جماران | آخرین اخبار ایران و جهان، سیاست، اقتصاد و اندیشه

نشنال اینترست: بمباران یمن امنیت عربستان را تضمین نمی‌کند؛ واشنگتن به‌جای جنگ به دیپلماسی روی آورد

تشدید حملات انصارالله به اهداف راهبردی عربستان سعودی و ناکامی کارزارهای هوایی گذشته در مهار این جنبش، بار دیگر محدودیت‌های گزینه نظامی آمریکا در یمن را آشکار کرده است. نشریه «نشنال اینترست» معتقد است ورود مجدد واشنگتن به جنگ یمن نه‌تنها امنیت ریاض را تضمین نمی‌کند، بلکه می‌تواند آتش‌بس با انصارالله را از بین ببرد و خطر رویارویی دوباره با ایران را افزایش دهد. به باور نویسنده، ترمیم اختلافات عربستان و امارات و پیگیری راه‌حل سیاسی، جایگزینی مؤثرتر و کم‌هزینه‌تر برای مداخله نظامی آمریکاست.

کد خبر: ۱۷۳۴۵۷۲
 نشنال اینترست: بمباران یمن امنیت عربستان را تضمین نمی‌کند؛ واشنگتن به‌جای جنگ به دیپلماسی روی آورد

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، نشریه آمریکایی «نشنال اینترست» (The National Interest) در مقاله‌ای به قلم اپریل لانگلی الی، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، به بررسی تحولات اخیر یمن و گزینه‌های پیش‌روی دولت دونالد ترامپ برای حمایت از عربستان سعودی پرداخته است.

نویسنده معتقد است واشنگتن به‌جای مشارکت در دور تازه‌ای از حملات هوایی علیه یمن، باید از ظرفیت دیپلماتیک خود برای ترمیم اختلافات میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی استفاده کند؛ اختلافاتی که به باور او، به سود انصارالله تمام شده است.

انصارالله در حال پیشروی از مواضع خود در یمن است و عربستان سعودی را در کانون تهدیدهای خود قرار داده است. این جنبش با استفاده از موشک‌ها و پهپادها، فرودگاه‌ها، تأسیسات نفتی و مراکز نظامی عربستان را هدف قرار می‌دهد و با ایجاد اختلال در کشتیرانی عربستان از تنگه راهبردی باب‌المندب، فشار بر این کشور را افزایش داده است.

در چنین شرایطی، محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، از دونالد ترامپ خواسته است برای مقابله با انصارالله، از جمله از طریق انجام عملیات هوایی مشترک در آسمان یمن، به ریاض کمک کند. بااین‌حال، نویسنده تأکید می‌کند که ترامپ می‌تواند به عربستان کمک کند، اما نه از طریق تکرار یک کارزار هوایی بی‌نتیجه علیه انصارالله.

از نگاه او، اگر رئیس‌جمهور آمریکا واقعاً به دنبال متوقف کردن پیشروی این جنبش است، باید به‌جای بمباران مجدد یمن، ابتکار دیپلماتیک جدی برای رفع اختلافات میان متحدان خود در خلیج فارس در پیش بگیرد؛ اختلافاتی که ایران و انصارالله از آن بهره‌برداری می‌کنند.

 

تشدید تهدید علیه امنیت عربستان

نویسنده وضعیت کنونی را فوری و نگران‌کننده توصیف می‌کند. در ۱۰ اکتبر، حمله‌ای به فرودگاه بین‌المللی ملک خالد در ریاض، ۱۳ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشت. پس از این حمله، مقام‌های سعودی ناچار شدند نشست سرمایه‌گذاری شاخص این کشور را لغو کنند و خود را برای حملات بیشتر آماده سازند.

حملات انصارالله حتی بیش از جنگ ایران، اعتماد عمومی به امنیت عربستان را متزلزل کرده و برنامه‌های بلندپروازانه اقتصادی محمد بن‌سلمان را تحت تأثیر قرار داده است.

