در برنامه تلویزیونی «راهبرد»؛
سیدعلی خمینی: باید فرآیندی در کشور داشته باشیم که اعتراضات شنیده شود/ اغتشاشگرها از آسمان نیامدهاند/ آمدن ترامپ به این نیست که برای ما گل و بلبل بیاورد/ تظاهرات فردا یکی از ایام الله است
حجتالاسلام و المسلمین سیدعلی خمینی در برنامه راهبرد گفت: این ملت وقتی در صحنه باشد، تمام تهدیدهای امنیتی را بر میدارد. لذا من از همه برادران و خواهران عزیز دعوت میکنم که فردا به هر نحو در این تظاهرات شرکت کنید. این تظاهرات امنیتزا است و به دنیا نشان میدهد که ملت ایران پشت ایران، نظام و رهبرشان هستند.
پایگاه خبری جماران: نوه امام خمینی(س) با تأکید بر اینکه باید فرآیندی در کشور داشته باشیم که اعتراضات شنیده شود، گفت: من یک وقتی این را گفتم و به مذاق برخی خوش نیامد. اگر ملت ما صدا نمیکرد، ما باید میترسیدیم؛ اگر بازار اعتراض نمیکرد، ما باید میترسیدیم؛ فکر میکردیم با یک جامعه مرده طرف هستیم. وقتی جامعه نگاه میکند و میبیند دلار آمریکا در عرض یکی دو ماه از 70 هزار تومان به 140 هزار تومان میرسد، اگر فریاد نزند یعنی مرده و آن موقع بود که ما باید میترسیدیم نه الآن که نهیب میزند چه کار دارید میکنید؟ یک نفر توضیح بدهد که چه کار دارید میکنید.
مشروح برنامه «راهبرد» که به صورت زنده از شبکه اول سیما با حضور حجتالاسلام و المسلمین سیدعلی خمینی را در ادامه میخوانید:
تحلیل شما از شرایط حال حاضر و تصویری که از این روزها میشود برای مردم ترسیم کرد، چیست؟
قبل از آنکه چند کلامی را در مورد سؤال شما پاسخ بدهم، دلم میخواهد به همه خانوادههای داغدار تسلیت عرض بکنم. از اقصی نقاط کشور جوانهای نسبتا زیادی را از دست دادیم و خانوادههای آنها داغدار هستند؛ چه آنها که پای کار انقلاب بودند، ایستادند و با مظلومیت دفاع کردند و چه خانواده کسانی که متأسفانه فریب خورده بودند یا به نحو دیگری جان به جانآفرین تسلیم کردند. به خانواده همه آنها تسلیت عرض میکنیم؛ همه داغدار هستند.
همچنین تشکر ویژه باید داشت نسبت به جوانان غیور در نیروی انتظامی، نیروهای نظامی، بسیج و مردم بزرگ ایران که باز هم در بزنگاه به میدان آمدند. واقعا انسان باید قدردان نیروهای بسیح و نیروی انتظامی باشد که به نحو خالص و مخلص، بدون چشمداشت و با اعتقاد راستین به آرمان انقلاب میایستند و در شرایط سخت و با دست خالی میایستند و دفاع میکنند.
همین امروز توفیق حاصل شد و منزل یکی از شهدای نیروی انتظامی رفتم. دلم میخواهد که شما بروید و خانه پدر این شهید را ببینید و هرکدام از معترضینی که گرفتند، خانه او را هم ببینید که در چه شرایطی داشت زندگی میکرد. اما عاشقانه ایستاد، با دست خالی، بالای یک بلندی رفته بود و داشت مردم را دعوت به آرامش میکرد. یک عدهای آمدند و او را گرفتند، زدند و کشتند. چهار فرزند دارد و فرزند پنجم هم خانمش باردار است و تا چند وقت دیگر به دنیا میآید.
