کدخبر: ۱۶۹۷۹۱۲ تاریخ انتشار:

علی واعظ، مدیر بخش ایران در گروه بین‌المللی بحران: آمریکا نمی‌خواهد وارد یک جنگ پرهزینه و طولانی با ایران شود/ ایران در موضوع موشکی امتیاز نمی‌دهد/ هدف لاریجانی از سفر به عمان و قطر اطلاع به طرف آمریکایی برای ادامه مذاکرات بود

علی واعظ مدیر بخش ایران در گروه بین‌المللی بحران تاکید می‌کند: «در شرایط فعلی گزینه جنگ، هم برای ایران و هم آمریکا از جذابیت کمتری برخوردار است و اقدام اخیر ایالات متحده در ارسال ناوگان عظیم دریایی این کشور به آب‌های ایران بیش از اینکه با هدف حمله نظامی صورت گرفته باشد به مثابه اهرم‌سازی برای اقدامات بعدی است که حمله نظامی یکی از آنهاست.»

به گزارش جماران؛ تجارت نیوز نوشت: مدیر بخش ایران در گروه بین‌المللی بحران معتقد است: ابتدا باید به این پرسش پاسخ داد که آیا یک توافق کلی‌تر و گنگ‌تر برای جمهوری اسلامی قابل قبول خواهد بود یا خیر؟ یعنی نه توافقی مانند برجام که دارای جزئیات فنی و بسیار دقیقی باشد بلکه توافقی که چارچوبی را برای گفت‌وگوهای آینده مشخص کند و شرایط فعلی را به درجه‌ای از ثبات برساند. اگر این رویکرد در دستور کار مقامات ایران باشد می‌توان به پیشرفت‌هایی در مذاکرات دست یافت چرا که گزینه جایگزین این رویکرد جنگ است و در شرایط فعلی هم برای ایران و هم آمریکا از جذابیت کمتری برخوردار است.

 «ایران بیش از این‌که به خروج ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنی شده خود از این کشور فکر کند، به رقیق کردن و حفظ آن می‌اندیشد.» علی واعظ، مدیر بخش ایران در گروه بین‌المللی بحران، در گفت‌وگو با تجارت‌نیوز با بیان این مطلب تصریح می‌کند: «در دور جدید مذاکرات هسته‌ای که در عمان برگزار شد، تهران و واشنگتن حدود و مرزهای مذاکرات خود را مشخص کرده‌اند؛ این‌که ایران در باب موضوع برنامه موشکی خود حاضر به مذاکره و امتیازدهی نیست اما در موضوع غنی‌سازی با عنایت به واقعیت‌های امروز ایران و اینکه در حال حاضر پروسه غنی‌سازی اورانیوم در کشور متوقف شده است، می‌توان آن را بخشی از روند مذاکرات و در پروسه امتیازدهی قرار داد.»

به گفته این تحلیلگر حوزه روابط بین‌الملل در مورد بحث عدم تخاصم نیز معتقد است: «با توجه به اینکه آمریکا به دنبال دریافت یک تضمین امنیتی برای اسرائیل است و ایران نیز این تضمین امنیتی را برای خود می‌خواهد، می‌توان گفت دری گشوده شده و عبور از آن هم نباید برای طرفین دشوار باشد.»

مدیر بخش ایران در گروه بین‌المللی بحران بر موضوع دیگری هم تاکید می‌کند: «در شرایط فعلی گزینه جنگ، هم برای ایران و هم آمریکا از جذابیت کمتری برخوردار است و اقدام اخیر ایالات متحده در ارسال ناوگان عظیم دریایی این کشور به آب‌های ایران بیش از اینکه با هدف حمله نظامی صورت گرفته باشد به مثابه اهرم‌سازی برای اقدامات بعدی است که حمله نظامی یکی از آنهاست.»

واعظ معتقد است: «آنچه موجب شده است اقدام نظامی علیه ایران برای آمریکا جذابیت چندانی نداشته باشد رسیدن به این درک است که هیچ اقدام نظامی کم هزینه و محدود در مورد ایران وجود ندارد و هر اقدامی می‌تواند منجر به یک جنگ پرهزینه برای واشنگتن شود و دونالد ترامپ در دور دوم ریاست‌جمهوری خود سعی کرده است که وارد این فرآیند نشود.» متن کامل گفت‌وگوی علی واعظ با تجارت‌نیوز را در ادامه خواهید خواند.

***

هدف لاریجانی از سفر به عمان و قطر اطلاع به طرف آمریکایی برای ادامه مذاکرات بود

*علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، طی روزهای گذشته به برخی از کشورهای منطقه سفر کرده و به نظر می‌رسد این سفرها حامل پیامی برای طرف آمریکایی بوده است. آیا شما از محتوای این پیام‌ها اطلاعی دارید؟

هدف لاریجانی از سفر به عمان و قطر این بود که به طرف آمریکایی اطلاع دهد پس از مشورت‌های صورت گرفته، در تهران این نتیجه حاصل شده است که مذاکرات ایران و آمریکا ادامه پیدا کند.

