کدخبر: ۱۶۲۸۸۴۷ تاریخ انتشار:

یادداشت/

پاسخ مستقیم ایران به اسرائیل و سناریوهای محتمل

« تحولات چند ماه گذشته حکایت از ان دارد امریکا تمایلی به تشدید و اوج گیری بحران و درگیری مستقیم با ایران ندارد. هرچند جنگ‌ شش ماهه غزه نشان داد که آمریکا در شرایط عادی قدرت مانور محدودی در تاثیر گذاری بر تصمیمات جناح راست افراطی اسرائیل دارد با این وجود باید اذعان کرد تفاوت های معنا داری بین جنگ در غزه و جنگ احتمالی میان اسرائیل و ایران وجود دارد. »

جاوید قربان اوغلی ، دیپلمات و کارشناس سیاست خارجی در یادداشتی برای جماران نوشت:

تهاجم موشکی و پهپادی ایران به اسراییل که در اولین ساعات بامداد روز گذشته صورت گرفت را چگونه می توان تفسیر کرد؟ پیامدهای آن چه خواهد بود؟ و چگونه می توان از گسترش جنگ جلوگیری کرد؟ اینها سوالاتی است که پس از اقدام نظامی اخیر ایران در محافل سیاسی جهان مطرح است.

۱- نمایندگی دائم ایران نزد سازمان ملل متحد با صدور بیانیه ای تصریح کرده است، «اقدام نظامی جمهوری اسلامی ایران بر اساس بند ۵۱ منشور سازمان ملل متحد و مبتنی بر دفاع مشروع در پاسخ به تجاوزات رژیم صهیونیستی به اماکن دیپلماتیک کشورمان در دمشق بود.» ماده ۵۱ منشور سازمان تصریح می کند، «در صورت حمله ی مسلحانه علیه یک عضو سازمان ملل متحد ، تا زمانی که شورای امنیت اقدامات لازم را برای حفظ صلح و امنیت بین المللی به عمل آورد، هیچ یک از مقررات این منشور به حق ذاتی دفاع مشروع انفرادی یا دسته جمعی اعضاء لطمه ای وارد نخواهد کرد.» در موردحمله اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق دو تفسیر متفاوت مطرح است.

برخی اعتقاد دارند این‌ حمله را نمی توان در ذیل تجاوز نظامی به سرزمین(Territory) گنجاند. اما گروه دیگر بر اساس کنوانسیون وین ناظر بر مصونیت اماکن دیپلماتیک از تعرض، حمله اسرائیل را تهاجم نظامی به ایران تلقی می کنند و اعتقاد دارند اقدام نظامی ایران در چارچوب حق دفاع مشروع  مندرج در ماده ۵۱ منشور کاملا قانونی است.

به نظر نگارنده، مورد اخیر صحیح است و همانطور که ایران بدان استناد کرده، پوششی دیپلماتیک، مشروع  و قانونی در توجیه اقدام نظامی اخیر است.

۲- از رصد تحولات پس از حمله اسرائیل به کنسولگری، چنین بر می آید که طی دو هفته گذشته، تبادل پیام بین ایران و آمریکا از طریق سفارت سوئیس در تهران، نمایندگی ایران در سازمان ملل و احتمالا تعدادی از کشورهای مشهور به میانجی‌گری به طور فشرده و مستمر در جریان بوده است. مقامات آمریکایی کرارا به ارسال پیام به ایران تصریح کردند. اگرچه نمی توان در مورد محتوای پیام های تبادل شده گمانه زنی کرد، با این وجود می توان گفت که ایران به دلایلی کاملا قابل درک و مرتبط با غرور ملی پس از شهادت ۷ تن از فرماندهان نظامی خود در دمشق  بر «غیرقابل بحث و مذاکره بودن ضرورت اقدامی علیه اسرائیل» تأکید کرده است.

