گزارش؛
فایننشال تایمز: دوران سلطه آمریکا در جنگ اقتصادی به پایان رسیده است
انسداد عملی تنگه هرمز توسط ایران، تنها یک بحران انرژی نیست؛ این رخداد، تغییری بنیادین در قواعد قدرت اقتصادی جهان را رقم زده است. تهران با تبدیل یکی از حیاتیترین گلوگاههای تجارت جهانی به ابزار فشار، همان منطقی را بهکار گرفته که واشنگتن سالها با تحریمها دنبال میکرد—اما اینبار علیه خود آمریکا. همزمان با ایستادگی چین و ورود بازیگران جدید به میدان اجبار اقتصادی، نشانهها حاکی از پایان دوران تکقطبی و آغاز نظمی پرتنش و چندقطبی است؛ نظمی که در آن، جنگهای اقتصادی بهسرعت میتوانند به درگیریهای واقعی بدل شوند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، فایننشالتایمز نوشت: بستهشدن عملی تنگه هرمز توسط ایران، شوکهایی عمیق به اقتصاد جهانی وارد کرده است. تهدید ایران علیه کشتیرانی در خلیج فارس بهطور گسترده بهعنوان نوعی تلافی نامتقارن علیه ایالات متحده و اسرائیل تلقی میشود. اما در واقع، ایران تاکتیکی را بازتولید کرده که آمریکا سالها در استفاده از تحریمها به کار گرفته است: تبدیل یک گلوگاه حیاتی در اقتصاد جهانی به سلاحی برای وادار کردن طرف مقابل به کاهش تنش.
این نخستینبار نیست که دولت ترامپ با واکنش متقابل یک رقیب که از ابزارهای اقتصادی خود استفاده میکند، مواجه میشود. ترامپ پس از بازگشت به قدرت، با اعمال تعرفههای سنگین علیه دوستان و دشمنان، حملهای گسترده به نظام تجارت جهانی آغاز کرد. برخی متحدان آمریکا تسلیم شدند و بهسرعت توافقهای تجاری امضا کردند تا روابط خود با واشنگتن را حفظ کنند. اما همه کشورها چنین نکردند. چین ایستادگی کرد و یک ضدحمله را آغاز نمود. زمانی که آمریکا در اواخر سال ۲۰۲۵ محدودیتهای جدید صادراتی را اعلام کرد، پکن نیز در پاسخ، محدودیتهایی بر صادرات عناصر کمیاب فرآوریشده خود اعمال کرد.
در دهههای پس از پایان جنگ سرد، آمریکا عملاً انحصار مؤثری بر تحریمهای بزرگ داشت. اما دیگر چنین نیست. ایران و چین اکنون نشان دادهاند که دوران سلطه آمریکا بر جنگ اقتصادی به پایان رسیده است.
سلاح «مواد معدنی حیاتی» چین، صنایع تولیدی آمریکا در حوزههای دفاعی، هوافضا و خودروسازی را هدف قرار داد و موجب تأخیرها و کاهش تولید در آمریکای شمالی و سایر نقاط شد. فشار چین بر زنجیرههای تأمین آمریکا در نهایت ترامپ را وادار به کاهش تنش اقتصادی کرد. توافقی که در اکتبر ۲۰۲۵ با شی جینپینگ در کره جنوبی حاصل شد، عملاً یک آتشبس میان چین و آمریکا در حوزه اجبار اقتصادی بود؛ و تا اینجا به نظر میرسد این توافق پابرجا مانده است.
اکنون اما، با ورود آمریکا به یک جنگ دیگر در خاورمیانه، ترامپ مجموعهای بهمراتب بزرگتر از ریسکها را آزاد کرده است. کل جهان در حال تجربه پیامدهای مخرب اجبار اقتصادی گسترده است. ایالات متحده با عبور از سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران به سمت جنگ مستقیم، عملاً ایران را به استفاده از سلاح اقتصادی خود وادار کرد — قطع حدود ۲۰ درصد از جریان جهانی نفت و گاز و یکسوم تجارت جهانی کودهای شیمیایی که از تنگه هرمز عبور میکند، و اعمال این انسداد با استفاده از موشکها، پهپادها و مینها.
