کدخبر: ۱۶۱۸۶۳۴ تاریخ انتشار:

گزارش جماران از نشست بررسی «رابطه رشد بخش غیررسمی‌با رشد فقر در ایران»،

یک پژوهشگر توسعه: نرخ فقر در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ افزایش پیدا می‌کند/ برای حل نارساییها در خلق فرصتهای شغلی مولد از رویکردهای رانتی و صدقه‌ای استفاده می‌کنند/ سیاست گذار بر حل بحران فقر در گروه جوانان، تمرکز بیشتری داشته باشد

یک پژوهشگر توسعه با بیان اینکه گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد ۸۹ درصد از خانوارهای فقیر ایران را شاغلان تشکیل می‌دهند و نه بیکاران، به تشریح پژوهش صورت گرفته درخصوص تاثیر اشتغال غیررسمی بر فقر در کشور پرداخت و گفت: پیام راهبردی این مطالعه این است که صرفا با ارتقاء بنیه تولید فناورانه است که می‌شود بر معضل فقر و همچنین اشتغال غیررسمی غلبه کرد. این امر هم فقط در صورتی امکان پذیر است که در ساختار نهادی اصلاحاتی صورت بگیرد. با توجه به چشم انداز نگران کننده فقر در ایران، هرگونه تاخیر و سستی در این زمینه می‌تواند هزینه‌های سنگین و بدون بازگشتی برای نظام ملی به همراه داشته باشد.

گروه اقتصاد و درآمد: یک پژوهشگر توسعه و برنامه‌ریزی با بیان اینکه با توجه به روند فزاینده اندازه فقر در اقتصاد ایران و سهم اشتغال غیر رسمی باید پیوند این دو متغیر درک شود، گفت: سیاستگذاران باید حرکت به سمت اشتغال رسمی مولد و فناورانه را در اولویت خود قراردهند؛ چراکه اشتغال غیررسمی منجر به فقر می‌شود.

به گزارش جماران، شیما نمازی، دانش آموخته ارشد توسعه و برنامه‌ریزی در دانشگاه علامه‌طباطبایی که در نشست بررسی «رابطه رشد بخش غیررسمی‌با رشد فقر در ایران»، در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن می‌گفت، ضمن تشریح پژوهش صورت گرفته درخصوص «اقتصاد سیاسی اشتغال غیررسمی‌ و گسترش فقر درایران»، خاطرنشان کرد: این پژوهش سه کلیدواژه «اشتغال غیررسمی»، «فقر» و «تامین اجتماعی» دارد. اشتغال در بخش غیررسمی، مفهومی‌مبتنی بر بنگاه اقتصادی و از نظر خصوصیات محل کارِ کارگر تعریف می‌شود در صورتی که اشتغال غیررسمی، مفهوم مبتنی بر شغل است و از نظر روابط شغلی و حمایتهای مرتبط با شغل کارگر تعریف می‌شود.

وی با یادآوری اینکه در داده‌های سطح خانوار ایران هیچ اطلاعاتی در رابطه با بنگاه‌های اقتصادی و خصوصیات محل کار کارگر نیست و بنابراین ناچار فقط از مفهوم اشتغال غیررسمی‌استفاده کردیم، گفت: در صورت مشارکت در تامین اجتماعی شاغلین را رسمی و درغیر این صورت، شاغلین را غیر رسمی درنظر گرفتیم. در این مطالعه از مفاهیم «فقرچندبعدی»، «فقرمطلق» و «فقرنسبی» که در این نشست تنها نتایج مربوط به «فقرنسبی» عنوان می‌شوند.

