گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

زنگنه، کارشناس حوزه آموزش و پرورش: ایجاد سهمیه 5 درصدی در کنکور، کاری زائد و اشتباه بود/ دانشگاه‌ها پاسخ دهند که چرا در دوران آموزش مجازی، هیچ کاهشی در شهریه‌ها ندادند/ اصلا معلوم نیست هزینه‌هایی که مدارس از دانش‌آموزان می‌گیرند، دقیقا صرف چه می‌شود

زنگنه، کارشناس حوزه آموزش و پرورش گفت: اصلا مشخص نمی‌شود هر مدرسه حق دریافت چه هزینه‌ای را دارد و معلوم هم نیست این پول‌ها در کجا خرج می‌شود؛ در خوش‌بینانه‌ترین حالت، یک بخشی از مبالغ، برای هزینه‌های مدرسه در سال بعدی می‌ماند که نباید این طور باشد.

پایگاه خبری جماران: بی‌شک، بخش زیادی از سرنوشت افراد، به تعداد ارقام عددی بستگی دارد که در کارنامه کنکور خود می‌بینند؛ عددی که در حداقلی‌ترین حالت، تعیین می‌کند چهار سال عمر خود را مشغول خواندن چه چیزی باشند و چه در شهری بگذرانند.  اما آیا آزمونی که تا این حد مهم است و هر ساله جمعیتی در حدود یک میلیون دانش‌آموز و خانواده‌های آنان را درگیر می‌کند، واقعا استاندارد است و تمام اصول کارشناسی در مورد آن رعایت می‌شود؟

اکنون با فرارسیدن موعد اعلام رتبه‌های کنکور و سپس آغاز فصل انتخاب‌رشته، بحث بر سهمیه‌ها، عدالت آموزشی، مافیای کنکور و اساسا اینکه حالت مطلوب برگزاری کنکور چیست و اصلا آیا این آزمون همچنان برگزار شود یا نه، دوباره داغ شده است.

برای بررسی این چالش‌ها، گفت‌وگویی داشته‌ایم با رضا زنگنه، کارشناس حوزه آموزش و پرورش که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

 

ما در بحث کنکور، با نوعی پارادوکس مواجهیم؛ یعنی نه این شیوه که کل آینده یک دانش‌آموز با 4 ساعت آزمون رقم بخورد، منطقی است و نه می‌توان بدون هیچ سازوکاری، برای رشته‌ها و دانشگاه‌های پرمتقاضی دانشجو پذیرش کرد. حالت بهینه پذیرش دانشجو از نظر شما چیست؟

در بسیاری از کشورها، کنکور به همین شکل کشور ما برگزار می‌شود و در برخی از دیگر کشورها، هر دانشگاهی مطابق با روش و معیارهای خود، راسا اقدام به پذیرش دانشجو می‌کند؛ یعنی همان روشی که پیش‌تر و حدودا تا اوایل دهه 90، برای پذیرش دانشجوی دکترا در کشور ما نیز اجرا می‌شد. در تعدادی از کشورها، هر دوی این حالات وجود دارد. در کشور ما و خصوصا پس از رسیدن متولدین دهه 60 به سن ورود به دانشگاه، جمعیت متقاضیان ورود به دانشگاه افزایش یافت و کنکور تبدیل به یک سد شد. در آن زمان، اساسا قبولی در دانشگاه یک مسأله سخت بود. رفته‌رفته با افزایش ظرفیت‌ها در دهه 80 و تأسیس دانشگاه‌های جدید، امروز دیگر مسئله قبولی مطرح نیست و رقابت بر سر کمتر از 15 درصد رشته‌-محل‌ها جریان دارد. بنابراین، کنکور از آن حالت وحشتناک و نگرانی برای عدم قبولی خارج شده و به کیفیت قبولی رسیده است.