پایان دوران تکقطبی در جنگ اقتصادی؛ جهان در مسیر تقابل فراگیر
پایان دوران تکقطبی در جنگ اقتصادی چه معنایی برای اقتصاد جهانی دارد؟ نخست آنکه روشن است ایالات متحده و متحدانش با انتخابهای دشواری روبهرو خواهند شد، بهویژه زمانی که بخواهند از تحریمها در بازار نفت استفاده کنند. محاصره ایران چنان شوک بزرگی به قیمت انرژی وارد کرده که دولت ترامپ بهطور موقت از تحریمهای خود علیه نفت روسیه عقبنشینی کرده است.
اتحادیه اروپا که بهتازگی از قطع قریبالوقوع وابستگی خود به گاز روسیه سخن میگفت، اکنون ممکن است ناچار شود برای جلوگیری از آسیب اقتصادی، همچنان به خرید انرژی از روسیه ادامه دهد. در نتیجه، مقابله با سلاح انرژی مورد استفاده تهران مستلزم کاهش شدت جنگ اقتصادی علیه مسکو شده است. با این حال، اگرچه کشورهای دیگر نیز بیش از گذشته به فشار اقتصادی متوسل میشوند، این به آن معنا نیست که عملکرد بهتری نسبت به آمریکا خواهند داشت. شکست تحریمها پدیدهای گسترده است.
محاصره اقتصادی قطر توسط همسایگان خلیج فارس از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ ناموفق بود. تحریمهای اعمالشده از سوی «جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا» (اکواس) نیز نتوانسته روابط با حکومتهای نظامی در مالی، بورکینافاسو و نیجر را اصلاح کند. همچنین استفاده چین از کنترل صادرات عناصر کمیاب علیه ژاپن و ممنوعیت واردات زغالسنگ از استرالیا، توکیو و کانبرا را نه کمتر بلکه بیشتر نسبت به پکن خصمانه کرده است.
این موضوع تعجبآور نیست. در طول تاریخ اجبار اقتصادی، استفاده مستمر از تحریمها اغلب دولتهای هدف را به سمت افزایش خودکفایی و یافتن شرکای جدید سوق داده است. تنوعبخشی به الگوهای تجاری، بهمرور زمان اثر فشار را تضعیف میکند. پس از سال ۲۰۲۲، روسیه برای دور زدن تحریمها تجارت خود را به سمت اقتصادهای آسیایی تغییر مسیر داد. شرکتهای چینی نیز در واکنش به تعرفههای آمریکا، تولید خود را به خارج منتقل کردند و با تسریع نوآوری داخلی، اثر محدودیتهای صادراتی بر تراشهها را کاهش دادند. در اقتصاد جهانی امروز که مملو از تحریمهاست، فشار بیشتر میتواند به بازدهی کمتر منجر شود.
در واقع، کارآمدی سیاسی و دیپلماتیک تحریمها در حال کاهش است. برای مدت طولانی میشد استدلال کرد که تحریمها، با وجود کارنامه ناقصشان، دستکم جایگزینی بهتر از جنگ مستقیم هستند. اما پس از حملات آمریکا به ونزوئلا و ایران، این ادعا دیگر چندان قانعکننده به نظر نمیرسد. بهجای جلوگیری از اقدام نظامی، تحریمها اکنون به همان اندازه به زمینهسازی برای تشدید خشونتآمیز منجر میشوند. جهانی که در آن جنگهای اقتصادی بهطور مداوم جریان دارد، دیر یا زود به جنگهای واقعی کشیده خواهد شد.
مشاهده خبر در جماران