کدخبر: ۱۶۹۴۵۱۸ تاریخ انتشار:

در گفت و گوی ویژه خبری؛

سید حسن خمینی: دیروز طومار یک اتفاق بسیار خطرناک برچیده شد/ راهپیمایی ۲۲ دی اتفاق بسیار بزرگی است/ قدرت جمهوری اسلامی به همین حضور مردم است/ ما از یک مشکل عظیم عبور کردیم

حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی گفت: این بار دشمنان ما اغتشاشات را استارت زدند. دفعات قبلی فقط روی اعتراضات سوار می شدند؛ نهادهای اطلاعاتی باید پاسخگو باشند. داستان از این قرار است که ما اصلا با داستان ساده مواجه نیستیم؛ یک براندازی خشن بود که نتیجه اش تجزیه ایران می شد

 حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی امشب در برنامه گفت و گوی ویژه خبری که از شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد، با اشاره به حضور مردم در تجمعات گسترده 22 دی ماه 1404 در پی وقایع اخیر در کشور،  گفت: دیروز طومار یک اتفاق بسیار خطرناک برچیده شد.

به گزارش جماران،  در گفت‌وگوی ویژه خبری رسانه ملی با سید حسن خمینی، «حضور تاریخی ملت ایران در ۲۲ دی ماه» بررسی شد. متن کامل این گفت و گو در پی می‌آید:

در حالی گفت‌و‌گو می‌کنیم که روز گذشته حماسه مردم ایران؛ ۲۲ دی ماه در سراسر کشور در راهپیمایی ملی که شکل گرفت خیلی به چشم آمد و خیلی باشکوه برگزار شد. از همین جا آغاز کنم، چون خود شما هم حضور داشتید تا آخرین دقایق این راهپیمایی که برگزار شد و یک اتفاق، آن هم این که بسیاری از رسانه‌های خارجی تلاش می‌کردند تشکیک کنند در تعداد جمعیتی که در سراسر کشور حضور پیدا کردند و بعضاً اشاره می‌کردند که با فناوری‌های امروز مثل هوش مصنوعی این جمعیت‌سازی اتفاق می‌افتد. شما از نزدیک چه دیدید از آن چه دیروز اتفاق افتاد و چرا این تشکیک راجع به این جمعیت اتفاق می‌افتد؟ منفعت آنها از این شبهه وارد کردن چیست؟

قبل از پاسخ به شما، جا دارد تسلیت بگویم به همه خانواده‌هایی که در این روز‌ها داغدار شدند؛ هم خانواده شهدای عزیزی که در دفاع از کشور و امنیت به درجه رفیع شهادت رسیدند و هم احیاناً جان‌باختگانی که در اثر فریب یا اغوای دشمنان ما فرزندان خود را از دست دادند. امیدوارم خداوند به همه صبر دهد و ان‌شاءالله این را توشه روز آخرت همه ما قرار دهد.

این سؤال را که پرسیدید یاد آن جمله ژنرال ازهاری افتادم که می‌گفت نوار است. حالا این که از قدیم بوده؛ یک موقعی با نوار بوده و الآن هم با ادعا‌های دیگری. فکر نمی‌کنم چندان باورپذیر باشد. آنها خودشان جاسوس‌هایشان در میدان بودند و دیدند و اتفاق بسیار بزرگی است. البته طبیعی هم هست، قدرت جمهوری اسلامی در همین حضور مردم است. هر جا مردم آمدند، مثل یک رود خروشان واقعاً همه پلشتی‌ها را شستند و بردند. در طول انقلاب همیشه این گونه بوده؛ از آغاز نهضت همین‌گونه بوده و بعد از آن همین‌گونه بوده و واقعیت هم این است که دیروز طومار یک اتفاق بسیار بسیار خطرناک برچیده شد. به نظرم می‌رسد که ما از یک مشکل عظیم عبور کردیم.

شاید اگر مردم ایران در ۲۸ مرداد وارد صحنه می‌شدند، ما گرفتار یک سلطنت استبدادی مستدام نمی‌شدیم. بعضی وقت‌ها یک روز، یک ساعت، تکلیف یک قرن را معلوم می‌کند. دیروز از آن ساعت‌هایی بود که تکلیف خیلی مسائل را برای دهه‌ها روشن کرد. این را من نمی‌گویم، هم خودشان می‌گویند و هم از تحلیل‌های روشن است که آن چیزی که در این روز‌ها اتفاق افتاد. تعبیر قشنگی هم دیدم به کار می‌برند؛ روز سیزدهم جنگ ۱۲ روزه بود.

