کدخبر: ۱۷۰۲۴۵۹ تاریخ انتشار:

دلایل عقب نشینی شرم‌آور ترامپ از حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران/ چگونه تهران او را به دام انداخت؟

ما منتظر تهدیدِ بعدی او هستیم: تهدیدی که آینده‌اش در قالب عقب‌نشینیِ شرم‌آور و ننکین خواهد بود، و بی‌تردید دیر نخواهد پایید.

به گزارش جماران ، عبدالباری عطوان، تحلیلگر مشهور عرب در تحلیلی در روزنامه رای الیوم نوشت: پس از اینکه رئیس‌جمهور آمریکا چندین بار ایران را با «حمله  ویرانگر» به تمامی نیروگاه‌های انرژی تهدید کرد و تنها ۴۸ ساعت به آن فرصت داد تا تنگه هرمز را به روی کشتی‌های نفتکش بی‌قید و شرط باز کند، بلافاصله پیش از نزدیک شدن به پایان این مهلت، به شکل خفت‌بار و به شیوه همیشگی خود از این تهدید عقب نشست. او سپس با توجیه اینکه مذاکراتی «خوب و سازنده» با ایران انجام شده، دستور داده است که از همان لحظه حملات متوقف شوند.

خبرگزاری  (نیمه‌رسمی) «تسنیم» ایران به نقل از یک مقام ایرانی بلندپایه که نخواست نامش فاش شود، اعلام کرد که هیچ مذاکره‌ای با طرف آمریکایی صورت نگرفته است. همچنین تاکید کرد که پیام منتقل‌شده از سوی رهبری ایران به چندین میانجی مختلف نشان می‌دهد ایران به دفاع از سرزمین خود ادامه خواهد داد تا «بازدارندگی لازم» تحقق یابد و تهدیدهای «ترامپ» را در چارچوب «جنگ روانی» توصیف کرد.

دلایل واقعی‌ای که باعث شد ترامپ اقدام به چنین عقب‌نشینی «خفت‌بار»ی کند—عقب‌نشینی‌ای که بیانگر پریشانی و فروپاشی او از آغاز حمله‌اش به ایران است—می‌تواند در چند نکته خلاصه شود:

۱) اول: این عقب‌نشینی که پس از کمتر از ۴۸ ساعت از صدور این مهلت اتفاق افتاد، تازه یا غیرمنتظره نبود. رئیس‌جمهور آمریکا از «معلم» خود، نتانیاهو، که او را در این جنگِ ویرانگر علیه ایران گرفتار کرد، چیزی نیاموخت؛ و پیش از آن هم با حمایت از جنگِ نسل‌کشی در غزه، چیزی جز دروغ، فریب و بهره‌برداری از رسانه‌ها برای انجام  این اقدامات نیاموخته است.

) دوم: پاسخ سریع ایران به این تهدیدها، به تعهد به «پاسخ متقابل» بود؛ یعنی حمله به همه زیرساخت‌ها و تأسیسات انرژی—هم در اسرائیل و هم در کشورهای خلیج فارسِ هم‌پیمان آمریکا.

۳) سوم: حمله به تأسیسات و پالایشگاه نفت در «حیفا» با چند موشک، سه روز پیش از این، نخستین اجرای عملیِ واقعی از این پاسخ به شمار می‌رفت. سپس این اقدام با پاسخ دیگری به حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران یعنی «نطنز» تکمیل شد؛ پاسخ با حمله به دو شهر اسرائیلی با دو موشک بالستیکِ بسیار بزرگِ فراصوت و دارای دو سرجنگی جداشونده، که وزن هرکدام دست‌کم یک تُن اعلام شده است. شهر اول «دیمونا» بود که در آن تاسیسات هسته‌ای اسرائیل قرار دارد و شهر دوم «عراد» بود که کارکنان و متخصصان این این تأسیسات در آن زندگی می‌کنند.

۴) چهارم: فشارهای سنگینی که دولت‌های خلیج فارس بر ترامپ وارد کردند تا هرچه زودتر از این تهدید عقب‌نشینی کند؛ زیرا تأسیسات نفتی و گازی و نیز نیروگاه‌های آب‌شیرین‌کن آن‌ها هدفی قطعی و «آسان» برای هر پاسخ انتقام‌جویانه ایران از حیث همجواری جغرافیایی خواهد بود. همچنین عملیات‌های انتقام‌جویانه علیه پایگاه‌های آمریکا در سرزمین‌های آن کشورها از آغاز جنگ متوقف نشده است.