ما باید قدردان اینها باشیم. شرایط کشور هرچقدر هم خطیر میشود، باز جمهوری اسلامی به پشتوانه ملت... شما باید صحبت پدر و مادر این فردی که در نیروی انتظامی بود را گوش کنید که چگونه ایستادگی میکنند. پدر این شهید به من میگفت که هیچ ناراحت فرزندم نیستم و نگران کشور هستم؛ صدها مثل فرزند من برای ایران و انقلاب فدا شوند، طوری نیست. ما در مسیری شروع کردیم که وقتی این بچه به دنیا آمد من در شلمچه بودم و امروز هم که این مسیر ادامه دارد.
به نظرم در مورد سؤال شما، معمولا در برنامههای ما و صداوسیما هم که نگاه کردم و یا تحلیلهایی که میشود، کنشگران خیابانی را به دو دسته تقسیم میکنیم و میگوییم «معترضین» یا «اغتشاشگرها» هستند؛ و اعتراض هم حق است و کار اغتشاشگران ناحق است و باید با آنها مقابله کنیم. من معتقدم در این دوره جدید یک گروه سومی داریم؛ غیر از مردم معترض و کسانی که تخریب میکنند و به تعبیر مقام معظم رهبری بیتوجه(خیلی تعبیر دقیقی بود) سنگ میزنند و خرابکاری میکنند.
ما در دوره جدید با پدیده نسبتا جدیدی روبرو هستیم که سابقا هم بود ولی خیلی کم بود؛ آن هم «مأموران میدانی» هستند. یعنی غیر از آنکه ما یک جمعیت معترض داریم، کف خیابان، والّا من هم معترض هستم و شما هم معترض هستید، کسانی که در خیابان به عنوان معترضین میبینیم، یک جمعیت معترض داریم، یک جمعیتی داریم که معمولا هیجانات اینها بالا میزند و یا احساس میکنند اعتراضشان شنیده نشده و گاهی بیتوجه به عواقب کارهایی که انجام میدهند، یک سری تخریبهایی انجام میدهند و متأسفانه ممکن است حتی جنایاتی هم انجام داده باشند. اما باز هم معتقد هستم حساب اینها از گروه سوم جدا است.
گروه سوم همان «مأموران میدانی» هستند. نیاز به خبر هم نبود و ما شرایط کشور را رصد میکنیم. ولی رئیس جمهور همین امروز در مصاحبه خودشان گفتند که بعضیها از خارج کشور وارد شدند. یک منبع موثقی به بنده گفت که نتانیاهو وقتی میخواست در جنگ 12 روزه ترامپ را برای حمله به ایران قانع کند، گفت من ارتش خودم را در ایران مستقر کردم و تو فقط اجازه بده ما جنگ را شروع کنیم و این جنگ کار جمهوری اسلامی را تمام میکند. مسلما او بلوف زد و خیلی بزرگتر از دهانش سخن گفت و نتیجهاش را هم دیدیم که سیلی خوردند. اما معلوم میشود که یک برنامه جدیدی را تدارک دیدند.
به نظرم ما باید این سه قسم را از هم جدا کنیم. در مورد معترض هم من نکتهای دارم. ما دائما میگوییم که اعتراض شما حق است. بعضی از مسئولین ما هم به فکر هستند جایی را درست کنند تا کسانی که اعتراض دارند، در آنجا اعتراض کنند. مردم ما که نمیخواهند کار لغو انجام بدهند. کسی که اعتراض دارد که نمیخواهد کار لغو انجام بدهد. شما بیابانی را برای آنها فراهم کنید و بگویید به آنجا بروید و داد بزنید. اعتراض در حقیقت بیان یک نارضایتی است. اگر من احساس کنم اعتراضم به گوش شما میرسد و شما از آن تأثیر میگیرید، اعتراض میکنم.
مسئولین ما باید هوشیار باشند. صرف اینکه بگوییم اعتراض شما حق است، گاهی مردم احساس میکنند که اینها میخواهند ما را از سر خودشان باز کنند. اینکه ما معتقدیم اینها حق دارند اعتراض کنند، معنایش این است که باید فرآیندی در کشور داشته باشیم که اگر کسی اعتراض میکند، اعتراضش شنیده شود؛ مردم کار لغو انجام نمیدهند. این معترضین دقیقا در یک نقطهای قرار گرفتهاند که اگر احساس کنند حرفشان شنیده میشود، ما به حرفشان گوش میکنیم و مطالبه آنها جواب داده میشود، از اعتراض به همکاران ما تبدیل میشوند؛ مردم کمککار دولت و نظام میشوند.