بعد از جنگ ۱۲ روزه پلن B جریان صهیونیستی آغاز شد و این را نه تحلیل، خبر داریم که این بود و گفتند. اینها می‌خواستند همین اتفاقات را در همان ایام رقم بزنند، نشد و بعد گفتند منتظر یک اعتراض مسالمت‌آمیز می‌نشینیم تا آن را به خشونت بکشانیم، بعد بستر خشونت را باز کنیم و بعد منتظر شویم که دشمنان خارجی دخالت کنند. اگر دخالت نکردند برای این است که این طومار به سرعت برچیده شد. اگر این اتفاق نمی‌افتاد شما باید منتظر حوادث بسیار تلخ‌تری با هزینه‌های بسیار بیشتر می‌بودید. اصل این داستان از سفر نتانیاهو به آمریکا شروع می‌شود.

 تا روز دهم، اعتراضات بسیار مدنی است و بعد شاهد خشونتی هستیم که اصلاً در ذائقه مردم ایران نیست. حتی دعوا‌های خیابانی مردم به صورت عادی هم این مقدار خشن نیست. اصلاً ما ملت خشنی نیستیم. خیلی از کشور‌های منطقه که نمی‌خواهم اسم بیاورم، خشن هستند، ما اصلاً چنین خشونتی را در خودمان سراغ نداریم.

اینها آمار‌های مسلم است. اگر برای من یقین نبود، نقل نمی‌کردم. اینکه چهار نفر را سر ببرند و با چاقو شکم پاره کنند، خشونت‌های اصلاً ساده‌ای نیست؛ خشونت عادی مردم نیست. جنازه‌ای را بعد از این که کشتند، آتش بزنند. حمله به مساجد، حماقت عجیبی است که انجام دادند. جامعه ایران را نشناختند. آمار‌هایی که تعداد مساجد را گفتید و گفتند. این حجم تخریب مساجد، بیمارستان‌ها، آتش‌نشان‌ها، آمبولانس‌ها و بعد این خشونت عریانی که کف خیابان است؛ چرا؟ این اصلاً داعش‌وار است.

من اینجا خبر ندارم و تحلیل به شما می‌گویم. به نظر من، پشت پرده بخش زیادی از این یک جریان داعشی است که از بعضی کشور‌های همسایه وارد شده است. قبلاً هم گفته بودند که ما این دعوا‌ها را از سوریه به داخل ایران می‌بریم. اگر راست باشد، بعضاً یک وجوهی هم که می‌تواند رد پای آن در سوریه و در جیب بعضی‌ها پیدا شود - اینها را نمی‌دانم - خبر‌هایی است که هنوز بر من مسلم نشده؛ ولی این که شما داعش‌وار خشونت را ببینید، این ریشه «النصرُ بالرعب» دارد. داعش این کار را می‌کرد چون می‌خواست همه را بترساند.

شما در کشور با یک پروژه بسیار پیچیده‌ای طرف بودید. چون ترامپ روی اسب برنده شرط می‌بندد، اگر احساس کند نتیجه نمی‌گیرد، شرطش را وارد نمی‌شود. آنها بنا داشتند یک کار و اغتشاش بسیار بزرگی را واقع کنند، بعد با این اغتشاش بسیار بزرگ او را تحریک کنند و بعد هم ابزاری که از این استفاده کردند، گروه‌هایی است که آمار‌های بسیار دقیقی آمده، نیرو‌های امنیتی باید بیایند توضیح دهند و طبیعتاً کار ما نیست.

ولی واقعاً اتفاق عجیبی است. دل‌ها که می‌گویند دست خداست، آن چیزی که من در تهران دیدم، زن و بچه ما در قم بودند و در قم دیدند، دوستان ما از بعضی شهرستان‌ها نقل می‌کنند، یک یوم‌الله بی‌نظیر واقع شد. یعنی مردم ایران در بزنگاه درست‌ترین تشخیص را دادند. من خیلی وقت‌ها به شوخی می‌گویم یکی از مشکلات یا محاسن جمهوری اسلامی این است که میانگین فهم مردم از فهم ما مسئولین بالاتر است. تشخیص بسیار حکیمانه‌ای بود؛ دشمن‌شناسی به وقت.

همه می‌گویند بین اعتراض و اغتشاش فرق بگذارید. به نظرم بستر اجتماعی این یک بحث است و بحث زمانش مهم است. از بعد از ظهر پنجشنبه، چیزی که شما اصلا نمی‌دیدید اعتراض بود. تقریبا اکثر جاهایی که اغتشاش‌ها و خشونت‌ها است، مناطق فقیرنشین نیست؛ مناطقی است که بنای اعتراضات و خشونتی دارد که شورش‌های اجتماعی درست کند.