 

جنگ در شرایط فعلی هم برای ایران و هم آمریکا از جذابیت کمتری برخوردار است

*از دیدگاه جنابعالی سیاست خارجی ایران یعنی تلاش‌هایی که در این حوزه صورت می‌گیرد می‌تواند فضای امنیتی ایجاد شده برای این کشور و امکان جنگ را از بین ببرد و به صورت کلی تهران را وارد گفتمان جدیدی با جهان کند؟

در حال حاضر به دو صورت می‌توان با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، کار را پیش برد. در یک مدل می‌توان با دادن امتیازهای بزرگ و شگفت‌آور حس یک برد و پیروزی تاریخی را در همان لحظه در او به وجود آورد. مدل بعدی دادن وعده یک پیروزی بزرگ و تاریخی و موکول کردن جزئیات این طرح به آینده است. در مدل نخست با توجه به هزینه‌های سیاسی و بدبینی که نسبت به آمریکا در ایران وجود دارد به احتمال زیاد نمی‌توان به پیشبرد این مدل امیدوار بود و طرح فوق را گزینه مطلوبی دانست.

اما در مورد مدل دوم ابتدا باید به این پرسش پاسخ داد که آیا یک توافق کلی‌تر و گنگ‌تر برای جمهوری اسلامی قابل قبول خواهد بود یا خیر؟ یعنی نه توافقی مانند برجام که دارای جزئیات فنی و بسیار دقیقی باشد بلکه توافقی که چارچوبی را برای گفت‌وگوهای آینده مشخص کند و شرایط فعلی را به درجه‌ای از ثبات برساند. اگر این رویکرد در دستور کار مقامات ایران باشد می‌توان به پیشرفت‌هایی در مذاکرات دست یافت چرا که گزینه جایگزین این رویکرد جنگ است و در شرایط فعلی هم برای ایران و هم آمریکا از جذابیت کمتری برخوردار است.

حضور ناوگان دریایی آمریکا در اطراف ایران گزینه‌های بیشتری را در اختیار مقامات ایالات متحده قرار می‌دهد بدون اینکه آمریکا را مجبور به یک حمله نظامی کند / ارسال ناوگان عظیم دریایی آمریکا بیش از اینکه با هدف حمله نظامی صورت گرفته باشد به مثابه اهرم‌سازی برای اقدامات بعدی است

 

*یعنی با وجود حضور ناوگان پر تعداد نیروی دریایی آمریکا در اطراف ایران، گسیل کردن خیل بیشماری از نیروهای نظامی و مذاکرات مقامات آمریکایی با کشورهای همسایه ایران – حضور جی‌دی ونس در آذربایجان و ارمنستان – احتمال حمله آمریکا به ایران چندان قوی نیست و یا تمایلی برای انجام آن وجود ندارد؟

حضور ناوگان دریایی آمریکا در اطراف ایران گزینه‌های بیشتری را در اختیار مقامات ایالات متحده قرار می‌دهد بدون اینکه آمریکا را مجبور به یک حمله نظامی کند. حتی در رابطه با ونزوئلا هم این ناوگان برای مدتی در دریای کارائیب حضور داشت تا اینکه ترامپ تصمیم گرفت آن عملیات را در رابطه با مادورو اجرا کند. به عبارت دیگر اقدام اخیر ایالات متحده در ارسال ناوگان عظیم دریایی این کشور در آب‌های ایران بیش از اینکه با هدف حمله نظامی صورت گرفته باشد به مثابه اهرم‌سازی برای اقدامات بعدی است که حمله نظامی یکی از آنهاست.

 

هیچ اقدام نظامی کم‌هزینه و محدود در مورد ایران وجود ندارد و هر اقدامی می‌تواند منجر به یک جنگ پرهزینه برای واشنگتن شود

 

اما آنچه موجب شده است اقدام نظامی علیه ایران برای آمریکا جذابیت چندانی نداشته باشد رسیدن به این درک است که هیچ اقدام نظامی کم‌هزینه و محدود در مورد ایران وجود ندارد و هر اقدامی می‌تواند منجر به یک جنگ پر هزینه برای واشنگتن شود. دونالد ترامپ هم در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود سعی کرده است که وارد این فرآیند نشود. اما با این حال با وجود انجام مذاکرات هم، آمریکا تلاش می‌کند تا گزینه اهرم نظامی علیه ایران را همچنان حفظ کند تا ببینید که بر سر میز مذاکرات به چه امتیازهایی دست پیدا می‌کند.

