کدخبر: ۱۶۹۹۰۹۳ تاریخ انتشار:

یادداشت؛

راهکار مقابله با استراتژی ترامپ علیه ایران

اگر تا دیروز سرنوشت جنگ ها در میدان نبرد و بسته به توانایی نظامی و لجستیکی و جسارت و شجاعت جنگاوران با تفوق یکی بر دیگری تعیین تکلیف می‌شد، در هزاره سوم شاید لایه نهایی و فرجام پایانی در رویارویی مستقیم و درگیری انتهایی رخ بنماید اما زوایای متعدد و متغیرهای مختلف سهیم و موثر در شکل گیری وضعیت و سیر و روند تحولات هستند.

با گذر از دوران جنگ های کلاسیک و تغییر و تحولات بنیادین در ابزار و ادوات مبارزاتی و کیفیت زندگی جوامع امروزی، جنگ های مدرن نیز سر و شکلی متفاوت به خود گرفته و لایه های پیدا و پنهان و پیچیده‌ای یافتند. 

اگر تا دیروز سرنوشت جنگ ها در میدان نبرد و بسته به توانایی نظامی و لجستیکی و جسارت و شجاعت جنگاوران با تفوق یکی بر دیگری تعیین تکلیف می‌شد، در هزاره سوم شاید لایه نهایی و فرجام پایانی در رویارویی مستقیم و درگیری انتهایی رخ بنماید اما  زوایای متعدد و متغیرهای مختلف سهیم و موثر در شکل گیری وضعیت و سیر و روند تحولات هستند.

چهل و هفتمین رئیس جمهوری ایالات متحده نیز نشان داده که ید طولایی در صحنه آرایی و صحنه پردازی در مناسبات معطوف به مداخله نظامی دارد و تبحر خاصی در فضاسازی پیشا چنگی از خود به نمایش گذاشته است. 

او خود را مرد صلح می خواند اما مدعی است که دستیابی به صلح از طریق اهرم فشار جنگ محقق می شود و در این مسیر با بهره گیری از ظرفیت های لجستیکی بزرگترین ارتش دنیا، طرف مقابل را زیر فشار می گذارد تا آنچه وی آن را دوری از جنگ و صلح مطلوب می‌خواند، محقق کند. 

اینگونه او بدون شلیک یک گلوله، به اغراض و اهداف خود، دست‌یافته و سیاست های مد نظر خود را عملیاتی می کند مدلی که در خصوص ونزوئلا به کار برد و بعد از یک لشکر کشی گسترده فشارهای روانی و رسانه ای با یک عملیات بسیار محدود به هدفش دست یافت و با یک تیر دو نشان زد و علاوه بر مهار ونزوئلا، در آستانه زمین گیر کردن دولت کوبا بعد از هفتاد سال مخاصمه جویی است یا کاری که با محوریت کشورهای اسلامی در غزه به نوعی آن را محقق کرد و به جنگ دو ساله پایان داد. 

جالب آنجاست که ترامپ پس از خروج از برجام، نیز با همین صحنه آرایی روانی و رسانه‌ای سراغ ایران آمد تا در پیامد فشار حداکثری و ملفمه‌ای از تهدیدات نظامی، طرف ایرانی را مجاب به پذیرش شروط خود کند و بارها در دور دوم تبلیغات ریاست جمهوری و پس از پیروزی در انتخابات، گفت که در آستانه موفقیت بوده و چیزی نمانده بود که ایران مجاب به پذیرش مذاکره شود که با آمدن بایدن همه چیز بر باد رفت. 

این دست از اظهارات و گفتارهای در ماه اخیر وی و نیز لشکر کشی بی سابقه او به منطقه غرب آسیا، نشان می دهد که استراتژی ترامپ همانی است که بود. 

مجموعه ای متشکل از تهدید لفظی، ایجاد محدودیت  و فشار حداکثری در عرصه اقتصادی، جنگ روانی و رسانه‌ای برای مجاب کردن طرف ایرانی برای مصالحه و تسلیم در برابر قدرت فائقه طرف آمریکایی که او آن را صلح از طریق قدرت می‌تواند. 