به این نکته توجه کنید که سابقا همیشه دشمنان بر اعتراضات [مردم کشور] ما سوار می‌شدند. در بحث بنزین، مرحومه امینی و بحث‌های دیگر بود. اما این بار استارتش را زدند، نه اینکه روی اعتراضات سوار شوند؛ خودشان ایجادش کردند. نهادهای امنیتی ما باید پاسخگو باشند که چرا زودتر متوجه نشدند. حتما هم ادله‌ای دارند و باید جواب بدهند. در این زمینه حتما باید از آنها استفسار کرد و مطالبه داشت. ولی داستان از این قرار است که ما اصلا با یک داستان ساده مواجه نبودیم. یک براندازی خشن، به نحوی که حتما نتیجه‌اش تجزیه کشور و به هم ریختگی اوضاع کلی منطقه بود.

اینها هدفی را داشتند که الحمدلله قدرت نرم جمهوری اسلامی، و اینجا هم باید بگویم سخنرانی بسیار آرامش‌بخش رهبری در روز جمعه، و بعد هم فهم عمومی مردم دوباره طومار این قضیه را پیچید.

 

شما به ریشه‌های این اتفاقات اشاره کردید. اتفاقاتی که از سوی بازاریان نسبت به مثلا افزایش قیمت ارز اتفاق افتاد که بعد به سمت آشوب و اغتشاش منحرف شد. شما ریشه‌های اینها را متفاوت می‌بینید؟

حتما همین طور است. من تاریخ ایران را خیلی ورق زده‌ام و به روز می‌توانم هر مقطعی از تاریخ ایران را بگویم. هیچ مقطعی از تاریخ ایران شاهد این خشونت در خیابان‌ها نیست. ممکن است به عللی نخواهند بگویند چه کسی و چه چیزی، اما حالا بنده اشاره کنم. سربازی را همین قدر که بگیرند، با کاتر سرش را ببرند.

 

شبیه اتفاقات دهه ۶۰ و یا بعدتر که اشاره فرمودید داعش؟

اصلا حتی فراتر از بحث منافقین است؛ این داعش‌وار است. شما تروریسم این دفعه را تروریسم داعشی بدانید. نوع تروریسم آنها داعشی، اما این بار در خدمت صهیونیست‌ها است. یعنی دقیقا به هم گره خوردند، از آنها استفاده کردند، هسته‌هایی شکل دادند، فرماندهی و تشکیلات دارند و البته احساساتی هم که ممکن است به آن ملحق شود. طبیعتا افرادی که وارد می‌شوند، در هیجانات و احساسات وارد می‌شوند و این مسأله را پی می‌گیرند.

بحث اعتراض نسبت به گرانی و ممکن است ضعف‌هایی هم در اطلاع‌رسانی قبلش داشتیم و نگفتیم. ولی این اصلا با آن دو قاب بسیار متفاوت است. اتفاقات از غروب پنجشنبه به بعد اصلا ربطی به اعتراضات ندارد.

 

در واقع آمریکایی‌ها تاکتیکشان را نسبت به جنگ ۱۲ روزه متفاوت کردند. پیش از آن ابتدا جنگ را شکل دادند و بعد به واسطه جنگ، تصورشان این بود که در بین مردم تشتت اتفاق می‌افتد؛ وقتی دیدند انسجام شکل گرفت، این بار نقطه قوت مردم که انسجام بود را هدف قرار دادند که بعد جنگ اتفاق بیفتد. الآن روی این موج سوار هستند که بعد از جنگ توانستیم این تشتت و تفرق را بین مردم ایجاد کنیم. تحلیل شما از وضعیت انسجام ملی الآن ملت ایران چیست؟

یکی از دانشمندان جامعه‌شناس غربی، خودم نشنیدم و از یک جامعه‌شناس ایرانی شنیدم، گفته بود در طول تاریخ هیچ حکومتی توان بسیج توده‌ای جمهوری اسلامی را ندارد؛ هرچقدر مخالف به خیابان بیاورید، آنها در کمتر از چند روز، چند برابرش را در خیابان برای شما جمعیت می‌آورند. قدرت ما این است. البته اینکه آنها فرزندان ما نیستند، {اینگونه نیست. همه آنها فرزندان ما} هستند. من دو طرف داستان را ملت ایران می‌بینم. حساب آن هسته‌های داعشی متفاوت است، بحث خودش را دارد، باید با آنها برخورد کرد و اصلا هم مسأله شوخی بردار نیست. چون آینده زندگی همه ما و فرزندان این مملکت را از بین می‌برد. ولی خود این خشونت همان مردم معترضی که احیانا گرفتار هیجان می‌شوند را هم به نوعی از آن مسأله بازگرداند.

