کدخبر: ۱۵۰۵۸۹۸ تاریخ انتشار:

جی پلاس/ به مناسبت سالروز رحلت؛

سلار دیلمی که بود؟/چرا به وی ابویعلی می گفته اند؟/علت فتوای وی بر تحریم نماز جمعه در مقطعی از زمان چه بود؟

سلار دیلمی، عالم برجسته و فقیه فرزانه شیعه در قرن پنجم هجری است. او پس از شیخ طوسی به مقام مرجعیت رسید و در عصر غیبت از مشایخ و از مهمترین عالمان بوده است. او در ششم رمضان المبارک سال ۴۶۳ رحلت کرد.

ابویعلی، حمزه بن عبدالعزیز دیلمی، معروف به سالار و سلار، یکی از فقهای نامدار تاریخ اسلام است که در قرن پنجم هجری قمری می زیست. وی شاگرد سید مرتضی و شیخ مفید بود.

به گزارش خبرنگار جی پلاس، در راستای شناساندن بزرگان اندیشه دینی در این صفحه بر آنیم که این شخصیت های ارجمند جهان اسلام و تشیع را به مخاطبان معرفی کنیم و مطالب منتشرشده قطره ای است از دریای زندگی این بزرگواران که به قدر وسعمان است. باشد که مفید فایده افتد. این قسمت به زندگی ابویعلی حمزه بن عبدالعزیز معروف به سلار دیلمی، عالم برجسته شیعه در قرن پنجم هجری قمری اختصاص دارد.

 

ابویعلی حمزه بن عبدالعزیز (م، ۴۶۳ ق) مشهور به «سلار دیلمی»، فقیه فرزانه و عالم برجسته شیعه در قرن پنجم قمری است. وی از شاگردان شیخ مفید و سید مرتضی به شمار می رود. کتاب های «المراسم العلویه فی الاحکام النبویه» و «المقنع فی المذهب» از آثار اوست.

 

ولادت و زادگاه

از تاریخ ولادت، مسافرت‌ ها، ازدواج و فرزندان این عالم بزرگوار، در هیچ کتابی سخن به میان نیامده است. ولی وجود پاره‌ای شواهد و مستندات مانند مطالعه زندگی استادان، معاصران و شاگردان وی و این که او گاهی به نیابت از شیخ مفید[۱] و سید مرتضی[۲] بر کرسی تدریس می‌‌‌ نشست و شاگردان برجسته آن بزرگواران را از دانش بیکران خویش بهره‌مند می‌‌‌ کرد، می‌‌‌ توان حدس زد که در نیمه دوم قرن چهارم هجری به دنیا آمده است اما بدون تردید، زادگاه این فقیه والامقام دیلمان از توابع شهرستان لاهیجان در استان گیلان است.

 

در همین رابطه بخوانید

آیت الله سید حسن حسینی لواسانی که بود؟/علت سفر وی به لبنان چه بود؟/چه شد که در ایران ماندگار شد؟

میرزا حبیب الله مجتهد خراسانی که بود؟/چرا وی قصد مهاجرت به مدینه را داشت؟/ویژگی های شعر او کدام است؟

سید محمدعلی روضاتی که بود؟/ارتباط وی با کدام مراجع نزدیک بود؟/تخصص ایشان در کدام علوم زبانزد است؟

چه ویژگیهایی در ملاحسینقلی همدانی، او را عارفی برجسته کرد؟/میرزا جوادآقا و علامه حسن زاده درباره اش چه گفته اند؟

شیخ مرتضی زاهد که بود؟/علت اینکه وی یکی دو ساعت پس از اذان، اقامه جماعت می کرد، چه بود؟/چه شد که پیکرش به کربلا منتقل شد؟

ملا حسینقلی همدانی که بود؟/چرا وی از تدریس درس شیخ انصاری منصرف شد؟/چرا برخی به او اتهام صوفی بودن زدند؟/نقش وی در شکل دهی مکتب تربیتی نجف/روش او در نفی خواطر چیست؟