اگرچه کنکور همچنان اضطراب خود را دارد و ایراداتی نیز به شیوه برگزاری آن وارد است، اما این پروسه یک عدالت عمومی را در خود دارد، زیرا همه با یک آزمون یکسان مواجهند. اما راهکارهایی که برای اصلاح ایرادات کنکور اندیشیده شده، نه‌تنها نتوانسته مشکلی را حل کند، بلکه به مشکلات افزوده است. یکی از اشتباهات انجام‌شده در این زمینه، قطعی‌کردن تأثیر معدل است. پاسخنامه کنکور به علت چهارگزینه‌ای بودن، به شکلی عادلانه تصحیح می‌شود، اما امتحانات تشریحی نهایی را هر مصححی شاید به یک شکل تصحیح ‌کند و ممکن است در اینجا بی‌عدالتی پیش بیاید. ضمن اینکه اساسا امنیت امتحانات نهایی و مراقبت‌های حین آزمون نیز هرگز مانند کنکور نیست. بنابراین، با قانون تاثیر قطعی معادل، به اسم عادلانه‌سازی کنکور، باعث کاهش عدالت آموزشی شده‌اند. تأثیر قطعی معدل یازدهم و دوازدهم، نه‌تنها بار استرس کنکور را در سه سال دبیرستان دوره دوم تقسیم نکرده، بلکه عملا این استرس را در ضرب کرده است.

همچنین، طرفداران قانون تاثیر قطعی معدل، مدعی اند که با تصویب این قانون، باعث تضعیف مافیای کنکور -که البته من این اصطلاح را قبول ندارم- می‌شوند و بازار کتاب‌های تستی و عمدتا بی‌کیفیت کمک‌درسی را از سکه انداخته‌‌اند، در حالیکه اکنون ده‌ها برابر آن بازار، در حوزه کتب تشریحی شکل گرفته است. یعنی در حالیکه پیش‌تر دانش‌آموزان فقط کتاب تستی خریداری می‌کردند، اکنون علاوه بر آن، کتب کم‌درسی تشریحی را نیز بیشتر از قبل می‌خرند. این وضعیتی است که به علت تصمیمات غلط، لجوجانه و غیرکارشناسانه شورای عالی انقلاب فرهنگی ایجاد شده است. این شورا عملا به جای سیاست‌گذاری، به شکل موازی با مجلس قانون‌گذاری انجام داد و حتی به زور اراده خود را به نمایندگان مجلس تحمیل کرد.

همچنین برداشتن زیرگروه‌ها در کنکور نیز از دیگر اشتباهات انجام‌شده است. تا پیش از این، داوطلب مثلا در رشته علوم انسانی، در 5 زیرگروه، 5 رتبه مختلف کسب می‌کرد و در رشته مربوط به هر زیرگروه، بر اساس رتبه کسب‌شده، انتخاب رشته می‌کرد. اکنون این گزینه را برداشته‌اند. تنها حسنی که سیستم جدید کنکور داشت، برگزاری کنکور در دو زمان مختلف در هر سال بود که باعث کاهش استرس داوطلبین می‌شد که همین هم اندکی بعد حذف شد! 

 

مشکلات کنکور، بسیار فراتر از بحث سهمیه‌هاست

نظرتان در مورد سهمیه‌ها چیست؟ از نظر بسیاری از افراد، منطقی نیست که پس از 40 سال از پایان جنگ تحمیلی، همچنان سهمیه‌های ایثارگری در کنکور وجود داشته باشد. دو سال پیش، مصاحبه‌ای از وزیر بهداشت منتشر می‌شد که در آن اعلام می‌کرد حدود 70 درصد قبولی‌های رشته پزشکی دانشگاه تهران، از افراد دارای سهمیه هستند. به نظرتان آیا سهمیه‌ها توانسته عدالت آموزشی را محقق کند؟