در حال حاضر، آمریکا و دیگر شرکای عربستان از توان دفاعی این کشور حمایت می‌کنند، اما از ورود مستقیم به جنگ در یمن خودداری کرده‌اند. نویسنده این احتیاط را درست می‌داند؛ زیرا حملات هوایی مجدد آمریکا تقریباً به‌طور قطع آتش‌بس دوجانبه میان واشنگتن و انصارالله را که از سال ۲۰۲۵ برقرار بوده است، از بین خواهد برد.

چنین اقدامی می‌تواند حملات انصارالله به نیروها و تأسیسات آمریکایی در منطقه را در پی داشته باشد و حتی زمینه ازسرگیری جنگی تمام‌عیار با ایران را فراهم کند. با توجه به مخالفت گسترده افکار عمومی آمریکا با جنگ ایران، دولت ترامپ انگیزه‌های جدی برای جلوگیری از گسترش دامنه جنگ و گرفتار شدن در یک درگیری پرهزینه و بلندمدت در یمن دارد.

 

محدودیت راهبرد نظامی و ناکامی حملات هوایی

این مقاله همچنین تردیدهای جدی درباره اثربخشی حملات هوایی مورد درخواست محمد بن‌سلمان مطرح می‌کند. به نوشته نویسنده، عربستان سعودی، آمریکا و اسرائیل پیش‌تر حملات هوایی متعددی علیه انصارالله انجام داده‌اند، اما این اقدامات نتایج محدودی داشته است.

در همین چارچوب، عملیات «راف رایدر» در سال ۲۰۲۵ به‌عنوان نمونه‌ای از محدودیت‌های راهبرد هوایی معرفی شده است. این عملیات، کارزار گسترده بمباران ۵۲روزه آمریکا علیه یمن بود که نتوانست حملات انصارالله به کشتیرانی در دریای سرخ را متوقف کند.

نویسنده می‌پذیرد که عملیات هوایی می‌تواند بخشی از تسلیحات انصارالله را منهدم کند، ارتباطات این جنبش را مختل سازد و رهبران آن را در معرض تهدید قرار دهد؛ اما تأکید می‌کند که بدون یک عملیات زمینی معنادار و راهبرد سیاسی مشخص، حملات هوایی نمی‌توانند کنترل انصارالله بر بخش‌هایی از یمن را به‌طور اساسی تهدید کنند یا رفتار این جنبش را تغییر دهند.

از سوی دیگر، تجربه حملات گذشته نشان داده است که بمباران‌ها در مواردی نتیجه معکوس داشته‌اند؛ به‌ویژه زمانی که به کشته شدن غیرنظامیان یمنی منجر شده و به عاملی برای بسیج افکار عمومی علیه مداخله خارجی تبدیل شده‌اند.

 

ضرورت ترمیم اختلافات عربستان و امارات

نویسنده در ادامه، گزینه مؤثرتر آمریکا را استفاده از دیپلماسی قاطع برای کاهش اختلافات میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی معرفی می‌کند.

به باور او، واشنگتن می‌تواند با هزینه‌ای بسیار کمتر از یک کارزار نظامی، نقش تعیین‌کننده‌ای در نزدیک کردن این دو متحد سابق خود ایفا کند؛ دو کشوری که در اوایل سال جاری میلادی بر سر تحولات یمن دچار اختلاف شدند.

از نگاه نویسنده، هم‌گرایی ریاض و ابوظبی می‌تواند به نیروهای مخالف انصارالله در یمن کمک کند تا مواضع خود را تقویت کنند، در برابر پیشروی‌های این جنبش مقاومت کنند و در نهایت، مسیر سیاسی مشخصی برای پایان دادن به جنگ شکل دهند.

نویسنده برای اهمیت این هم‌گرایی چند دلیل مطرح می‌کند. نخست آنکه امارات از ظرفیت نظامی و تجربه میدانی قابل‌توجهی برخوردار است و می‌تواند در عملیات زمینی نقش مهمی ایفا کند.

ابوظبی در میان متحدان عربستان، بیشترین آمادگی را برای تعامل سریع با نیروهای یمنی در میدان دارد؛ اقدامی که می‌تواند به تقویت جبهه‌های جنوبی و بیرون راندن انصارالله از مناطقی که در ماه سپتامبر در امتداد ساحل دریای سرخ تصرف کرده است، کمک کند.

