دانشگاه و ضرورت نقد همدلانه/ یادداشت سمیه توحیدلو
سمیه توبازخوانیِ تاریخی نشان میدهد که سرکوب و اقتدار سخت، اگر در جامعه بهندرت جواب داده باشد، در دانشگاه هیچگاه پاسخگو نبوده است. به نظر میرسد وزارت علوم آگاهانه در حال مدیریت این فضا بوده است؛ لذا با فشار و تهدید به استیضاح، به دنبال خشمگینتر کردنِ دانشگاه نباشید. محیط دانشگاه را برای دانشجو «ایمن» بدارید تا اعتراض به بیرون از صحنِ علم کشیده نشود. نگرانی اصلی نه عکس و فیلمهایِ اعتراض، بلکه آنجاست که خشمِ انباشته به خیابان سرریز کند و خونِ جوانی از این سرزمین بر زمین جاری شود. دانشگاه امروز را هم باید «همدلانه» فهمید و هم «عاقلانه» نقد کرد.حیدلو
به گزارش جماران؛ سمیه توحیدلو جامعه شناس در یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت:
نمیشود و نباید با منطق سرکوب یا از موضعی «از بالا»، به فضای دانشگاه و کنشگری دانشجو نظر کرد. دانشجو در بازه زمانی خاصی از عمر خود قرار گرفته که فصل تجربه کردن است؛ آن هم در حالی که فرصتهای تجربهگری برای او همواره محدود بوده است. چطور میتوان انتظار داشت دانشجویی که مجالی برای تمرین مدنی نداشته، یکشبه کنشی کاملاً عالمانه، آگاهانه و بهدور از هیجانات جمعی و خشونت داشته باشد؟ اتفاقات این روزهای دانشگاههای ایران، در واقع امتداد همان سوگ و اعتراضی است که از ابتدای دیماه در رگهای جامعه جریان داشته؛ لذا نمیتوان ساحت دانشگاه را مستقل از کلِ جامعه دید و با آن نسبت برقرار نکرد. فهمِ دانشگاه، نیازمند نگریستن به این «کل» است.هرچند که ممکن است ماهیت این اعتراضات چنانچه در فضای مجازی نقد شده بسیار قابل نقد و غیر قابل انتظار از فضای دانشجویی باشد.
بسیاری امروز زبان به نقد و تاختن به وزارت علوم گشودهاند و آنها را به مماشات با دانشجو متهم میکنند؛ اما گویا فراموش کردهاند که چه کسانی تمامی نهادهای مدنی و دانشجویی را از کارکرد انداختند. همانها که دانشگاه را صرفاً «امنیتی و حراستی» خواستند، تریبونهای آزاد را برنتافتند، کانونهای علمی را محدود کردند و با تعلیقهای طولانیمدت، تشکلهای اصیل را به محاق بردند. وقتی کمیتههای انضباطی، فعالانِ شناسنامهدار را محدود و در عوض، تنها به نهادهای همسو بالوپر دادند، فضای دانشگاه «اتمیزه» شد. در این شرایط، فرصتهای «اجتماع» به فرصتهای «اعتراض» تقلیل یافت. دیگر تشکلهایی نماندند که در فرایندی بلندمدت، اندیشهورزی و بلوغ سیاسی را در دانشگاه رونق دهند. دانشگاهی که از نشست، همایش و حضور صاحبنظران (زیر تیغ استعلامهای تند حراستی) تهی شد، معلوم است که در لحظهی بحران، دیگر جمعی هدایتگر و مورد اعتماد ندارد تا خشم انباشته را به مجرای معقول هدایت کند. آنچه امروز میبینیم، نتیجهی تخریب همان زیرساختهای مدنی است.
در میانهی این اعتراضات، موضوع «پرچم» و نمادهای ملی نیز مطرح است. به هیچ وجه نمیتوان سوزاندن پرچم را پذیرفت؛ موضوع نمیتواند محدود به المانهای نقشبسته بر آن باشد، این سه رنگ، نمادی ارزشمند و ملی است که نباید چنین بیمحابا با آن برخورد شود. اما نقد اصلی اینجاست: نمیشود ما مدعی نقد تفکری باشیم، اما در عمل، «شبیهترین» رفتارها را به همان تفکر از خود بروز دهیم. اگر ما همواره منتقد ایدئولوژیِ آتشزدن و لگدکردن پرچمِ دیگر کشورها بودیم و آن را در تضاد با اصل احترام به هویتهای نمادین ملتها میدیدیم، امروز حق نداریم همان خشونت نمادینِ آموختهشده را تکرار کنیم. این پرچم، نمادِ امروزِ ایران است و از مسئولیت و اخلاق تهی است اگر آگاهانه بر سر سوزاندنِ پایهایترین نمادِ هویتِ ملیمان بایستیم. دانشجویی که از سر باور به حقوق بشر، همواره پرچمهایِ نقشبسته بر زمین را دور زده، نباید امروز در دام این چرخهی خشونت بیفتد.
از سوی دیگر، باید به مداخلاتِ نابهجای نهادهایی اشاره کرد که در تمام این سالها، در و دیوارِ دانشگاه در خدمتشان بوده و برنامههایشان بدون نیاز به هیچ مجوزی برگزار شده است. علیرغم اینکه باور دارم این دیدگاه هم باید در دانشگاه نمایندگی شود، اما حضورِ «نورچشمیوار» و مداخلاتی نظیر شعارهای خاص در صحن دانشگاه برای نشنیدنِ صدای آن دیگری، تنها عاملِ تحریک و ایجاد خشونتِ بیشتر است. بگذارید روالها طبیعی باشد؛ خشم دانشجو باید در فرایندی طبیعی و از طریقِ مورد نقد واقعشدن توسطِ خودِ جامعه و فضای نخبگانی فرو نشیند. اگر این مداخلاتِ نابهجا اندک شود، فضا معقولتر پیش خواهد رفت.
در نهایت، بازخوانیِ تاریخی نشان میدهد که سرکوب و اقتدار سخت، اگر در جامعه بهندرت جواب داده باشد، در دانشگاه هیچگاه پاسخگو نبوده است. به نظر میرسد وزارت علوم آگاهانه در حال مدیریت این فضا بوده است؛ لذا با فشار و تهدید به استیضاح، به دنبال خشمگینتر کردنِ دانشگاه نباشید. محیط دانشگاه را برای دانشجو «ایمن» بدارید تا اعتراض به بیرون از صحنِ علم کشیده نشود. نگرانی اصلی نه عکس و فیلمهایِ اعتراض، بلکه آنجاست که خشمِ انباشته به خیابان سرریز کند و خونِ جوانی از این سرزمین بر زمین جاری شود. دانشگاه امروز را هم باید «همدلانه» فهمید و هم «عاقلانه» نقد کرد.
مشاهده خبر در جماران