البته باز هم باید به سمت انسجام بیشتر برویم. سرمایه ما همین انسجام و همدلی است و در این زمینه، حالا مسئولیت‌های حکومت شروع می‌شود. شاید بعضی از این مسئولیت‌ها بعد از جنگ 12 روزه باید شروع می‌شد؛ دیر شد و ما گرفتار تهدیدهای لحظه به لحظه شدیم و یک چیزهایی را فراموش کردیم. باید قدردان یک چیزهایی در آن روز می‌بودیم. ولی خشونت و تروریسمی که اتفاق افتاد و داعشی که نه به اسم داعش ولی حتما به رسم داعش وجود داشت، اصلا بحثش متفاوت است.

 

این بصیرت و روشن‌بینی مردم که جنابعالی اشاره کردید و نمونه اعلای آن را در جریان انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(س) شاهد بودیم، در برهه‌های مختلف هم شکل گرفت و یکی از برجسته‌ترینش همین جنگ ۱۲ روزه یا راهپیمایی بیست و دوم دی ماه بود. به نظر شما این از کجا نشأت می‌گیرد که در بزنگاه‌ها خودش را نشان می‌دهد؟

یکی از آنها فهم و شعوری است که جامعه ما در طول این سال‌ها پیدا کرده است. یعنی بر خلاف اینکه ما فکر می‌کنیم رسانه‌های مختلف ممکن است مردم را فریب بدهند، خیلی وقت‌ها مردم آنها را می‌بینند و اتفاقا می‌فهمند که داستان از چه قرار است. دوما، این قصه دیگر مثل قبل از انقلاب نیست که جامعه بی‌سواد بود؛ جامعه تحصیل‌کرده است. در همین قضایا میزان حضور نخبگان، هنرمندان و حتی تأثیرگذاران در ایجاد این مسأله به مراتب پایین‌تر از حد انتظار دشمنان ما است.

یک بُعدش هم حماقت جریان رقیب است. من حالا یک نکته‌ای را بگویم. در تاریخ ما قاجار «بی‌دین» هستند و بعضا هم شرب خمر می‌کردند و نماز نمی‌خواندند. ولی جریان پهلوی یک جریان «ضد دینی» است؛ نه بی‌دین. بنای تقابل با دین دارد و در پهلوی اول خودش را در قالب کشف حجاب اجباری، برداشتن مجالس عزاداری و تعطیل تمام نمادهای دینی شکل می‌دهد و بعد آوردن جریان دروغینی به نام بهائیت در صدر کشور و میدان دادن به آنها؛ امروز هم خودش را در قالب مسجدسوزی نشان می‌دهد. یعنی این دم خروس به راحتی بیرون می‌زند. من با اعتماد کامل به این حرفم می‌گویم. خدای ناکرده فردای جمهوری اسلامی شما نه امنیت دارید، نه آزادی دارید و نه رفاه. اگر این مطلب را برای جامعه جا بیاندازید، که به نظر من مردم بهتر از من و شما می‌فهند، ریشه‌های هر نوع حرکت خشونت‌آمیزی از این صنف را از بین می‌برید.

عراق را ببینید. 25 سال از دوره فروپاشی صدام می‌گذرد و هنوز این کشور برق ندارد. ماه سوم بعد از فروپاشی صدام تحریم‌هایش برداشته شده است. خاطرات سال 1382 آقای هاشمی را رفسنجانی را همین دیشب می‌خواندم؛ پریروز چاپ شده است. ماه خرداد آمریکایی‌ها تحریم‌ها را برداشتند؛ قبل از اینکه بگردند و چیزی پیدا کنند. تا امروز چه اتفاقی در عراق افتاده است؟ بعد از رفتن صدام حداقل 500 هزار نفر در عراق کشته شده‌اند، موطن داعش شده و کردستانش گوش به حرف حکومت مرکزی نمی‌دهد؛ دو بار تا حالا برای تجزیه‌اش خیز برداشته‌اند و یکی از دلایل اینکه تجزیه نشده هم جمهوری اسلامی است که ایستاده برای اینکه عراق تجزیه نشود.

لیبی را ببینید. با تمام امیدهایی که به آن دادند، در سازمان ملل نماینده ندارد. فکر می‌کنم آقای مهاجرانی یا یک نفر دیگر در تلویزیون نقل می‌کرد. سوریه را ببینید. الآن یک قسمتش دست ترکیه و یک قسمتش دست کردها است و یک قسمتش را اسرائیل گرفته است. یک حکومت دمشق است که آن هم آمریکایی‌ها از او حمایت می‌کنند. یک قسمتش هم داعش است که رگه‌های حضور اینها در تهران را بگردید و پیدا کنید؛ با حکومت مرکزی جولانی و دسیسه و پشتوانه‌ای که جریان صهیونیستی دارد.

