کدخبر: ۱۵۰۶۴۹۹ تاریخ انتشار:

یادداشت/

مقصر کدام است؛ ایران یا امریکا؟

تاریخ تحولات روابط ایران و آمریکا و تحولات منطقه برخلاف آنچه که ادعا می شود، همه ناشی و تحت تاثیر این واقعه (تسخیر لانه جاسوسی) نبوده است. تحلیل گران معتقدند که مقابله با دخالت های آمریکا لزوما می توانسته در این سال ها به دشمنی بی حد و غیرمدیریت شده بینجامد. در عین حال خیلی از برهه ها طی ۴ دهه گذشته دارای ظرفیت هایی برای حل مسایل و کاهش هزینه ها با حفظ عزت، حکمت و مصلحت مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده است.

پایگاه خبری جماران: در آبان  1358 واقعه ای به دست 400 دانشجوی مسلمان از دانشگاه های مختلف تهران رخ داد که در نوع خود کم نظیر و غیرقابل تکرار بوده و امروز پس از 40 سال هنوز فضای بین الملل و روابط ایران و جهان را تحت تاثیر خود قرار داده است.

در مورد این واقعه زیاد سخن گفته شده و موضع گیری های مختلف موافق و مخالف صورت پذیرفته است؛ اما همچنان برای نسل امروز این سوال مطرح است که چرا این اتفاق افتاد؟ انگیزه مشارکت جویان چه بود؟ و چرا باید امروز روابط ما با دنیا تحت تاثیر این واقعه و مناسبات اقتصادی با جهان غرب تحت سایه این جریان قرار گرفته باشد.

برای پاسخ به این سوالات البته باید ابتدا شرایط رخداد و وضعیت سیاسی اجتماعی و جهانی آن روزها را  بشناسیم. رویدادی که حدود 7 ماه بعد از انقلاب اسلامی و شکل گیری اولین جمهوری مبتنی بر دین اسلام در عصر معاصر رخداد داد؛ در شرایطی که هنوز تزلزل امنیتی، سیاسی و نظامی بر کشور حاکم و تجربه انقلاب های شکست خورده ضد امپریالیست مانند شیلی، دغدغه نسل جوان معاصر بود. آمریکا که پایگاه نظامی مهم 70 هزار نفره در ایران را از دست داده بود و به نظر می رسید دیگر نتواند مانند سابق به رهبران ایران دیکته یا تحکم کند، به دنبال چاره جویی برای خنثی کردن تحرکات انقلابیون بود. انقلابیونی که تلاش می کردند نظامی مبتنی بر خواست مردم و با استقلال، آزادی و آرمان های انسانی برقرار کنند. امریکا آن روزها نه در ایران بلکه در جهان با رویدادهای مشابه تهدید می شد. چرا که نهضت های آزادیبخش علیه اقدامات مداخله جویانه آمریکا در کشورها فعال شده بودند. بنابراین از نگاه امریکا باید به نحوی مقابله می شد تا درس عبرتی باشد برای همگان که هیچ کشوری به فکر خلاصی از سلطه ابرقدرت ها نیافتد.

در نتیجه ایران از آغازین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد آشفتگی های مرزی و تحرکات مسلحانه قومی و سیاسی حتی در دل پایتخت شد. امام خمینی از بدو ورود در بهمن 57 تا اواخر خرداد 58 کمترین موضع گیری را علیه امریکا داشتند ولی وقتی ترورها با شهادت سپهبد قرنی و استاد مطهری آغاز شد و با فعالیت گسترده معارضین ضد انقلاب و جدایی طلب در مازندران، گلستان، کردستان و خوزستان اوج گرفت، شرایط تغییر کرد. به خصوص پس از واقعه پاوه که مسئولین عالی رتبه و از جمله شهید مصطفی چمران برای حل مسئله ورود کردند ولی جدایی طلبان فقط خواستار سقوط پاوه بودند. به این ترتیب در 25 مرداد 58 امام اولین فرمان نظامی را صادر می کند که البته هنوز سه روز از آن نگذشته حاج مهدی عراقی از یاران امام خمینی ترور می شود. آنجا دیگر بر امام محرز می شود که دست های قدرتمندی از بیرون برای به آشوب کشاندن ایران در تکاپوست.

 

امریکا از طریق عوامل داخلی و خارجی خود سعی در بی ثباتی ایران داشت

 

کشور هر روز با چالش جدیدی از نوع مسلحانه روبرو می شد و این گمان را تقویت می کرد که امریکا از طریق عوامل داخلی و خارجی خود سعی در بی ثباتی ایران دارد. از طرفی نیز واقعه اجازه ورود شاه به امریکا که یادآور ظلم، اختناق پس از کودتا علیه مصدق و حاکمیت ربع قرن دیکتاتوری بر ایران بود، پیامی آشکار در حمایت از سلطنت ساقط شده و تقابل با مردم ایران می داد.