چرخ صنایع را مردم میچرخانند. هنر دولت یا حکومت این است که باید معترضین را به همکار خودش تبدیل کند و اینها خودشان را دارای تأثیر بدانند. اگر خدای ناکرده شما حرف اینها را گوش نکردید، احساس کنند صحبت میکنند و مسئول هم میگوید هرچه میخواهید داد بزنید و بعد هم به خانه برگردید و از فردا روز از نو و روزی از نو، کار خودم را انجام میدهم و هیچ تغییری در سیاستهای من ایجاد نمیشود، به دست خودتان دارید این معترضین را به طرف اغتشاش هول میدهید. یعنی من معترض میگویم این دولت حرف من را گوش نمیکند و حداقل بگذار کاری کنم که به من توجه کند؛ این خیلی خطرناک است؛ این اشتباه است.
بنابراین تکلیف معترضین روشن است، حق دارند و حقشان هم به این نیست که فقط بگوییم شما حق دارید؛ حقشان به این است که واقعا حرف اینها شنیده شود و احساس کنند. ملت ما آگاه و رشید است. ملت ایران در جنگ 12 روزه برای چندمین بار خودش را ثابت کرد. اصلا دنیا از رفتار این مردم در شگفت مانده است. اگر این جماعت اعتراض میکنند، بفهمیم که اینها حرفی دارند.
قسمت دوم اغتشاشگران هستند. یکی از کارهایی که در برنامهریزیهای من بوده است که همیشه در اعتراضات سعی کردهام در میدان حاضر بشوم و اعتراضات را ببینم و رصد کنم. در همین اتفاقات گذشته شاید از چهار پنج متری معترضین هم عبور و رصد و نگاهشان کردم. یک خاطره جالبی برای شما تعریف کنم که ما ببینیم این اغتشاشگرها هم از آسمان نیامدهاند. جوانان ما هستند که هیجانزده میشوند؛ در جوّ که قرار میگیرند، هیجانی میشوند.
من در اتفاقات اعتراضات گذشته برای مرحوم مهسا امینی که شلوغ شده بود، یک جایی بودم که اتفاقا در مرکز تجمعات و اعتراضات و آتشسوزیها بود. جوانها در یک گوشه کوچه میایستادند تا فضایی فراهم شود و بعد با هم جمع بشوند. من در خانه را باز کردم، بیرون آمدم که سوار ماشین بشوم، دیدم سه چهار تا از اینها که لابد سنگهایشان هم آماده بود، کنار در نشستهاند؛ تا من را دیدند، سلام و علیک گفتند. ما سوار ماشین شدیم و دنبال کارمان رفتیم و آنها هم سنگهایشان را برداشتند و پی کارشان رفتند.
کسانی که میشکنند، اگر کسی در میدان با اینها زندگی کرده و دیده باشد، که من سعی میکنم همیشه اینها را رصد داشته باشم و ببینمشان، خیلی از آنها همین کسانی هستند که صبح شما را میبینند و سلام و علیک میکنند و شب فضای هیجانی میشود و اینها گاهی توجه به عواقب کارشان ندارند، گاهی عصبانی هستند، گاهی از دست من و شما حرص دارند و حرکتی انجام میدهند. البته ما باید اینها را فرزندان خودمان بدانیم؛ باید فرزندان ایران بدانیم. مگر در یک خانواده همه فرزندان یک جور هستند؟! اگر پدر خانوادهای باشید و بچه شما شیشهای را بشکند، با او چه کار میکنید؟ او را از خانه بیرون یا داغ میکنید؟! نه. البته اگر کسی خلاف قانون رفتار کرده، طبق مرّ قانون با او برخورد میشود.
تا جایی که تا مرز جنایت پیش نرفته باشد.