البته ما هم نباید انتظار داشته باشیم آنها به ما رحم کنند. یعنی اسرائیلی‌ها و دوستانشان خیلی از جمهوری اسلامی عصبانی هستند. خدا رحمت کند شهید بهشتی را که گفت «عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر». خدای ناکرده فردای جمهوری اسلامی، که البته با مردمی که دیروز دیدیم این آرزو به گور خواهد رفت و یا اصلا بهتر است بگوییم به گور رفته، فردای این نه امنیتی وجود دارد، نه رفاهی وجود دارد و نه آزادی وجود دارد. اینها هنوز نیامده تیرهای چراغ برق را برای دار زدن سران اصلاح‌طلب گذاشته‌اند؛ چه برسد به بقیه موارد. انتظار اینکه این جریان برای مردم آرامش و آسایش بیاورد را از ذهنتان بیرون ببرید.

هدف اسرائیل در کلان چیست؟ به نظر من هدف اسرائیل در کلان این است که کشورهای منطقه کوچک شوند. همین الآن سومالی باید سومالی لند پیدا کند، سوریه برای اسرائیل بزرگ است و باید تکه تکه شود و زورشان برسد که به نظر من حتما در برنامه کارشان هست، عربستان همین گرفتاری را دارد. من فکر می‌کنم دولت عربستان این درک را دارد؛ تا آنجایی که خبر دارم. ایران برای اسرائیل بزرگ است؛ ایران باید تجزیه شود. هدف «اسلام»، «انقلاب» و بعد «ایرانیت» ما است.

ما در یک بزنگاهی هستیم ولی عجیب است واقعا شاید دل‌ها و ذهن‌ها دست خدا است. یک موقع‌هایی که آدم فکر می‌کند باید حرف‌هایی را در تلویزیون به مردم بگوییم، خودشان خیلی بهتر از همه می‌فهمند. واقعا جمعیتی که ما دیروز در تهران دیدیدم و زن و بچه ما در قم دیده بودند، فراتر از چیزی است که بشود گفت عادی پدید آمده است. رهبری هم گفتند صدها هزار شهید بابت این انقلاب داده شده و به هر حال این خون‌ها حفظش می‌کند و مسأله ما نیست. بالأخره ما معتقدیم این مملکت امام زمان(عج) و صاحب دارد.

 

الآن مسأله مردم در میان است. بر اساس نگاهی که حضرت امام نسبت به مردم داشتند، به زعم جنابعالی الآن مهمترین مسئولیت و وظیفه مسئولان چیست و چه کارهایی باید انجام بدهند؟

مسأله در چندین حوزه است. ما قدرت‌هایمان را بگوییم. نقطه قوت ما امروز «قدرت نرم» ما است. قدرت اصلی ما همین مردمی هستند که دیروز آمدند. دوم توان نظامی ما در بعضی حوزه‌ها است که واقعا آنها را ترسانده و شاید چیزهایی هم باشد که آنها مطلع نباشند یا بعدا پدید بیاید. اما ضعف‌هایی هم داریم. واقعیت این است که باید به سمت حکمرانی بهتر برویم؛ هم در حوزه اقتصاد، هم در حوزه سیاست داخلی و هم در حوزه مسائل اجتماعی. در حوزه اقتصادی واقعیت این است که وضع معیشتی مردم به ناگاه دچار یک به هم ریختگی شد و باید قبلش بهتر برای مردم توضیح داده می‌شد. حتی زنجیره اول و آخر، توضیح دهید که اصلا زنجیره به چه معنا است. تلاش بیشتر و دوم دخالت دادن مردم؛ هرچه بیشتر در نهادهای تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر.

هرچه بیشتر گروه‌های مختلف جامعه را در سرنوشت خودشان و تصمیم‌گیری برای سرنوشت خودشان دخیل کنیم، امنیت ما بالاتر می‌رود. به هر حال مشکلات داریم. همین مشکلات را چه کسی پدید آورده است؟ آمریکایی‌ها دو هدف بزرگ دارند؛ یک تحریم و دو انزوای ما. تحریم برای اینکه نتوانیم از قدرت اقتصادی خودمان استفاده کنیم و انزوا برای اینکه راه مفرّی برای تحریم پیدا نکنیم.

دفعه قبل در همین حسینیه [جماران] مصاحبه‌ای با دوستان شما داشتم. گفتم ما در این دنیا خودمان و خودمان هستیم. فکر کنید کسی به داد ما می‌رسد، نمی‌رسد. ما هستیم و آینده‌ای که ما را بازخواست می‌کند و قدرت ملی که داریم. اگر انسجاممان را بالا نبریم، از هم استفاده نکنیم، خردورزی جامعه ما در همه ارکان داخل نشود و همراهی نکند، طبیعتا جامعه مشکلات را از ما مسئولین می‌بیند.

