life

خاطره آیت الله موسوی تبریزی از برخورد علمای نجف با امام؛

آیت الله موسوی تبریزی در خاطرات خود به حضور امام در نجف و برخورد علما و مراجع با ایشان از جمله آیت الله خویی پرداخته و سپس ریشه اختلافات آیت الله خویی با امام را عنوان می کند.

به گزارش خبرنگار جی پلاس، روز گذشته، مرکز اسناد نجف اشرف سندی مبنی بر تایید انقلاب اسلامی به وسیله آیت الله خویی منتشر کرد که در سایت جماران باز نشر شد و مناسب دیدیم برای استفاده بیشتر مخاطبان خاطره آیت الله سید حسین موسوی تبریزی را در این زمینه که در دفتر اول خاطرات ایشان به چاپ رسیده است، منتشر کنیم:

 

متن سند را در اینجا ببینید:

نظر آیت الله خویی در رابطه با جمهوری‌اسلامی پس از تشکیل آن چه بود؟

 

‌‌مرحوم آقای خویی‌(۱) هنگام شروع نهضت اسلامی امام در سالهای 41 ـ 42، مانند اکثر‌‎ ‎‌مراجع و علمای وقت همگام و همراه ایشان بود. در سالهای اول انقلاب قبل از تبعید امام‌‎ ‎‌به نجف و حتی کمی بعد از تبعید ایشان به نجف، آقای خویی کاملاً با امام و انقلاب‌‎ ‎‌هماهنگ بود و اعلامیه هایی که از طرف ایشان علیه دستگاه حاکم پهلوی صادر می شد از‌‎ ‎‌کوبنده ترین اعلامیه هایی بود که از نجف می آمد (آن زمان حضرات آیات حکیم‌(۲) و شاهرودی‌(۳) نیز به حمایت از امام و انقلاب اعلامیه صادر می کردند) بویژه اینکه آقای‌‎ ‎‌خویی در یکی ـ دو اعلامیه مستقیماً خود شاه را مورد حمله قرار داد. بعد از تبعید امام به‌‎ ‎‌نجف نیز در ابتدا ارتباط او با امام بسیار خوب بود و حتی آقای خویی به دیدن امام رفت‌‎ ‎‌و به طوری که نقل می کنند این ملاقات سرشار از محبت و صمیمیت و احترام متقابل‌‎ ‎‌بوده است اما طبق اطلاعاتی که بعداً از لا به لای پرونده ها به دست آمد دستهایی که شاه‌‎ ‎‌را وادار نمود امام را از ترکیه به نجف تبعید کند با این گمان که امام در بین علما و مراجع‌‎ ‎‌نجف جلوه ای نخواهد داشت و نام مبارکش از ذهنها زدوده خواهد شد، همان دستها در‌‎ ‎‌نجف نیز به کار افتاد تا بین امام و آقای خویی و طرفدارانشان اختلاف و تفرقه بیندازد که‌‎ ‎‌متأسفانه با کمک یک عده از افراد ناآگاه و یک عده موذی به این هدف رسیدند؛ به این‌‎ ‎‌صورت که وقتی امام خمینی در نجف مستقر شد و شروع به تدریس کرد بعضی از افراد‌‎ ‎‌موذی، مأمور شدند که چند روزی در درس امام حاضر شوند و بعد بروند و بگویند:‌‎ ‎‌سطح درس ایشان پایین است و چندان قابل استفاده نیست و به این ترتیب، شاگردان‌‎ ‎‌آقای خویی را نسبت به امام بدبین کنند. امام خمینی (س) در آن موقع در حیاط مدرسه‌‎ ‎‌آقای بروجردی در طبقه همکف نماز جماعت می خواند. در بالای آن محل، ایوانی قرار‌‎ ‎‌داشت که کلاسهای درس در آنجا واقع شده بود. بعضی از این افراد موذی و یا ناآگاه، در‌‎ ‎‌حین نماز می آمدند و در آن ایوان می نشستند و نه تنها به امام، اقتدا نمی کردند بلکه بلند‌‎ ‎‎‌بلند حرف می زدند و موجب اذیت و آزار مأمومین می شدند و کارهای دیگر‌‎ ‎‌از این دست، که توسط شیاطین پشت پرده سازماندهی می شد بتدریج باعث بروز‌‎ ‎‌اختلاف دست کم بین طرفداران آقای خویی و طرفداران انقلاب و امام شد و آقای خویی‌‎ ‎‌کم کم خودش را از مسائل انقلاب کنار کشید و هیچ واکنشی در این باره از خودش نشان‌‎ ‎‌نداد.‌