ایجاد فرصتهای اشتغال مولد برای کاهش فقر کاملا ضروری است

نمازی با بیان اینکه برای فقرا نیروی کار، اغلب تنها دارایی است که می‌توانند از آن برای بهبود رفاهشان استفاده کنند، ادامه داد: به خاطر همین ایجاد فرصتهای اشتغال مولد برای کاهش فقر کاملا ضروری است و می‌شود گفت که اشتغال زایی باید جایگاه اصلی را داشته باشد. اما بسیاری از استراتژیهای ملی کاهش فقر، اغلب به کمیت اشتغال می‌پردازند؛ درحالیکه ابعاد کیفی اشتغال مثل عدالت، امنیت، آزادی، عزت و مواردی از این قبیل کمتر مورد توجه قرارمی‌گیرد. بنابراین استراتژیهای کاهش فقر در مورد برنامه‌های اشتغال، حمایت اجتماعی و حتی حقوق کار اظهارنظری نمی‌کنند. این در حالی است که کیفیت اشتغال به مراتب بسیار مهم‌تر است.

۱۰درصد از جمعیت جهان فقیر هستند

۹درصد از شاغلین جهان در فقر زندگی می‌کنند

این پژوهشگر توسعه افزود: سال 2015 یک مطالعه‌ای در سطح جهان انجام شد که نشان داد 10درصد از جمعیت جهان فقیر هستند و همچنین 9درصد از شاغلین جهان هم در فقر زندگی می‌کنند. در واقع این مطالعه نشان داد که اشتغال نمی‌تواند تضمینی در برابر فقر باشد. درواقع افراد بیشتر از اینکه بیکار باشند، خودشان را در مشاغل کم کیفیت و مشاغل غیررسمی می‌بینند.

امرار معاش بیش از ۶۰درصد جمعیت شاغل در جهان، از طریق اشتغال غیررسمی است

این رقم در کشورهای در حال توسعه به ۸۵ درصد هم می‌رسد

نمازی ادامه داد: سازمان بین‌المللی کار، ILO ، سال 2018 اعلام کرد که امرار معاش بیش از 60درصد جمعیت شاغل در جهان، از طریق اشتغال غیررسمی است. این رقم در کشورهای در حال توسعه به 85 درصد هم می‌رسد. این اشتغال غیررسمی، تاثیرات منفی بر شاخصهای اصلی ‌اقتصاد، چه در سطح کلان و چه در سطح خرد، می‌گذارد؛ مثلا در سطح کلان، نرخ بالای اشتغال غیررسمی باعث کاهش پایه مالیات و کاهش میزان منابع موجود برای دستیابی به اهداف حقیقی می‌شود؛ مثلا تامین بهداشت و حمایت از بیکاری. ممکن است بر رقابت و رشد هم تاثیر منفی بگذارد. چون اعتقاد بر این است که مشاغل غیررسمی‌از بازده و بهره وری پایین تری برخوردار هستند.

فقرا بیشتر از غیرفقرا برای بقاء خودشان، به شغلهای غیر رسمی اعتماد می‌کنند

وی با بیان اینکه در سطح خرد هم اشتغال غیررسمی به معنی محبوس بودن در فعالیتهای کم درآمد، پرخطر و ناپایدار است که تمامی اینها منجر به فقر می‌شود، اظهارداشت: فقر، یکی از عوامل تعیین کننده اشتغال غیررسمی است. در واقع کمبود اشتغال رسمی و پوشش و کارایی نامناسب سیستمهای تامین اجتماعی، مستلزم این است که فقرا برای حفظ خودشان و خانواده‌شان مجبور هستند هر نوع شغلی را بپذیرند. بر این اساس می‌شود گفت بین شاغل غیررسمی بودن و فقیربودن هم پوشانی قابل توجهی وجود دارد. فقرا بیشتر از غیرفقرا برای بقاء خودشان، به شغلهای غیررسمی اعتماد می‌کنند.

