کدخبر: ۱۶۹۹۹۹۵ تاریخ انتشار:

در روزنامه هاآرتص نوشت؛

گیدعون لوی: جنگ، افیون توده‌های اسرائیلی است

گیدئون لوی، تحلیلگر روزنامه هاآرتص، در یادداشتی با انتقاد از رویکرد جنگ‌محور در سیاست اسرائیل می‌نویسد این رژیم با حافظه‌ای کوتاه‌مدت، هر بار جنگ را به‌عنوان راه‌حل مشکلات خود معرفی می‌کند؛ در حالی که به گفته او، تجربه دهه‌های گذشته نشان داده اغلب این جنگ‌ها نه دستاوردی پایدار داشته‌اند و نه امنیتی پایدار برای اسرائیل به ارمغان آورده‌اند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، گیدعون لوی نوشت: از سرمستی مفسرانی که خبرها و گزارش‌های حمله به ایران را تحلیل می‌کنند تا شادی مردم از «پیروزی کاملِ» موعود بر دشمنان اسرائیل، چنین برمی‌آید که این‌ کشور (رژیم) حافظه‌ای بسیار ضعیف دارد و در اثر جنگ‌های پی‌درپی گیج شده است.

یک بار دیگر هنگام جنگ است و دوباره، برای همیشه، جنگ را به‌عنوان راه‌حلی برای مشکلات وجودی اسرائیل مطرح می‌کنند.

بار دیگر پیروزی خیره‌کننده‌ای اعلام می‌شود، همه هورا می‌کشند، یائیر لاپید [نخست‌وزیر پیشین] می‌نویسد که ما ملتی نیرومند و متحد هستیم و تحلیلگران نیز بر سر این‌که چه کسی از شجاعت اسرائیل بیشتر تحسین می‌کند به رقابت می‌پردازند. همه این داستان‌ها تا ماجراجویی رضایت‌بخش بعدی ادامه خواهد یافت.

باز هم تقریباً همه اسرائیلی‌ها متقاعد شده‌اند که هیچ جنگی موجه‌تر یا پیروزمندانه‌تر از این جنگ نیست و همانند دوران همه جنگ‌های اسرائیل می‌پرسند: «چه انتخاب دیگری داشتیم؟» و «آیا شما پیشنهاد دیگری دارید؟». می‌توان این تشویق‌ها را در میزگردهای تلویزیونی عصر جمعه شنید و شرکت‌کنندگان مشتاق بی‌صبرانه منتظر این لحظه بودند، گویی در انتظار مسیحا هستند. این رستگاری روز شنبه رخ داد، اما فقط تا دور تازه‌ای از شادمانی دوام خواهد آورد؛ شادمانی‌ای که زودتر از موعد مقرر فرا خواهد رسید.

اگر زمانی اسرائیل از چند سال آرامش میان جنگ‌ها برخوردار بود—هشت سال از جنگ ۱۹۴۸ تا لشکرکشی سینا، ۱۱ سال میان آن جنگ و جنگ شش‌روزه ژوئن ۱۹۶۷، شش سال تا جنگ یوم کیپور (اکتبر ۱۹۷۳)، نُه سال تا جنگ اول لبنان (۱۹۸۲) و ۲۴ سال تا جنگ دوم لبنان—اکنون فاصله از یک جنگ تا جنگ بعدی تنها چند ماه است. در گذشته، پس از هر جنگ، وعده‌ها تا آسمان بالا می‌رفت؛ آسمانی پر از توهمِ بانیان و حامیان جنگ که تقریباً همه اسرائیلی‌ها را در بر می‌گرفت. مناخیم بگین در پایان جنگ اول لبنان قول داد: «هیچ گلوله‌ای، هیچ موشک کاتیوشا دوباره بر سر جماعت‌های ما فرو نخواهد افتاد.» ایهود اولمرت پس از جنگ دوم وعده داد که «خون‌ها بیهوده ریخته نشده‌اند.»

