جماران | آخرین اخبار ایران و جهان، سیاست، اقتصاد و اندیشه

یادداشت؛

وقتی انتخابات به همه‌پرسی درباره ترامپ تبدیل می‌شود؛ نبرد بر سر کنگره و آینده سیاست آمریکا

انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶ فقط رقابتی برای تعیین اکثریت مجلس نمایندگان و سنا نیست؛ این انتخابات به آزمونی برای سنجش جایگاه سیاسی دونالد ترامپ، ارزیابی عملکرد دولت او و تعیین حدود نظارت کنگره بر قدرت اجرایی در واشنگتن تبدیل شده است. پیامدهای این رقابت، به‌ویژه در حوزه سیاست خارجی و مدیریت جنگ ایران، می‌تواند فراتر از ترکیب حزبی کنگره امتداد یابد.

نویسنده:
کد خبر: ۱۷۳۴۴۶۵
وقتی انتخابات به همه‌پرسی درباره ترامپ تبدیل می‌شود؛ نبرد بر سر کنگره و آینده سیاست آمریکا

انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶ فقط رقابتی برای تعیین اکثریت مجلس نمایندگان و سنا نیست؛ این انتخابات به آزمونی برای سنجش جایگاه سیاسی دونالد ترامپ، ارزیابی عملکرد دولت او و تعیین حدود نظارت کنگره بر قدرت اجرایی در واشنگتن تبدیل شده است. پیامدهای این رقابت، به‌ویژه در حوزه سیاست خارجی و مدیریت جنگ ایران، می‌تواند فراتر از ترکیب حزبی کنگره امتداد یابد.

در سیاست آمریکا، انتخابات میان‌دوره‌ای معمولاً فرصتی برای رأی‌دهندگان است تا میان انتخابات ریاست‌جمهوری، درباره عملکرد دولت مستقر داوری کنند. حزبی که کاخ سفید را در اختیار دارد، در این انتخابات با آزمونی متفاوت روبه‌رو می‌شود: آیا همچنان می‌تواند حمایت عمومی را حفظ کند یا رأی‌دهندگان از طریق تغییر ترکیب کنگره، موازنه قدرت را به سود حزب رقیب بازتنظیم خواهند کرد؟ انتخابات سوم نوامبر ۲۰۲۶ در چنین چارچوبی برگزار می‌شود؛ انتخاباتی که در آن نام دونالد ترامپ، حتی بدون حضور مستقیم در برگه‌های رأی، به یکی از کانون‌های اصلی رقابت تبدیل شده است.

اهمیت این انتخابات فقط به سرنوشت کرسی‌های مجلس نمایندگان و سنا محدود نمی‌شود. جنگ ایران، هزینه‌های زندگی، قیمت انرژی، مناقشات تجاری، سیاست مهاجرتی و نگرانی‌های مربوط به هوش مصنوعی، مجموعه‌ای از موضوعات را در برابر رأی‌دهندگان قرار داده‌اند که هر یک می‌تواند به ارزیابی آنان از عملکرد دولت تبدیل شود. در این میان، ترامپ راهبردی را دنبال می‌کند که بر اساس آن، به‌جای فاصله گرفتن از رقابت‌های انتخاباتی، خود را در مرکز کارزار جمهوری‌خواهان قرار داده است. این راهبرد یک پرسش اساسی را پیش می‌کشد: آیا حضور پررنگ رئیس‌جمهور می‌تواند پایگاه جمهوری‌خواهان را بسیج کند یا انتخابات را بیش از پیش به داوری درباره عملکرد شخص او تبدیل خواهد کرد؟

ترامپ؛ نامی که از کاخ سفید تا صندوق رأی امتداد یافته است

گزارش ویل وایسرت در آسوشیتدپرس با عنوان «درمان ترامپ برای مشکلات انتخاباتی جمهوری‌خواهان، ترامپ بیشتر است؛ آیا این راهبرد نتیجه خواهد داد؟» که در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ به‌روزرسانی شده، تصویری از راهبرد انتخاباتی رئیس‌جمهور ارائه می‌دهد که در آن شخص ترامپ نه صرفاً حامی نامزدهای جمهوری‌خواه، بلکه محور اصلی تبلیغات حزب است. او در گردهمایی‌های انتخاباتی از هوادارانش می‌خواهد تصور کنند نامش در برگه رأی قرار دارد؛ تعبیری که به‌خوبی نشان می‌دهد رئیس‌جمهور می‌کوشد رقابت برای کنگره را به نوعی همه‌پرسی درباره خود تبدیل کند.

