کدخبر: ۱۶۱۱۲۱۰ تاریخ انتشار:

یادداشت/

بحران غزه و چالش ارزش های غربی

اشاره

در این نوشتار کوتاه سعی بر آن دارم تا چالش نظام های غربی در برابر ارزش های مورد ادعایشان را ترسیم و  نشان بدهم تبعات برجسته تر شدن این  فروکاست ارزشهای مذکور چیست و در آخرین پرده ی این چالش ها در بحران غزه چگونه رخ نمایی کرده است.

در اشاره کوتاهی به سوابق این چالش ها هم بصورت گذرا خواهم پرداخت اما پیش از اینها ارزشهای غربی که بر پیشانی غرب به عنوان سمبل ها و نمادهای تمدن غربی دستکم از قرن نوزدهم میلادی خود نمایی می کند را مرور می کنیم.

 

ارزش های غربی

 

انواع دموکراسی ، حقوق بشر ، آزادی بیان و آزادی رسانه ها، حق اعتراض و انتقاد به حاکمیت ها ، عدم مداخله ی حاکمیت ها در زندگی خصوصی مردم و فردگرایی ( l&#۳۹;individualisme)، حق دادرسی عادلانه و قوه قضاییه مستقل و سالم ، امنیت شغلی افراد فارغ از اعتقاد و باور و خط سیاسی ایشان و ... سیاهه ی بخش مهمی از ارزشهای غربی را تشکیل می دهند که نظام های دولت های اروپای غربی ( اعضای اتحادیه اروپا) و آمریکای شمالی ( کانادا و ایالات متحده آمریکا) خود را مفتخر به پیروی از این ارزشها بصورت نهادینه و قانونمند می دانند و به نظر می رسد الحق چنین ادعایی دستکم در مقایسه با سایر کشورهای دنیا تا پیش از بحران های چند دهه اخیر ادعایی نسبتا صادقانه و قابل اعتنا بوده است.

این ارزشهای بنیادین نه تنها در قوانین و مقررات بصورت گسترده در نظر گرفته شده است بلکه به عرف و عادات عموم شهروندان و خط قرمز ایشان تبدیل شده و تخطی از هر بند آن ارزشها میلیونها نفر را به خیابان ها می کشاند و  فشار اجتماعی و افکار عمومی دولتهای خاطی را بلافاصله به استعفا و کناره گیری وادار می نماید.

در زبان فرانسه از این ارزشها به Valeurs de la civilisation occidentale یاد می شود که در نظام حکومتی پی ریزی شده در فرانسه در سه شعار  liberté égalité fraternité آزادی برابری برادری خلاصه شده است که بخشی از مهمترین نمادهای آن در بالا بصورت مشخص ذکر شد.

در واقع جوامع غربی بدون این ارزشهای بنیادین از محتوا تهی شده و دموکراسی غربی با پایه های لرزانش روند سقوط و فروپاشی را در پیش می گیرد.

 

عکس: سراج الدین میردامادی

 

آغاز چالش ها

 

در نگاه به تاریخ همواره به این پرسش فلاسفه تاریخ بر می خوریم که اساسا تاریخ را باید از کجا خواند و آغاز تاریخ کجاست تا بتوان چالش ارزشهای غربی را مورد بررسی قرار داد؟

برای ساده سازی مسئله و گریز از پیچیده شدن آن حتی اگر از قرن نوزدهم میلادی هم به خوانش تاریخ غرب بپردازیم بخوبی مشاهده می کنیم در کنار تمام ارزشهای بنیادین غربی و برپایی نظام هایی با پسوند جمهوری la république که خلاصه شده همه آن ارزشها است ، استعمارغربی برچیده نشد و به حیات خود ادامه داد. پس اولین چالش بزرگ ارزشهای غربی تداوم نظام های اروپایی مدعی حقوق بشر به استعمار بویژه در افریقا ، آسیا و آمریکای لاتین بود.

جالب آنکه تمامی مستعمرات کشورهای اروپایی که مستقل شدند با انقلاب ها و جنگ و مبارزات پر هزینه توانستند استقلال خود را بدست بیاورند و عملا در هیچ مستعمره ای ، استعمارگران غربی به اختیار خود و از روی آگاهی از نقض حقوق بشر و برای رضای خاطر اصول دموکراتیک و برابری و عدالت مستعمرات شان را ترک نکردند.

در کنار استعمار در اشکال کلاسیک و نوین آن، مداخلات خارجی به بهانه های واهی که اکثرا با رنگ و لعابی مدرن و شیک و به مدد معجزه ی رسانه های مدرن توجیه و سفید شویی می شد چالش بزرگ نظام ارزشهای غربی بود که مقاومت آحاد مردم و اعتراضات گسترده و بسیج افکار عمومی هم تصمیم حاکمان غربی را تغییر نمی داد.