اولا که هیچ‌ داوطلبی در کنکور بدون سهمیه نیست؛ حالا یا سهمیه مناطق (آزاد) یا سهمیه ایثارگری. سهمیه نوع 2 ایثارگری که برای جانبازی زیر 25 درصد است، در اواسط دهه 90 اضافه شد. این سهمیه، به سهمیه 5 درصدی معروف است و شامل 5 درصد ظرفیت هر رشته‌-محل می‌شود. یعنی پیش‌تر، بخشی از ظرفیت هر رشته-محل به داوطلبین منطقه 1، بخشی به داوطلبین منطقه 2، بخشی به داوطلبین منطقه 3 و 25 درصد ظرفیت نیز به جانبازان 25 درصد به بالا و خانواده درجه 1 آنان و شهدا اختصاص می‌یافت. با توجه به فاصله‌گیری از دوران دفاع مقدس، هر چه جلوتر آمدیم، تعداد کسانی که مشمول سهمیه شاهد و ایثارگر می‌شدند، کاهش می‌یافت. بنابراین، گاهی 25 درصد ظرفیت مختص خانواده شاهد و ایثارگر توسط آن داوطلبان پر نمی‌شد و به داوطلبان سهمیه مناطق اختصاص می‌یافت.

کار اشتباه این بود که در میانه دهه 90، سهمیه نوع 2 ایثارگری یعنی سهمیه 5 درصدی را وارد کردند و ضمن تخصیص 5 درصد ظرفیت رشته‌-محل‌ها به این سهمیه، بقیه ظرفیت سهمیه 25 درصدی که پر نمی‌شد را هم به سهمیه نوع 2 ایثارگری اختصاص دادند. این باعث شد فلسفه‌ای که از ابتدا برای تعریف سهمیه‌های ایثارگری مد نظر قرار گرفته بود، از بین برود، زیرا کسی که پدرش جانبازی زیر 25 درصد دارد یا به مدت 6 ماه به جبهه رفته، مصائب خانواده شهدا و جانبازان با درصد بالا را متحمل نشده، اما از مزایای سهمیه ایثارگری بهره‌مند می‌شود. تا پیش از این، بخشی از انتقادات به سهمیه‌های ایثارگری، جنبه بهانه‌جویی و سیاسی‌کاری داشت، اما این سهمیه 5 درصد واقعا کاری زائد محسوب می‌شود.

با این وجود، من فکر نمی‌کنم آمار 60 و 70 درصدی از پذیرش دانشجویان با سهمیه، واقعی باشد. بسیاری از این آمار، مخدوش و بدون منبع است. مثلا می‌گویند، 70 درصد ورودی‌های فلان دانشگاه، از سه دهک‌ بالای جامعه هستند، بدون اینکه منبع و روش‌های آمارگیری مشخص باشد. سال گذشته، رئیس یکی از دانشگاه‌های سطح یک تهران ادعا کرد اکثر حاضرین در شلوغی‌های زمستان سال گذشته دانشگاه، از سهمیه‌های منطقه 2 و 3 بوده‌اند. این حرف بدین معناست که هیچ‌کسی از شهرهای دیگر، حق تحصیل در تهران را ندارد تا شلوغ‌کاری هم نکند. این حرف بسیار زشتی بود که مطرح شد.

 

برخی از رشته-محل‌ها، عملا سهمیه‌بندی جنسیتی شده‌اند

ضمن اینکه اساسا مسئله اصلی، سهمیه‌ها نیست؛ این است که حتی همین سهمیه‌بندی‌های مناطق هم به درستی اجرا نمی‌شود. به علاوه، دردفترچه انتخاب رشته، برای عمده رشته‌ها نوشته شده زن و مرد، نه اینکه نصف پذیرفته‌شدگان خانم و نصف دیگر آقا. اما نهایتا در سر کلاس، می‌بینیم پذیرفته‌شدگان در یک سری رشته‌-محل‌ها، نصف-نصف آقا و خانم هستند و در گفت‌وگو با داوطلبان نیز مشخص می‌شود یک آقا با رتبه 300 در یک رشته-محل را پذیرفته شده، اما یک خانم با رتبه 290 همان را قبول نشده است. یعنی عملا سهمیه‌بندی جنسیتی انجام شده است و کسی هم از این موضوع حرفی نمی‌زند؛ یا می‌بینیم برخی دانشگاه‌ها برای سبک‌کردن هزینه‌های‌‍شان در خوابگاه و ... نسبت به سال‌های گذشته تعداد دانشجویان کمتری را از سایر استان‌ها گرفته است.

