یک هفته از قطع درختان باغدار سنندجی در روستای "سو" می‌گذرد و طی این مدت اظهارنظرها و قضاوت‌های زیادی در خصوص این حادثه از سوی افراد مختلفی شده و در این بین آنچه مغفول مانده تاثیر منفی چنین اتفاقی بر اقتصاد و سرمایه‌گذاری بخش کشاورزی استان است.

به گزارش جماران، ایرنا نوشت: چند روزی است که فیلمی علاوه بر صدا و سیمای مرکز کردستان در فضای مجازی مبنی بر قطع بیش از ۲ هزار اصله نهال یکی از باغداران روستایی در کردستان به نام "سو" که در نزدیکی شهر سنندج قرار دارد منتشر شده و انتشار آن بازخورد فراوانی هم به همراه داشته است.

در این مدت حرف و حدیث های زیادی در خصوص این اتفاق در محافل مختلف اعم از حقیقی و مجازی مطرح شده که از جمله آنها می توان به اینکه امکان قطع این تعداد اصله نهال مستلزم صرف زمان زیادی است و هدف‌هایی پشت این کار نهفته مثل تغییر کاربری زمین کشاورزی به صنعتی و غیره اشاره کرد؛ با این وجود این باغدار محکم در مقابل همه اظهارنظرها ایستاده و تنها چیزی که مطالبه می کند شناسایی عامل یا عاملین این حادثه است.

اظهار نظرها و قضاوت های زیادی که در سطح جامعه از این اتفاق شده مرا به یاد فیلم عباس کیارستمی "قضیه شکل اول، شکل دوم" می اندازد که افراد زیادی بدون داشتن تخصص در اتفاقی که پیش آمده، تنها براساس باورهای شخصی خود در ارتباط با آن حرف می‌زنند و قضاوت می کنند.

مسئله‌ای که در این بین علی‌رغم همه پیش داوری و قضاوت‌های انجام شده به حاشیه رفته و کسی به آن توجهی نمی‌کند تاثیرات منفی این رویداد بر روند سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی استان است.

جای بسی تاسف است که برخی از اهالی رسانه که سال‌هاست در این حوزه قلم می‌زنند و خود را فرد حرفه‌ای می‌دانند بدون اینکه کار را ابتدا به متخصصان امر بسپارند خود در قامت کارشناسی حقوقی هم از تعداد درختان قطع شده و هم برآورد خسارت پیش آمده سخن به میان آوردند و قضیه را در حد وسیعی منتشر کردند، بی شک اینگونه احساسی برخورد کردن و کم توجهی به عواقب انتشار چنین رویدادی می‌تواند به آینده اقتصاد و سرمایه‌گذاری استان آسیب وارد کند.

برای تهیه گزارشی از این حادثه راهی روستای "سو"(۲۰ کیلومتری سنندج) شدم، در این روستا از هر کسی سراغ باغ ۶.۵ هکتاری حاجی "هادی زارعی" را بگیری راه را به درستی نشان می دهند و پس قطع شدن درختان باغ و انتشار حرف‌های دردمندانه وی در مورد شب حادثه هر کسی در این منطقه وی را می‌شناسد.

دشتی از درختانی که اکنون دیگر رمقی برایشان باقی نمانده و برگ‌هایشان چروک شده است و از خرمی و سرسبزی چند روز قبل آنها خبری نیست. چند باری برای گرفتن عکس از این تراژدی دوربین عکاسی را بیرون آوردم اما هر کاری کردم نتوانستم تصویری از این رویداد ناخوشایند ترسیم کنم.

حاجی هادی در این چند روز پس از حادثه قطع درختان پیرتر به نظر می رسد و ظاهر وی از مردی ۵۱ ساله بیشتر نشان می دهند او دیگر نمی تواند در مورد این حادثه حرف بزند به همین خاطر در مورد جزییات ماجرا با فرزندش "مازیار" هم صحبت شدیم.

وی که اکنون ۲۹ سال سن دارد گفت: این زمین ۶.۵ هکتاری را سال ۱۳۸۹ از منابع طبیعی و جهادکشاورزی کردستان برای احداث باغ دریافت کردیم و در این مدت بیش از ۱۰ سال در سردی و گرمی از بهار تا زمستان زندگی من و پدرم صرف این باغ شده بود.

وی افزود: در این باغ انواع درختان مثمر مانند گردو، گلابی، هلو، زردآلو و انار غرس شده بود و با توجه به اینکه برخی درختان امسال شکوفه داشتند به آینده این باغ امیدوار بودیم و برای محصول آن و قیمت تمام شده آن نقشه‌هایی داشتیم.

این پدر و پسر از مسئولان استان کردستان که با تماس خود با آنان ابراز همدردی کرده بودند تشکر کردند و خواستار شناسایی سریع عامل یا عاملان این حادثه شدند. 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.