گزارش جماران؛
مدیریت توأمان «سوگ» و «حماسه»؛ چگونه اتاقهای فکر ایتا افکار عمومی را در دو هفته بحران مدیریت کردند؟
بر اساس پایش ۷ میلیون پست منتشرشده در پیامرسان ایتا طی بازه زمانی ۹ تا ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، حدود ۸۷۰ پست به عنوان محتوای «پربازدید» یا وایرالشده شناسایی و استخراج شدند. این محتواها، که مجموعاً میلیونها بازدید کسب کردهاند، تصویری دقیق از استراتژی اتاقهای فکر و ادمینهای کانالها در مدیریت افکار عمومی ارائه میدهند. تحلیل این دادهها نشان میدهد که در دو هفته نخست جنگ، یک پویش گفتمانی متمرکزبا اهداف مشخصی در جریان بوده است.
پایگاه خبری جماران، محمد تقی زاده: در سالهای اخیر، پیامرسانهای بومی به یکی از ارکان اصلی ارتباطات دیجیتال در ایران تبدیل شدهاند. در این میان، پیامرسان «ایتا» با بیش از ۵۵ میلیون نصب تنها از بازار رسمی اپلیکیشنهای ایرانی، به عنوان پرمخاطبترین پیامرسان داخلی شناخته میشود. این استقبال گسترده، نه صرفاً به دلیل شباهتهای ظاهری و کارکردی با نمونههای خارجی، بلکه در بستر سیاستهای کلان و شرایط خاص اینترنت کشور معنا پیدا میکند.
نکته حائز اهمیت آنکه، نزدیک به ۲۵ درصد از کاربران ایرانی به طور همزمان از هر دو نوع پیامرسان داخلی و خارجی استفاده میکنند. با این حال، در مقاطعی که به دلایل امنیتی یا مدیریت بحرانهای اجتماعی، دسترسی به اینترنت بینالمللی با محدودیت یا اختلال مواجه میشود ، این بسترهای بومی هستند که به شریانهای اصلی اطلاعرسانی و ارتباط جمعی تبدیل میشوند. در چنین شرایطی، پیام رسان «ایتا» نه تنها جایگزینی برای شبکههای اجتماعی خارجی، که به میدان اصلی تولید و انتشار محتوا و شکلگیری افکار عمومی بدل میگردد. تحلیل محتوای پربازدید در این بستر، در واقع تصویری شفاف از «جریانهای فکری مسلط» و «روایتهای غالب» در لحظات حساس تاریخی را پیش روی ما میگذارد.
بر اساس پایش ۷ میلیون پست منتشرشده در پیامرسان ایتا طی بازه زمانی ۹ تا ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، حدود ۸۷۰ پست به عنوان محتوای «پربازدید» یا وایرالشده شناسایی و استخراج شدند. این محتواها، که مجموعاً میلیونها بازدید کسب کردهاند، تصویری دقیق از استراتژی اتاقهای فکر و ادمینهای کانالها در مدیریت افکار عمومی ارائه میدهند.
تحلیل این دادهها نشان میدهد که در دو هفته نخست جنگ، یک پویش گفتمانی متمرکز با اهداف مشخصی در جریان بوده است.
یافتههای کمّی: چهار مضمون مسلط
دادههای استخراجشده، توزیع محتوای پربازدید را در پنج دسته اصلی نشان میدهد:
|
ردیف |
مضمون اصلی |
درصد تکرار |
هدف راهبردی |
|
۱ |
شهادت رهبری و پیامدهای آن |
۴۵.۰۰% |
مدیریت مقطع تعیین جانشین و جلوگیری از خلأ قدرت |
|
۲ |
جنگ تمامعیار با آمریکا و اسرائیل |
۳۰.۰۰% |
تقویت روحیه و بازدارندگی روانی |
|
۳ |
تحلیل جنگ روانی و عملیاتهای میدانی |
۱۵.۰۰% |
ایمنسازی افکار عمومی در برابر پروژههای دشمن |
|
۴ |
اقدامات نمادین و نذرهای مردمی |
۵.۰۰% |
بسیج منابع و مشارکتدهی عملی |
|
۵ |
محتوای غیرمرتبط (طنز، آموزش، دینی) |
۵.۰۰% |
حفظ تنوع و جذب مخاطب عمومی |
تحلیل دادهمحور: استراتژی پشت پرده اعداد
۱. غلبه «گفتمان انتظار بحران» بر «گفتمان خبر» (۴۵٪)
حجم بالای پستهای مرتبط با شهادت رهبری (۴۵٪) نشان میدهد که اتاقهای فکر، پیشفرض «قطعیت شهادت» را به عنوان نقطه عزیمت روایت خود انتخاب کردهاند. نکته کلیدی آنکه در این پستها، خبر شهادت نه به عنوان یک رویداد برای تأیید یا تکذیب، که به عنوان یک واقعیت مسلم برای برنامهریزی «پس از آن» تلقی شده است. پستهای سریالی با عناوینی چون «وظایف عمومی مردم پس از شهادت رهبری» و «با شهادت رهبری سرنوشتمون چی میشه؟» دقیقاً ذیل همین استراتژی تعریف میشوند: پر کردن خلأ روایت رسمی و ارائه پاسخهای از پیش آماده به اضطراب جمعی.
این پستها که اغلب توسط کانالهای متعدد و با هشتگهای مشترک منتشر میشدند، سه کارکرد اصلی داشتند:
- اول: تثبیت روایت «قاتل بودن آمریکا و اسرائیل» و انسداد هرگونه تفسیر جایگزین.