چه اشکالی دارد، شما اگر می‌خواهید بحث یارانه‌ها را مطرح کنید، همه‌پرسی کنید و از مردم بپرسید این ارز، رانت و نتیجه‌اش است و از مردم مشورت بگیرید؟! نه از دو یا پنج صنف، از خودشان همه‌پرسی کنید؛ ظرفیت قانون اساسی است. هر مرحله‌ای هست، با خودشان در میان بگذارید. بگویید این میزان ارز، این میزان یارانه و این میزان رانت ما است. ما چقدر ارز 28 هزار تومانی می‌دهیم، می‌خواهیم این را برداریم و چه اتفاقی می‌افتد. در دهک‌های یک تا پنج چه اتفاقی می‌افتد و دهک‌های شش تا 10 چه اتفاقی می‌افتد. یک روستایی بداند که این اتفاق چه تأثیری روی زندگی او می‌گذارد. شما قبلش باید این پول را در حساب جامعه بخوابانید و مردم ببینند.

البته این فقط دولت نیست. دولت یکی از اجزاء تصمیم‌گیر در جامعه ما است. ساختار قانون اساسی ما، باید همه با هم باشند و همه با هم همدلی و همراهی کنند. امیدوارم این اتفاق بیفتد. اگر تا دیروز همه مسئولین جمهوری اسلامی به زبان می‌گفتند مدیون مردم هستند، از دیروز باید این مدیونی را کنار بگذارند. مرحوم ابوی ما تعبیر می‌کرد و می‌گفت دیگر باید بگویند نوکر مردم هستند. واقعا نوکری کنند. نوکر باید بیشتر از همه توضیح بدهد.

 

در واقع فرمایش امام که فرمودند مردم ولی نعمت ما هستند را به طور عینی سرلوحه قرار بدهند.

حتما همین طور است.

 

باز من می‌خواهم به اندیشه‌های حضرت امام اشاره کنم. بر اساس همین اندیشه‌ها، نوع مواجهه جمهوری اسلامی با افراد مورد حمایت اسرائیل و آمریکا که آشوب‌ها را رقم زدند، باید چگونه باشد؟

در مقام عدالت، باید عدالت اجرا شود و نباید عصبانی بود. اگر کسی واقعا محارب است، باید با جزای محارب با او برخورد کرد و اگر کسی به گونه دیگری، به گونه دیگری. به نظر من این را به اختیار قوه قضائیه بگذارید. حتما باید کسانی که ابزار یا آلت دست مستقیم جریانات صهیونیستی هستند، حسابشان با بقیه جدا شود و البته طبیعتا باید با عدالتی که ما در قانون داریم، طبق مرّ قانون با آنها عمل کنیم.

 

در روزهای اخیر هم ما شاهد تهدیداتی از سوی مقامات آمریکایی بودیم. به نظر شما پاسخ جمهوری اسلامی ایران به این تهدیدات چیست؟

من فکر می‌کنم قضیه دیروز آب سردی برای اینها است و دیگر پلن B تمام شده و وارد پلن C می‌شوند. باید به این فکر کنیم که پلن C آنها چیست.

 

شما تحلیلی از این پلن دارید؟

دارم اما هنوز مطمئن نیستم و اجازه بدهید وقتی پخته‌تر کردم، بگویم. ضمن اینکه من خیلی خبر هم از دوستان امنیتی ندارم. شما باز خبرنگار هستید، ما یک طلبه هستیم. باید بیشتر ببینیم و رصد کنیم. ولی شک نکنید تا ما هستیم، یعنی ایرانی هست، و تا اسرائیلی‌ها هستند، اگر زورشان برسد، ما را از بین می‌برند. برای اینکه از بین نرویم، باید قدرتمند شویم. بزرگترین قدرتمان هم «مردم» هستند؛ دل‌های مردم، عقل مردم و ایمان مردم است. واقعا ایمان مردم و دلدادگی آنها به اهل بیت(ع) و جامعه است.

ممکن است یک مواردی را نگفته باشند. شما ببینید این بار چقدر برای آشوب در مناطق اهل سنت برنامه‌ریزی کردند. کمترین اغتشاشات را در این مناطق داشتیم و واقعا باید تشکر کرد. یعنی واقعا فهم جامعه اهل سنت، که یکی از محاسن این دولت این است که آنها دخیل در حکومت شدند. اینکه می‌گویم هرچه بیشتر دخیل در حکومت کنید امنیت بالاتر می‌رود، این مسأله است. حتی خارجی‌هایی که در ایران بودند و خیلی‌ها هم در آنها می‌ترسیدند. ما در اغتشاشات ندیدیم از پناهندگان یا کسانی که در ایران بودند. اینها نشانگر فهم و شعوری است که حتی در این طیف‌ها وجود داشت.