به احتمال زیاد، نرخ فقر در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ افزایش پیدا می‌کند

این پژوهشگر توسعه با یادآوری اینکه درآمد در مشاغل غیررسمی‌ کمتر از مشاغل رسمی است و سهم بیشتری از افرادی که در مشاغل غیررسمی کار می‌کنند نسبت به مشاغل رسمی فقیر هستند، به گزارش منتشر شده از سوی مرکز پژوهشهای مجلس اشاره کرد که در آن آمده است، نرخ فقر در کشور درسالهای 96 تا 99 ،11درصد افزایش داشته و از 20 درصد به 31 درصد رسیده اما در سالهای 1400 و 1401 یک درصد کم شده و به 30 درصد رسیده است، و اظهارداشت: در عین حال، مرکز پژوهشهای مجلس هشدار داده که با توجه به کاهش فاصله طبقه متوسط با خط فقر و نرخ بالای تورم، نرخ فقر در سالهای 1402 و 1403 به احتمال زیاد افزایش پیدا می‌کند.

سهم اشتغال غیررسمی در اکثر استانهای ایران بالای ۵۰ درصد است

این رقم، در برخی از استان های محروم و مرزی به بالای ۷۰ درصد می‌رسد

نمازی با بیان اینکه سال 1400نرخ فقر یعنی درصد جمعیت زیرخط فقر مطلق، 4/30 برآورد شد، گفت: مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی اعلام کرده از سال 99 سهم اشتغال غیررسمی در اکثر استانهای ایران بالای 50 درصد است. حتی در برخی استانهای محروم و مرزی، به بالای 70 درصد می‌رسد؛ مثلا اشتغال غیررسمی در آذربایجان غربی 73 درصد، خراسان شمالی 72 درصد، مازندران 71 درصد، سیستان و بلوچستان، کرمانشاه و کردستان نزدیک به 70 درصد است.

تلاش نظام تصمیم گیری برای حل نارساییهای خلق فرصتهای شغلی مولداز طریق رویکردهای رانتی و صدقه ای

این رویکردها برای رفع فقر راهگشا نیست

وی ادامه داد: چرا نظام تصمیم گیری ما سعی می‌کند نارساییهای سیستم در زمینه خلق فرصتهای شغلی مولد را از طریق رویکردهای رانتی و صدقه ای حل کند، در صورتی که این گونه برخوردها برای رفع فقر به هیچ وجه راهگشا نیستند و باید افراد فقیر در معرض فعالیتی قراربگیرند که بتوانند روی پای خودشان بایستند و قابلیتهایشان را افزایش دهند.

این پژوهشگر توسعه با تاکید بر اینکه اغلب فقرا بیکار نیستند، اما از محل اشتغال خود نمی‌توانند حداقل نیازهای اساسی‌شان را برطرف کنند، اضافه کرد: سیاستها در عرصه اشتغال باید از سمت تولید معیشتی به سمت فعالیتهای بالنده و پردرآمد، مبتنی بر تولید صنعتی مدرن هدایت شود. اما نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع، معمولا ملاحظات کوتاه مدت در امر اشتغال را به ملاحظات بلندمدت ترجیح می‌دهد و به جای حساس شدن روی مساله خطیر اشتغال، سعی می‌کند هر مشکلی در این زمینه را با تخصیص ارز و ریال حل کند، درحالیکه این محدودیتها و مشکلات بسیار فراتر از محدودیت ارز و ریال است. در این زمینه، می‌شود به پرداخت یارانه‌ها اشاره کرد.

چرا نظام تصمیم گیری، سیاستهای شتاب زده و پرهزینه ای را اتخاذ می‌کند!

چرا اجازه می‌دهند مشاغل غیررسمی در ایران دائما درحال افزایش باشد!

چرا افراد در مشاغل غیررسمی، هیچ گونه تامین اجتماعی از طریق کار دریافت نمی‌کنند!