در خوش‌بینانه ترین حالت می توان تهاجم موشکی ایران به اسرائیل را تکرار سناریوی حمله موشکی به پایگاه «عین الاسد» امریکا پس‌ از شهادت سردار قاسم‌سلیمانی و البته در ابعادی نسبتا وسیع تر  تفسیر کرد. تاکید بیانیه دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد بر اینکه «موضوع را می توان پایان‌ یافته تلقی نمود»، گواهی بر این مدعاست که حمله ایران کاملا متناسب و در چارچوب پاسخ غیر قابل گذشت و به گونه ای محدود که منجر به جنگ منطقه ای و مداخله آمریکا نشود ، طراحی و اجرا شد. برخی از اخبار  اسرائیل از "تایید یا تکذیب آگاهی خود از  ماهیت و زمان پاسخ ایران" خودداری کرده است.

۳- در فضای جنجالی، غبار آلود رسانه های بین المللی و جنگ‌روایت ها در تهران و تل آویو در مورد میزان موفقیت تهاجم نظامی ایران، آنچه که بر تحولات آتی تأثیر خواهد گذاشت، «راستی آزمایی میزان خسارات» به اسرائیل است. ظاهرا دو هدف اصلی برای موشک ها و پهپاد های ایران تاسیسات نظامی در جولان اشغالی و صحرای نقب بود. اسرائیل از «خسارت جزئی» سخن می گوید. اگرچه  نمی توان این ادعا را پذیرفت و باید آن در قالب جنگ روانی و حفظ روحیه ساکنان سرزمین اشغالی تفسیر کرد، با این وجود ضروری است ایران کلیه مستندات مرتبط با اصابت دقیق موشکها و پهپاد ها به اهداف طراحی شده و میزان خسارات را در اختیار کارشناسان نظامی و  افکار عمومی قرار دهد.

این مسأله از آن جهت اهمیت دارد که هدف ایران علاوه بر احیای غرور ملی، قدرت بازدارندگی خود را به اسرائیل و جهان نشان دهد.تبعات صحت ادعای اسرائیل و آمریکا در رهگیری پهپاد ها و عدم اصابت تعداد قابل توجهی از موشک ها به اهداف مورد نظر علاوه بر زیر سوال رفتن قدرت بازدارندگی ایران، اسراییل را در استمرار اقدامات خصمانه علیه ایران جسورتر خواهد کرد.

۴- حمله ایران به اسرائیل را علاوه بر  آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان‌ملل متحد، تقریبا تمامی کشورهای غربی محکوم  کرده اند که کاملا قابل پیش بینی بود. اهمیت این از یک سو در مواضع کشورهای تاثیرات آن در بحث ها و تصمیم جلسه شورای امنیت سازمان ملل است که همانطور که ملاحظه کردیم، نتوانست به تصمیمی در صدور قطعنامه و یا بیانیه برسد، اما  از سوی دیگر نمی توان از  تاثیر آن در شرایط کنونی اسرائیل غافل شد. اصرار نتانیاهو برای حمله زمینی بر شهر رفح در کنار فاجعه انسانی ناشی از شش ماه جنگ نابرابر، اسرائیل تحت شدیدترین فشارهای بین المللی و حتی  متحد اصلی خود یعنی ایالات متحده امریکا  قرار داده است.

به نظر می رسد در کنار اقدام نظامی و ضرورت  آن برای  احیای غرور ملی، نیازمند اقدامات فشرده دیپلماتیک و همچنین رسانه ای هستیم که علاوه بر توجیه ضرورت اقدام نظامی در چارچوب منشور ملل متحد و «حق دفاع مشروع»  از مظلوم نمایی جنگ طلبان اسرائیل در انحراف افکار عمومی در جنایت نسل کشی و سبوعانه  این رژیم جلوگیری شود.

۵- پیش بینی تحولات منتج از اقدام نظامی ایران علیه اسرائیل تا حد زیادی به موارد زیر بستگی دارد:

■ با توجه به اینکه این اولین رویارویی مستقیم ایران و اسراییل پس از ۴۵ سال خصومت و جنگ نیابتی است. واکنش احتمالی اسرائیل نیز تا میزان قابل توجهی در گرو تاثیر تخریب و آسیب بر تأسیسات  مورد هدف قرار گرفته قرار دارد که می تواند  نمایانگر قدرت نظامی و بازدارندگی ایران باشد.

