کدخبر: ۱۷۰۰۰۸۲ تاریخ انتشار:

یادداشت؛

جنگ، شایعه و امنیت فرهنگی

ابعاد و عناصر امنیت فرهنگی را پایداری و نفوذ حاکمیت ملی، انسجام اجتماعی، هویت ملی و وحدت ملی تشکیل می‌دهند از این رو، امنیت فرهنگی بعدی مهم از امنیت ملی به‌حساب می‌آید و به همین خاطر مأموریت امنیت فرهنگی در هر جامعه حمایت از عناصر یادشده است، چرا که در صورت بروز هر گونه تهدید برای عناصر برشمرده شده، امنیت ملی با تهدید و چالش مواجه می‌شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

در ابتدا شهادت رهبر فقید انقلاب؛ آیت‌الله خامنه‌ای – قدس سره – و دیگر هم‌میهنان غرق به خون را که در ائتلاف آمریکای جنایتکار و رژیم اسرائیل کودک‌کش کشته شدند، تسلیت عرض می‌کنم.

اگر تعریف ارائه شده در نقشه مهندسی فرهنگی کشور از فرهنگ را که: نظام‌واره‌ای است از «عقاید و باورهای اساسی»، «ارزش‌ها، آداب و الگوهای رفتاری» ریشه‌دار و دیرپا و «نمادها» و «مصنوعات» که ادراکات، رفتار و مناسبات جامعه را جهت و شکل می‌دهد و هویت آن را می‌سازد، بپذیریم و هم‌چون عماد افروغ؛ امنیت را که «عدم تهدید نسبت به حقوق افراد اعم از حقوق فردی و اجتماعی است که خود این حقوق به حقوق طبیعی (حق حیات، خانواده، اشتغال، اقامت، مالکیت ...) وضعی (حقوق مدنی و سیاسی) و اجتماعی (که هم مربوط به گروه‌های مدنی و هم اجتماعات طبیعی و هم جامعه در سطح کلان است و عمدتاً مشتمل بر حقوقی از قبیل بقا، استقلال، وحدت و یکپارچگی، عدالت اجتماعی، حق فرهنگ، ثبات، سیاسی و ... است) قابل تفکیک است. اگر ما این تعریف را بپذیریم در واقع [هم] بعد عینی عدم تهدید حقوق مذکور و هم جنبه ذهنی (این احساس افراد که حقوقشان مورد تعرض قرار نمی‌گیرد) لحاظ خواهد شد»، و با فرست هم‌نظر باشیم که امنیت فرهنگی ظرفیت یک جامعه برای حفاظت از ویژگی‌‌های خاص خود در مقابل تغییر شرایط و تهدیدات مادی و معنوی است، می‌توانیم نتیجه بگیریم که «احساس امنیت فرهنگی» نسبت به ابعاد و عناصر امنیت فرهنگی که ناشی از تفسیر و عقاید افراد و گروه‌های اجتماعی است، موضوعیت و اصالت پیدا می‌کند، البته احساسی (امر ذهنی‌ای) که در پیوند با امر عینی و در بستر تجربه‌های اجتماعی صورت می‌یابد.

ابعاد و عناصر امنیت فرهنگی را پایداری و نفوذ حاکمیت ملی، انسجام اجتماعی، هویت ملی و وحدت ملی تشکیل می‌دهند از این رو، امنیت فرهنگی بعدی مهم از امنیت ملی به‌حساب می‌آید و به همین خاطر مأموریت امنیت فرهنگی در هر جامعه حمایت از عناصر یادشده است، چرا که در صورت بروز هر گونه تهدید برای عناصر برشمرده شده، امنیت ملی با تهدید و چالش مواجه می‌شود.

با مرور اخبار جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونیستی به ایران سرافرار در طول روزهای گذشته شاهد شایعاتی چون تخلیه شهرهای مهران، چابهار،  خلیج فارس، بوشهر، تهران، ورود نیروهای حزب دموکرات کردستان ایران به خاک ایران  و ... هستیم.