 

آیا واقعا فکت و آماری هم در این خصوص وجود دارد؟

تجربه من به عنوان کسی که سال‌هم هم در دانشگاه و مدرسه تدریس کرده‌ام و هم درگیر هدایت تحصیلی و انتخاب‌رشته بوده‌ام، این را نشان می‌دهد. اگر یک کار آماری هم در این خصوص انجام شود، قطعا نتایج خوبی حاصل نخواهد شد. اما کسی در مورد این‌ها صحبت نمی‌کند، زیرا ساده‌ترین حالت ممکن، همین است که بگوییم پولدارها به بهترین دانشگاه‌ها می‌روند و فقرا محروم می‌مانند یا اینکه سهمیه‌های ایثارگری و هیأت علمی، باعث بی‌عدالتی گسترده می‌شود، زیرا این‌ حرف‌ها به راحتی می‌تواند سویه سیاسی پیدا کند. این را هم بگویم که سهمیه هیات علمی اصلا به گونه‌ای نیست که فرزندان هیات علمی جای یک فرد دیگر را بگیرند، بلکه یک سری صندلی‌های مازاد بر ظرفیت، برای آنان قرار داده می‌شود. این اگرچه شاید نوعی بی‌عدالتی تلقی شود، اما باعث تضییع حق فردی دیگر نمی‌شود. این‌ها اصلا مسائل اصلی نیست. ما مطالبه درست و جامعی در حوزه آموزش‌وپرورش و آموزش عالی نداریم؛ به عنوان مثال، در کجا دیده‌اید که یک پویشی راه بیفتد با این عنوان که با مجازی‌شدن و کاهش هزینه دانشگاه‌‎ها، شهریه‌ها هم کم شود؟ چه در زمان کرونا چه در شرایط جنگی.

رضا زنگنه

دخالت‌های بی‌جا و مخرب شورای عالی انقلاب فرهنگی، از مهمترین چالش‌های آموزش است

در بحث کنکور، شما راهکار مناسب را چه می‌دانید؟

من فکر می‌کنم در قدم اول، باید تاثیر قطعی معدل برداشته شود و حداقل مانند گذشته، تاثیر مثبت داشته باشد و در مرحله بعدی، زیرگروه‌ها دوباره باید احیاء شود. در قدم سوم، مانند هر زمینه دیگری، در کنکور نیز باید شفافیت افزایش یابد و دقیقا مشخص شود که سهمیه‌ها به چه شکلی در حال اعمال است. ناکارآمدی سیستم آموزشی و دخالت‌های بی‌جا و مخرب شورای عالی انقلاب فرهنگی از مهمترین مسائلی است که باید حل شود. هر گاه در زمینه کنکور، ما از نقش سازمان سنجش به عنوان یک سازمان ملی کاستیم و به نقش آموزش‌وپرورش یا وزارت علوم افزودیم، عدم شفافیت و بی‌عدالتی افزایش می‌یابد.