البته که این استراتژی یکبار به شکست انجامید و با مقاومت طرف ایرانی منجر به مداخله مستقیم اما محدود نظامی شد، از قرار معلوم و مستند به اظهارات نماینده ویژه ترامپ، استیو ویتکاف این بار نیز طرف ایرانی بر خلاف ادعاهای چندی پیش ترامپ، حاضر به عبور از مواضع اصولی و خطوط قرمز خود نشده، چیزی که به گفته ویتکاف، با تعجب و حیرت ترامپ همراه بوده است. 

این بدان معنی و مفهوم است که استراتژی همیشگی در خصوص ایران به بن بست خورده و کارایی لازم را نداشته است و حتی صرغ هزینه های گزاف و لشکر کشی بی سابقه نیز نتوانسته طرف ایرانی را مرعوب فضا سازی موجود کند. 

درست در چنین حال و هوایی، شاهد آن هستیم که ترامپ با شفافیت بیشتر و صراحت لهجه قوی تر اقدام به تهدید می‌کند و به احتمال زیاد در سخنرانی صبحگاه خود در روز چهارشنبه به وقت ایران، بر حجم تهدیدات و جنگ روانی علیه ایران خواهد افزود. 

نکته آنکه با شکست استراتژی ایجاد صلح با اهرم قدرت، ترامپ دو راه بیشتر ندارد، یا آنکه تن به توافقی متوازن و معقول با طرف ایرانی دهد و یا آنکه وارد جنگی تمام عیار با آینده ای مبهم در برابر ایران دهد. 

جنگی که منافع میان مدت و بلند مدت آمریکا در منطقه را تهدید و تحریم می کند، امنیت انرژی و ثبات اقتصاد جهانی را متلاطم می کند، شرکای منطقه ای آمریکا را دچار چالش جدی می‌سازد و قطع به یقین تصویر او و حزب متبوعش را که ادعای صلح طلبی و عدم صرف هزینه مادی و انسانی در جنگ های فرا سرزمینی را برای مردم ایالات متحده و رای دهندگان بالقوه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره داشته، مخدوش می‌کند. 

از هر زاویه‌ای که به فعل و انفعالات اخیر نگاه بیاندازیم، وقوع یک جنگ فراگیر با ایران هیچ آورده ملموس و محسوسی برای ایالات متحده نداشته و حتی در صورت وقوع نمی تواند منجر به سرنگونی نظام حاکم بر ایران شود. 

درست اینجاست که ترامپ و رسانه های جریان اصلی برای دستیابی به اهداف حداقلی در مواجهه با ایران، شروع بر دمیدن بر تنور جنگ روانی و رسانه ای می‌کنند،

نکته آنکه برای فشار به طرف ایرانی، بهترین مسیر با کمترین هزینه، ایجاد اختلال در زندگی و فرآیندهای معمول زیست شهروندی و ایجاد انشقاق و چند دستگی در جامعه هدف ایرانی است.

جامعه ای که به لحاظ روحی و روانی در استرس مداوم باشد و در حالت بلاتکلیفی قرار بگیرد، به مرور تحلیل رفته و امکان مقاومت خود را از دست می‌دهد و با یک ضربه محدود بر نقطه ثقل و گرانیگاه مرکزی آن دچار اعوجاج و انحراف می شود. 

آنان با این ارعاب آفرینی و لفاظی های کلامی می خواهند، پشتوانه مذاکراتی طرف ایرانی را متزلزل کنند و از طرف دیگر اگر توانستند امکان اثرگذاری ضربات ایذایی و مداخلات محدود خود را بالا ببرند. 

در این میان حفظ هوشیاری و اشراف بر طراحی استراتژی آنان و مقابله به مثل رسانه‌ای و نیز آگاهی بخشی عمومی می تواند، اهداف آنان را نقش بر آب کند و یکبار دیگر شکستی دیگر را بر آنان تحمیل کند.

علاوه بر هوشیاری پدافندی و تکیه بر رزم آفندی در رسته نظامی، باید برای مهار قدرت تخریب سلاح مخوف ترامپ که همانا جنگ روانی و رسانه‌ای و در پیامدش ایجاد انشقاق و چند دستگی درونی و اصطکاک و فرسایش روحی و روانی جامعه است، باید هدف و برنامه مشخص و منسجم و بهنگام در حوزه تبلیغاتی و رسانه‌ای داشت.

مشاهده خبر در جماران