سید محمد موسوی کلانتر که بود؟/چه کسی به او اجازه اجتهاد داد؟/اقدامات اصلاحی او در حوزه نجف چگونه شکل گرفت؟

 

کنیه و لقب

ابویعلی، حمزه بن عبدالعزیز دیلمی، معروف به سالار و سلار، یکی از فقهای نامدار تاریخ اسلام است که تذکره‌ نویسان درباره کنیه و لقب او چنین نگاشته‌ اند: ابویعلی را کنیه او ذکر کرده‌ اند و می‌‌‌ گویند: یعلی اسمی ‌‌‌است منقول از فعل معلوم «علا یعلوا علوا»، مثل «سما یسمو» و گفته شده است علی یعلی مثل یرضی است و علا به معنای برتری در شرف است.

 

نویسنده اعیان الشیعه و مولف ریاض العلما نوشته‌ اند: سلار اسمی ‌‌‌است که در لغت فارسی و عربی اصلا وجود ندارد و مترجمین آن را به جای لفظ سالار استعمال کرده‌ اند، ولی در رجال علامه بحرالعلوم آمده است که سلار معرب سالار است.[۳] مترجمین، سالار را در فارسی به معنای رییس و امیر و در عربی به معنای شریف معنا می‌‌‌ کنند.

 

استادان و شاگردان

از جمله اساتید بزرگ سلار دیلمی عبارتند از:

محمد بن محمد ابن نعمان معروف به شیخ مفید (م، ۴۱۳ ق)؛

علی بن حسین، معروف به سید مرتضی علم‌الهدی (م، ۴۳۶ ق)؛

سلار دیلمی، خود، ‌‌‌بعد از عصر غیبت حضرت ولی عصر علیه السلام، یکی از مشایخ و از مهمترین عالمان و پیشوایان امامیه بوده است.[۴] برخی از شاگردان او عبارتند از:

شیخ ابوعلی طوسی

منتجب‌الدین ابن بابویه

حسن بن حسین بن بابویه

ابوالکرم مبارک بن فاخر نحوی

ابوالفتح عثمان بن جنی نحوی

ابوالصلاح تقی‌الدین

محمد بن علی بن عثمان

عبدالجبار بن عبدالله المقری الرازی

محمد بن عبدالرحمن بن احمد بن الحسین نیشابوری خزاعی

عبدالله بن حسن بن حسین بن بابویه

 

معاصران

برخی از دانشمندان معاصر این فقیه و متکلم نامدار شیعه عبارتند از:

شیخ طوسی (م، ۴۶۰ ق)؛ ظاهرا سلار بعد از رحلت شیخ طوسی به مقام مرجعیت رسیده است.

سید مرتضی علم‌الهدی

سید رضی

شیخ مفید

ابوالعباس نجاشی

ابوالفتوح رازی

شیخ جعفر دوریستی

 

آثار و تألیفات

المراسم العلویه فی الاحکام النبویه

المقنع فی المذهب[۵]

التقریب (التهذیب) در اصول فقه[۶]

التذکره فی حقیقه الجوهر و العرض[۷]

الابواب و الفصول فی الفقه[۸]

المسائل السلاریه[۹]

الرد علی ابی الحسن البصری فی نقض الشافی.[۱۰]

 

فعالیتهای اجتماعی سلار دیلمی

سلار دیلمی ‌‌‌در مسند قضاوت

بی‌شک، سید مرتضی را باید احیاگر علوم اسلامی ‌‌‌در قرن چهارم دانست. آن بزرگوار از اوضاع سیاسی و اجتماعی عصری که مقارن با اوج قدرت دولت شیعی آل بویه بود، به خوبی بهره‌ برداری کرد. سید مرتضی، شاگردان فقیه و دانشمندش را به اقصی نقاط کشور اسلامی، برای قضاوت گسیل می‌‌‌ داشت. یکی از شخصیت های برجسته شیعه که از سوی سید مرتضی برای منصب قضا به مناطق حلب (از توابع سوریه) اعزام شد، سلار دیلمی‌ ‌‌بود.