 

اکثریت مدارس غیردولتی، هیچ مزیتی نسبت به مدارس دولتی ندارند

خود سوالات کنکور را شما عادلانه می‌دانید؟ یعنی به نظرتان این سوالات به گونه‌ای هست که دانش‌آموزی که امکان حضور در کلاس‌های گوناگون و خرید کتب مختلف را ندارد، صرفا با مطالعه کتاب‌های درسی مدرسه به موفقیت در کنکور دست یابد؟

این طور نیست که بگوییم هر که کتاب‌های کمک‌درسی متعدد مطالعه کرده، بهتر می‌تواند از پس سوالات کنکور بربیاید، زیرا بسیاری از این کتاب‌ها اصلا به‌دردبخور نیستند. اساسا هر دانش‌آموز در کنار کتب مدرسه، در هر درسی ممکن است به یک کتاب کمک‌درسی نیز نیاز داشته باشد. این کار ممکن است برای هر دانش‌آموز مجموعا حدود 10 میلیون هزینه داشته باشد. علی‌رغم وجود مشکلات اقتصادی، این رقم چندان بالایی نیست که مرز فقیر و غنی را تعیین کند. کلاس‌های آنلاین کنکور نیز بعضا در همین حد 10 الی 15 میلیون تومان هزینه می‌گیرند؛ این پولی است که حتی مدارس دولتی نیز کمابیش، به عناوین مختلف از دانش‌آموزان اخذ می‌کنند. به نظر نمی‌رسد این‌ها مبالغی باشد که اختلاف طبقاتی را تعیین کند. اما جاانداختن این انگاره که یک سری گروه‌های مافیایی وجود دارند که هر فردی برای موفقیت در کنکور باید با صرف هزینه‌های هنگفت، کتب و دوره‌های درسی آن‌ها را مطالعه کند، درست نیست و عملا باعث تبلیغ ناخواسته موسسات کنکور و برخی مدارس غیردولتی می‌شود.

اکثریت مدارس غیردولتی، هیچ مزیتی نسبت به مدارس دولتی (حتی دولتی‌های عادی) ندارند، اما همین تبلیغات باعث شده بسیاری تصور کنند مدارس غیردولتی آموزش بهتری ارائه می‌دهند. در مناطق محروم نیز اگر دانش‌آموز معلم خوبی در مدرسه داشته باشد، می‌تواند رتبه خوبی را در کنکور کسب کند. دقت کنید که معلم خوب، حتی در بیشتر مدارس تهران هم در دسترس نیست.

بنابراین، نمی‌توان گفت هر که پول‌دارتر است، نتیجه بهتری را در کنکور کسب می‌کند. به عنوان مثال، منطقه 3 تهران، پرتراکم‌ترین منطقه به لحاظ وجود مدارس غیردولتی است، اما شاید بتوان در مقاطع مختلف حداکثر از 10 مدرسه در این منطقه صحبت کرد که عملکرد آموزشی خوبی دارند. طبق آمارهای اعلامی خود مسئولان آموزش و پرورش، در بسیاری از مناطق تهران، میانگین معدل امتحانات نهایی دانش‌آموزان مدارس غیردولتی، از مدارس دولتی همان منطقه پایین‌تر است.

 

خیلی از به‌اصطلاح مشاوران انتخاب‌رشته، عملا کلاهبردارند

در زمینه انتخاب‌رشته نیز نرم‌افزارهایی وجود دارد که به صورت رایگان یا با دریافت هزینه‌ای اندک، محاسبه می‌کنند که بر اساس قبولی‌های سال‌های گذشته، امسال داوطلب با رتبه‌ای که کسب کرده، شانس قبولی در چه رشته-محل‌هایی را دارد. اما یک سری موسسات و مشاورانی که رسما سر گردنه نشسته‌اند، از ندانستن مردم سوءاستفاده می‌کنند و مدعی می‌شوند انتخاب‌رشته‌هایی که انجام می‌دهند، شاهکار است. در حالی که انتخاب‌رشته اصلا فرایند پیچیده‌ای نیست و فقط یک سری نکات ساده دارد که با یک ساعت آموزش، قابل فهم برای همه است. اکنون افرادی با دریافت مبالغ کلان انتخاب‌رشته می‌کنند که اصلا اشرافی بر موضوع ندارند؛ مثلا مشاوری که هم در ریاضی، هم در تجربی و هم در انسانی انتخاب‌رشته می‌کند، به احتمال 99 درصد فقط مسائل مربوط به ‌رشته‌ها در یکی از این رشته‌ها را می‌داند. اما متأسفانه خانواده‌ها به دلیل شرایط اضطراری که دارند و به آنها تزریق می‌شود، حاضر می‌شوند مبالغ سنگینی را به این افراد که عملا کلاهبردارند، بپردازند.

