کدخبر: ۱۵۰۰۵۵۴ تاریخ انتشار:

در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران؛

کتاب «صداهایی که شنیده نشد» رونمایی شد

مراسم رونمایی از کتاب «صداهایی که شنیده نشد» اثر دکتر بشیر معتمدی عصر امروز (سه شنبه ۱۹ اسفند ۹۹) برگزار شد.

مراسم رونمایی از کتاب «صداهایی که شنیده نشد» اثر دکتر بشیر معتمدی عصر امروز( سه شنبه ۱۹ اسفند ۹۹) با حضور وی، عباس عبدی و حسین راغفر در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار جماران، بشیر معتمدی در این مراسم گفت: همایشی با عنوان «صدایی که شنیده نشد» سال ۹۶ در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. همایش دیگری بهمن ماه سال ۹۷ به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب برگزار شد و پنج آرمان اصلی انقلاب در قالب پنج نشست با عنوان های «اسلامیت»، «جمهوریت»، «آزادی»، «عدالت» و «استقلال» مورد ارزیابی دوباره قرار گرفت. این کتاب در بردارنده مطالب این دو همایش است.

وی تأکید کرد: باید احساس خطر کنیم که انقلاب از آرمان های خود فاصله گرفته و صدای مردم شنیده نمی شود. شاید بتوانیم بگوییم از تمام آرمان ها عبور کرده ایم و حتی اسلامی که مردم به خاطر آن به صحنه آمدند با چیزی که الآن مشاهده می شود فاصله دارد. شاید تنها چیزی که مقداری مانده استقلال باشد و به نظر من همین استقلال می تواند راهگشا باشد که آرمان ها را بازسازی کنیم و امیدواریم این اتفاق بیفتد.

 

معتمدی: امیدواریم اندیشمندان حاضر باشند گفت و گو کنند تا به یک گفتمان راهگشا برسیم

 

نویسنده کتاب «صداهایی که شنیده نشد» افزود: در سال 1300 کودتای رضاخان را می بینیم و در سال 1400 هم صدای پای نظامیان به گوش می رسد. این یک خطر است که این مدار صفر درجه تکرار شود. فکر می کنم ارزش گفت و گو خیلی زیاد است و به نظر من تأکید بر گفت و گو خیلی مهم است و امیدواریم اندیشمندان حاضر باشند گفت و گو کنند تا به یک گفتمان راهگشا برسیم.

 

عباس عبدی: در مورد فساد یکی از اشتباهات این است که ما موضوع را به آدم ها تقلیل می دهیم

 

عباس عبدی نیز در این مراسم گفت: من وقتی این کتاب را دیدم یاد همان کتاب «صدایی که شنیده نشد» افتادم. این مجموعه پژوهشی بود که انجام شد و سال 56 سی چهل نفر از متخصصین در شیراز جمع شدند و نکته آنها این بود که اگر صداها شنیده می شد شاید جامعه راه دیگری را می رفت.

وی با بیان اینکه در عرصه عمومی و سیاست شنیدن یک نوع کنش است، تصریح کرد: این نوع کتاب ها یکی از مؤلفه های قدرت است و اینها را می نویسیم تا تبدیل به قدرت شود. مثلا این جلسه می تواند تبدیل به قدرت شود. به نظرم در ایران جای «تبدیل شدن اندیشه به قدرت» خالی است. مثلا یک نفر در مناظره گفت «من سرهنگ نیستم» و این جمله تبدیل به قدرت شد. همیشه باید فکر کنیم چه طور می توانیم اینها را تبدیل به قدرت کنیم؛ چون قدرت از قدرت حساب می برد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی با بیان اینکه مبارزه با فساد یک بحث انتزاعی نیست، اظهار داشت: در مورد فساد یکی از اشتباهات این است که ما موضوع را به آدم ها تقلیل می دهیم. مشکل این است که سر فساد را رو به قبله ذبح کرده و حلالش می کنند. یعنی با پدیده ای فراتر مواجه هستیم. متأسفانه گاهی انگیزه های اولیه مثبت بوده ولی مکانیزم و ساختارها طوری است که وارد فرآیند فساد می شود که انفجاری خودش را نشان می دهد و کم کم خودش را نشان نمی دهد.

وی افزود: یک رکن دیگر فقدان دستگاه قضایی مستقل است. اگر قاضی مستقل نباشد، حتی اگر حکم درست هم بدهد اشکال دارد. به خاطر اینکه ما دنبال درست بودن ساختار هستیم. یکی هم آزادی است. رهبران قدرتمند و دارای اعتماد به نفس کسانی هستند که در بالاترین سطح اجازه آزادی را می دهند و کسانی که اجازه آزادی را نمی دهند یعنی اعتماد به نفس ندارند.

 

حسین راغفر: امروز شاهد قدرت گرفتن یک طبقه الیگارش هستیم؛ به همین دلیل نظامیان وارد قدرت می شوند/ دولت ما اسیر الیگارش ها است

 

به گزارش خبرنگار جماران، حسین راغفر نیز در این مراسم گفت: بعد از جنگ تحمیلی ما یک تغییر اساسی در رویکرد جمهوری اسلامی داریم و شاید نوعی تغییر ایدئولوژی رخ داد و پیامدهای آن را در بحران کنونی می بینیم. عمده ترین دلیل این بحران را باید شکل گیری گروه جدیدی از سرمایه داران بدانیم که به اسم خصوصی سازی شکل جدیدی از نابرابری ها را رقم زد. متأسفانه امروز شاهد قدرت گرفتن یک طبقه الیگارش هستیم.

عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا(س) افزود: این طبقه الیگارش منابع و فرصت ها را به طور نابرابر تقسیم می کند. به همین دلیل نظامیان وارد قدرت می شوند و تا جایی که می توانند از فرصتی که در اختیار دارند استفاده می کنند. در این فضا اصلی ترین نهاد حاکم بر جامعه یعنی «قانون» شکل نمی گیرد و تصمیماتی که می گیرند منجر به این می شود که اصل 44 را تغییر می دهند و فرصت های بزرگ مثل معادن و پتروشیمی ها را در میان خودی ها تقسیم می کنند و نابرابری ها شکل می گیرد و منشأ فقر، فساد و نابرابری های دیگر است.

وی تأکید کرد: متأسفانه دولت ما اسیر الیگارش ها است و صدای مردم را نمی شنود. راهروهای مجلس هم محل رفت و آمد اولیگارش ها و نمایندگان آنها است به این دلیل صدای مردم شنیده نمی شود. اینکه چه طور منابع از کشور خارج می شود اتفاقی نیست و برنامه ریزی شده است. اولیگارش چون تجربه انقلاب را دارد منابع را به خارج از کشور می برد تا امنیت پیدا کند. بدنی که هر روز از آن خون می رود، ضعیف می شود و یک موقعی هم ممکن است سقوط کند.

راغفر افزود: مهمترین عاملی که می توانیم انتظار داشته باشیم تقویت جامعه است. یعنی آگاه سازی جامعه، که بتوانیم یک جامعه قوی بسازیم که صدای خودش را به گوش دولت برساند.

مشاهده خبر در جماران