در ماه ژوئن گذشته، فقط هشت ماه پیش، پیروزی کامل بر ایران اعلام شد. بنیامین نتانیاهو گفت که نخستین یورش در تاریخ نظامی اسرائیل ثبت خواهد شد و ارتش‌های سراسر جهان آن را بررسی خواهند کرد. «در لحظه سرنوشت‌ساز، ملتی همچون شیر [نام عبری این جنگ «شیر غُران» بود] برخاست و غرش ما تهران را به لرزه درآورده و در سراسر جهان طنین‌انداز شده است.» اما غرش شیر به‌سرعت به جیرجیر موش تبدیل شد.

مدت «پیروزی تاریخی» که قرار بود «دو تهدید وجودی برای اسرائیل—تهدید هسته‌ای و موشک‌های بالستیک—» را از میان ببرد، بیش از عمر یک پروانه نبود. چند ماه از آن پیروزی تاریخی نگذشته بود که به پیروزی تازه‌ای نیاز پیدا کردیم. هنوز از نام پرطمطراق عملیات «شیر خیزان» بیرون نیامده‌ایم که با نام تازه‌ای، عملیات «شیر غُران»—نامی حتی کودکانه‌تر—مواجه شده‌ایم. گاهی به نظر می‌رسد تنها چیزی که به آن نیاز داریم همین نام‌های دهن‌پرکن است که به جنگ‌ها داده می‌شود تا شکست مقدر آن‌ها را پیش‌بینی کند.

هیچ جنگی در تاریخ اسرائیل، به‌جز نخستین جنگ، دستاورد درازمدتی برای این کشور (رژیم) به همراه نداشته است. هیچ؛ یعنی صفر. بیشتر آن‌ها جنگ‌های گزینشی بودند و تصمیم برای آغاز آن‌ها همواره بدترین انتخاب بود. روز شنبه آغاز جنگ کنونی به‌عنوان «حمله پیشگیرانه» معرفی شد، اما حمله پیشگیرانه به دشمنی انجام می‌شود که قصد حمله به شما را دارد. ایران قرار نبود چنین حمله‌ای انجام دهد.

اما هرگز آن‌گونه که در اسرائیل عنوان شده، خطری وجودی برای اسرائیل ایجاد نکرده است. بدیهی است باید امیدوار بود که این بار متفاوت باشد؛ همان‌گونه که در آغاز هر جنگی چنین باوری وجود داشت. اما تجربه گذشته جای چندانی برای پذیرش این باور باقی نمی‌گذارد. حتی اگر حکومت تهران سرنگون شود و ایران به سوئیس تبدیل شود و پیمان صلحی ابدی میان آن کشور و اسرائیل امضا شود، اسرائیل مترسک جادویی دیگری برای ترساندن ما پیدا خواهد کرد.

شعار «یک بار برای همیشه» که به ما وعده داده‌اند هرگز با شمشیر—و حتی با جت‌های F-۳۵—به دست نخواهد آمد. شاید برای گفتن این سخن بسیار دیر شده باشد، اما تا زمانی که اشغال ادامه دارد، تا زمانی که «یک بار برای همیشه»ی قطعی در اینجا وجود داشته باشد، هیچ «یک بار برای همیشه» دیگری وجود نخواهد داشت.

پس از دو سال و نیم بدون هیچ دستاوردی در غزه، پس از همان مدت زمان با دستاوردهایی کوچک و ناچیز علیه حزب‌الله در لبنان، و پس از هشت ماه از آخرین حمله بدون هیچ دستاوردی علیه ایران، زمان آن رسیده است که از مستی جنگ‌ها و وعده‌های پوچ آن‌ها بیدار شویم.

خون مانند آب جاری خواهد شد. آمریکا هرگز فراموش نخواهد کرد که ما آن کشور را به جنگی کشاندیم که در پایان آن، در سپیده‌دمی دیگر بیدار خواهیم شد؛ سپیده‌دمی که هیچ تفاوتی با سحرگاهان دیگر نخواهد داشت. روز از نو، روزی از نو...

مشاهده خبر در جماران