حتی اگر جنایت هم کرده باشد، قانون وجود دارد. ولی من ناراحتم از اینکه این فرزند من دارد این کار را انجام میدهد. شما این نگاه را ببینید. ما به عنوان جمهوری اسلامی و مردم ایران ناراحتیم از اینکه میبینیم یک جوان به جایی میرسد که شیشه میشکاند یا آتش میزند. اتوبوس آتش زدن به چه دردی میخورد؟! کشتن جوانان مردم به چه دردی میخورد؟!
آقای رئیس جمهور میگوید چرا شب؟ روز بیایید و صحبت کنیم. کما اینکه در ساختمان ریاست جمهوری با اهل بازار، کسبه و اصناف نشستند و گفتوگو کردند.
این دومیها هستند. یعنی شما اغتشاشگران را هم باید بدانید فرزندان شما هستند، عصبانی هستند و اگر جرمی هم مرتکب شدهاند، جرمشان را میکشند. یعنی اگر شیشهای شکسته طبق مرّ قانون انجام میشود. ولی ما اینها را هم فرزندان خودمان میدانیم و اینها با ما هستند. اما عنصر جدیدی که اضافه شده، دیگر جای کوتاه آمدن ندارد. اینها «مأموران میدانی موساد» هستند.
اینها کارهایی انجام دادهاند که کاملا معلوم است حساب شده و برنامهریزی شده است. بگذارید یک قصهای از دیدههای خودم برای مردم ایران تعریف کنم. دو سه شب پیش در همین قم داشتم از خیابانی رد میشدم. دیدم یک ماشین وانت در کنار سطل زباله ایستاد و یک نفر جوانی با روی پوشیده از این وانت یک سری چوب خشک برداشت و این سطل زباله را پر کرد و یک کیسه بستهای هم روی اینها گذاشت و رفت. یکی دو ساعت بعد که قرار بود آنجا حرکتی انجام شود، نفر دوم و مأمور دوم آنها آمد و آن سطل را آتش زد. این دیگر مسأله یک جوان هیجانی و عصبانی نیست.
اتفاقی که در اسفراین برای دادستان شهید اسفراین رخ داد، با چه منطقی قابل توجیه است؟
منطق اینها ترور است؛ منطق، ادامه جنگ 12 روزه است. ما باید این را بپذیریم. من خیلی دلم میخواهد که این طور نباشد و این طور تحلیل نکنیم؛ ولی من این گونه میبینم. بنای قلبی و قطعی صهیونیستها بر این بود که کار جمهوری اسلامی را تمام کنند و جنگ 12 روزه را هر جور تحلیل کنید، غیر از این نیست که به گمان اینها رسیده بود که با حمله به ایران کار جمهوری اسلامی تمام میشود. چطور خواستند کار سوریه را تمام کنند؟ چطور خواستند لبنان را تضعیف کنند؟ اینها هزینه گزافی برای جنگ با ایران دادند.
اگر خیال کنیم که اسرائیلیها نمیدانستند ما موشک داریم و میتوانیم آنها را بزنیم، سادهانگاری است؛ میدانستند. کاملا میدانستند توان موشکی جمهوری اسلامی چه جور است و جمهوری اسلامی میتواند ضربه بزند. اما با این حال گفتند ما همه هزینههایش را به جان میطلبیم. اسرائیل تنها چیزی که دارد «امنیت» است. کسانی که از همه جای دنیا جمع کردند، گفتند شما در این خاک آنچنانی بیایید، امنیت شما با ما است. اینکه اسرائیل بپذیرد که موشکهای محکم بخورد و ترامپ گفت چقدر موشکهایشان بزرگ و خطرناک بود، اینکه او بپذیرد که هزینه بدهد، فقط به خاطر این نبود که شهید حاجیزاده را بزند.
زدن سردار سلیمانی به عنوان یک ترور، کار پیچیدهای نبود. سردار سلیمانی و ابومهدی مهندس با هم به خانه من در نجف آمدند. اعلام کردند اینها ساعت سه به نجف میآیند و خانه ما آمدند. توقعم بود که با یک سیستمی بیایند. همان ساعت سه آمدند و نه پوشیدگی داشتند و نه حفاظت چندانی داشتند؛ با دو سه نفر آمدند، یک ساعت منزل ما بودند و بعد هم رفتند.