این رویکرد در مجموعه‌ای از اقدامات انتخاباتی نیز بازتاب یافته است. ترامپ در برگزاری نخستین همایش میان‌دوره‌ای جمهوری‌خواهان در دالاس نقش مستقیم داشت و در هر دو شب آن سخنرانی کرد. تصویرسازی‌های تبلیغاتی از او، از جمله در قالب چهره‌ای نمادین وسترن، نشان می‌دهد که کارزار جمهوری‌خواهان تا چه اندازه بر شخصیت رئیس‌جمهور و جاذبه سیاسی او تکیه کرده است. آسوشیتدپرس همچنین از هزینه‌کرد  حدود ۲۷۷ میلیون دلار از سوی گروه‌های سیاسی مرتبط با ترامپ برای کمک به جمهوری‌خواهان از اول سپتامبر خبر می‌دهد؛ رقمی که ابعاد مالی بسیج انتخاباتی پیرامون رئیس‌جمهور را نشان می‌دهد.

با این حال، حضور پررنگ ترامپ در کارزارها لزوماً به معنای اثرگذاری یکسان آن بر همه گروه‌های رأی‌دهنده نیست. او همچنان از حمایت قابل توجهی در میان پایگاه وفادار جمهوری‌خواهان برخوردار است، اما پایین بودن میزان تأیید عمومی عملکردش می‌تواند برای نامزدهای این حزب مسئله‌ساز شود. در واقع، همان عاملی که برای بسیج هواداران جمهوری‌خواه اهمیت دارد، ممکن است در میان رأی‌دهندگان مستقل یا ناراضی به انگیزه‌ای برای حمایت از نامزدهای دموکرات تبدیل شود. از همین رو، راهبرد «ترامپ بیشتر» با یک تناقض انتخاباتی همراه است: تمرکز بر رئیس‌جمهور می‌تواند وفاداری پایگاه حزبی را تقویت کند، اما هم‌زمان مسئولیت عملکرد دولت را نیز مستقیماً متوجه نامزدهای جمهوری‌خواه سازد.

اقتصاد، جنگ و سیاست؛ سه جبهه در میدان انتخابات

انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ در فضایی برگزار می‌شود که مسائل داخلی و خارجی آمریکا بیش از گذشته در یکدیگر تنیده شده‌اند. گزارش آسوشیتدپرس از جنگ ایران، افزایش نگرانی درباره هزینه‌های زندگی، قیمت بالای انرژی، مناقشات بازترسیم حوزه‌های انتخاباتی و نگرانی‌های مرتبط با هوش مصنوعی به‌عنوان موضوعات اثرگذار بر فضای سیاسی نام می‌برد. این مجموعه نشان می‌دهد که رأی‌دهندگان با یک دستور کار تک‌موضوعی روبه‌رو نیستند؛ ارزیابی آنان از دولت می‌تواند هم‌زمان از وضعیت اقتصادی خانواده‌ها، هزینه‌های سیاست خارجی و برداشتشان از نحوه اداره کشور تأثیر بپذیرد.

در چنین شرایطی، جنگ ایران صرفاً موضوعی در حوزه دیپلماسی یا امنیت ملی باقی نمی‌ماند. هرگونه پیامد اقتصادی، بودجه‌ای یا امنیتی آن می‌تواند به بحثی در سیاست داخلی تبدیل شود و عملکرد دولت را در معرض پرسش قرار دهد. البته از داده‌های موجود نمی‌توان نتیجه گرفت که جنگ ایران به‌تنهایی تعیین‌کننده رفتار انتخاباتی رأی‌دهندگان خواهد بود. اهمیت آن در این است که یکی از موضوعاتی است که می‌تواند در کنار اقتصاد و سایر مسائل عمومی، به ارزیابی گسترده‌تری از اولویت‌ها و تصمیمات دولت ترامپ شکل دهد.