‌‎ ‎

۱. آیت الله العظمی سیدابوالقاسم خویی از مراجع بزرگ شیعه در نیمه رجب 1317 هـ .ق. در شهر خوی آذربایجان غربی پا به عرصه وجود نهاد و در نوجوانی به نجف اشرف مشرف شد و از محضر استادان بزرگ آن حوزه کهن بهره برد و خود نیز از استادان علوم آن دیار شد. وی از جمله موفقترین شاگردان آقا ضیاء عراقی و مرحوم نائینی و کمپانی بود و خود موفق به پرورش شاگردانی بزرگ شد. وی از آغاز نهضت اسلامی به حمایت از آن پرداخت و پس از نیم قرن خدمت در حوزه علمیه و تحمل فشارهای رژیم عراق در صفر 1413 هـ .ق. به سرای باقی شتافت.

 

۲. آیت الله العظمی سیدمحسن حکیم در سال 1306 هـ .ق. متولد شد. در دوران تحصیل خود نزد اساتید بزرگی همچون مرحوم آخوند خراسانی و میرزا حسین نائینی به کسب علوم فقه و اصول پرداخت. سراسر عمر 84 ساله مرحوم آیت الله حکیم به جهاد علمی و سیاسی سپری گشت. در سنین جوانی در جنبش جهاد علیه حمله نظامی انگلیس به عراق، شرکت فعالانه داشت. از جمله اقدامات این مجتهد بزرگ آن بود که با قاطعیت تمام، در مقابل روند سیاسی کمونیست در عراق ایستاد و در این راستا فتوای مشهور خود (کمونیست کفر و الحاد است) را صادر نمود. با قوانین ضد اسلامی که توسط عبدالکریم قاسم وضع می شد، بشدت مقابله می کرد و تلاش زیادی را برای ایجاد همبستگی و اخوت اسلامی مبذول می داشت. آیت الله حکیم از آغاز نهضت امام خمینی (س) از ایشان حمایت کرد و در همین راستا تلگرافهای متعددی به شاه و مراجع ایران مخابره نمود. وی سرانجام در سال 1390 هـ .ق. پس از 84 سال جهاد فی سبیل الله و صبر و شکیبایی در برابر مشکلات به دیار باقی شتافت و در جوار اجداد بزرگوارش آرام گرفت.

 

۳. آیت الله حاج سید محمود شاهرودی در سال 1301 هـ .ق. در یکی از روستاهای اطراف شاهرود چشم به جهان گشود. از آنجایی که در آن دیار کسی نبود تا ضمیر تشنۀ او را از علوم و معارف اسلامی سیراب کند، بزودی به بسطام و مشهد مسافرت کرد و با جدیتی کم نظیر به فراگیری معارف اسلامی پرداخت. سپس در سال 1328 برای ادامه تحصیل به نجف هجرت کرد و از محضر اساتید و بزرگان برجسته حوزه نجف، همچون مرحوم آخوند خراسانی، مرحوم آقا ضیاءالدین عراقی و مرحوم نائینی بهره های فراوان برد. در امور سیاسی نیز ضمن موافقت با اصل نهضت و قیام، بشدت به وحدت میان مردم اعتقاد داشت. در جریان حمله رژیم شاه به مدرسه فیضیه، آیت الله شاهرودی به نماینده خود در کاشان دستور داد که فیضیه را ترمیم کند و به وضع طلاب رسیدگی نماید و در جریان 15 خرداد 1342 به شاه اعتراض کرد. آیت الله شاهرودی در 18 شعبان سال 1394 هـ .ق. و در سن 93 سالگی دار فانی را وداع گفت و در صحن مطهر حضرت علی (ع) در نجف به خاک سپرده شد.

 

‌‎ ‎برشی از کتاب خاطرات آیت الله سید حسین موسوی تبریزی؛دفتر اول، ص۲۰۵-۲۰۷؛ چاپ دوم(۱۳۸۷)؛ناشر: چاپ و نشر عروج.

 

این مطلب برایم مفید است
20 نفر این پست را پسندیده اند
کدخبر: 1454887
ارسال نظر

موضوعات داغ