بسیاری این تبلیغات موسسات کنکور دروغ است. حتی در کنکور کارشناسی ارشد و دکتری، بعضا به رتبه‌های برتر پول می‌دهند تا به دروغ بگوید از آزمون‌ها و کلاس‌های فلان موسسه استفاده کرده است. در همین کنکور سراسری، باید از موسسه‌ یا مدرسه‌ای که مدام از آمار رتبه‌های زیر هزار خود می‌گوید، بخواهیم تا آمار رتبه‌های بالای 10 هزار خود را هم ارائه دهد تا عملکرد واقعی‌اش مشخص شود.

بنابراین، نباید بسیاری از این تبلیغات را باور کرد و بر اساس آن‌ها گفت که الزاما هر که پول بیشتری خرج می‌کند، می‌تواند رتبه بهتری را در کنکور کسب کند.

 

شما خیلی بر موضوع نظارت و شفافیت تاکید دارید. لطفا توضیح دهید آن گلوگاه‌های که نیاز به نظارت بیشتر دارد، عمدتا کجاست؟

در آموزش‌وپرورش، بازرسی به یک سری مسائل شکلی محدود شده و بر عملکرد معلم‌ها و همچنین نحوه هزینه‌کرد بودجه یا مبالغ دریافتی، نظارتی صورت نمی‌گیرد. این وضعیت خصوصا در مورد مدارس غیردولتی وخیم‌تر است. مدارس دولتی نیز اگرچه به علت هزینه‌های جاری خود ناچار به دریافت هزینه از سمت خانواده‌ها هستند، اما این مبالغ دریافتی باید به صورت شفاف اعلام شود. آموزش‌وپرورش از یک سمت اعلام می‌کند هیچ مدرسه‌ای حق دریافت شهریه ندارد و از سمت دیگر، در اداره به مدیران گفته می‌شود تا حدی که می‌توانند و نارضایتی اولیا را برنمی‌انگیزد، به اسم کمک به مدرسه، از دانش‌آموزان پول بگیرند. اصلا مشخص نمی‌شود هر مدرسه حق دریافت چه هزینه‌ای را دارد و معلوم هم نیست این پول‌ها در کجا خرج می‌شود؛ در خوش‌بینانه‌ترین حالت، یک بخشی از مبالغ، برای هزینه‌های مدرسه در سال بعدی می‌ماند که نباید این طور باشد. پولی که مدرسه از دانش‌آموزان دریافت می‌کند، به حسابی که زیر نظر اداره آموزش‌وپرورش منطقه است واریز می‌شود و هر برداشتی از آن، با دستور اداره صورت می‌گیرد. در بعضی موارد، اداره، یک مدرسه را وادار به تامین هزینه‌های یک مدرسه دیگر می‌کند. یا هزینه مراسم افطاری اداره در فلان منطقه را یک مدرسه دولتی تامین می‌کند یا مدرسه بانی پرداخت هزینه تعمیرات اداره می‌شود. این‌ها چه مبنای شرعی و قانونی دارد؟