- دوم: ارائه دستورالعملهای عملی (حفظ آرامش، وحدت، اطاعت از رهبر جدید) برای مدیریت رفتار جمعی.
- سوم: پیوند زدن مقاومت فعلی با منابع مذهبی (روایت «امام سجاد و جمره») برای ایجاد مشروعیت فراتاریخی.
۲. «اخبار فوری» به مثابه سلاح روانی (۳۰٪)
۳۰٪ از محتوای پربازدید به جنگ تمامعیار اختصاص داشت. ویژگی بارز این پستها، استفاده گسترده از لیبلهای «فوری» و ایموجیهای هشدار (آژیر خطر - پرچم سیاه) بود. تحلیل محتوایی این اخبار نشان میدهد که هدف اصلی، گزارش دقیق میدان نبرد نبود، بلکه مدیریت ادراک مخاطب از آن بود. برای نمونه:
- اخبار مربوط به «موشکباران پایگاههای آمریکا» بدون ارائه منابع رسمی، اما با لحنی قطعی منتشر میشدند.
- پستهای «فرار سگی سربازان صهیونیست» و «سانسور شدید خبری در تلآویو» با هدف تقویت روحیه داخلی و تضعیف تصویر شکستناپذیری دشمن طراحی شده بودند.
- تحلیلهای «جنگ روایتها» که به کاربر میآموخت چرا اسرائیل اخبارش را سانسور میکند، نوعی «ایمنسازی روانی» در برابر پروژههای بعدی دشمن بود.
نکته راهبردی آنکه این دو دسته محتوا (اخبار هیجانی و تحلیلهای سرد) در کنار هم و به صورت مکمل منتشر میشدند: اولی انرژی عاطفی تولید میکرد و دلی، مانع از سردرگمی مخاطب در برابر اخبار ضدونقیض میشد.
۳. از «واکنش عاطفی» تا «مشارکت عملی» (۵٪)
پستهای «نذر قربانی» با وجود سهم اندک (۵٪)، از حیث راهبردی حائز اهمیت بالایی هستند. این پستها با ذکر شماره کارت و شبا، کاربر را از فضای مجازی به عرصه عمل میکشاندند. این حرکت، سه دستاورد داشت:
- اول: ایجاد حس «اثربخشی» و «تعلق» در مخاطب.
- دوم: جمعآوری سرمایه اجتماعی و مالی برای گفتمان مسلط.
- سوم: تولید محتوای بعدی (گزارشهای قربانی) برای نمایش «همبستگی ملی» در جنگ روایتها علیه دشمن.
تحلیل نهایی
بر اساس دادههای موجود، اتاقهای فکر و ادمینهای کانالهای پربازدید ایتا در این دو هفته، یک «عملیات روانی-گفتمانی تمامعیار» را با موفقیت مدیریت کردند. دستاوردهای این عملیات عبارتند از:
اول. انسداد گفتمانهای رقیب: با مسلطسازی گفتمان «تهدید وجودی - پاسخ حماسی»، هرگونه روایت جایگزین (صلحطلبی، انتقاد از هزینههای جنگ، مذاکره) به حاشیه رانده شد. در بازه مورد بررسی، تقریباً هیچ صدای مخالفی در میان محتوای پربازدید دیده نمیشود.
دوم. تغییر مرجعیت خبری: کانالهای غیررسمی به مرجع اصلی دریافت اخبار و تحلیل تبدیل شدند. این تغییر، قدرت بیسابقهای به این شبکه در شکلدهی به افکار عمومی اعطا کرد. کاربران، «حس» اولین نفری بودن در دریافت خبر را تجربه میکردند که وفاداری آنها را افزایش میداد.
سوم. تولید «انرژی جمعی» پایدار: ترکیب سهگانه «هیجان» (اخبار فوری)، «عقلانیت» (تحلیلهای جنگ روانی) و «احساس» (نذرها و سوگنامههای حماسی)، جریانی مداوم از انرژی جمعی تولید کرد که مانع از افت روحیه عمومی در برابر اخبار بد میشد.
چهارم. آمادهسازی برای «پس از بحران»: پستهای مربوط به وظایف پس از شهادت و انتخاب رهبری جدید، ذهنیت مردم را برای پذیرش نظم جدید و تداوم راه مقاومت آماده میکردند. این یعنی مدیریت بحران فراتر از زمان حال.
جمعبندی: پیروزی روایت در نبرد موازی
آنچه در دو هفته نخست جنگ در ایتا گذشت، نه یک واکنش خودجوش مردمی، که یک مدیریت متمرکز و هوشمندانه روایتها بود. اتاقهای فکر پشت پرده با درک عمیق از نیازهای روانی جامعه در بحران (اضطراب، نیاز به امنیت، میل به حماسه) و با بهرهگیری از ظرفیتهای بینظیر پیامرسانهای بومی (سرعت انتشار، هزینه پایین، مخاطب هدفمند)، موفق به خلق یک «واقعیت موازی» شدند که نه تنها بازتابدهنده میدان نبرد، بلکه جهتدهنده و شکلدهنده به آن بود.
در این نبرد موازی، دشمن نه فقط در آسمان و زمین، که در روایتها نیز با مشکل رو به رو شد. این تجربه، نشاندهنده ظهور یک الگوی جدید از «جنگ نرم» است که در آن، روایتسازی در فضای مجازی، پیشنیاز و مکمل هر پیروزی در میدان فیزیکی خواهد بود.
مشاهده خبر در جماران