به گزارش جماران، در ادامه، نمازی پرسید: چرا نظام تصمیم گیری، سیاستهای شتاب زده و پرهزینه ای را اتخاذ می‌کند و خود این سیاستهای جدید، خودش موج جدیدی از دورهای باطل توسعه نیافتگی را بازتولید می‌کند؛ مثل طرح ضربتی اشتغال و یا طرح بنگاه‌های زودبازده. با وجود اینکه شاغلین غیررسمی، به علت نداشتن قرارداد کار و پوشش بیمه، نسبت به شاغلین رسمی پایداری کمتری دارند و به همین علت آسیب پذیرتر هستند، چرا اجازه می‌دهند مشاغل غیررسمی در ایران دائما درحال افزایش باشد! چرا افراد در مشاغل غیررسمی، هیچ گونه تامین اجتماعی از طریق کار دریافت نمی‌کنند و در معرض شرایط خطرناک و دستمزد پایین قرار می‌گیرند!

وی توضیح داد: اسناد پیوست شماره ۱ برنامه اول توسعه بعد از انقلاب هم نشان می‌دهد که در آستانه آغاز برنامه اول ۵۳ درصد از جمعیت فعال ایران هیچ نقشی در تولید ملی نداشته اند. این در حالی است که یکی از مهم ترین تنگناهای بخش مولد کشور، کمبود شدید نیروی کار ماهر و آموزش دیده بوده است. در مجموع تمامی این ابهامات و مستندات نشان دهنده این است که این مسئله و ابعاد و اهمیت آن، آن طور که باید شناخته شده نیست و بر لزوم بررسی رابطه بین این دو متغیر تاکید می‌کند.

این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه با توجه به روند فزاینده اندازه فقر در اقتصاد ایران و سهم اشتغال غیر رسمی باید پیوند این دو متغیر درک شود، تصریح کرد: در این صورت، می‌توانیم با کمترین هزینه‌ها و سیاستهای اصولی به موفقیتهای بلندمدت دست پیدا کنیم. البته سیاست گذاریهای متعددی هم در این زمینه صورت گرفته است؛ مثل بحث یارانه‌های نقدی و یا اختصاص سالانه بخشی از بودجه دولت به اشتغال. این سیاست، ناشی از این نگرش است که فکر می‌کنند اشتغال هم شبیه کالا است! درحالیکه در سطح نظری، تقاضا برای اشتغال، تقاضای مشتقه است، به این معنا که باید در کل ساختار نهادی تحولاتی صورت بگیرد تا منجر به از بین رفتن ریسک گریزی بخش خصوصی می‌شود که این خود باعث افزایش انگیزه برای سرمایه گذاری می‌شود و این نیروی محرکه تقاضا است.

سیستم اقتصادی ما توان تولید درآمد و خلق ثروت را ندارد

نمازی با بیان اینکه سرمایه گذاریهای بعد از انقلاب در بخشهای آموزش، بهداشت، دسترسی به آب سالم و مواردی از این قبیل، افراد توانمند و قوی آموزش داد اما برای آنها فرصت کسب درامد فراهم نشد، اضافه کرد: سیستم اقتصادی ما توان تولید درآمد و خلق ثروت را ندارد. باید با درنظرداشتن رابطه میان فقر و اشتغال غیررسمی، بازنگریهایی در سیاستهای اتخاذ شده صورت بگیرد.

این پژوهشگر توسعه در ادامه به تشریح دیدگاه‌های نظری مطرح شده درخصوص اشتغال غیررسمی پرداخت و گفت: در جامعه شهری ایران، فقرهم شامل اشتغال غیر رسمی می‌شود و هم اشتغال غیررسمی زمینه ساز ایجاد فقر است. فقر خانوار، عامل تعیین کننده‌ای در سوق دادن افراد به سمت مشاغل غیررسمی است. اشتغال غیررسمی هم پیامدهای فقر نگران کننده ای دارد.