 

به نظر نمی‌رسد ایران و آمریکا در مذاکرات مسقط وارد جزئیات روند گفت‌وگوهای خود شده باشند اما حدود و مرزهای مذاکره را مشخص کرده‌اند

 

*سایت خبری الجزیره اخیرا در گزارشی به پیشنهادات ۳ کشور مصر، ترکیه و قطر به ایران و آمریکا برای جلوگیری از بروز جنگ پرداخته است. براساس این پیشنهاد ایران متعهد می‌شود که به مدت ۳ سال غنی‌سازی اورانیوم را به صفر برساند و پس از آن پروسه غنی‌سازی اورانیوم را به کمتر از ۱.۵ درصد محدود کند. علاوه بر این، ذخیره فعلی اورانیوم با غنای بالا – شامل حدود ۴۴۰ کیلوگرم ۶۰ درصد غنی شده است – به یک کشور ثالث منتقل خواهد شد. بنا بر گزارش الجزیره چارچوب پیشنهادی فراتر از برنامه هسته‌ای ایران است و میانجی‌ها پیشنهاد می‌کنند که ایران باید موافقت کند که سلاح‌ها و فناوری‌های خود را به متحدان منطقه‌ای و غیردولتی خود منتقل نکند و همچنین متعهد می‌شود که تحت این چارچوب، آغازگر جنگ با استفاده از موشک‌های بالستیک نباشد؛ در واقع یک «توافق عدم تجاوز» بین تهران و واشنگتن منعقد می‌شود که می‌تواند هم‌پیمانان آمریکا را نیز شامل شود. دیدگاه شما در مورد این پیشنهادات چیست و آیا این پیشنهادات هم اکنون روی میز مذاکرات ایران و آمریکا قرار دارند؟

فکر نمی‌کنم در مورد هیچ یک از این موارد توافقی صورت گرفته باشد. در واقع کشورهای میانجی پیشنهاداتی را به تهران و واشنگتن ارائه کرده‌اند که فکر می‌کنند هر دو کشور می‌توانند با حفظ آبرو به یک توافق مرض‌الطرفینی دست پیدا کنند. اما در مورد آن‌چه در دور نخست مذاکرات مسقط صورت گرفت نیز به نظر نمی‌رسد که دو طرف وارد جزئیات روند گفت‌وگوهای خود شده باشند. البته حدود و مرزهای مذاکره را مشخص کرده‌اند.

ایران در باب موضوع برنامه موشکی خود حاضر به مذاکره نیست / در مورد بحث عدم تخاصم دری گشوده شده و عبور از آن هم نباید برای طرفین دشوار باشد

این مساله که ایران در باب موضوع برنامه موشکی خود حاضر به مذاکره و امتیازدهی نیست اما در موضوع غنی‌سازی با عنایت به واقعیت‌های امروز کشور و این بحث که در حال حاضر پروسه غنی‌سازی اورانیوم متوقف شده، می‌توان آن تعلیق را بخشی از روند مذاکرات و در پروسه امتیازدهی قرار داد. در مورد بحث عدم تخاصم نیز با توجه به اینکه آمریکا به دنبال دریافت یک تضمین امنیتی برای اسرائیل است و ایران نیز این تضمین امنیتی را برای خود می‌خواهد، می‌توان گفت دری گشوده شده و عبور از آن هم نباید برای طرفین دشوار باشد.

 

مدل‌های مختلفی برای مذاکرات ایران و آمریکا مطرح است

در این شرایط پرسش اصلی این است که آیا ایران و آمریکا می‌خواهند این مذاکرات را تنها در یک قالب یعنی گفت‌وگوی توامان موضوعات هسته‌ای و منطقه‌ای به پیش ببرند یا هر یک از این موضوعات را در دو ظرف جداگانه و به موازات یکدیگر دنبال کنند. یعنی به این شکل که ایران و آمریکا در مسقط مذاکرات هسته‌ای را دنبال کنند و مذاکرات منطقه‌ای در دوحه و بدون حضور ایالات متحده با کشورهای منطقه پیگیری شود. مدل‌های مختلفی برای مذاکرات ایران و آمریکا مطرح است. این یکی از مدل‌های مذاکراتی است که من به آن اشاره کردم.

 

دستیابی به توافق بسیار دشوار خواهد بود

*توافقی در دسترس است؟

دستیابی به توافق بسیار دشوار خواهد بود چرا که برخی از مسائل روی میز دارای پیچیدگی‌های زیادی است و مذاکرات در رابطه با آنها نیز زمان‌بر خواهد شد. یکی از این موارد بحث انباشت 60 درصد اورانیوم غنی‌شده ایران است که به نظر می‌رسد تهران تمایلی به خارج کردن آنها از ایران ندارد و بیشتر به دنبال رقیق کردن آن است؛ اگر قرار باشد این رقیق کردن به صورت تدریجی صورت بگیرد و در ازای هر اقدامی که از سوی ایران صورت می‌گیرد، رفع تحریمی از جانب آمریکا انجام شود نیاز به مذاکرات پیچیده‌ای وجود دارد که طرفین در مورد بده و بستان‌ها یه یک انسجام نظری برسند. البته باید بدانید که دنبال کردن روند تحریم‌های غیرقابل بازگشت در قبال اقدام هسته‌ای غیرقابل بازگشت برای دو طرف هزینه‌های سیاسی زیادی به همراه دارد.

مشاهده خبر در جماران