یا آموزش‌وپرورش با یک موسسه خاص برای برگزاری آزمون‌های پیشرفت تحصیلی در شهر یا استان قرارداد می‌بندد، بدون اینکه مناسبات مالی آن مشخص باشد. یا کسی از این صحبت نمی‌کند که موسسه‌ای که به اسم وقف عام، مدارس نقاط مختلف کشور را تجهیز می‌کند یا حتی در دانشگاه تهران هم اصطاحا حامی می‌شود، دقیقا با چه انگیزه‌ای چنین می‌کند؟ در کنار این‌ها، هیچ گزارشی از گردش مالی مدارس وابسته به نهادها یا موسسات کنکور منتشر نمی‌شود و هیچ نظارتی هم بر کیفیت عملکرد آن‌ها صورت نمی‌گیرد. این‌ها همه ناشی از نبود شفافیت است. فراکسیون فرهنگیان در مجلس باید به این مسائل رسیدگی کند، اما توجهی به وظایف خود ندارد. در دولت مرحوم شهید رئیسی، این فراکسیون دو وزیر پیشنهادی برای وزارت آموزش‌وپرورش را رد کرد. به نظر می‌رسد شبکه روابط و منافع در حوزه آموزش‌وپرورش، آن قدر قوی است که حتی در مجلسی که قاعدتا می‌بایست بیشترین همراهی را با دولت رئیسی می‌کرد، دو وزیر آموزش‌وپرورش رد شدند.

 

خب شاید این عدم رأی اعتماد با نگاه کارشناسی صورت گرفته بود.

تجربه این را نمی‌گوید. آقای باغگلی، نخستین وزیری که شهید رئیسی برای وزارت آموزش‌وپرورش معرفی کرد، حرف‌های تحول‌خواهانه‌ای می‌زد، اما تخریب‌های عجیب و غریبی علیه او صورت گرفت.

در کشور ما، هر کسی می‌خواهد رأی بگیرد، فقط می‌گوید حقوق معلمان پایین است، چون معلمان برخلاف دانش‌آموزان، حق رای دارند. ضمن اینکه از پس از اعتصابات معلمین در ابتدای دهه 80، حاکمیت نگران شکل‌گیری مجدد چنین اقداماتی از سمت این قشر است و لذا تا جایی که می‌تواند، سعی می‌کند به شکلی عوام‌فریبانه با آموزش‌وپرورش برخورد کند و همه مشکلات موجود را به معیشت معلمان تقلیل دهد.

هنوز کسی پاسخی نداده که چرا در دوره وزارت آقای حاجی‌بابایی، نظام آموزشی تغییر کرد و چه مزیتی داشت؟ یا در طی سال‌های اخیر، از حجم کتب درسی کاسته شد و خصوصا به شکلی عجیب و معنادار، محتوای درسی ادبیات و زبان فارسی در دوره دوم دبیرستان، به حدود یک‌سوم تا یک‌‍چهارم تقلیل یافته است. این‌ها مواردی است که باید در مورد آن‌ها به مردم توضیح داده شود.

 

دانشگاه فرهنگیان باید تعطیل شود

عملکرد دولت آقای پزشکیان در حوزه آموزش‌وپرورش را چطور ارزیابی می‌کنید؟

من بین دولت‌های مختلف، تفاوتی در این زمینه نمی‌بینیم. اگر در دولت چهاردهم، رئیس‌جمهور به عنوان رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی بتواند در زمینه کنکور، بر نظر دبیر و دیگر اعضای شورا غلبه کند، نمره خوبی خواهد گرفت.

پیشنهادات مشخص من، این است که در قدم نخست، دانشگاه فرهنگیان تعطیل شود و آموزش‌وپرورش مانند هر نهاد دیگری، آزمون استخدامی برگزار و به مدت شش ماه الی یک سال، دوره آموزشی برای پذیرفته‌شدگان برگزار کند. از نظر هدایت تحصیلی نیز درست نیست کسی که هنوز وارد دانشگاه نشده، شغل قطعی خود را انتخاب کند. اینکه بسیاری از افراد صرفا به خاطر نگرانی‌های معیشتی، شغل معلمی و تحصیل در دانشگاه فرهنگیان را انتخاب می‌کنند، نشان می‌دهد کار از اساس خراب است. کیفیت آموزش نیز در دانشگاه فرهنگیان واقعا پایین است. از نظر شفافیت هم حتما باید گردش مالی دانشگاه فرهنگیان بررسی شود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.