خودشان، خودشان را به رقص مرگ در بزرگراه پرترافیک عصر جمعه‌ها دعوت می‌کنند؛ جایی که کامیون، سواری و وانت‌بار از کنارشان می‌گذرد اما این جوانان انتخاب کرده‌اند در این مسیر، به زعم خودشان، هیجانشان را اینچنین تخلیه کنند.

به گزارش جماران، ایرنا نوشت: این بزرگراه یا برخی دیگر جاده های ارتباطی کرمان، پیست موتورسنگین (نزد برخی جوانان و خانواده ها) شناخته می شود اما درواقع هیچ شباهتی به پیست‌های موتورسواری ندارند. حدود ساعت ۵ بعد از ظهر روز جمعه بود که به محل تجمع موتورهای سنگین شهر کرمان رسیدم؛ ابتدای جاده زرند از سمت بزرگ راه آیت الله هاشمی، نرسیده به باغین.

دو طرف جاده پُر از ماشین و تماشاچی است؛ آنچنان منتظر شروع کار هستند که گویا قرار است بازی گلادیاتورها آغاز شود و هرکس به یک موتور که هنوز در حال آماده شدن است چشم دوخته.

به آن سوی موتورسیکلت ها نگاه می کنم؛ کامیونی در حال بوق زدن، چراغ دادن و عبور است؛ جلو آن کامیون اما موتورسوار تک چرخش را زده است و حرکات موزون و نمایشی در می آورد؛ اگر نامش رقص مرگ نیست پس چیست؟

چند موتور آغازگر این به‌اصطلاح فستیوال بودند؛ بسرعت از مقابل چشمان خیره تماشاچیان عبور کردند. به گفته خودشان مثل شوالیه ها و کابوی‌ها لباس خاصی دارند و قدرت، سرعت و تفاوتی بی‌نظیری را تجربه می‌کنند. 

دور دور به طور رسمی با همان تعداد موتورسوار آغاز شد، حداقل ما گمان کردیم شروع شده است. همانند مسابقه اسب سواری همه نوع موتور به چشم می خورد؛ موتورسنگین، سبک، بدون پلاک، حرفه ای و قراضه که هارمونی رنگ جالبی را هم خلق کرده است.

خودشان می گویند، این موتورها به چند نوع تقسیم می شوند که تفاوتشان در سیلندرشان (موتور) است؛ مثلا موتورهای معمولی یک یا دو سیلندر دارند و برخی از این موتورهای سنگین ۶ سیلندر؛ قیمت این موتورها آنطور که خودشان به خبرنگار ایرنا گفتند از ۲۵۰ میلیون تومان تا یک میلیارد تومان تخمین زده می شود و به طور کلی، اینطور هم پُز می دهند که موتورسواری با موتورسنگین، کاری گران است و کار هر کسی نیست. 

برخی هم با لباس مخصوص و کلاه های سِت شده با رنگ موتور و لباسشان آمده‌اند تا حضورشان را متفاوت از دیگران به نمایش بگذارند. یکی از تماشاچیان گفت: بعضی از این موتورهای سنگین به قدری سرعت دارند که تنها دسته گاز را اگر بگیری براحتی سرعت ۳۰۰ را پُر می کند.

اصولا این موتورهای سنگین به طور عمومی کمتر به فروش می رسند، اغلب سند ندارند و به زعم دارندگانشان، سوییچ (کلید) آنها به نوعی کار سند را انجام می دهد.

تجربه سرعت و هیجان با خروجی حس آزادی

می‌گویند این سرعت و هیجان را جای دیگر نمی توانند تجربه کنند، ماشین ها را ارابه‌ای آهنین می خوانند که محدودشان کرده و تنها با موتور است که حس آزادی، آن هم آزادی‌ای که گمان می کنند از دستشان رفته را دوباره تجربه می‌کنند.

