کدخبر: ۱۵۵۷۷۰۲ تاریخ انتشار:

گرامیداشت شهادت دکتر بهشتی در پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی؛

علیرضا بهشتی: جفاها نسبت به بنیانگذاران انقلاب به خاطر برداشت های ناقص و غیر علمی است/ مصطفی پورمحمدی: باید آقای بهشتی را نماد عقلانیت جمهوری اسلامی بدانیم/ احمد قلی زاده: شهید بهشتی اسلام را عالی درک کرد

گرامیداشت شهادت مظلومانه آیت الله دکتر بهشتی و ۷۲ تن از یارانش پیش از ظهر امروز(چهارشنبه ۸ تیر ماه) با حضور حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی برگزار شد.

به مناسبت چهل و یکمین سالگرد شهادت مظلومانه آیت الله دکتر بهشتی و ۷۲ تن از یارانش پیش از ظهر امروز(چهارشنبه ۸ تیر ماه) مراسم گرامیداشتی با حضور حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار جماران، حجت الاسلام و المسلمین دکتر احمد قلی زاده در ابتدای این مراسم با خیرمقدم به شرکت کنندگان در این مراسم، گفت: امام و یاران امام مسیری را طی کردند که تنها برای کسانی قابل درک است که تاریخ و جامعه را خوب بشناسند. از جمله بزرگانی که کنار امام بودند، شهید بهشتی بود.

 

 

رئیس پژوهکشده  امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی افزود: آدم های بزرگ جغرافیای زندگی را بلد هستند. یعنی توانمندی های خودشان را می شناسند، زحمت هایی که کشیده اند را خوب می دانند می دانند و مقصد برای آنها شفاف است و لذا بهترین مسیر را انتخاب می کنند. همین را به زندگی شهید بهشتی تطبیق بدهید.

وی تأکید کرد: شهید بهشتی اسلام را در سطحی عالی درک کرد، قرآن را خوب فهمید، دنیای آن روز را خوب فهمید و مسیر را خوب تشخیص داد. هدف برای او واضح بود و رنج ها و ملالت ها را هم می دانست در نهایت می دانست که چه کاری باید انجام بدهد؛ و چه قدر رنج کشید. تا آنجایی که حضرت امام فرمودند شهادت در برابر مظلومیت شهید بهشتی چیزی نیست

قلی زاده اظهار داشت: من در حد خودم زندگی شهید بهشتی را خوب مطالعه کرده ام. از کودکی شهید بهشتی را دوست داشته ام و انشان هنوز هم فکر می کند این شخصیت ایستاده و دارد زندگی را نشان می دهد. این آدم مسیر را خوب درک کرده است. شهید بهشتی رفت اما آرمان شهید بهشتی هست؛ کما اینکه امام رفت ولی آرمان امام هست. از جمله وظایف ما ادامه راه امام و یارانشان با فکر و قلم است.

 

 

به گزارش خبرنگار جماران، علیرضا بهشتی نیز در این مراسم گفت: شاید مهمترین پرسش این باشد که ما چه نیازی داریم به اینکه با اندیشه و عمل رهبران و بنیانگذاران این انقلاب و نظام آشنا شویم؟! به هر حال آنها کار خودشان را کرده اند و رفته اند. کسانی که با نظریه ها و مطالعات انقلاب ها آشنا هستند چنین سؤالی را مطرح نمی کنند. برای آنها روشن است که پیدایش هر انقلاب درست است که حاصل کار همه مردم است اما به هر حال رهبران و فعالان و کنشگرانی در هر نهضت نقشی پررنگ تر دارند. لذا برای شناخت هر انقلابی سراغ تفکر و سیره عملی آنها می رویم.

عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس افزود: اهمیت تاریخ صدر اسلام برای ما از همین جهت است. ما می خواهیم بدانیم پیامبر(ص) و یارانش چگونه می اندیشیده اند، چه طرحی داشته اند. این ها برای ما مسلمانان صدر اسلام یک معیار است و برای همین منابع و تاریخ و روایات را بررسی می کنیم و بیش از هر چیز به قرآن مراجعه می کنیم. این روزها شاهد انتشار تفسیر شش جلدی قرآن با عنوان «در مکتب قرآن» اثر شهید بهشتی هستیم. طبیعی است که ما از ارزیابی های نقادانه نسبت به این تفسیر استفاده می کنیم.