■تحولات چند ماه گذشته حکایت از آن دارد که آمریکا تمایلی به تشدید و اوج گیری بحران و درگیری مستقیم با ایران ندارد. هرچند جنگ‌ شش ماهه غزه نشان داد که آمریکا در شرایط عادی قدرت مانور محدودی در تاثیر گذاری بر تصمیمات جناح  راست افراطی اسرائیل دارد. با این وجود باید اذعان کرد تفاوت های معنا داری بین جنگ در غزه و جنگ احتمالی میان اسرائیل و ایران وجود دارد. آمریکا  تعهد انکارناپذیری در حمایت از متحد استراتژیک خود دارد و در صورت وقوع جنگ  مجبور به حمایت تمام عیار و حتی مداخله و رویارویی مستقیم است. لذا می توان پیش بینی کرد که از تمام ظرفیت خود برای وادار کردن اسراییل به پرهیز از جنگ تمام عیار با ایران استفاده نماید.

■ اسرائیل به طور قطع از اقدامات ایذایی مانند ترور، هدف قراردادن تاسیسات نظامی ایران در سوریه و حمله به متحدین ایران در لبنان و... دست نخواهد کشید. ایران نیز کاملا از این موضوع مطلع است و احتمالا همچون گذشته مایل نیست این اقدامات را محملی برای رویارویی مستقیم قرار دهد. به نظر می رسد مهمترین اقدام در این رابطه، ترمیم شکاف های اطلاعاتی ایران است که به طور جدی نیروی انسانی و تاسیسات نظامی ایران در خارج از مرز را در معرض تهدید مستمر اسرائیل قرار می دهد.

۶- آمریکا از اسرائیل خواسته از هرگونه اقدام تلافی جویانه پرهیز کند. جو بایدن در گفتگوی تلفنی پس از حمله موشکی ایران به بنیامین نتانیاهو گفته است که «آمریکا خواهان رویارویی با ایران نیست و از حمله اسراییل حمایت نخواهد کرد».

از سوی دیگر، اسراییل می داند که برای جنگ با ایران نیازمند کسب چراغ سبز، هماهنگی و اطمینان از حمایت تمام عیار امریکاست. در پرتو این گزاره ها به نظر می رسد موقعیت مناسبی برای چیدن میوه اقدام نظامی علیه اسرائیل در دسترس دستگاه دیپلماسی کشور قرار گرفته است و می توان اکنون از موضع قدرت با  آمریکا وارد مذاکره شد.

آمریکا پس‌ از ماجرای حمله اسراییل به کنسولگری چندین بار از «عدم آگاهی» خود از اقدام اسرائیل سخن گفت. اگر این بیان صریح را به مثابه «ناخشنودی از اقدام اسراییل و چه بسا سیگنالی برای گفت و گو» تلقی شود،  می توان به جای اصرار بر آگاهی، همراهی و مشارکت آمریکا در جنایت کنسولگری از آن به عنوان ترفندی برای تشدید اختلافات بایدن - نتانیاهو استفاده کرد. 

با توجه به احتمال بازگشت مجدد دونالد ترامپ به کاخ سفید ضروری است که سیاست سازان کشور راهبردی را برای این تحول مهم و تاثیر گذار بر کشور تدوین کنند. قطعا اسراییل از روی کار آمدن ترامپ استقبال خواهد کرد و احتمالا از هم اکنون در حال تدوین برنامه کار با اوست. حضور تیم افراطی قبلی مانند پمپئو و .. در کنار ترامپ برای ایران فاجعه بار خواهد بود.

لذا تدوین راهبردی منطبق با منافع کشور در تعامل با آمریکا، از ضروریات سیاست خارجی کشور در شرایطی انتخابات آمریکاست. وقتی از تعامل سخن می گوییم نباید فوری آن را مترادف با برقراری روابط با واشنگتن، حل و فصل همه مشکلات با این قدرت بزرگ و تاثیر گذار و یا مترادف با مرعوب شدن،  وادادگی  و تسلیم تلقی کرد.

مشاهده خبر در جماران