کدخبر: ۱۶۹۷۷۲۹ تاریخ انتشار:

یادداشت؛

عملیات پیچیده ترامپ؟!

ترامپ که برخلاف تصور رایج بسیار به امر روایت چه در جهت تقویت انگاره پیش‌بینی‌ناپذیری خودش و به تبع آن غافلگیر کردن طرف مقابل، چه برای زمینه‌سازی افکار عمومی اهمیت می‌دهد، طبیعی است که نوعی روایت را در پیش بگیرد که اولا با توجه به برخی حساسیت‌ها در آمریکا حتی در میان هوادارانش خود را مشتاق جنگ نشان ندهد و متمایل به دیپلماسی نشان دهد، ثانیا با ادبیات خاصی این گونه وانمود کند که در نهایت به علت «مخالفت» طرف ایرانی با توافق و غیره، راه چاره‌ای جز انتخاب گزینه جنگ نداشته است.

به گزارش جماران؛ صابر گل عنبری، کارشناس مسائل منطقه در یادداشتی نوشت:

دیدار دیروز ترامپ و نتانیاهو بر خلاف نشست‌های قبلی نسبتا هم طولانی بود و سه ساعت طول کشید، هم این که بدون نشست خبری برگزار شد و ترامپ پس از دیدار صرفا به یک پست در شبکه اجتماعی خود اکتفا کرد و دفتر نتانیاهو نیز توضیحاتی کلی داد.

در یادداشتی تحت عنوان «شتاب نتانیاهو» نوشتم که اگر بخواهیم صرفا از منظری خوش‌بینانه به قضیه نگاه کنیم که ظواهر امر نشان از اختلاف نظر میان ترامپ و نتانیاهو درباره شیوه مواجهه با ایران و اولویت‌های کاری در این زمینه دارد و بر این اساس هم اهداف سفر نتانیاهو و اختلاف‌نظرهای احتمالی توضیح داده شد، اما اگر از منظری بدبینانه نظر به تجربه رفتار ترامپ در این یک سال به ویژه پس از شروع مذاکرات قبل از جنگ 12 روزه نگاه کنیم، می‌توان از زاویه دیگری هم به این دیدار نگریست. البته این بدبینی ناشی از «توهم توطئه» نیست، بلکه معطوف به روانشناسی و رویکرد رفتاری ترامپ است.

از این منظر، می‌توان کلیت داستان سفر و رویکرد اعلامی ترامپ و نتانیاهو را در چارچوب یک عملیات فریب رسانه‌‌ای و دیپلماتیک نیز دید.

از این رو، از زاویه دید نبود اختلاف نظر عمیق و وجود قسمی اختلاف نظر غیر موثر میان دو طرف می‌توان گفت که اساسا سفر نتانیاهو بر خلاف آنچه در رسانه‌ها بیان شد، نه معطوف به تلاش او برای تاثیرگذاری بر مذاکرات آمریکا و ایران، بلکه در قالب یک عملیات روانی و آماده‌سازی نهایی در ابعاد مختلف به ویژه رسانه‌ای برای جنگ بر پایه توافق قبلی و هماهنگی لازم به عمل آمده نیز قابل تعریف است.

از منظر این احتمال بدبینانه، تصمیم به جنگ قبلا اتخاذ شده و هماهنگی‌های مختلف هم میان نهادهای مربوطه دو طرف صورت گرفته و دیدار دیروز نیز جدا از نهایی کردن برخی مسائل، برای بی‌بی اهدافی شخصی را نیز دنبال می‌کرده است. از این رو، می‌توان گفت که نتانیاهو قبل از جنگ به چنین دیداری برای نوعی تصویرسازی، مصرف داخلی و انتخاباتی در اسرائیل با توجه به وجود اجماعی برای جنگ علیه ایران نیاز دارد.

بنا به چنین احتمالی، نفس این سفر یک نوع سرمایه‌گذاری پیشینی برای انتخابات آتی کنست است که پس از جنگ و در صورت «موفقیت» آن در تحقق اهداف تعریف شده، نتانیاهو در نقش یک «قهرمان» برای اسرائیلی‌ها ظاهر شود که مثلا توانست ترامپ را قانع کند و آمریکا را به چنین جنگی بکشاند.

 اما ترامپ که برخلاف تصور رایج بسیار به امر روایت چه در جهت تقویت انگاره پیش‌بینی‌ناپذیری خودش و به تبع آن غافلگیر کردن طرف مقابل، چه برای زمینه‌سازی افکار عمومی اهمیت می‌دهد، طبیعی است که نوعی روایت را در پیش بگیرد که اولا با توجه به برخی حساسیت‌ها در آمریکا حتی در میان هوادارانش خود را مشتاق جنگ نشان ندهد و متمایل به دیپلماسی نشان دهد، ثانیا با ادبیات خاصی این گونه وانمود کند که در نهایت به علت «مخالفت» طرف ایرانی با توافق و غیره، راه چاره‌ای جز انتخاب گزینه جنگ نداشته است.

 از این منظر، آنجا که ترامپ می‌گوید «من اصرار داشتم مذاکرات با ایران ادامه یابد تا ببینیم آیا می‌توان به توافق رسید یا خیر»، در واقع دو هدف را دنبال می‌کند؛ نخست این که به مخالفان جنگ در آمریکا بگوید که نهایت تلاش خود را برای توافق و موفقیت مذاکرات می‌کند و بر آن پافشاری دارد و اگر هم جنگ شد، مقصر من نیستم بلکه طرف ایرانی است. دوم این که از این طریق، محاسبات تهران را در جهت همان اصل غافلگیری نه در نفس جنگ بلکه در تاکتیک‌های آن تحت‌الشعاع قرار دهد.

 اما آنچه می‌تواند تقویت کننده این نگاه بدبینانه باشد این است که اساسا شاهد یک روند دیپلماتیک جدی نیستیم تا جایی که طرف آمریکایی بر خلاف رفتار عملی خود از طریق ناوکشی در منطقه و تقویت آن، اما نه تنها در مذاکرات هنوز هم یک طرح مدونی را ارائه نکرده است، بلکه اساسا طرفین حتی در پرونده هسته‌ای هم وارد جزئیات نشده‌اند.

 از این رو، حتی اظهارات وزیر خارجه ترکیه مبنی بر این که ظاهرا آمریکا آماده کنار آمدن با سطحی محدود از غنی‌سازی اورانیوم در ایران است، بیشتر در قالب پیام‌های متناقض و گیج کننده واشنگتن با اهداف خاصی می‌گنجد تا وجود تمایلی واقعی برای توافق. چون اگر از یک طرف، واقعا آمریکا صرفا مذاکره درباره پرونده هسته‌ای را پذیرفته و آماده پذیرش ادامه غنی‌سازی در ایران در همان سطح محدود برجام و حتی کمتر از آن نیز هست و از طرف دیگر چنان که رئیس سازمان انرژی هسته‌ای ایران گفته حتی خارج کردن ذخایر اورانیوم از ایران هم در مذاکرات مطرح نشده، دیگر لشکرکشی و ناوکشی به منطقه چه معنا و مفهومی دارد؟!

 لب کلام این که اگر هم بدبینی پیشگفته اغراق‌امیز به نظر برسد، ولی به دلایل و قراین مختلفی از جمله تجربه رفتاری ترامپ و شانس محدود توافق، وجود یک عملیات پیچیده فریب قبل از جنگ همچنان تا این لحظه یک احتمال مرجح است.

 

مشاهده خبر در جماران