ملت ما فکر نکنند شهید حاجیزاده، شهید سلامی و شهید باقری در یک پستوهایی بودند، زندگی عادی خودشان را داشتند؛ جانشینان اینها هم امروز همین جور هستند. چون شهادت برای اینها اصلا چیز سختی نیست؛ اصلا دنبال شهادت هستند. حاج قاسم دنبال شهادت میدوید.
مسأله این است که اینها میخواستند کار را تمام کنند و امروز هم میخواهند کار ناتمام جنگ 12 روزه را تمام کنند و الآن ترامپ پشت قصه است. ترامپ سه چهار بار درباره این اعتراضات ایران پیام صادر و کشور را تهدید میکند. شما میدانید آمدن ترامپ به این نیست که برای ما گل و بلبل بیاورد. اینها همان کسانی هستند که دیدید غزه را چه کار کردند؛ دیدید سوریه را چه کار کردند. در یک شب 300 بار سوریه را بعد از رفتن بشار اسد زدند و هیچ چیز برای سوریه نگذاشتند.
اینها دنبال این هستند و ملت ایران بداند. ما یک راه داریم که اینها را سر جای خودشان بنشانیم و آن هم این است که نشان بدهیم ما پشت نظام و پشت ایران هستیم. تظاهراتی که فردا انجام میشود، یکی از ایام الله است. بنده یقین دارم پرشورتر و قویتر از گذشته مردم به میدان خواهند آمد. این تظاهرات فقط دفاع از جمهوری اسلامی نیست؛ این تظاهرات امنیتزا است و امنیت آینده ما را تأمین میکند.
نمایش قدرت ملت ایران است و آنها هم رصد میکنند...
رصد میکنند؛ و این ملت وقتی در صحنه باشد، تمام تهدیدهای امنیتی را بر میدارد. لذا من از همه برادران و خواهران عزیز دعوت میکنم که فردا به هر نحو در این تظاهرات شرکت کنید. این تظاهرات امنیتزا است و به دنیا نشان میدهد که ملت ایران پشت ایران، نظام و رهبرشان هستند.
شما خیلی خوب ترسیم فرمودید. عنصر سومی که اشاره کردید، به نظر میآید صحنه را خیلی کامل، واضح کرده است. من میخواهم یک قدری برویم سراغ بازخوانی وقایعی که در انقلاب اسلامی رخ داده و مردم و جوانانی که امروز دچار هیجانات میشوند شاید خیلی با این موضوعات آشنا نباشند. چقدر وقایع امروز شبیه وقایع دهه ۶۰ است؟
کسانی که بیرون مرزها نشستهاند و شرایط کشور را از دور میبینند، دچار یک مریضی میشوند که میشود از آن به «آرزو اندیشی» تعبیر کرد. «آرزو اندیشی» یک مریضی روانی است. یعنی شما آرزو دارید که اتفاقی بیفتد و دائما با خودتان تکرار میکنید که این اتفاق میافتد؛ دچار یک مریضی میشوید که احساس میکنید واقعا این اتفاق افتاده است. من معتقدم این مریضی در تمام سیستمهای اطلاعاتی شرق و غرب، خصوصا صهیونیستها و آمریکاییها، حلول کرده که خریت جنگ 12 روزه را انجام دادند.
اتحادی که در جنگ 12 روزه بین ملت ما ایجاد شد، با قبلش قابل مقایسه بود؟! یکی از آقایان محترمی که خارج از کشور زندگی میکند، یک روزی به من گفت اینها خیال میکنند جمهوری اسلامی تمام شده و از بین رفته و فکر میکنند فقط ضربه آخر مانده است. من فکر میکنم اگر اینها فکری به حال مریضی خودشان نکنند، چند وقت دیگر در شبکههای اجتماعی خودشان میگویند جمهوری اسلامی رفت و یک کسی آمد و حکومت هم دارد انجام میشود.