وی یادآور شد: نسل سوم و چهارم بسیاری از حوادث و پدیده هایی که امروزه در جامعه ما قرار دارند را طبیعتا به رهبران و صدر انقلاب منصوب می کنند. اینها قابل ارزیابی است که چه مقدار از آنچه بعدا در نظام ها اتفاق می افتد منشأ آن رهبران و بنیانگذاران آن هستند. چنانچه در مورد صدر اسلام همین است. مثلا اگر در دوره معاویه کسی در مورد بسیاری از رفتارها سؤال می کرد پاسخی که ائمه اطهار و اصحاب راستین پیامبر می دادند این بود که باید با این را با آنچه در صدر اسلام اتفاق افتاده مقایسه کنیم.

بهشتی تأکید کرد: من فکر می کنم بخش بزرگی از جفاهایی که این روزها نسبت به بنیانگذاران و رهبران اولیه انقلاب صورت می گیرد به خاطر برداشت های ناقص و غیر علمی است که در این زمینه وجود دارد. تبلیغات فراوان در داخل و خارج از کشور، چه از طرف طرفداران و چه از طرف منتقدان نظام، باعث پیدایش سؤالات و ابهامات شده و داوری هایی که درباره صحت و سقم آنها باید تردید کرد.

وی افزود: برخی از این داوری ها به خاطر ناآشنایی با تاریخ است. بسیاری از افراد و نسل جوان ما از تاریخ آن زمان اطلاع ندارند. البته ما در این زمینه ما مقصر بوده ایم. یعنی یا خواسته ایم تاریخ را به گونه ای که موافق نظر خودمان باشد تبیین کنیم و یا اینکه تاریخ تحلیلی و مستند را مغفول گذاشته ایم. طبیعتا کسانی که با این نظام سر سازگاری ندارند از این خلأ استفاده اسناد و مدارک تقطیع شده ارائه کنند و تصویری ارائه بدهند که با تصویر واقعی فاصله دارد.

فرزند شهید بهشتی اظهار داشت: من اصلا در مورد داوری هایی که نسل سوم و چهارم نسبت به انقلاب صحبت نمی کنم؛ عرض من این است که آن داوری ها باید بر اساس ماوقع باشد. برای همین است که رشته هایی مثل تاریخ انقلاب اهمیت پیدا می کند. من بار دیگر از متولیان امر و  یادگار  امام درخواست می کنم که امکان دسترسی به اسناد فراوانی که وجود دارد را هرچه زودتر فراهم کنند تا سندها در اختیار پژوهشگران قرار بگیرد؛ به خصوص پژوهشگرانی که در پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی و یا جاهای دیگر فعالیت می کنند. انبوهی از اطلاعات و اسناد وجود دارند که ظاهرا در انتظار سر و سامان یافتن هستند. متوجه مضیقه هایی که به لحاظ بودجه در اینجا وجود دارد هستم ولی این یکی از واجباتی است که هر روزی تعلل ورزیده شود آسیبش را همه ما خواهیم دید.

وی یادآور شد: تفسیری که از شهید بهشتی باقی مانده را می شود در زمره تفسیرهای اجتماعی بر شمرد. از دو بخش تشکیل شده که بخش اول مربوط می شود به تفسیر آیاتی که در طول اقامت شهید بهشتی در هامبورگ ایراد شده که متأسفانه بخش های بزرگی از آن اسناد در اختیار ما نیست. جلدهای اول تا چهارم مربوط می شود به وقتی که ایران به ایران برگشت. به دعوت دوستانشان جلسه تفسیری شنبه شب ها تشکیل می شد؛ از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۴. تا پایان سوره آل عمران ادامه پیدا کرد و به علت حساسیت ساواک جلوی این جلسات گرفته شد.

عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت  مدرس تأکید کرد: برای شهید بهشتی مهم این است که قرآن مجموعه راهنمایی هایی است که برای یک نهضت فرستاده شده راهنمای جنبشی است که پیامبر گرامی اسلام(ص) و یارانشان آغاز کردند و در هر مرحله باید به پیامبر و پیروان راه نشان داده شود. مهم این است که امروزه وقتی می خواهیم با این متن برخورد کنیم، بفهمیم و سعی کنیم فهم معاصران وحی را درک کنیم. این کار سخت است و برای این کار باید تاریخ دانست و شرایط تاریخی که قرآن در آن نازل شد.