نقشه رقابت؛ کنگره در انتظار رأی‌دهندگان

برای فهم آرایش انتخاباتی، گزارش ناتالی ارمن راسل در مؤسسه کارش برای دموکراسی دانشگاه ویرجینیا، با عنوان «درون انتخابات میان‌دوره‌ای: سردبیر کریستال بال ساباتو رقابت‌های ۲۰۲۶ را بررسی می‌کند»، تصویری از وضعیت رقابت‌ها در روزهای پایانی پیش از انتخابات ارائه می‌دهد. این گزارش بر گفت‌وگو با کایل کوندیک، مدیرمسئول نشریه انتخاباتی Sabato’s Crystal Ball، استوار است؛ نشریه‌ای که ارزیابی‌های آن درباره رقابت‌های انتخاباتی آمریکا مورد توجه تحلیلگران قرار دارد.

بر اساس آخرین ارزیابی نقل‌شده در این مصاحبه، ۱۲ حوزه انتخاباتی مجلس نمایندگان همچنان در وضعیت رقابت نزدیک قرار داشتند و پنج کرسی سنا نیز در گروه رقابت‌های حساس طبقه‌بندی شده بودند. کریستال بال در آن مقطع ۲۲۳ کرسی مجلس نمایندگان را  متمایل به دموکرات‌ها و ۲۰۰ کرسی را متمایل به جمهوری‌خواهان ارزیابی می‌کرد؛ در حالی که کسب ۲۱۸ کرسی برای دستیابی به اکثریت ضروری است. همچنین ارزیابی ۲۸ حوزه مجلس نمایندگان در به‌روزرسانی اخیر این نشریه به سمت دموکرات‌ها تغییر کرده بود.

کوندیک دو عامل را در توضیح این تغییرات برجسته می‌کند: نخست، شاخص ترجیح حزبی رأی‌دهندگان برای کنگره که در آن دموکرات‌ها پیشتاز بودند و دوم، گزارش‌های مالی سه‌ماهه سوم که نشان می‌داد نامزدهای دموکرات در جذب کمک‌های مالی از رقبای جمهوری‌خواه خود پیشی گرفته‌اند. در سنا نیز رقابت‌های مین، اوهایو، آیووا، کانزاس و تگزاس از جمله رقابت‌های نزدیک معرفی شده بودند. اهمیت این ایالت‌ها از آن جهت است که نتیجه رقابت در آنها می‌تواند در تعیین ترکیب نهایی سنا نقش داشته باشد.

با این همه، نباید ارزیابی‌های انتخاباتی را با نتایج قطعی اشتباه گرفت. وضعیت حوزه‌ها و برآوردهای مربوط به گرایش رأی‌دهندگان، تصویری از شرایط در زمان انتشار گزارش هستند و ممکن است تا روز رأی‌گیری تغییر کنند. افزون بر این، رقابت مجلس نمایندگان و سنا از یک منطق یکسان پیروی نمی‌کند. در مجلس نمایندگان، پراکندگی جغرافیایی حوزه‌ها و رقابت در شمار بیشتری از مناطق اهمیت دارد؛ در سنا، ویژگی سیاسی هر ایالت و ترکیب رأی‌دهندگان آن می‌تواند تعیین‌کننده باشد. به همین دلیل، برتری یک حزب در شاخص ملی ترجیح حزبی لزوماً به معنای دستیابی آسان آن به اکثریت در هر دو مجلس نیست.

سنت تاریخی انتخابات میان‌دوره‌ای؛ رأی اعتراضی یا بازتنظیم قدرت؟

کوندیک در مصاحبه با مؤسسه کارش به یک الگوی تاریخی قابل توجه اشاره می‌کند: حزب رئیس‌جمهور در ۳۸ مورد از ۴۱ انتخابات میان‌دوره‌ای پس از جنگ داخلی آمریکا، کرسی‌هایی را در مجلس نمایندگان از دست داده است. تنها سه استثنای مورد اشاره او انتخابات سال‌های ۱۹۳۴، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ هستند. این سابقه نشان می‌دهد که انتخابات میان‌دوره‌ای در ساختار سیاسی آمریکا اغلب فرصتی برای بازتنظیم موازنه قدرت و ابراز نارضایتی از دولت مستقر بوده است.