مقاله یادآوری می‌کند که امارات پیش‌تر در سال ۲۰۱۵ به نیروهای یمنی برای بیرون راندن انصارالله از عدن کمک کرد و در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ نیز در بازپس‌گیری بخش‌های گسترده‌ای از سواحل دریای سرخ نقش داشت.

بااین‌حال، از نظر نویسنده، هم‌گرایی سیاسی عربستان و امارات به‌اندازه همکاری نظامی آن‌ها اهمیت دارد. اختلاف در اولویت‌ها و چشم‌اندازهای دو کشور درباره آینده یمن، هم بازتاب‌دهنده شکاف‌های موجود در دولت یمن است و هم به تعمیق این شکاف‌ها کمک کرده است؛ وضعیتی که به اعتقاد نویسنده، امتیاز بزرگی برای انصارالله محسوب می‌شود.

توافق عربستان و امارات بر سر یک هدف نظامی واقع‌بینانه و چشم‌اندازی مشترک برای پایان جنگ یمن، می‌تواند به یکپارچه شدن گروه‌های مخالف انصارالله نیز کمک کند.

 

چندپارگی نیروهای مخالف انصارالله

نویسنده وضعیت کنونی نیروهای مخالف انصارالله را مجموعه‌ای پراکنده و فاقد توان یا اراده لازم برای هماهنگی یک ضدحمله مؤثر توصیف می‌کند. به نوشته او، این نیروها حتی درباره چشم‌انداز یمن پس از جنگ نیز به توافق نرسیده‌اند.

مقاله هشدار می‌دهد که ادامه این وضعیت، زمینه را برای پیشروی‌های بیشتر انصارالله فراهم می‌کند و این جنبش را در موقعیتی قرار می‌دهد که بتواند صلحی از موضع پیروزی را بر طرف‌های مقابل تحمیل کند؛ وضعیتی که به انصارالله امکان می‌دهد همچنان عربستان را تحت فشار قرار دهد و ثبات منطقه دریای سرخ و مناطق فراتر از آن را تهدید کند.

از نگاه نویسنده، نزدیک کردن عربستان و امارات مستلزم مصالحه‌ای دشوار است؛ اما اهمیت امنیت عربستان که به‌طور جدایی‌ناپذیری با امنیت امارات پیوند خورده است، در کنار ضرورت حفظ امنیت منطقه‌ای و دریایی، باید انگیزه کافی برای تحقق این توافق را فراهم کند.

مقاله در عین حال به نشانه‌هایی از کاهش تدریجی اختلافات دو کشور اشاره می‌کند و از برگزاری دیدارهای سطح بالای مقام‌های سعودی و اماراتی در ابوظبی و ریاض خبر می‌دهد.

بااین‌حال، نویسنده معتقد است بدون حمایت آمریکا، این روند ممکن است بسیار کند و ناکافی باشد و زمانی به نتیجه برسد که دیگر برای جلوگیری از پیامدهای گسترده‌تر تحولات یمن دیر شده باشد.

 

جمع‌بندی؛ دیپلماسی به‌جای بمباران یمن

نویسنده در پایان تأکید می‌کند که واشنگتن نمی‌تواند با بمباران یمن به ثبات این کشور یا امنیت عربستان دست یابد.

در مقابل، آمریکا می‌تواند با استفاده از نفوذ دیپلماتیک خود، دو متحد دچار اختلافش را به یکدیگر نزدیک کند، شرکای یمنی آن‌ها را تقویت کند و زمینه دستیابی به توافق سیاسی نهایی را فراهم آورد؛ توافقی که ناگزیر باید انصارالله را نیز دربرگیرد.

به باور او، برای رئیس‌جمهوری که ظاهراً تمایلی به ورود آمریکا به جنگی دیگر در خاورمیانه ندارد، کمک به متحدان برای حل مشکلات خودشان می‌تواند مؤثرترین و کم‌هزینه‌ترین شکل رهبری آمریکا باشد.

انتهای پیام
برچسب‌ها: یمن

دیدگاه شما