وی ادامه داد: در بسیاری موارد گفته می شود که پیشگامان این انقلاب مطلبی از خودشان نداشته اند و در حوزه اقتصاد اگر چیزی گفته اند همان چیزهایی است که چپ ها مطرح کرده اند و رنگ و لعاب اسلامی هم به آن داده اند و به عنوان اقتصاد اسلامی به ما قبولانده اند. طبیعی است که وقتی اسلام اجتماعی می خواهد شکل بگیرد و به عنوان گفتمان پیش رو و پیشتاز مطرح شود به گفتمان های معاصر خودش توجه دارد. طبیعی است که آنها به بحث بانکداری و بیمه بپردازند؛ چون قرار است که دین پاسخگوی شرایط زمان باشد.

وی گفت: گاه در مورد تحولاتی که در اندیشه رهبران انقلاب پیش می آید همین جفاها را می بینید و متأسفانه بخشی از مخاطبان رسانه ها آن را می پذیرند. بحث ناسخ و منسوخ برای ما روشن است. گاه شرایط تغییر می کند و باید قانون عوض شود. عوض کردن دیدگاه کمال است و نقص نیست. نسبت به امام این جفا بارها شده که در پاریس یا اول انقلاب بحثی کردند و بعدها نظرشان عوض شد. امام هر چه جلوتر می آید تحولاتی در ایران رخ می دهد که باید در مورد آنها نظر بدهد. تغییر در افراد و افکار در نهضت ها اصلا چیز عجیب و قریبی نیست و نباید موجب اتهام شود.

 

 

به گزارش خبرنگار جماران، حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پورمحمدی نیز در این مراسم با تأکید بر اینکه آیت الله بهشتی نماد راست قامتی بود، گفت: به نظر من این ترجمه عملی و نظری «إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا» است. این تجسم استقامت الهی، اخلاقی و عقلانی که در رفتار شهید بهشتی متجلی بود، جاودانه تاریخ می شود.

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تأکید کرد: من فکر می کنم آقای بهشتی از تأثیرگذارترین چهره های انقلاب است. ما افرادی داریم که مرگشان تأثیرگذار است و افرادی داریم که زندگی، دانش، مکتوبات، مدیریت و تعاملات انقلابی آنها تأثیرگذار است ولی ظاهرا کمتر کسی داریم که مثل شهید بهشتی در همه ابعاد مرگ و زندگی اینقدر تأثیرگذار، ماندگار و الهام بخش باشد.

وی یادآور شد: آقای بهشتی سال ۵۹ می فرماید من زندگی متوسط دارم و از رفاه متوسط برخوردارم؛ من می خواهم اینگونه زندگی کنم و همه را به زندگی اینگونه دعوت کنم. من ریا و تزویر نمی کنم؛ من دوست داشتم دیگری اینچنین زندگی کند و از او تبعیت کنم ولی چون دیگری نیست من باید پیشقدم برای اینگونه زندگی کردن شوم. خیلی این حرف ها عجیب، جالب و فوق العاده است.

پورمحمدی افزود: تحلیلگر عمیقی می گفت انقلاب ما انقلاب طبقه متوسط است. یعنی طبقه ای که گرفتار قدرت، ثروت و گروه فشار نیست و گرفتار ضعف، تهیدستی و محرومیت های اجتماعی هم نیست؛ زندگی متوسطی دارد و اهل فکر، نظر و تحقیق است. انقلاب ما انقلاب فکری بود و سربازانش هم طبقه متوسط بودند و رهبرانش هم مربیان و متفکران آزاداندیش، نظریه پرداز و راهنمایان طبقه متوسط بودند. جالب است که قرآن می گوید معیار شاهد بودن هم وسط بودن است.