 

وی در این مناطق، زعامت دینی مردم را به عهده گرفت و به عنوان حاکم شرع اسلامی، به حل و فصل نزاع‌ها و اختلافات دینی اجتماعی پرداخت و به ارشاد و هدایت مردم، اقامه جماعت و رفع مشکلات و پاسخ‌گویی به مسائل دینی شیعیان نیز اشتغال داشت. از زمان مسافرت وی به حلب و مدت اقامت او در آن‌جا اطلاع دقیقی در دست نیست، اما شواهد نشان می‌‌‌ دهد که وی سالیان متمادی در آن دیار حضور داشته است، به گونه‌ ای که برخی وی را از فقهای حلب به شمار آورده‌اند.[۱۱]

 

سلار دیلمی و نماز جمعه

سلار در کتاب فقهی مراسم، درباره برگزاری نماز جمعه این گونه نوشته است: «صلاة الجمعه فرض مع حضور امام الاصل أو من یقوم مقامه و اجتماع خمسة نفر فصاعدا احدهم الامام؛ خواندن نماز جمعه در زمان حضور امام معصوم علیه السلام یا کسی که از طرف او منصوب می‌‌‌ شود (نائب خاص)، واجب است و حداقل نفرات برای برگزاری و انعقاد نماز جمعه با امام یا نائبش، پنج نفر است».[۱۲]

 

سلار مانند برخی فقهای شیعی، نماز جمعه و نیز نماز عید فطر و عید قربان را در زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه جایز نمی‌‌‌ داند، زیرا آن را از مختصات امام معصوم علیه السلام می‌‌‌ داند و در حقیقت به حرمت نماز جمعه و نماز عیدین در زمان غیبت امام علیه السلام فتوی داده است.

 

برخی از دانشمندان، این فقیه والامقام را جزء اولین عالمان شیعی می‌ دانند که به تحریم نماز جمعه فتوی داده است. این فقیه هوشمند و زیرک، با درک موقعیت اجتماعی و سیاسی زمان خویش که زعامت دینی شیعیان را بعد از شیخ طوسی به عهده داشت، اقدام به صدور شجاعانه فتوای تحریم نماز جمعه کرده است، زیرا سلار زمانی زعامت و رهبری مردم را به عهده گرفت که حکومت آل‌بویه که دولتمردانی شیعی بودند به سلجوقیان که سنی مذهب بودند، انتقال یافته بود و فتنه و آشوب و جنگ‌های خونین مذهبی علیه شیعیان آرامش بغداد را به مخاطره انداخت و باعث فروپاشی حوزه علمیه بغداد شد و فقیهان و عالمان دین، دست به اقدامات اساسی زدند و حتی ناگزیر به هجرت از بغداد شدند.

 

روشن است که برگزاری نماز جمعه و خواندن خطبه در آن فضای سیاسی حاکم بر جامعه چیزی جز فریب، خدعه، مدح و ستایش حاکمان جور نبود و اصولا حاکمان جور انتظار دارند که از محافل عبادی ـ سیاسی نماز جمعه به نفع خویش بهره‌برداری کنند[۱۳] و در راه رسیدن به این مقصود، از شیوه‌های مختلف زر، زور، نیرنگ و استخدام عالمان درباری و فریب خورده استفاده می‌‌‌کنند.

 

تحریم نماز جمعه از سوی زعیم بزرگ شیعیان در حقیقت اعلان برائت از حاکمان جور و تنفر از اقدامات ظالمانه و ستم‌گرانه آن‌هاست. این اقدام سلار، حکایت‌گر تفکر عدم جدایی دین از سیاست است که از سوی فقهای بزرگوار شیعه در تمام اعصار در عمل به اثبات رسیده است. پذیرش منصب قضاوت در دوره‌ای و تحریم نماز جمعه و عیدین در دوره‌ای دیگر، نشان می‌‌‌دهد که وی فقیهی سیاستمدار و ژرف‌اندیش در عصر خویش به شمار می‌‌‌آمده است.