جنگ ویتنام 1955-1975 ، جنگ کره  1950-1953 ، جنگ دوم خلیج فارسی (تهاجم به کویت) 1991 ، جنگ افغانستان 2001-2021 و جنگ عراق 2003 تنها بخشی از مداخلات نظامی است که اکثرا به رهبری آمریکا و همراهی دول دموکراتیک اروپای غربی صورت گرفت و علیرغم اعتراضات گسترده مردمی این جنگ ها اکثرا به نتایج و اهداف ترسیم شده نرسید و در عین حال سالها ادامه یافت و طی آن جنایات جنگی فراوانی صورت گرفت و ارزشهای غربی به فراموشی سپرده شد.

طی اکثر این جنگ ها سانسور و تحریف افکار عمومی فراوانی صورت گرفت ، دروغ های زیادی توسط رسانه های غربی بخورد مردم داده شد ، خون های زیادی بناحق ریخته شد و ظلم و ستم فراوانی در حق مردم کشورهای مورد هجوم روا داشته شد ، عدالت قربانی شد و اقتصاد کشورها ویران شد.

 

جنگ روسیه و اوکراین، چالشی جدید

 

تهاجم روسیه به اوکراین و نوع مواجهه کشورهای غربی روند چالش ارزشهای بنیادین این کشورها را دستخوش تحولی دیگر کرد. روند تحریم ها علیه روسیه در زمینه ورزشی و هنری و علمی بقدری فراگیر و سخت گیرانه بود که صدای اعتراض بسیاری از اندیشمندان و اصحاب رسانه و مطبوعات در غرب را بلند کرد.

تا پیش از این جنگ اگر یکی از اصلی ترین پایه های ارزشهای دموکراسی غربی را آزادی رسانه می دانستیم و الحق در موارد زیادی از این حق حفاظت شده بود ( منهای استثناهایی در دوره جنگ های فوق الذکر )  اما پس از این جنگ آن هم تا حدودی زیادی آسیب دید و به بهانه هیولایی که رسانه های غرب نام آن را «پروپاگاندای روسی»  می گذاشتند، دو رسانه ی راشاتودی و اسپوتنیک تی وی در کشورهای اروپایی ممنوع و برچیده شدند.

 این دو رسانه در حالی فعالیتشان در غرب ممنوع شد که اکثر روزنامه نگاران دفاتر این دو رسانه ی روسی در کشورهای اروپایی، ژورنالیست های تربیت یافته در مدارس عالی روزنامه نگاری همان کشورها بودند و آنچه پروپاگاندای روسی نامیده می شد در واقع کور سویی در برابر  بمباران خبری پروپاگاندای صدها رسانه ریز و درشت غربی بود و بقدری ناچیز  و نابرابر بود که گویی اصلا دیده و شنیده نمی شد هرچند همان هم تحمل نشد.

تحریم های اقتصادی و ورزشی و فرهنگی و هنری حتی به ادبیات و موسیقی روسی هم سرایت کرد تا نشان بدهد که در نگاه مست از قدرت غربی حتی چایکوفسکی و داستایوفسکی هم چون روس بودند جزو پروپاگاندای روس محسوب می شوند و از تبلیغ آثارشان در اروپای غربی و آمریکای شمالی جلوگیری بعمل می آید.

 

خاورمیانه، قربانگاه حقوق بشر

 

برای اینکه «حقوق بشر» به عنوان یکی از  پایه ای ترین ارزشهای غربی به چالش کشیده شود، مثال ها و نمونه های فراوانی می توان ذکر کرد، اما مجموعه جنگ هایی که ائتلاف به رهبری آمریکا در خاورمیانه مرتکب شدند خود به تنهایی پرونده قطوری می شود که جداگانه قابل بررسی است.

جنگ ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی علیه مردم بی دفاع یمن و حمایت غرب از این تهاجم از نقاط عطف سقوط ارزشهای غربی به ویژه استاندارد دوگانه در زمینه حقوق بشر بود. این جنگ خسارت بار از جمیع جهات هم در عرصه نظامی و ارتکاب جنایات جنگی و هم تبعات آن بویژه در تحمیل قحطی و گرسنگی بر مردم یمن و سکوت غرب ، آرمان شهر حقوق بشر غربی را ویران ساخت و برای همیشه ادعاهای غربی ها را حتی نزد افکار عمومی آزاد اندیشان اروپایی و آمریکایی به چالش کشید.

همزمان سکوت و مسامحه غربی ها در خصوص آمرین اصلی قتل فجیع جمال خاشقچی روزنامه نگار سعودی تبار شاغل در واشنگتن پست یک شوک فراموش نشدنی به رسانه ها در غرب وارد کرد که هنوز فراموش نشده است.