رئیس جمهور متوهم آمریکا گفت که مشهد سقوط کرده است.
این وهم یک مریضی است و به کسانی که در دل جامعه نیستند و در ایران زندگی نمیکنند توصیه میکنم توجه کنند که ممکن است دچار این مریضی شده باشند. ما مدعی نیستیم وضع ما خوب است، وضع خوبی نیست و خطرناک است. اگر ما شرایط مختلف را بیان کنیم، نگرانی همیش وجود داشته و الآن هم وجود دارد. اما اینکه آنها دچار مریضی آرزو اندیشی شدهاند و چیزی که دوست دارند را امر واقع تلقی میکنند، غلط است و اشتباه میکنند؛ و نمیتوانند درست تحلیل کنند.
من این خاطره را هم عرض کنم که مال یکی از انتخاباتهای قدیم جمهوری اسلامی و شاید 20 سال قبل است. همان آقای محترم به من گفت دور هم جمع شده بودیم و بعضی از سران اپوزیسیون هم بودند؛ داشتیم با هم رصد و فکر میکردیم که انتخابات آینده ایران چه کسی رئیس جمهور میشود. یکی از آقایان که در آن جلسه بود و اسمش را بیاورم قاطبه ملت ایران میشناسد، گفت به نظر من اصلا جمهوری اسلامی به انتخابات نمیرسد و کارش تمام است. این معنا بالأخره وجود دارد.
ما باید یک مدیریت زنجیره تأمین در مورد امنیت داشته باشیم. این زنجیره احتیاج به یک مدیریت دارد. اینکه شما میبینید در خیابان ناامنی صورت میگیرد، یک زنجیره به هم پیوسته است. شما باید این زنجیره را با هم مدیریت کنید. بخش آخر این زنجیره امنیت نیروهای بسیج، سپاه، نیروی انتظامی و کسانی است که وسط میدان هستند و شبانه روز از جان و دل دارند مایه میگذارند. اما اگر سایر زنجیره تأمین را رها کردید و مدیریت نکردید و فقط بار را روی دوش آن ارتشی و سپاهی گذاشتید، شما نمیتوانید امنیت پایدار داشته باشید.
سالهای پیش ما فریاد میزدیم و بزرگان ما فریاد میزدند اینکه در سوریه، عراق و لبنان حضور داریم، غیر از مباحث اعتقادی، تأمین کننده امنیت ما است، امروز قصه روشن است. یعنی شما اگر بخواهید امنیت پایدار در آخر خط داشته باشید، باید زنجیره تأمین مدیریت شود. بگذارید یک مثال برای شما بزنم. فرض کنید وقتی میخواهید مرغ را عید ارزان به دست مردم بدهید، باید بخشهایی از حکومت و دولت شما از مهر ماه برنامهریزی و یک نفر آن را مدیریت کند. در بحث امنیت ملی و امنیت کشور هم به مدیریت زنجیره احتیاج داریم.
اقتصاد و گرانیهایی که ما با آن روبرو هستیم، دارد امنیت ما را خدشهدار میکند. ما باید قبل از آنکه گران کنیم با مردم حرف بزنیم. مگر شما نمیدانستید که میخواهید ارز ترجیحی را بردارید یا قرار است قیمت ارز بالا برود؟! مردم این طوری برداشت و فکر میکنند از دست دولت در رفته و آن موقع دشمنان سوار میشوند. اگر شما میدانید که قرار است ارز ترجیحی برداشته شود، اول با مردم صحبت کنید و مسأله تبلیغاتی و روانی آن را حل کنید.
من یک وقتی این را گفتم و به مذاق برخی خوش نیامد. اگر ملت ما صدا نمیکرد، ما باید میترسیدیم؛ اگر بازار اعتراض نمیکرد، ما باید میترسیدیم؛ فکر میکردیم با یک جامعه مرده طرف هستیم. وقتی جامعه نگاه میکند و میبیند دلار آمریکا در عرض یکی دو ماه از 70 هزار تومان به 140 هزار تومان میرسد، اگر فریاد نزند یعنی مرده و آن موقع بود که ما باید میترسیدیم نه الآن که نهیب میزند چه کار دارید میکنید؟ یک نفر توضیح بدهد که چه کار دارید میکنید.
