوعات و افرادی را رها کرد و متمرکز بر جنگ موجودیتی و حیثیتی و ملی، میهنی شد که با تمام وجود همه وجود و موجودیت ما را به هر طریق و ظرفیت و امکانات و ابزاری که در اختیار داریم، به یاری میطلبد، مصروف داریم و باقی را برای ثبت در تاریخ بگذاریم.
مشاهده خبر در جماران