در نهایت امام خمینی نیز پیامی صادر کردند و خواهان گسترش تحرکات دانشجویان، طلاب و جوانان علیه تحرکات ضد انقلاب بود و به صورت شفاف آمریکا را مسبب بسیاری از بی ثباتی ها و ناکامی ها معرفی می کرد.

در این شرایط جمعی از دانشجویان نخبه و انقلابی تهران از دانشگاه های تراز اول به این تصمیم رسیدند که به صورت مسالمت آمیز ولی قاطع در برابر اجازه ورود شاه به آمریکا و ادامه مداخلات در امور داخلی ایران به اشغال سفارت آن کشور مبادرت ورزند؛ دانشجویانی از انجمن اسلامی و مسجدی که تحت تاثیر هیچ گروه و گروهکی از جمله چپ ها نبود. این اتفاق البته چند باری توسط گروه های چپ رخ داده بود و جالب اینکه سالیوان سفیر وقت امریکا بارها در مخالفت با ورود شاه به امریکا اخطار داده بود که آن مجوز ورود می تواند واکنش های سختی را از طرف مردم داشته باشد.

دانشجویان با محاسبات و طراحی های دقیق که برگرفته از ذهن مهندسان جوان بود و با الگو گرفتن از انقلاب اسلامی که مسالمت آمیز، بدون اسلحه و برای تبیین یک موضع اجتماعی و سیاسی به وقوع پیوسته بود حرکتی را بدون اسلحه و خشونت و صرفا با بیان مواضع و شعار طراحی کردند تا بعد از تظاهرات در خیابان طالقانی بتوانند وارد سفارت شوند. تعبیر از دیوار بالا رفتن بعدا برای تحقیر این حرکت توسط جریان سلطنت طلب و حامی آمریکا بر سر زبان‌ها  افتاد، در حالی که دانشجویان در اعتراض به مداخلات و احتمال کودتایی مانند آنچه که در 1332 توسط سرویس های آمریکا و انگلیس‌ (سیا و ام‌آی۶ ) رخ داد و احتمال می دادند دوباره تکرار شود و خطرات مجددی برای مردم و آینده ایران داشته باشد دست به اینکار زدند.

آنها در واقع راه دیگری برای مذاکره و گفتگو یا مناسبات دیپلماتیک نمی دیدند و به نظر می رسید دولت موقت ایران همه راه ها را طی کرده ولی در نهایت شاه وارد آمریکا شد.

وجود چنین شرایطی بود که برخی دیپلمات های اروپایی نیز با مطالعه کتاب های منتشره از این واقعه، مانند کتاب تسخیر نوشته معصومه ابتکار یا کتاب 444 روز نگارش ابراهیم اصغر زاده گفتند با توجه وقوع کودتای 28 مرداد و یا ارایه اسناد سیا در 2 نوبت و MI6  در یک نوبت  و نیز عذرخواهی مادلین آلبرایت وزیر خارجه آمریکا در دولت کلینتون مبنی بر دخالت در کودتای ۲۸ مرداد، اقدام پیش گیرانه دانشجویان مشروعیت و توجیه سیاسی و تاریخی خاص خودش را دارد.

 

تسخیر سفارت آمریکا مورد پذیرش گسترده مردم و تایید امام بود

 

به همین دلیل هم تاکید می شود، تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۵۸ خاص آن شرایط و با آن زمینه ها و پیش زمینه ها  قابل توجیه و مورد پذیرش گسترده مردم و تایید امام بود. به نحوی که امام این واقعه را انقلاب دوم نامیدند و امریکا را شیطان بزرگ و مردم نیز به شکلی کم سابقه و گسترده در حمایت بی دریغ از اقدام دانشجویان برآمدند و انگار که دوباره بعد از چندین ماه فضای همدلی و ایثار و مبارزه دوباره زنده شد.

دانشجویان با برنامه ریزی و تقسیم کار و مسئولیت، سعی در مدیریت این حرکت کردند تا با حفظ سلامت گروگان ها و نیز اسناد سفارت آمریکا در فرصتی چند روزه صدای خود را به گوش جهان که در آن روزگار فاقد ابزارهای رسانه ای مانند ماهواره و اینترنت بود، برسانند. در واقع دانشجویان فقط برای چند روز قصد گرفتن سفارت را داشتند که به حمایت امام و مردم این جریان به نحو دیگری رقم خورد. تحویل سالم همه گروگان ها و حتی ترخیص زنان و سیاه پوستان و نیز یک بیمار مبتلا به ام اس، با دستور و درایت امام موید این ادعاست. وقتی هم که کار به درازا کشید زمینه را برای ارتباط و گفتگو بین مردم دو کشور در قالب ۵۰ مهمان آمریکایی که به ایران آمدند و یا صدها مورد مصاحبه و تبیین و تشریح واقعه، همچنین برگزاری مراسم مذهبی مانند میلاد حضرت مسیح و ترتیب ملاقات یکی از گروگان ها با مادرش در ایران با وجود مخالفت شدید دولت آمریکا، فراهم کردند.