کوندیک برای توضیح این پدیده به دو مفهوم علوم سیاسی اشاره می‌کند. نخست، انگیزش ناشی از خشم سیاسی است؛ وضعیتی که در آن حزب خارج از قدرت، به دلیل نارضایتی بیشتر از عملکرد دولت، انگیزه بالاتری برای مشارکت و بسیج نیروهای خود پیدا می‌کند. دوم، پدیده‌ای است که در ادبیات علوم سیاسی «واکنش ترموستاتیک افکار عمومی» نامیده می‌شود. بر اساس این مفهوم، گرایش‌های عمومی جامعه ممکن است در واکنش به جهت‌گیری دولت تغییر کند؛ برای مثال، در دوره ریاست‌جمهوری محافظه‌کارانه، بخشی از افکار عمومی به سمت مواضع لیبرال‌تر متمایل شود و برعکس.

با این حال، تاریخ انتخاباتی آمریکا را نمی‌توان به الگویی مکانیکی تبدیل کرد. شرایط اقتصادی، ترکیب نامزدها، ویژگی ایالت‌ها، میزان مشارکت و موضوعات مسلط بر فضای عمومی در هر دوره متفاوت است. از این منظر، سابقه تاریخی انتخابات میان‌دوره‌ای یک زمینه تحلیلی مهم فراهم می‌کند، اما به‌تنهایی نتیجه رقابت سال ۲۰۲۶ را تعیین نمی‌کند. خود کوندیک نیز در ارزیابی وضعیت جمهوری‌خواهان، علاوه بر الگوی تاریخی، به شرایط سیاسی جاری و میزان تأیید عملکرد ترامپ توجه می‌دهد.

اگر کنگره تغییر کند؛ محدودیت‌های ترامپ کجاست؟

اهمیت انتخابات زمانی روشن‌تر می‌شود که پیامدهای احتمالی تغییر اکثریت کنگره بررسی شود. گزارش تحلیلی بروکینگز با عنوان «اثر انتخابات میان‌دوره‌ای: انتخابات ۲۰۲۶ چه معنایی برای سیاست‌گذاری عمومی خواهد داشت؟» که در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شده، مجموعه‌ای از دیدگاه‌های کارشناسان این مؤسسه را درباره پیامدهای احتمالی تغییر توازن قدرت در کنگره گرد آورده است. محور مشترک این ارزیابی‌ها آن است که تغییر اکثریت، حتی اگر رخ دهد، الزاماً به معنای تغییر فوری و بنیادی سیاست‌های دولت نیست؛ اما می‌تواند هزینه سیاسی و نهادی تصمیمات کاخ سفید را افزایش دهد.

اسکات اندرسون در بررسی پیامدهای احتمالی کنترل دموکرات‌ها بر یک یا هر دو مجلس، بر ابزارهایی تأکید می‌کند که کنگره می‌تواند برای اعمال فشار بر سیاست خارجی دولت به کار گیرد. نظارت و تحقیقات پارلمانی، احضار مقام‌های دولتی، بررسی عملکرد نهادهای اجرایی و استفاده از محدودیت‌های بودجه‌ای از جمله این ابزارها هستند. کنگره همچنین می‌تواند در لوایح سالانه دفاعی و تخصیص بودجه، شروط یا محدودیت‌هایی را وارد کند که دامنه عمل دولت را در برخی حوزه‌ها محدود سازد.

با این حال، میان توانایی کنگره برای ایجاد فشار سیاسی و قدرت حقوقی آن برای متوقف کردن تصمیم رئیس‌جمهور تفاوت وجود دارد. عبور از وتوی ریاست‌جمهوری به اکثریت دوسوم در هر دو مجلس نیاز دارد؛ امری که دستیابی به آن در فضای قطبی‌شده سیاسی آمریکا دشوار است. از این رو، حتی در صورت تغییر اکثریت، کنگره ممکن است بیش از آنکه بتواند سیاست‌های دولت را به‌طور کامل متوقف کند، از طریق نظارت، محدودیت بودجه‌ای و افزایش هزینه سیاسی تصمیمات بر رفتار کاخ سفید اثر بگذارد.