به نظرم از نظر جهانی جامعه آمریکا دچار یک زایش بزرگ است. این را می‌گویم و روی آن فکر کنید. من ندیده‌ام جایی بگویند. رأی آوردن آقایی به نام محمدانی-که می‌دانید اسمش «محمدانی» و به او ممدانی می‌گویند- بدون اینکه خودش کیست، در نیویورک یک پیام بسیار بزرگ برای جهان دارد. جامعه آمریکا دارد از یک لیبرالیسم اقتصادی افسارگسیخته به سمت یک نوع سوسیالیسم غربی پیش می‌رود؛ و اسلام‌هراسی به عنوان یک عامل بزرگ در جامعه آمریکا برداشته شده است. نیویورک شهر یهودی‌ها است و بر اساس گفته‌ها، 37 درصد از خود یهودی‌ها به ممدانی رأی دادند. دو سوم جوان‌ها در نیویورک به ممدانی رأی دادند.

همیشه جریان حزب دموکرات انتخابات نیویورک را می‌برد. اما در این انتخابات با اینکه یک فرماندار سابق نیویورک هم رقیب شده، باز ایشان 53 درصد رأی آورده و بعد ایالت‌های دیگر دانه دانه به همین اندیشه آمده است. اگر این پیش برود، حزب دموکرات پوست‌اندازی بزرگی در جامعه آمریکا خواهد کرد.

چه اتفاقی می‌افتد؟ این اتفاق می‌افتد که همین این دفعه ترامپ گفته اگر انتخابات 2026 را ببازیم که الآن هستیم، ما سنا و کنگره را از دست می‌دهیم. این یک اتفاق درونی جامعه آمریکاست؛ یک انقلاب است. در سال گذشته G.D.P جامعه آمریکا هزار میلیارد دلار بالا رفته است. من از [قول] کارشناس آن می‌گویم. کل این پول در حساب چند نفر آمده؟ پنج نفر. یعنی شما توزیع نابرابر بسیار دارید. این جامعه ملتهب است و این به ترامپ فرصت ادامه تهدیدات جدی را نمی‌دهد؛ فرصتش محدود است. یعنی ما زمان زیادی برای مواجهه با تهدید‌های آنها نداریم و از تهدیدهای آنها عبور می‌کنیم.

از نظر جهانی، اروپایی‌ها دوباره به سمت نوعی همگرایی خواهند رفت. فضای جهانی، فضایی است که بحث منطقه آمریکای لاتین با این داستانی که در ونزوئلا اتفاق افتاد، به این راحتی برای ترامپ تمام نخواهد شد. این شرایط را الآن نمی‌گویم درست یا غلط، ما خودمان را یک تافته جدابافته کناره‌ای از فرایند جهانی نبینیم. داستان، داستان نظم نوینی است که دارد در دنیا شکل می‌گیرد و اگر در این لحظه ما حواس‌مان نباشد، بعضاً درد‌های کوچک یا بزرگی که گرفتار یک فرد یا دو فرد می‌شود را با دقت و درایت مدیریت نکنیم، ناگهان ممکن است به مصیبت‌های خیلی بزرگی دچار شویم.

اشتباه بزرگی که قبل از شهریور ۲۰ شد، ایران را گرفتار یک دوره طولانی مشکل کرد. اشتباهات بزرگی که در آغاز جنگ جهانی اول اتفاق افتاد، کشور را دچار بحران کرد. ما کابینه نظام‌السلطنه مافی داریم که با مرحوم مدرس به استانبول رفته، نصف ایران اشغال شد. جنوب آن دست انگلیس‌ها و شمال آن دست روس‌ها بود. برای دهه‌ها آرزوی حکومت مرکزی داشتند. اشتباه بزرگی که در دوره عباس‌میرزا شد، بخشی از ایران را از ایران جدا کرده است.