پنجم: ترامپ از محیط خود به‌عنوان یک تاجرِ صرف یا یک بنگاه‌دار/دلالِ املاک خارج نشد و وفاداری‌اش را به همکاران، فرزندان و دامادهایش که از راه دلالی و به‌دست آوردن سود با هر وسیله‌ای زندگی می‌کنند، و میلیون‌ها و میلیاردها را در حساب‌های بانکی خود انباشته می‌کنند، تأکید کرد. این تهدیدها باعث شد قیمت نفت حدود ۲۰ دلار و حتی بیشتر بالا برود و قیمت گاز ۳۰ درصد افزایش یابد. و از آنجا که آنها احتمالاً سودهای کلانی برده‌اند، شاید با هماهنگی با او، و به‌دلیل سفته‌بازی‌شان.

ششم: ورود جنگ در آن روز، یعنی روز ۲۵، بدون اینکه مهاجم هیچ‌یک از اهدافش را محقق کند؛ نه براندازی نظام  ایران و نه ازهم‌پاشیدگی آن، و نه وادار کردن آن به عقب‌نشینی از تصمیمش برای کنترل کشتیرانی در تنگه هرمز که روزانه از آن ۲۱ میلیون بشکه نفت عبور می‌کند. در این بسته‌ماندن/اختلال در تردد، تنها جهان غرب، اقتصادش و همچنین کشورهای خلیج فارسِ تولیدکننده نفت و گازِ متحد واشنگتن آسیب دیدند؛ کشورهایی که از آغاز جنگ، بیشترشان حتی یک بشکه هم صادر نکردند.

هفتم: نظریه «صلح با قدرت» که رئیس‌جمهور ترامپ به آن می‌بالد، تا کنون به‌طور فاجعه‌باری شکست خورده و نتیجه‌ای کاملاً معکوس داده است. تاکنون دو ناو هواپیمابر آمریکایی دچار آسیب شده‌اند: نخست «آبراهام لینکلن» که با یک موشک بالستیک مورد اصابت قرار گرفت، و دوم «جرالد فورد» که یک موشک دیگر به آن اصابت کرد و باعث آتش‌سوزی در آن شد. این اتفاق موجب شد آن‌ها را به جزیره کرت یونان ببرند تا تعمیر شوند. بهانهٔ دروغین هم این بوده که آتش‌سوزی در بخشِ شست‌وشوی لباسشوییِ روی عرشه اتفاق افتاده؛ توجیهی که هیچ‌کس حتیِ خیلی کم‌فکرتر از بقیه هم باور نمی‌کند—و تازه این در حالی است که آن‌ها از جنس خودِ رهبرشان، ترامپ، هستند.

می‌خواستند جنگی کوتاه با پیروزی سریع و «تمیز» باشد، و ایران می‌خواست جنگی طولانی، فرسایشی و منطقه‌ای را رقم بزند. و آنان (ایران) پیروزی بزرگ را به دست آوردند، دست بالا را داشتند—دست‌کم تا همین‌جا—زیان‌های «متجاوزان»، یعنی اسرائیلی‌ها و به‌خصوص آمریکایی‌ها، اکنون با رقم‌های میلیاردی در روز برآورد می‌شود. همچنین حجم ویرانی‌ای که از تصاویر آن در تل‌آویو بزرگ و حَیفا دیدیم، و سرانجام در دیمونا و عَراد، برجسته‌ترین دلیل بر گفته‌های ماست.

از همه خطرناک‌تر، شکستِ معنوی است؛ زندگی بیش از هفت میلیون «مستعمره‌نشین» اسرائیلی که شب و روز، در طول ۲۴ روز گذشته از عمر این تهاجم، در پناهگاه‌ها و تونل‌ها سپری می‌کنند.

نکته جالب این است که «ترامپ» متکبر و احمق، جز «اسرائیل» چیزی برای ستایش پیدا نکرد؛ آن هم به خاطر اینکه در این جنگ کنار او ایستاده، در حالی که ناتو و همه کشورهای اروپایی او را خوار و خفیف کردند—یعنی همان متحدان سنتی‌اش و شریکانش در همه جنگ‌های پیشین.

و شاید بد نباشد در پایان این مقاله، به ترامپ یادآوری کنیم که اسرائیل کنار او ایستاد، چون او جنگِ اسرائیل را انجام می‌داد، نه جنگِ آمریکا و نه جهان غرب؛ و این اسرائیل بود که با رهبری‌اش در این تهاجم او را گیر انداخت و وارد ماجرا کرد.

ترامپ اعتبارش را از دست داده و جنگش را باخته است—و حتی بیشتر متحدانش را، اگر نه همه‌شان. همچنین هیبتِ دولت و جایگاه جهانیِ کشورش به‌عنوان یک قدرت بزرگ را از دست داده است. تنها چیزی که به دست آورده رضایت «اسرائیل» است—یا بهتر بگوییم، رضایت دولت راست‌گرای افراطی و تروریستی آن. مبارکش باشد این دستاورد بزرگ.

ما منتظر تهدیدِ بعدی او هستیم: تهدیدی که آینده‌اش در قالب عقب‌نشینیِ شرم‌آور و ننکین خواهد بود، و بی‌تردید دیر نخواهد پایید.

 

مشاهده خبر در جماران