سارا بایندر نیز در بروکینگز به موانع ساختاری قانون‌گذاری، از جمله فیلیباستر، قطبی‌شدن سیاسی، بدهی فدرال و نزدیک شدن انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ اشاره می‌کند. این عوامل می‌توانند احتمال بن‌بست قانون‌گذاری را افزایش دهند. در چنین شرایطی، کنگره‌ای با اکثریت مخالف رئیس‌جمهور ممکن است در نظارت و تحقیق فعال‌تر شود، اما در تصویب قوانین گسترده با محدودیت روبه‌رو بماند. ویلیام گالستون نیز بر ظرفیت جلسات نظارتی، احضار مقام‌ها و کند کردن روند تأیید برخی انتصاب‌ها به‌عنوان ابزارهای اثرگذاری کنگره تأکید می‌کند.

جنگ ایران؛ آزمون رابطه کاخ سفید و کنگره

در میان موضوعات سیاست خارجی، جنگ ایران جایگاه ویژه‌ای در بحث درباره حدود اختیارات رئیس‌جمهور و نقش کنگره دارد. پرسش اصلی این نیست که آیا تغییر اکثریت کنگره به‌خودی‌خود سیاست آمریکا در قبال ایران را دگرگون خواهد کرد یا نه؛ بلکه باید بررسی کرد که کنگره با چه ابزارهایی می‌تواند بر نحوه مدیریت جنگ، هزینه‌های آن و تصمیمات بعدی دولت نظارت کند.

اسکات اندرسون در تحلیل خود برای بروکینگز معتقد است که در صورت کنترل یک یا هر دو مجلس به دست دموکرات‌ها، فشار بر دولت ترامپ درباره جنگ ایران افزایش خواهد یافت. با این حال، او میان فشار سیاسی و امکان حقوقی توقف عملیات نظامی تمایز می‌گذارد. از نگاه او، ابزارهایی مانند محدودیت بودجه، تحقیقات پارلمانی و تلاش برای احیای برخی رویه‌های قانونی می‌توانند در دسترس کنگره باشند، اما اصلاح بنیادی اختیارات جنگی رئیس‌جمهور در شرایط موجود با موانع جدی روبه‌رو خواهد بود.

مایکل اوهانلون نیز بر اهمیت بودجه دفاعی به‌عنوان یکی از حوزه‌های اصلی اثرگذاری کنگره تأکید می‌کند. او به طرح درخواست ۳۵۰ میلیارد دلار بودجه اجباری یا اضافی برای سال مالی ۲۰۲۷ و برنامه‌هایی مانند «گنبد طلایی» و «ناو جنگی طلایی» اشاره می‌کند. از دیدگاه او، حتی اگر کنگره نتواند در اختیارات جنگی رئیس‌جمهور تغییر اساسی ایجاد کند، می‌تواند از طریق بررسی بودجه، تعیین شروط و اعمال نظارت بر برنامه‌های دفاعی، بر اولویت‌های دولت اثر بگذارد.

این تمایز برای فهم آینده سیاست آمریکا در قبال ایران اهمیت دارد. تغییر ترکیب کنگره الزاماً به معنای پایان جنگ یا تغییر فوری رویکرد امنیتی کاخ سفید نیست. اما می‌تواند فضای تصمیم‌گیری دولت را تحت تأثیر قرار دهد و ضرورت پاسخ‌گویی درباره هزینه‌ها، اهداف و پیامدهای عملیات نظامی را افزایش دهد. به بیان دیگر، انتخابات میان‌دوره‌ای ممکن است بیش از آنکه مستقیماً مسیر سیاست نظامی آمریکا را تغییر دهد، بر شرایط سیاسی و نهادی اجرای آن سیاست اثر بگذارد.

سیاست خارجی در سایه رقابت داخلی واشنگتن

پیامدهای تغییر احتمالی موازنه قدرت در کنگره به جنگ ایران محدود نمی‌شود. رایان هاس در گزارش بروکینگز معتقد است که دولت ترامپ ممکن است در حوزه تجارت همچنان رویکردی تهاجمی و فعال داشته باشد و حدود اختیارات خود را برای اعمال فشار بر دیگر کشورها بیازماید. در حوزه امنیت ملی نیز او احتمال کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه و اروپا را در کنار افزایش نمایش قدرت در آمریکای لاتین مطرح می‌کند؛ در حالی که از نگاه او، دولت ممکن است از رویارویی مستقیم با چین و روسیه اجتناب کند.