درک درست از شرایط جهانی می‌تواند ما را برای دهه‌ها - نمی‌خواهم بگویم قرن‌ها - پیشتاز کند. خدای ناکرده اگر گرفتار اشتباه تحلیلی شویم و نکاتی را نبینیم که این وظیفه، واقعاً وظیفه مجموعه صداوسیما و همه است که بیایند صحبت کنند. نمی‌خواهم ادعا کنم کارشناس آن هستم، من هم یکی مثل بقیه، می‌آیم حرف می‌زنم. ممکن است صد‌ها نفر نقد یا رد یا قبول کنند، اما بپذیریم. ما همیشه به شوخی می‌گوییم «شرایط حساس کنونی»؛ [اما] این [وضعیت،] شرایط حساس جهانی است. دیگر [قید] کنونی [صرفا] بر ما نیست؛ [بلکه] جامعه جهانی دستخوش نظم جدیدی است. ترامپ کلاً چشمش را به سمت جریان حقوق بشری بسته است. نظام دوقطبی به [طرف] تک‌قطبی رفته؛ آن نظم، برای آمریکایی‌ها تأمین منافع نمی‌کند و آن را به هم زدند.

 

 بخشی از این در سند امنیت ملی آمریکایی‌ها متمرکز شده است؟

 حتماً. این وقتی به هم می‌ریزد و ساختار را تغییر می‌دهد، شما باید متوجه باشید که کیکی نشوید که دیگران آن را به نفع خودشان قطعه‌قطعه می‌کنند. من برای همه کشورها - چه دوست و اطرافیان ما - احترام قائلم؛ از شمالی تا شرقی. ولی بدانیم ما برای آنها هم می‌توانیم کیک باشیم. البته من به عناون یک شهروند عادی به مسئولین کشور اعتماد دارم. معتقدم فهم آنها از مسائل جهان، بسیار خوب است و این جا هم اگر آخر صحبت‌مان است؛ باید باز  از مردم تقدیر کنیم؛ هم تسلیت بگوییم و هم واقعاً دعا کنیم به وجود مقام معظم رهبری.

من اهل مداهنه نیستم. سابقه من هم نشان داده و اصلاً هم نیازی به اینها ندارم. وجود ایشان امروز لنگرگاه اتکای مردم ایران است. شجاعت، درایت و فهم ایشان بسیار بسیار ارزشمند است و واقعاً همه - چه آنهایی که به هر علتی از ایشان گله دارند، یا دروغ یا راست، یا آنهایی که ندارند - باید قدر این نکته را بدانند. این نقطه، نقطه اطمینان‌بخش ما است. نقطه‌ای است که باید هم قدر آن را دانست، هم خدا را برای آن شاکر بود، هم هر طور هر کسی می‌تواند کمک کند.

 

 پیش بینی شما از روز‌های آینده چیست و شرایط آینده کشور را چطور می‌بینید؟

 فکر می‌کنم از این بحث پلن B عبور کردیم. یعنی این داستان، داستانی نیست که دیگر اتفاق بیفتد. ولی آنها که بیکار ننشسته‌اند. در مرحله اول [مسئولین] باید سعی کنند سریعا اوضاع معیشت را سر و سامانی بدهند و یک ثباتی را بیاورند. نمی‌گویم تثبیت، ثبات. قابل پیش‌بینی باشد. بین تثبیت و ثبات فرق است. این به هم ریختگی و آشفتگی از بین برود و با یک آرامشی در فضای اقتصادی کشور، فکر نمی‌کنم حداقل به زودی‌های زود یک اتفاق سنگین و خارق‌العاده‌ای برای کشور بیفتد. حداقل امیدوارم که ما سال آینده را سال بسیار خوبی برای کشور ببینیم. سال ۱۴۰۴ سال بحران‌ها برای ما بود. فکر می‌کنم سال آینده می‌تواند سال رویش خیلی خوبی برای ما باشد. اگر ان‌شاءالله بتوانیم با دل‌های مردم، ارتباط خوبی برقرار کنیم.

صداوسیما از صبح جمعه نقش بسیار برازنده و خوبی داشت. یکی از عوامل تأثیرگذار در حماسه دیروز بود که اتفاق افتاد و امیدوارم سعه‌صدر خودش را بالا ببرد و درهایش را باز کند. هیچ اتفاقی نمی‌افتد؛ یعنی این طور نیست که فکر کنید [اگر] یک فضای بازتری در صداوسیما پدید بیاید، خیلی فاجعه زیست محیطی به قول یکی از رفقای ما پدید می‌آید! هرچه بیشتر با مخاطب ارتباط برقرار کنید و هر چه بیشتر صداهای مختلف را بازتاب دهید. می‌دانم که ممکن است انتقاداتی هم به شما بشود، ولی به نفع کلان کشور و کلیت کشور است که مردم ما حرف را از شما بشنوند؛ حرف را از تریبون جمهوری اسلامی بشنوند. حتی بلندترین صدا‌های اعتراضی را، حتی بروند بالاتر، انتقادی را، حتی بروند بالاتر، بلندترین دشنام‌ها را از خودمان بشنوند.

مشاهده خبر در جماران