پایگاه خبری جماران: احمد براهوئی نژاد - فعال رسانهای و اجتماعی سیستان و بلوچستان: در زاهدان، رانندگان برای استفاده از سوخت جایگزین بنزین ساعتها در صف میمانند، اما زیرساخت عرضه همین سوخت همچنان متناسب با نیاز مردم توسعه نیافته است. صفهای طولانی جایگاههای CNG در زاهدان دیگر یک مشکل مقطعی نیست؛ مسئلهای است که با گذشت ماهها، بازدیدهای میدانی مسئولان و صدور دستورهای متعدد، همچنان زندگی روزمره شهروندان، بهویژه رانندگان تاکسی و فعالان حملونقل عمومی را تحت تأثیر قرار داده است.
در شرایطی که کشور با محدودیتهای تأمین بنزین و ضرورت مدیریت مصرف سوخت روبهروست، استفاده از گاز طبیعی فشرده (CNG) میتواند بخشی از فشار تقاضا برای بنزین را کاهش دهد. اما این سیاست زمانی موفق خواهد بود که زیرساخت لازم برای آن فراهم شده باشد. نمیتوان از مردم انتظار داشت به سمت سوخت جایگزین حرکت کنند، ولی برای تأمین جایگاه کافی، تجهیزات سالم و خدماترسانی متناسب با تقاضا برنامهریزی نکرد.
توسعه مصرف بدون توسعه زیرساخت؛ تناقضی که مردم هزینه آن را میپردازند
توسعه استفاده از سوخت جایگزین، صرفاً با توصیه به مردم یا افزایش خودروهای دوگانهسوز محقق نمیشود. این سیاست به شبکهای کارآمد از جایگاههای عرضه، تجهیزات استاندارد، ظرفیت کافی و دسترسی مناسب در شهرها و مسیرهای مواصلاتی نیاز دارد.
این ضرورت در سیستان و بلوچستان، با گستردگی جغرافیایی، فاصله زیاد شهرها و طولانی بودن محورهای ارتباطی، اهمیت بیشتری دارد. توسعه جایگاههای CNG نباید به چند نقطه شهری محدود بماند؛ بلکه باید متناسب با تعداد خودروها، میزان تردد و نیاز مناطق مختلف استان دنبال شود.
امروز رانندگان زاهدان با وجود استقبال از گاز طبیعی بهعنوان جایگزین بنزین، با صفهایی مواجهاند که گاهی دو تا چهار ساعت از وقت آنان را میگیرد. این وضعیت نشان میدهد میان سیاست مدیریت مصرف سوخت و امکانات واقعی عرضه آن هماهنگی کافی وجود ندارد. مردم برای همراهی با سیاستهای مدیریت مصرف، مسیر استفاده از سوخت جایگزین را انتخاب کردهاند؛ اما زیرساختها به اندازه این استقبال توسعه نیافته است.
مشکل شناختهشدهای که با بازدید و دستور حل نشد
در بازدیدهای میدانی مسئولان، عواملی همچون افزایش تعداد خودروهای متقاضی، محدودیت ظرفیت جایگاهها، خرابی تجهیزات و نازلها و خروج برخی امکانات از مدار فعالیت و ضعف نظارتی بر عملکرد متصدیان نازل ها از دلایل ازدحام عنوان شده است.
از سوی دیگر، پس از طرح گلایههای شهروندان، فرماندار زاهدان از جایگاهها بازدید کرد و از نزدیک با صفهای طولانی مواجه شد. در ادامه، معاون برنامهریزی فرمانداری به همراه برخی مسئولان مرتبط نیز از جایگاهها بازدید کردند و پای صحبت رانندگان نشستند.
در این بازدیدها، شهروندان خواستار افزایش تعداد جایگاهها، تعمیر نازلهای معیوب، نظارت مستمر بر عملکرد متصدیان و جلوگیری از رویههایی شدند که زمان سوختگیری را افزایش میدهد. برخی رانندگان نیز از تکرار عملیات قطع و وصل یا تنظیم مجدد نازلها و طولانی شدن فرآیند سوختگیری گلایه داشتند و ادعاهایی درباره دریافت مبالغ بیشتر در قبال این رویه مطرح کردند؛ موضوعی که در صورت صحت، نیازمند بررسی و رسیدگی قانونی است.
با وجود این بازدیدها و دستورها، پس از گذشت ماهها هنوز بهبود ملموس و متناسبی در وضعیت صفها مشاهده نمیشود. این پرسش همچنان پیش روی مسئولان قرار دارد که چرا مسئلهای با ابعاد روشن و مطالبه عمومی گسترده، تاکنون به راهحل پایدار نرسیده است؟
بازدید میدانی زمانی ارزشمند است که به تصمیم اجرایی، تخصیص امکانات و تغییر محسوس شرایط منجر شود. حضور مدیران در کنار مردم، مقدمه شناخت مشکل است، نه پایان مسئولیت آنان. تداوم این وضعیت نشان میدهد پیگیریهای انجامشده تاکنون نتوانسته پاسخگوی مطالبه اصلی شهروندان باشد.