 

جنگ غزه، پرده آخر فروپاشی ارزش های غربی

 

درست بلافاصله پس از آنکه رهبران حماس در سال ۲۰۰۷ در یک انتخابات پر شور توسط مردم غزه به اداره این منطقه برگزیده شدند ، اسرائیل محاصره ی غزه را آغاز کرد. این محاصره که غزه را به بزرگترین زندان روباز جهان تبدیل کرد با حمایت های مادی و معنوی غربی ها مواجه شد و همچنان این حمایت ادامه دارد.

اگر غرب مدافع دموکراسی است و پایه دموکراسی انتخابات آزاد است چرا باید مردم غزه به دلیل انتخابشان تنبیه شوند و طی این تنبیه یک منطقه با دو میلیون سکنه به ساکنان ناکجا آباد تبدیل شود که نه حق سفر داشته باشند نه حق کسب و کار با دنیای خارج و زیست شرافتمندانه و نه امنیت و رفاه و نه هیچ راهی حتی برای مهاجرت و تنها گزینه پیش روی این مردم بی دفاع یا مرگ تدریجی است یا مرگ دفعی زیر آوار حاصل از بمباران اسرائیل؟

همه اینها در کنار سخت گیری های کشورهای غربی پس از عملیات طوفان اقصی و آغاز بمباران غزه چالش های فوق الذکر را وارد مرحله تازه ای کرد.

ممنوعیت راهپیمایی در حمایت از فلسطین و در محکومیت بمباران مردم بی دفاع غزه در کشورهای اروپایی و برخورد خشونت بار با مردمی که به این منظور به خیابان ها آمده بودند میزان صداقت غربی ها در ارزشهایشان را بار دیگر به چالش کشید.

از سوی دیگر اظهارات  وزیر دادگستری فرانسه که اعلام کرد هر کس در شبکه های اجتماعی پیامی را ارسال کند و در آن با عملیات حماس و جهاد اسلامی همدلی نماید به ۵ سال زندان محکوم خواهد شد تیر خلاص آزادی بیان در غرب را شلیک کرد.

همچنین دولت فرانسه و سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا با بهانه قرار دادن یهودی ستیزی و یهودی آزاری که در واقع پوششی برای انتقاد به عملکرد خشونت بار دولت اسرائیل است و برای آن در قوانین جزایی فرانسه و کشورهای عضو اتحادیه اروپا جرم انگاری شده است تلاش می کنند زبانهای منتقد و قلم های معترض را با ابزار قانون و چماق مجازات و حبس و جریمه های سنگین خفه کنند.

همزمان به دلیل اینکه حماس و جهاد اسلامی و حزب الله لبنان جزو گروههای تروریستی در لیست اتحادیه اروپا آمده اند، هر گونه روشنگری در جهت افشای دروغ های رسانه های اسرائیلی در ایراد اتهام جنایات جنگی به این سه گروه هم به مثابه حمایت از گروههای تروریستی مذکور در لیست اتحادیه اروپا مشمول مجازات های سنگین می شود.

 

تبعات چالش ارزش های غربی

 

فابیان روسل دبیر کل حزب کمونیست فرانسه در مصاحبه با رادیوی فرانسوی اوریان گفت : «اینکه ما قربانیان یک سو را ببینیم و فریاد بزنیم و محکوم کنیم و کشته های آن سو (غزه) را نبینیم این تناقض صداقت ما را در دفاع از ارزشهای ما زیر سوال می برد و بویژه جوانان و نسل آتی را به آن ارزشها بی اعتنا می کند.»

این اعتراف دبیر کل حزب کمونیست فرانسه در کنار مواضع صریح ژان لوک ملانشون دبیر کل حزب فرانسه تسخیر ناپذیر در دفاع از فلسطینی ها و انتقاد صریح از جنایات جنگی اسرائیل در بمباران وحشیانه مردم بی دفاع غزه در کنار مواضع شجاعانه جرمی کوربین سیاستمدار بریتانیایی و کلر دالی  و مایک والاس نمایندگان پارلمان اروپا در کنار مواضع نوآم چامسکی و اسلاوی ژیژک و بسیاری دیگر از سیاستمداران و اندیشمندان غربی نشان می دهد که همه فشارها برای به سکوت واداشتن نخبگان غربی برای توجیه ظلم و جنایات اسرائیل به نتیجه نرسیده  و گلوی حق گویان در اروپا و آمریکا فریاد مظلومیت تاریخی مردم فلسطین را به گوش جهانیان رسانده است.

اما مهمترین تبعات این چالش، تشدید نفرت ها و ظهور و بروز  و قوت گرفتن جریانات اسلامگرای افراطی و تروریست های داعشی است که با برجسته کردن موارد فوق الذکر تلاش می کنند که جوانان مسلمان حومه های محروم شهرهای اروپایی را به افراط گرایی و عملیات تروریستی ترغیب نمایند که غمگنانه باید گفت که در این ماهی گیری بسیار موقعیت شناس و موفقند.

مشاهده خبر در جماران