وی شهید بهشتی را نماد عقلانیت جمهوری اسلامی دانست و اظهار داشت: امام در زندگی خیلی خوش توفیق بوده است. خیلی امام اصحاب خوب و بزرگی دارد و در تاریخ کم سابقه است. واقعا کم داریم در یک جریان که یک رهبر از این همه ظرفیت یاران و همراهان متفکر، صاحب نظر، نظریه پرداز، مقاوم و صادق برخوردار باشد. در خاطرات داریم که آقای بهشتی، آقای هاشمی و شهید مطهری در بحث ها با امام مباحثه دارند. امام را رهبر و استاد می دانند ولی با امام بحث می کنند. چون خودشان اندیش ورز و نظری پرداز هستند و امام هم آنها را تحمل می کند و بعضی وقت ها تصمیماتش را متناسب با نظر مشاورین صادق، امین و برجسته اش قرار می دهد.

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز یادآور شد: چهره های شاخص و جریانات تأثیرگذار جهانی و نهضت های بزرگ یک ویژگی برجسته و ممتاز دارند که از مقولات و مفاهیمی برخوردار هستند و ترویج می کنند که در ظاهر خیلی متضاد و متناقض است. مقام معظم رهبری ۱۴ خرداد در حرم امام به این دوگانه ها در زندگی امام اشاره کردند و قبلا هم اشاره هایی داشته اند که دوگانه هایی در زندگی امام بود ولی هنر امام بود که می توانست این دوگانه ها را جمع کند.

وی افزود: دوگانه ها از وجود انسان برخاسته است. حیات مادی و معنوی کنار هم جمع شده اند و فلسفه وجود انسانی است. در زندگی تعریف شده، برنامه ای و دارای نقشه و عملیاتی، پیاده کردن این دوگانه ها و به افراط و تفریط نیفتادن و دچار قبض و بسط نشدن و یکجانبه گرا نشدن بسیار موضوع مهمی است و معمولا ما مواجهیم با افراد، نهضت ها و چهره ها که یا افراطی و یا تفریطی می شوند؛ یا محافظه کار زیاد و یا رادیکال می شوند و در مقولات مختلف هم فراوان دیده می شود.

پورمحمدی تأکید کرد: شاخص ترین، برجسته ترین، ممتازترین و ماندگارترین تفکرات، نهضت ها و جریانات، جریاناتی است که توانسته اند تفاهم بین این مفاهیم به ظاهر متضاد ایجاد کنند و امام از برجستگان این حوزه و در قله این تلائم و تفاهم است. رهبری معظم هم در این جهت خیلی فوق العادگی زیادی دارد. شهید بهشتی از نمونه های برجسته این دوگانه ها است.

وی شهید بهشتی را مظهر تلائم عقلانیت و عشق، آزاداندیشی و قانونمداری، تکبر و وقار، واقع گرایی و آرمان گرایی دانست و گفت: اگر بخواهیم آقای بهشتی را به شخصیت های صدر اسلام تشبیه کنیم، بیش از همه به امیرالمؤمنین(ع) نزدیکی دارد. «یار و امین رهبر»، همان طوری که حضرت امیرالمؤمنین(ع) نسبت به پیامبر(ص) اینچنین بود. در تمام موضوعات سخت مسئولیت پذیر بود و جا خالی نمی داد. آقای بهشتی با مرحوم شهید مطهری از سال ۵۱ پایه جامعه روحانیت را در خانه ها گذاشتند و بعد از انقلاب در صف مقدم همه مسئولیت ها و همه تیرها و حمله ها به سمتش بود.

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز با تأکید بر اینکه آقای بهشتی نظریه پرداز و مجری حکمرانی است، تصریح کرد: قرابت زندگی آقای بهشتی به امیرالمؤمنین(ع) فوق العادگی زیادی دارد. یک چیزی این وسط هست که زندگی آقای بهشتی را فوق العاده نمودار و برجسته می کند و آن «مظلومیت» است. امیرالمؤمنین(ع) شاخص مظلومیت جهانی است و آقای بهشتی در منطقه، کشور و ملت ما شاخص مظلومیت بود؛ و بعد از شهادتش این مظلومیت برجسته و برطرف شد و الّا آقای بهشتی در مظلومیت صرف زندگی می کرد.