این همه، حاکی از رویکرد غیرخصمانه دانشجویان و تلاش برای حل و فصل عادلانه موضوع بود که توسط امام خمینی به مجلس سپرده شد. ناگفته نماند که ایران در آغاز این واقعه در شرایط متزلزل امنیتی و سیاسی قرار داشت. اما 444 روز بعد صاحب قانون اساسی، مجلس و ریاست جمهوری با برگزاری انتخابات شده و تقریبا همه نهادهای مهم نظام شکل گرفته بود. بسیاری از تحلیل ها با توجه به برنامه های مداخله جویانه آمریکا تایید می کند که استقرار آرامش و ثبات در سایه از کار افتادن موتور سفارت امریکا و مهار مداخلات، رخ داد.

با تصمیم امام خمینی سرنوشت گروگان ها پس از شکل گیری مجلس به اولین دستور کار مجلس شورای اسلامی سپرده شد. دانشجویان در این دوران تمام تلاش خود را برای تامین امنیت و سلامت گروگان ها به کار گرفتند تا شروط مردم ایران طی مذاکرات مجلس به نتیجه برسد و در نهایت با قرارداد الجزایر یکی از برهه های حساس دیپلماسی و مراودات ایران با جهان به سرانجام رسید. اگر چه امریکا همواره به دنبال ابزار مداخله و حمله بود و در اردیبهشت 59 به عنوان آزادسازی گروگان ها به ایران حمله کرد و البته شکست خورد.

اسناد سفارت آمریکا بسیاری از توطئه ها، مداخلات و طراحی های مخفیانه علیه ملت ایران، همچنین خط مشی و سیاست های آن کشور در قبال انقلاب اسلامی را آشکار کرد. افشای اسناد سفارت، عبرتی برای دوران معاصر در قالب 70 جلد کتاب منتشر شد. این اسناد شامل طبقه بندی و غیرطبقه بندی شده و حتی اسناد سری رشته شده بود که توسط دانشجویان بازسازی شد. زیرا این از حقوق مردم بود تا بدانند یک سفارت خارجی در کشور آنها چه رویکردی را دنبال می کرده و از دل بسیاری از اسناد حقانیت تحلیل نگاه امام و دانشجویان در مورد برنامه های این سفارت و مداخلات آنها به اثبات رسید.

 

دانشجویان فارغ از گرایشات و ارتباطات حزبی آن روزگار گروهی مستقل بودند

 

اما آنچه درباره دانشجویان پیرو امام مهم است و باید یادآوری شود اینکه؛ این دانشجویان فارغ از گرایشات و ارتباطات حزبی آن روزگار گروهی مستقل بودند که  بر خود عنوان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام را گذاشتند و پس از بازگشت گروگان های آمریکا برای مقابله با هرگونه شائبه بهره برداری سیاسی از این نام، به طور رسمی اعلام انحلال کردند.

ناگفته نماند که تاریخ تحولات روابط ایران و آمریکا و  تحولات منطقه برخلاف آنچه که ادعا می شود، همه ناشی و تحت تاثیر این واقعه نبوده است. تحلیل گران معتقدند که مقابله با دخالت های آمریکا لزوما می توانسته در این سال ها به دشمنی بی حد و غیرمدیریت شده بینجامد. در عین حال خیلی از برهه ها طی ۴ دهه گذشته دارای ظرفیت هایی برای حل مسایل و کاهش هزینه ها با حفظ عزت، حکمت و مصلحت مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده است.

چنانچه مذاکرات هسته ای و توافق برجام نمونه ای از نیت و تلاش دولت های برخاسته از مردم در حل و فصل عزتمندانه و نرمش قهرمانانه برای حفظ منافع کلان و کاهش تنش ها و بهبود مناسبات با دنیا بوده است. تلاش روسای جمهور خاتمی و روحانی در ارائه پیشنهادات مورد وثوق جهانی در قالب "گفتگوی تمدن ها" در دوران اصلاحات و "جهان عاری از خشونت و افراط گری" در دوران اعتدال نشانه هایی از این رویکرد و تلاش کشور برای عبور به سمت جایگاه قوی مستقل و حفظ امنیت و تمامیت ارضی و انسجام ملی ایران در برابر تهدیدات مستمر آمریکا و دشمنان ایران دارد.

مشاهده خبر در جماران