 

در نظر عالمان

دانشمندان و زندگی‌نامه نویسان، هر یک درباره مقام علمی ‌‌‌سلار مطالبی نوشته‌اند:

علامه حلی در خلاصه نوشته است: سلار بن عبدالعزیز دیلمی ‌‌‌از فقهای مورد وثوق شیعه است که در فقه و ادبیات، سرآمد و ممتاز بود.

 

سیوطی در «طبقات النحویین النحاه» سلار را از دانشوران علم نحو دانسته است.

 

پژوهشگر معاصر، آیت الله سید ابوالقاسم خویی ضمن تایید وثاقت سلار، وی را از بزرگان فقهای شیعه دانسته و نوشته است: «سلار بن عبدالعزیز الدیلمی،‌‌‌ فقیه، جلیل، معظم، ثقه؛ سلار بن عبدالعزیز دیلمی، فقیهی مورد اعتماد و بزرگوار و گران‌قدر است».

 

وفات و مدفن

در تاریخ وفات این فقیه فرزانه نیز اختلاف است، اما بنا به قول مشهور، رحلت سلار دیلمی‌‌‌ در ششم رمضان سال ۴۶۳ قمری[۱۴] در قریه خسروشاه[۱۵] تبریز اتفاق افتاده است و قبر شریف این رادمرد شیعی، در همان مکان است. این که این فقیه بزرگ، چرا و چگونه در این مکان رحلت کرده‌اند به درستی معلوم نیست، ولی احتمالا سلار مانند بسیاری از فقیهان و عالمان، به دنبال آشوب‌ ها و جنگ‌ های داخلی در آن سال‌های آشفته و نابسامان آخر حیاتش، بغداد را ترک و در حال رجعت به زادگاهش بوده است که وفات کرده و پیکر پاکش توسط دوستان و ارادتمندان وی در تبریز به خاک سپرده شده است.

 

پانویس

۱. قصص العلماء، میرزا محمد تنکابنی، با تحقیق و ویرایش محمدرضا حاج شریفی خوانساری، ص ۴۱۵.

۲. روضات الجنات، خوانساری، ج ۲، ص ۳۷۱؛ اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۱۷۱.

۳. اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۱۷۰، ریاض العلماء، ج ۲، ص ۴۴۰؛ رجال سید بحرالعلوم، ج ۳، ص ۶.

۴. مشایخ و قدمای امامیه، ده نفر بودند که عبارتند از: صدوقان (علی بن بابویه قمی‌‌‌ و فرزندش شیخ صدوق)، شیخان (شیخ مفید و شیخ طوسی)، سیدان (سید مرتضی و برادرش سید رضی)، ابن ابی عقیل، ابوالصلاح حلبی، ابن ادریس حلی و سلار دیلمی.

۵. الذریعه، ج ۱، ص ۷۳، ج ۴، ص ۲۵ و ۳۶۵، ج ۱۰، ص ۱۷۶ و ۱۸۰.

۶. همان.

۷. همان.

۸. همان.

۹. همان.

۱۰. الذریعه، ج ۱۰، ص ۱۷۹.

۱۱. روضات الجنات، ج ۲، ص ۳۷۰.

۱۲. المراسم، ص ۶۳۵.

۱۳. علمای شیعه از کلینی تا خمینی، ص ۲۸.

۱۴. الکنی والالقاب، ج ۲، ص ۲۳۸.

۱۵. خسروشاه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به خسرو شهر تغییر کرده است.

 

منابع

تلخیص از مجموعه گلشن ابرار، جلد ۶، زندگی نامه "سلار بن عبدالعزیز" از محمدتقی ادهم‌نژاد.

 

مشاهده خبر در جماران