وی افزود: همه حرف هایی که می زنیم در ترجمه عملی باید یک جا معنی روشن و عینی پیدا کند.جمهوری اسلامی نماد تنظیم و ترکیب هوشمندانه این دوگانه ها است که خروجی روشن و برجسته ای دارد و آن «جمهوری اسلامی» است. برجسته ترین نقطه جمهوری اسلامی ترکیب این دو واژه و مفهوم است. تا حالا متأسفانه نتوانسته ایم پیچ این دوگانه را حل کنیم.

پورمحمدی تأکید کرد: امام وقتی از نقش و شأن مردم صحبت می کند عاریه از فرهنگ غرب، حقوق سیاسی غرب و رژیم های غربی و لیبرالیستی نیستو برگرفته از متن اسلام است. چند بار رهبری این را از امام نقل کرده و خود ایشان هم روی این نظر دارد. ولی هنوز ما نتوانسته ایم این تئوری را خوب ترکیب کنیم و جواب سؤالات و ان قلت های آن را بدهیم. ما در تحلیل و تکمیل و رفع شبهات این نظریه متوقف هستیم.

وی ادامه داد: پس از تشکیل جمهوری اسلامی و بعد نگارش قانون اساسی تقریبا روی این مقوله کم کار کرده ایم و بلکه توقف و در بخش هایی ما حرکت معکوس داریم و این مسأله اساسی است و نمی شود از آن ساده گذشت. به خصوص به ما روحانیت که می رسد توجیه می کنیم. شأن، نقش و جایگاه مردم در این نظام تعیین شده است و تعریف روشن دارد. شاکله این نظام «جمهوری اسلامی» و به تعبیر رهبری «مردمسالاری دینی» است؛ این دوگانه چه طور باید حل شود؟ امام این دوگانه را در نظر و عمل حل کرد و انقلاب پیروز شد. طراحان، بنیانگذاران و نظریه پردازان انقلاب این نظریه را هضم و تبدیل به قانون اساسی کردند.

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز اظهار داشت: من معتقدم قوی ترین، دقیق ترین و عمیق ترین نظریه سیاسی تاریخ اسلام قانون اساسی جمهوری اسلامی  است. ما هیچ متنی در تاریخ اسلام با این جامعیت نداریم که یک نگاه روشن از اسلام نسبت به جامعه و ابعاد مختلف زندگی انسان ها با یک مبانی روشن بگوید. در اصول یک و دو و سه قانون اساسی دقیقا به اینها پرداخته شده است. اینها چیز کمی نیست؛ اینها مبانی ما است که قانون اساسی طبق آن نوشته شده است.

وی یادآور شد: در مجلس خبرگان قانون اساسی ۱۴ نفر حضور دارند که یا همان زمان صاحب رساله بوده اند و یا بعد از آن رساله نوشته اند. اصلا نداریم جایی که ۱۰ نفر عالم در اندازه مرجعیت و تعداد بیشتری اجتهاد و تعدادی حقوقدان، سیاستمدار، جامعه شناس و برجستگان روی یک متن کار کرده باشند؛ این چیز کمی نیست. این قانون اساسی برآیند چنین جایگاهی است که در جمهوری اسلامی شکل گرفته اما در تبیین آن کار نکرده ایم و در اجرا هم متأسفانه خیلی کم بوده و این مسأله ای است که نمی شود از آن غافل شد.

پورمحمدی گفت: از آقای بهشتی نقل می شود که چرا گفته نظام اسلامی بر اساس قرارداد اجتماعی شکل می گیرد؟ بعد ایشان به نظام امت و امامت اشاره می کند و می گوید اصلا نظام اسلامی باید بر اساس انتخاب و رأی مردم شکل بگیرد. دیدم یکی از دوستان محقق و جوان ما نشسته طوری توجیه کند که این مطلب را طور دیگری در بیاورد. هنر همین است که شما انتخاب و رأی مردم را وجاهت، جایگاه و مشروعیت بدهید و از آن طرف بتوانید با محتوا، مفاهیم و ترکیب اسلامی سندی را در بیاورید.