نمازی با تاکید بر اینکه سیاستگذاران باید حرکت به سمت اشتغال رسمی مولد و فناورانه را در اولویت خود قراردهند؛ چراکه اشتغال غیررسمی منجر به فقر می‌شود، اظهارداشت: سیاستگذاران باید محیطی فراهم کنند که منافع مشاغل رسمی، از هزینه‌های آن بیشتر باشد و در نهایت بستر را برای اجرای این سیاست‌ها مهیا کنند. ضمن اینکه از آنجا که فقرا، غالبا کم سواد و و غیرماهر هستند و به صورت غیرقراردادی در مشاغل غیررسمی فعالیت دارند، سیاست گذار باید دقت داشته باشد که برنامه‌های آموزشی می‌تواند تاثیرمهمی در تقویت مهارتهای آنها و بهبود اشتغال و رفاه خانواده‌ها داشته باشد.

افزایش تعداد اعضای خانواده، منجر به فقر می‌شود

سیاست افزایش جمعیت، اشتباه است

وی تاکید کرد: براساس پژوهشها، افزایش جمعیت، یعنی افزایش تعداد اعضای خانواده، منجر به فقر می‌شود در نتیجه برخلاف سیاستهای فعلی در پیش گرفته شده درجهت افزایش جمعیت، این سیاستها اشتباه است؛ افزایش جمعیت خانواده بدون فراهم کردن بسترهای مناسب، به جای کمک به سعادت خانواده و جامعه باعث می‌شود که فرزندان خودکفا نشوند و این امر خود منجر به فقر بیشتر می‌شود.

کاهش فقر در نتیجه افزایش سن، نشان می‌دهد جوانان شرایط حساس تری دارند

سیاست گذار برای حل بحران فقر در گروه جوانان، تمرکز بیشتری داشته باشد

نمازی با بیان اینکه زنان و مردان شاغل غیررسمی شرایط یکسانی دارند و برای هر دو گروه باید سیاستهای یکسانی جهت حرکت به سمت مشاغل رسمی اتخاذ شود، گفت: پژوهش انجام شده نشان می‌دهد کاهش فقر در نتیجه افزایش سن، گویای این است که جوانان در جامعه شرایط حساس تری دارند و سیاست گذار باید برای حل بحران فقر در این گروه تمرکز بیشتری داشته باشد. با توجه به اینکه غالبا همین افراد در مشاغل غیررسمی و کم کیفیت مشغول به کار هستند، در نتیجه باید در جهت ایجاد مشاغل مناسب برای این گروه گام بردارند تا هم مشکل فقر حل شود و هم مشکل اشتغال غیررسمی‌.

لازمه توسعه صنعتی اشتغال رسمی است

این پژوهشگر توسعه و برنامه‌ریزی، با بیان اینکه ارزش افزوده بخش کشاورزی، ساختار اشتغال در بخش کشاورزی، تاثیر مثبتی بر اشتغال غیررسمی دارد، ادامه داد: با توجه به سطح بسیار پایین پوشش بیمه در بخش کشاورزی حمایت دولت از بیمه شدن شاغلان در این بخش کاملا ضروری است. تضمن اینکه لازمه توسعه صنعتی اشتغال رسمی است. اگر سیاست گذار خواهان توسعه صنعتی است نباید اجازه رشد اشتغال غیررسمی را بدهد. باید الگوی قانون گذاری و نظارتی در بخش صنعتی در سایر بخشها هم پیاده شود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: گزارش مرکز آمار هم نشان می‌دهد ۸۹ درصد از خانوارهای فقیر ایران را شاغلان تشکیل می‌دهند و نه بیکاران. این یافته بسیار مهمی است. بنابراین پیام راهبردی این مطالعه این است که صرفا با ارتقاء بنیه تولید فناورانه است که می‌شود بر معضل فقر و همچنین اشتغال غیررسمی غلبه کرد. این امر هم فقط در صورتی امکان پذیر است که در ساختار نهادی اصلاحاتی صورت بگیرد. با توجه به چشم انداز نگران کننده فقر در ایران، هرگونه تاخیر و سستی در این زمینه می‌تواند هزینه‌های سنگین و بدون بازگشتی برای نظام ملی به همراه داشته باشد.

مشاهده خبر در جماران