داشتیم به دوردور موتورسیکلت‌ها نگاه می کردیم که یکباره گروهی پرتعداد وارد جاده می شوند و آنچه تاکنون دیده بودیم چیز دیگری بود؛ بیشتر شبیه سیاهی لشکر بودند؛ سن راکبانی که تاکنون صف کشیده بودند نسبت به بقیه خیلی کمتر به نظر می رسید. همه حرکات نمایشی و فیگور خاصی گرفته بودند که بیشتر شبیه کارناول بود.

تازه متوجه شدیم گروهی که تا الان آمده بودند، بیشتر، موتور سبک و معمولی داشتند و از لباس مخصوص و حس شوالیه‌ای که شوالیه باشد خبری نبود، درواقع بیشتر سربازانی بودند که برخی دمپایی هم به پا داشتند، استایل گروه را حفظ کرده بودند اما حتما باید کاری مثل تک چرخ زدن یا ایستادن روی موتور و ... انجام می دادند.

خلاصه در این ماراتن تنها سرعت مهم نیست برای اینکه چشمان بیشتری به تو خیره بماند باید کارهای نمایشی زیادی هم بلد باشی؛ همان حرکات موزون؛ البته بیشترشان می دانند که ممکن است چه سرنوشت یا حوادثی هم در انتظارشان باشد.

اما این همه داستان نیست؛ موتورسواران خفن با موتورهای سنگین و گران‌قیمت خوب صبر کرده بودند تا مهمانی آغاز شود و در آن هیاهو که همه حضور دارند یکباره با ژستی به زعم خودشان سلحشورانه وارد شوند؛ گویی پس از شکست دشمن از میانه میدان آمده‌اند.

از همان کنار جاده که ایستاده‌ام به صورت ها و چشمانشان خیره می شوم، می خواهم دقیق‌تر آنان را ببینم؛ حالت صورت، ژست، لبخند و حسشان هنگام موتورسواری دیدن دارد؛ در هر دور یک نفر را به این هیجان دعوت و یک دور مهمانش می کنند. هیجان، شوق و لذت در چشمانشان موج می زند و همزمانی که تک چرخ می زنند تریلی‌ها و کامیون های عبوری نیز از هر دو لاین و از کنار این موتورها رد می شوند؛ گویا این کار مثل بازی خطرناکی است که اگر باختی برای همیشه از دور مسابقات زندگی حذف می شوی.

تجربه آقای کویری که کنار من ایستاده است و فرزندش را هم پارسال همینطوری از دست داد شنیدنی است؛ او که بعد از فوت پسر بزرگش، برای پسر کوچکترش هم یک موتورسنگین دیگر خرید و تنها پاسخش هم همین است: در مقابل اصرار بچه ها، چاره چیست؟

جدای از هنرنمایی و شور موتورسواران، تماشاچیان هم خود عالمی دارند؛ ترکیبی از مرد و زن، پیر و جوان که برخی از مردهای جوان سیگار پشت سیگار می کشند و نوشیدنی و تخمه آورده اند تا تجربه هیجانشان را پربارتر کنند. برخی دیگر آنسوتر انگار به پیک نیک خانوادگی آمده اند، فلاسک بزرگ چای کنار زن و بچه‌یشان گذاشته اند تا مرتب برایشان چای بریزند.

آنطور که به نظر می رسد، این دور دور برای دختران هم جذابیت عجیبی دارد به طوری که برخی از آنان نوبتی پشت ترک یک موتور می نشینند و با هیجان و استرس، جیغ‌کشان هیجان رالی موتورها را وقتی موهایشان از زیر کلاه در هوا به رقص در می آید، تجربه می کنند.

در این بزم مرگ عصر آدینه دستکم بیش از ۱۰۰ ماشین و ۱۰۰ موتور به ابتدای جاده کرمان - زرند آمده بودند تا دوردور کنند و هیجان ها را تخلیه؛ و خیلی ها که در اطراف جاده تماشا می کردند، در قلبشان خداراشکر می گفتند که حادثه ای را آن روز در آنجا ندیدند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.