این ارزیابی نشان می‌دهد که سیاست خارجی دولت آمریکا را نباید صرفاً با تغییر اکثریت کنگره توضیح داد. تصمیمات رئیس‌جمهور، ملاحظات امنیتی، اولویت‌های بودجه‌ای و شرایط بین‌المللی همگی در تعیین جهت‌گیری واشنگتن نقش دارند. در عین حال، اختلاف میان کاخ سفید و کنگره می‌تواند بر منابع مالی، نظارت سیاسی و امکان اجرای برخی برنامه‌ها اثر بگذارد. بنابراین، تغییر موازنه در واشنگتن ممکن است بیش از آنکه به دگرگونی یکباره سیاست خارجی منجر شود، بر دامنه مانور دولت و هزینه‌های داخلی تصمیمات آن تأثیر بگذارد.

از انتخابات ۲۰۲۶ تا معادله قدرت در ۲۰۲۸

انتخابات میان‌دوره‌ای در نظام سیاسی آمریکا فقط نقطه‌ای در میانه دوره ریاست‌جمهوری نیست؛ این انتخابات می‌تواند موقعیت احزاب را برای رقابت‌های بعدی نیز تحت تأثیر قرار دهد. اگر اکثریت کنگره تغییر کند، دولت ترامپ ممکن است در ادامه دوره خود با نظارت گسترده‌تر، اختلافات قانون‌گذاری و دشواری بیشتری در پیشبرد بخشی از برنامه‌هایش روبه‌رو شود. در مقابل، حفظ اکثریت جمهوری‌خواهان می‌تواند امکان هماهنگی بیشتر میان کاخ سفید و کنگره را فراهم کند، هرچند به‌خودی‌خود اختلافات درون‌حزبی یا محدودیت‌های ساختاری را از میان نخواهد برد.

از همین رو، انتخابات سوم نوامبر را باید در پیوند با افق سیاسی ۲۰۲۸ نیز بررسی کرد. رقابت‌های پیش رو می‌تواند بر موقعیت احزاب، دستور کار سیاسی و نحوه ارزیابی عملکرد دولت در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری بعدی اثر بگذارد. اما مسیر این تحولات به عوامل متعددی وابسته است و از داده‌های موجود نمی‌توان درباره ترکیب نامزدها یا نتیجه رقابت آینده داوری قطعی کرد.

مسئله فقط اکثریت نیست؛ حدود قدرت نیز مطرح است

انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ در سه سطح به‌هم‌پیوسته اهمیت پیدا کرده است: رقابت جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها برای کسب اکثریت کنگره، تلاش ترامپ برای تبدیل رقابت به ارزیابی مستقیم از شخص و عملکرد خود، و آزمون ظرفیت نهاد قانون‌گذاری برای نظارت بر قوه مجریه. گزارش آسوشیتدپرس راهبرد شخصی‌سازی انتخابات را نشان می‌دهد؛ ارزیابی دانشگاه ویرجینیا تصویری از آرایش رقابت‌ها ارائه می‌کند و بروکینگز پیامدهای احتمالی تغییر موازنه قدرت را در ساختار سیاست‌گذاری و امنیت ملی بررسی می‌کند.

در نهایت، اهمیت این انتخابات را نمی‌توان تنها با تعداد کرسی‌هایی سنجید که هر حزب به دست می‌آورد. مسئله اساسی‌تر، رابطه میان رأی‌دهندگان، رئیس‌جمهور و نهادهای قانون‌گذاری در نظامی است که قدرت در آن میان چند مرکز توزیع شده است. حتی اگر تغییر اکثریت کنگره به تغییر فوری سیاست خارجی آمریکا منجر نشود، می‌تواند بر میزان نظارت، هزینه سیاسی تصمیمات و حدود اختیار دولت اثر بگذارد. از این منظر، انتخابات میان‌دوره‌ای نه فقط آزمونی برای ترامپ و حزب جمهوری‌خواه، بلکه آزمونی برای سازوکار موازنه قدرت در واشنگتن است؛ سازوکاری که پیامدهای آن، از بودجه دفاعی تا سیاست آمریکا در قبال ایران و دیگر پرونده‌های بین‌المللی، امتداد خواهد یافت.

 

*کارشناس امنیت ملی

انتهای پیام

دیدگاه شما