آلپورت و پستمن در تعریف شایعه می‌نویسند «شایعه گزاره‌ای خاص، محتمل و بدون وجود ملاک‌های اطمینان‌بخش است که معمولا به‌صورت اخبار و اطلاعات شفاهی تحریف شده و نادرست و تأیید نشده، ساخته شده و از فردی به فرد دیگر انتقال می‌یابد». برای وجود شایعه دو شرط اصلی لازم است: یکی اینکه موضوع شایعه برای گوینده و شنونده از اهمیت برخوردار باشد و  دیگر اینکه وقایع حقیقی در نوعی ابهام پوشیده باشد. این ابهام می‌تواند با نبود اخبار دقیق یا به وسیله برخی تشنجات عاطفی، که فرد را مجبور می‌کند که نتواند یا نخواهد واقعیت‌هایی را که در اخبار مطرح شده بپذیرد، القا شود.

شایعه می‌تواند با جهت‌دهی و فریب افکار عمومی؛ رفتارها و کنش‌های افراد و جامعه را به سمت اهداف از پیش‌تعیین‌شده شایعه‌پردازان که - با اهداف خاصی تلاش می‌کنند تا سلطه خود را بر دیگران ایجاد کنند - معمولاً قدرت تخریبی بالایی در ابعاد مختلف زندگی انسان دارد، هدایت کند. بسترهای مؤثر در شکل‌گیری شایعه؛ اهمیت و ابهام، تأخیر در اطلاع‌رسانی، نداشتن ارزیابی صحیح و تحصیل اطمینان است. شایعه از جملة آسیب‌هایی است که تأثیرات آن در بعد نظامی و امنیتی مخربتر از حوزه‌های  دیگر است. غلامعلی افروز معتقد است: «باید گفت در محیط‌ها و موقعیت‌های بحرانی و آسیب زا (تروماتیک) مانند جنگ، افراد شدیداً به دلیل مسائلی چون امید به پیروزی، ترس از شکست، تهدیدات جانی و مالی، جدایی از افراد مورد علاقه و... دچار اضطراب و ناامنی روانی هستند. از این رو، به دلیل فقدان امنیت روانی، در مواجهه با اخبار و رویدادهای اطراف خود، واکنش‌های هیجانی سریع نشان می‌دهند و از اخبار تأثیر می‌پذیرند». شایعه، به مثابه یکی از ابزارهای پنهان تبلیغ، می‌تواند آسیب‌هایی جبران‌ناپذیر بر پیکره نیروهای درگیر در صحنة نبرد و بر مردم بر جای گذارد. در بیان اهداف و انگیزه‌های شایعه‌سازان در جنگ، می‌توان به القای خوف و وحشت، تضعیف توان روحی مردم و نیروهای درگیر، فریب افکار عمومی، ایجاد سستی در عزم و ارادة نیروها، ایجاد اختلاف و تفرقه، نگرانی و اضطراب شخصی و اجتماعی اشاره کرد. از آنجا که به‌نظر می‌رسد هدف نهایی دشمن – بخوانید آرزو – تجزیه است، این شایعات برای آسیب زدن به عناصر امنیت فرهنگی از طریق  تخریب احساس مردم نسبت به سطح پایداری و نفوذ حاکمیت ملی، تضعیف انسجام اجتماعی و وحدت ملی – به عنوان رمز اصلی مقاومت و پیروزی -  و حساسیت‌زدایی نسبت به هویت ملی است، چرا که دشمن با چالش‌آفرینی در امنیت فرهنگی، امنیت ملی را با تهدید جدی مواجه می‌کند، که لازم است با تکذیب به‌هنگام شایعه، ابهام‌زدایی، ارجاع شایعه به اهل تشخیص، تحقیق و بررسی اخبار و مجازات شایعه‌سازان (در صورت امکان)، با آن مقابله کرد.

 

*مدرس دانشگاه و دانش‌آموخته مدیریت و برنامه‌ریزی فرهنگی

مشاهده خبر در جماران