روایت رانندگان؛ دو تا چهار ساعت انتظار برای چند دقیقه سوختگیری
برای رانندهای که وسیله نقلیه ابزار کار و تأمین معاش خانواده اوست، چند ساعت انتظار فقط اتلاف وقت نیست؛ به معنای از دست دادن فرصت کار، کاهش درآمد و اختلال در خدمترسانی به شهروندان است.
علی، راننده تاکسی و از فعالان ناوگان حملونقل عمومی، با گلایه از صفهای طولانی میگوید: «گاهی برای سوختگیری باید دو تا چهار ساعت در صف بمانیم. ما راننده تاکسی هستیم و وسیله نقلیهمان باید در طول روز در خدمت مردم باشد. وقتی بخش زیادی از ساعت کاری را در صف سوخت میگذرانیم، تعداد سرویسهایمان کم میشود و درآمدمان هم آسیب میبیند.
مسافری که منتظر تاکسی است چه گناهی دارد که باید هزینه کمبود جایگاه و ضعف خدماترسانی را تحمل کند؟»
او معتقد است این وضعیت فقط مشکل رانندگان نیست، بلکه مستقیماً بر کیفیت حملونقل عمومی اثر میگذارد؛ زیرا وقتی تاکسیها به جای حضور در مسیرها و جابهجایی مسافر، ساعتها در صف سوختگیری متوقف میشوند، شهروندان نیز با کمبود خودرو و تأخیر در دریافت خدمات روبهرو خواهند شد.
امید، راننده دیگری است که از تداوم این وضعیت و بینتیجه ماندن پیگیریها انتقاد دارد.
او میگوید: «بارها مسئولان از جایگاهها بازدید کردهاند و درباره رفع مشکل صحبت شده، اما ما هنوز همان صفها را میبینیم. مردم از کمبود بنزین و شرایط سخت تأمین سوخت اطلاع دارند و برای همین به استفاده از گاز روی آوردهاند؛ اما چرا مسئولان برای فراهم کردن امکانات لازم به همان اندازه تلاش نمیکنند؟»
امید با انتقاد از عملکرد مسئولان شهرستان و متولیان جایگاهها ادامه میدهد: «مدیران تا زمانی که خودشان مجبور نشوند چند ساعت از عمرشان را در همین صفها بگذرانند، شاید نتوانند شرایط واقعی راننده را درک کنند. کافی است یک روز مثل یک راننده عادی برای سوختگیری در صف بایستند تا متوجه شوند این وضعیت چه فشار و فرسایشی به مردم وارد میکند.»
رحیم، راننده دیگری است که با لحنی کنایهآمیز به وضعیت رفتوآمد مدیران اشاره میکند.
او میگوید: «مسئولان معمولاً با خودروهای اداری و امکاناتی که در اختیار دارند رفتوآمد میکنند و کمتر با مشکلاتی روبهرو میشوند که راننده عادی هر روز تجربه میکند. برای ما اما سوختگیری بخشی از کار روزانه است. وقتی دو یا سه ساعت در صف میمانیم، عملاً بخشی از روز کاریمان از بین میرود. اگر مسئولان هم یک روز شرایط ما را تجربه کنند، شاید پیگیری این موضوع جدیتر شود.»
این اظهارات، بازتاب مطالبهای عمومی برای برخورداری از خدمات متناسب با نیاز شهروندان است. مردمی که در شرایط دشوار اقتصادی و محدودیتهای تأمین سوخت، برای مدیریت مصرف بنزین همکاری میکنند، انتظار دارند دستگاههای مسئول نیز وظیفه خود را در فراهم کردن زیرساخت و ارائه خدمات مناسب انجام دهند.
نبود سرمایهگذار خصوصی؛ پایان مسئولیت دستگاههای اجرایی نیست
یکی از موانعی که در گزارشهای مسئولان برای توسعه جایگاههای جدید CNG مطرح شده، استقبال نکردن سرمایهگذاران بخش خصوصی است. دشواری سرمایهگذاری، هزینههای احداث و نگهداری و ملاحظات اقتصادی این حوزه قابل انکار نیست؛ اما نبود متقاضی خصوصی نمیتواند توجیهی برای ادامه وضعیت موجود و بیپاسخ ماندن مطالبه مردم باشد.
در جایی که موضوع، تأمین رفاه عمومی و استمرار یک خدمت ضروری است، دستگاههای اجرایی نمیتوانند تمام مسئولیت را به تصمیم بخش خصوصی واگذار کنند. اگر سرمایهگذار به هر دلیل تمایلی به ورود ندارد، باید راهکارهای جایگزین بررسی شود؛ از جمله مشارکت شهرداریها، دهیاریها و تعاونیهای محلی، استفاده از ظرفیت شرکتهای دولتی و عمومی و طراحی مدلهای مشارکت و بهرهبرداری با حمایت و نظارت دولت.
در بسیاری از مناطق کشور، ظرفیت نهادهای عمومی و محلی در توسعه جایگاههای CNG مورد استفاده قرار گرفته و نمونههایی از مشارکت شهرداریها و دهیاریها در این حوزه وجود دارد. بنابراین، نبود استقبال کافی از سوی سرمایهگذار خصوصی به معنای بسته بودن همه مسیرهای توسعه نیست.