این کاری که دولت انجام داد و ارز ترجیحی را برداشت، کار درستی است ولی برای اینکه به اینجا نرسد، قبلش صداوسیما، مسئولین و دولتمردان ما باید با مردم صحبت کنند. مردم را آگاه کنند که ما از آسمان نیامدهایم. همان طور که عرض کردم اغتشاشگرها از آسمان نیامدهاند، مردم هم بدانند که دولتمردان از آسمان نیامدهاند؛ از همین زمین و دل خود شما در آمدهاند.
در مورد همین مدیریت قیمت بنزین، به نظر میآید بعد از اینکه توجیه صورت گرفت، تجربه موفقی بود. ولی موضوع ما بیشتر ناظر بر این است که بالأخره اتفاقی در داخل یک کشوری رخ میدهد، تصمیم درست یا پر انتقادی گرفته میشود، اما زمینه فراهم میشود و همان مأموران میدانی که شما گفتید، الآن به مساجد ما حمله داشتهاند و رفتارهای داعشگونه کردهاند. اینکه دهه ۶۰ را مطرح کردم برای این است که در یک دورهای ملت اینها را پس زدند ولی دوباره فرصت ظهور و بروز پیدا شده است. چرا باید به مسجد حمله کنند؟ من دنبال پشت پرده این هستم که چرا الآن دشمن دست روی مسجد میگذارد؟ مگر مسأله گرانی نیست؟
این حماقت است. یعنی چرا یک نفر باید به جایی برسد که به یک بچه سه ساله یا مسجد حمله کند؟ چیزی که من میفهمم این است که مسلما خطا است و دستور دهنده این داخل ایران نیست و فضاو جامعه ایران را نمیشناسد. جامعه ایران مذهبی است و ممکن است طوری که بنده در چهارچوب فقه صد درصدی خودم میبینم نباشد، ولی جامعه ایران مذهبی است.
میخواستند به نقطه کانونی جامعه ایران ضربه بزنند.
اشتباه است. شما فکر میکنید اگر به این نقطه کانونی ضربه بزنند از بین میرود یا بیشتر ما را مصمم میکند و غیرت دینی ما را به جوش میآورد؟ من این را حماقت میدانم و معتقد هستم حتما دستور از بیرون است. اگر کسی که این دستور را داده در ایران زندگی میکرد، عین روز روشن بود که این اتفاق اشتباه است و مردم را منزجر میکند. شما که بیرون مرز نشستهای و دستور میدهی، باید حواست باشد و سعی کنی معترضین را با خودت همراه کنی؛ نه اینکه معترضین را در دامن دیگری بیاندازی.
لذا من هرچه فکر و تحلیل میکنم، به نظرم خطای استراتژیک و همان است که گفت «الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقا»؛ واقعا بعضی از کارهای دشمنان ما احمقانه، اشتباه و خطا است و خطای استراتژیک دارند. دهه 60 به شدت از حیث بنیه دفاعی و تخصص نیروهای نظامی و انتظامی ضعیفتر بودیم. دشمن ما هم به شدت سفاک، سازمان یافته قوی و هم بخشی از منافقین، اعتقادی بودند. اینها نتوانستند نهال جمهوری اسلامی را به زمین بنشانند. امروز که ملت ما آگاهتر است، نیروی انتظامی ما خبیر است و تسلط اطلاعاتی ما زیاد است، باز هم اینها کاری نمیتوانند بکنند.