وی تأکید کرد: مگر همه کارهایی که الآن می کنیم را بر اساس فتوای رساله انجام می دهیم؟! ما بر اساس قانون اساسی کار می کنیم و این سند مبنای حکمرانی ما و مشروعیت است. قانون اساسی یک قرارداد اجتماعی است؛ چرا تحاشی داریم از این و چرا استبعاد می کنیم؟ اینها نکاتی است که به نظر من یلان میدان تفکر و تدبیر مثل آقای بهشتی می خواهد. بعضی ها می گویند چرا رهبری این کار را نمی کند؟ شأن رهبری نیست وارد این مقوله شود. امام هم خیلی نمی پردازند و اشاراتی دارند ولی کار آقای بهشتی و امثال آقای بهشتی است که این مقوله را بپردازند.

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز یادآور شد: در قانون اساسی اصل اختیارات رهبری داریم. می گوید اولین وظیفه رهبری تعیین سیاست های کلی نظام با مشورت مجمع تشخیص مصلحت است. قانون اساسی سند بالادستی است و بعضی وقت ها در نوشتن قانون نمی شود مستقیم از قانون اساسی اقتباس کرد و این وسط یک رابط می خواهد و آن سیاست های کلی است و ما هنوز سیاست های کلی را کامل نکرده ایم. ۱۳۹۸ تازه سیاست های کلی انتخابات نوشته شده است. من زمانی که وزیر کشور بودم پیشنهاد دادم و هشت سال طول کشید که مجمع تشخیص بررسی کند.

وی گفت: این کشور جمهوری اسلامی و مردمسالاری دینی است و باید بر اساس انتخابات باید شکل بگیرد و مبنای قانون اساسی ما می گوید همه چیز بر پایه انتخابات است. انتخابات پیچیده ترین، منظم ترین، قاعده مند ترین و اصلی ترین ضابطه نظام اجتماعی است و هیچ چیز اهمیت انتخابات را ندارد. در تمام جوامع مدنی قانون انتخابات قانون اساسی است و قوانین ثابت دارند. ما آنقدر طول داده ایم و بعد ببینید چه قدر مسأله دوران انتخابات برای کشور ما درست شده است. هر دوره انتخابات مسأله و نگرانی داریم.

پورمحمدی افزود: در قانون اساسی بندی راجع به احزاب هست ولی هنوز سیاست کلی احزاب را ننوشته ایم. کارکرد احزاب چیست؟ کشور ۲۰۰ حزب می خواهد؟! ما الآن ۱۳۲ حزب پروانه تمدید شده داریم و پروانه بقیه تمدید نشده است؛ یعنی مجمع تشکیل نداده اند و کارهای دیگرشان را نکرده اند. این حزب ها کجا هستند و چه نقش و سهمی دارند؟ در انتخابات چه نقشی دارند؟ بر اساس قانون اساسی اینها مسائل اصلی است و باید سیاست های کلی آن تبیین شود.

وی اظهار داشت: رهبری پارسال در انتخابات ریاست جمهوری گفتند ظلم و  جفا شد و جبران شود. اصلا هیچ کس نگفت مراد رهبری چه کسی بود و ما هنوز نفهمیده ایم مراد رهبری چه کسی بود. چه کسی باید پاسخ بدهد؟ چه کسی مقصر بود؟ اصلا ظلم چه بود؟ مخاطب ظلم چه کسی بود؟ شاید در انتخابات بعدی یک ظلم و جفای دیگر بشود؛ چرا اجازه بدهیم این اتفاقات بیفتد؟ سال بعد دوباره انتخابات داریم.

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تأکید کرد: اینکه قانون اساسی میراث بزرگ ملی، انقلابی، دینی و ارزشی ما و شهید بهشتی در قله تدوین آن است و شاهکار و میراث بزرگ او است، بسیار ارزشمند است. قانون اساسی محصول تمام نخبگان ما در صدر انقلاب است. متأسفانه خیلی از ما قانون اساسی بلد نیستیم و کار نمی کنیم و فکر می کنیم یک چیز عادی است و حالا یک موقع شورای نگهبان به آن استناد کند؛ نمایندگان، مجریان، محققان و ما آخوندها با قانون اساسی کار نداریم.

وی افزود: این سند دینی، انقلابی، فقهی، فلسفی، کلامی و اخلاقی است. نه اینکه نقد ندارد، ولی اینها رعایت شده و یک مقوله ما انتخابات است. اگر بنا باشد ما میراثدار شهید بهشتی باشیم، باید سیاست های کلی انتخابات را انجام می دادیم.

مشاهده خبر در جماران