فرمانداری و استانداری میتوانند با هماهنگی شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، شرکت گاز و سایر دستگاههای مرتبط، مدل اجرایی مشخصی برای توسعه این زیرساخت طراحی کنند. آنچه ضرورت دارد، خروج از انتظار صرف برای ورود بخش خصوصی و استفاده از ظرفیتهای موجود برای پاسخگویی به نیاز مردم است.
مردم شرایط کشور را درک میکنند؛ زیرساختها چرا متناسب با نیاز توسعه نمییابد؟
شهروندان زاهدان از شرایط دشوار تأمین سوخت، محدودیت منابع و ضرورت مدیریت مصرف بنزین آگاهاند. رانندگانی که به سمت استفاده از CNG حرکت کردهاند، در عمل با انتخاب سوخت جایگزین به کاهش فشار بر مصرف بنزین کمک میکنند. اما این همکاری زمانی معنا پیدا میکند که زیرساخت لازم برای آن فراهم باشد.
نمیتوان از مردم انتظار همراهی داشت، اما در مقابل، برای توسعه جایگاهها در شهر زاهدان و محورهای مواصلاتی استان برنامهای روشن و قابل سنجش ارائه نکرد. سیستان و بلوچستان با فاصلههای طولانی میان شهرها و اهمیت مسیرهای ارتباطی، به شبکهای منسجم از خدمات سوخترسانی نیاز دارد.
زمان تصمیم اجرایی فرا رسیده است
اکنون که فرماندار زاهدان و معاون وی در چند نوبت از جایگاهها بازدید کردهاند و با وجود گذشت ماهها، مشکل همچنان پابرجاست، انتظار میرود استاندار سیستان و بلوچستان بهصورت ویژه به این مطالبه ورود کند.
موضوع دیگر صرفاً رسیدگی به صف یک یا دو جایگاه نیست؛ مسئله، محدودیت ظرفیت زیرساختی و ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت و نظارت بر عرضه CNG در مرکز استان است. انتظار میرود استاندار با تعیین مسئول مشخص و ضربالاجل اجرایی، دستگاههای مرتبط را مکلف کند تا در یک برنامه زمانبندیشده، وضعیت تمام جایگاههای فعال، ظرفیت واقعی عرضه، تجهیزات معیوب، نازلهای ازکارافتاده، نحوه نظارت بر عملکرد متصدیان و امکان توسعه جایگاههای جدید را بررسی کنند.
همچنین باید امکان مشارکت شهرداریها، دهیاریها و تعاونیهای محلی در احداث و بهرهبرداری از جایگاههای جدید بررسی شود و موانع اداری، مالی و فنی سرمایهگذاری در این حوزه مورد رسیدگی قرار گیرد.
در کنار توسعه ظرفیت، نظارت بر عملکرد جایگاهها نیز نباید به بازدیدهای مقطعی محدود بماند. گزارشهای شهروندان درباره طولانی شدن غیرمتعارف فرآیند سوختگیری و تکرار قطع و وصل نازلها باید بررسی شود و در صورت احراز تخلف، برخورد قانونی صورت گیرد. مردم حق دارند بدانند چرا برای دریافت خدمتی که باید در زمان متعارف ارائه شود، ناچار به تحمل ساعتها انتظار هستند.
توسعه با شعار محقق نمیشود؛ زیرساخت و پاسخگویی میخواهد
زاهدان امروز بیش از انتشار خبر بازدیدها و وعده برگزاری جلسات، به تصمیمهای اجرایی و نتیجه قابل مشاهده نیاز دارد. مردم نمیخواهند هر بار با انتشار یک گزارش از بازدید مسئولان امیدوار شوند و چند روز بعد دوباره همان صفهای طولانی را تجربه کنند.
اگر قرار است استفاده از سوخت جایگزین در کشور تقویت شود، مصرف بنزین مدیریت شود و از مردم انتظار همراهی برود، باید زیرساخت این سیاست نیز به همان نسبت توسعه یابد. نمیتوان از مردم همکاری خواست، اما مسئولیت فراهم کردن امکانات را به کمبود سرمایهگذار یا پیچیدگیهای اداری حواله داد.
توسعه با شعار و برگزاری جلسه محقق نمیشود؛ توسعه به زیرساخت، برنامه، اعتبار، نظارت و پاسخگویی نیاز دارد.
صفهای طولانی CNG در زاهدان، آزمونی برای سنجش کارآمدی مدیریت خدمات عمومی است. مردم استقبال خود را از سوخت گاز نشان دادهاند؛ اکنون نوبت مسئولان است که با توسعه ظرفیت، رفع خرابیها و نظارت مؤثر، پاسخ این همراهی را بدهند.
مردم نباید برای استفاده از سوخت جایگزین، ساعتها از عمر و فرصت شغلی خود را در صف تلف کنند. بازدید مسئولان زمانی ارزش دارد که صفها کوتاهتر شود، جایگاهها افزایش یابد و راننده بتواند در زمان متعارف سوختگیری کند.