مطلبی که الآن وجود دارد در مورد «دشمنشناسی» است. ما با قشر جوان مواجه هستیم و واقعا شنیدن صدای نسل جوان وظیفه همه آحاد جامعه و مسئولین است. اما آیا قشر جوان ما باید نسبت به دشمن آگاه باشد یا نباشد؟
واقعا صحنه و میدان خیلی روشن است. کسانی مقابل ما هستند که نیازمند استدلال نیست برای اینکه بگوییم چه جنایتکارانی هستند. وقتی مهمترین و تندترین شبکههای ضد انقلاب توسط اسرائیل دارد اداره میشود و آنها دارند برنامهریزی میکنند، من باید فکر کنم که آیا حاضر هستم زیر بیرق نتانیاهو بروم؟! یک وقتی همین آمریکا اوباما داشت و آن موقع دشوار بود که ما بگوییم اوباما همین نسخه ترامپ است و قیافهاش فرق میکند؛ باید میگفتیم دستش مخملی است. امروز با پدیدهای مثل ترامپ روبرو هستیم که از حیث اخلاقی، جنایتکاری و سابقهای که با ملت خود ما دارد، بارها به ملت ما با عنوان «ملت تروریست» نام میبرد، به نظر من دشمنشناسی امروز خیلی روشن است.
امروز اصلا فضای فتنه نیست و رهبری هم تعبیر فتنه به کار نمیبرند. فتنه برای شرایط غبارآلود است که شما دوست و دشمن را گم میکنید. امروز دوست و دشمن ما گم نیست و مشخص است. این را هم اضافه کنید به اعتقاد محکم بنده که ملت ایران آگاه است. اگر من احساس کنم دیندارتر از برآیند ملت ایران هستم، دارم اشتباه میکنم. من غیر از تجربه و مطالعات خودم، این را من از امام دارم. امام تا بن دندان معتقد به مردم بود.
در شرایطی که داشتیم با آمریکاییها و صدام میجنگیدیم، شوروی گفت من میخواهم به طرف افغانستان بیایم و امام گفت ما با شما میجنگیم. گفتند شما چه جوری با شرق و غرب میجنگید؟ گفت وقتی مردم با ما هستند. امام تا بن دندان معتقد به مردم و مردم هم با امام بودند.
آخرین باری که خدمت رهبری رسیدم به ایشان گفتم یک توصیه به من بفرمایید، ایشان گفتند اصول امام را برای مردم بگویید. خیلیها خواستند امام را کمرنگ کنند و نتوانستند و حالا میخواهند اصول امام را کمرنگ کنند؛ شما اصول امام را برای مردم بگویید. یکی از اصول امام که تا بن دندان به آن معتقد بود، اتکا و اعتماد به مردم بود. امام معتقد بود که مردم میفهمند. اگر ما احساس کنیم که مردم گمراه و بیدین شدهاند و تحت تأثیر تبلیغات قرار گرفتهاند، اشتباه است؛ امام ذرهای به این معنا اعتقاد نداشت.
لذا این همه تخریب که نسبت به امام شده، یک نفر از همین ضد انقلاب بیاورید که بگوید مشکل خمینی این بود که اکثریت مردم را نداشت؛ تا حالا کسی نگفته است. چون مردم پشت امام بودند و او معتقد به مردم بود.
به نظر شما راه برونرفت از شرایط امروز و حفظ این اتحاد مثال زدنی، انسجام و وحدت کلمه چیست؟
بر اساس آیه قرآن، چیزهایی که روی آب باشد میآید و میرود. اگر منفعت مردم با شما باشد و برای مردم کار کنید، این ملت هم آگاه است. نمیتوانید بگویید ما داریم برای مردم کار میکنیم و مردم نمیبینند؛ دارید اشتباه میکنید. من معتقدم جمهوری اسلامی طبق شرایط طبیعی با این همه دشمنی که داشت، تا الآن چند بار باید ساقط میشد؛ مردم نگهش داشتند. چون مسئولین ما از دل مردم بودند و برای مردم کار میکردند.
راه این است که شما برای مردم کار و تلاش کنید و نفع مردم با شما باشد؛ دست خداوند متعال با شما است. فردا هم مردم نشان میدهند که پای کار نظام و انقلاب هستند و به مسئولین ما امید دارند. ما هم امید داریم ان شاء الله دولت خدمتگزار با رهنمودهای مقام معظم رهبری بتوانند این کشتی اطمینان در دل اقیانوس مواج حوادث مختلف دوران را به خوبی پیش ببرند.
مشاهده خبر در جماران