با گسترش استفاده از پهپادهای ارزان، در دسترس و دشوار برای شناسایی، نگرانیها درباره آسیبپذیری نیروگاهها، پالایشگاهها، فرودگاهها و دیگر زیرساختهای حیاتی آمریکا افزایش یافته است. شورای آتلانتیک در تحلیلی هشدار میدهد که واشنگتن نمیتواند صرفاً بر رهگیری و انهدام پهپادهای متخاصم تکیه کند و باید با الگوبرداری از منطق مقابله با تروریسم، بر پیشبینی تهدید، سازماندهی، مقاومسازی زیرساختها و افزایش تابآوری تمرکز کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «شورای آتلانتیک» در تحلیلی به بررسی تهدید فزاینده پهپادها علیه زیرساختهای حیاتی آمریکا، محدودیتهای فناوریهای ضدپهپادی و ضرورت تغییر رویکرد واشنگتن از تمرکز صرف بر رهگیری و انهدام به سمت پیشبینی تهدید، سازماندهی، مقاومسازی و افزایش تابآوری زیرساختها پرداخت و نوشت: ایالات متحده طی دهههای گذشته برای مقابله با حملات احتمالی علیه خاک خود از سوی تروریستها، هکرها، خرابکاران و دشمنان دولتی مجهز به تسلیحات دوربرد برنامهریزی کرده است. با این حال، امروز این کشور باید با تهدیدی تازه و رو به گسترش نیز مواجه شود: پهپادها یا همان سامانههای هوایی بدون سرنشین (UAS).
ایالات متحده تاکنون با موارد متعددی از حوادث و هشدارهای مرتبط با پهپادها در داخل خاک خود مواجه شده است؛ هرچند هیچیک از این موارد تاکنون به تخریب فیزیکی یا تلفات جانی منجر نشدهاند.
برای نمونه، در ژوئیه ۲۰۲۰، یک پهپاد به سمت یک پست برق در ایالت پنسیلوانیا پرواز کرد، در حالی که یک سیم مسی از آن آویزان بود؛ اقدامی که ظاهراً با هدف ایجاد اتصال کوتاه در تأسیسات برق انجام شده بود. برای دشوارتر کردن روند شناسایی، علائم هویتی پهپاد، دوربین و کارت حافظه آن حذف شده بود. با این حال، پهپاد پیش از رسیدن به هدف روی سقف ساختمانی در نزدیکی محل سقوط کرد و اپراتور آن نیز هرگز شناسایی نشد.
بعدها یک بولتن امنیتی بینسازمانی، این حادثه را نخستین مورد شناختهشدهای توصیف کرد که در آن یک پهپاد تغییریافته بهطور مشخص زیرساخت انرژی ایالات متحده را هدف قرار داده بود.
این حادثه یک مورد استثنایی نبود. چهار سال بعد، در نشویلِ ایالت تنسی، یک سفیدپوست نژادپرست آمریکایی متهم شد که قصد داشته با استفاده از یک پهپاد حامل مواد منفجره، به یک پست برق حمله کند. او پیش از آنکه موفق به اجرای طرح خود شود، بازداشت شد.
در ژانویه ۲۰۲۵ نیز چندین پهپاد ناشناس در نزدیکی نیروگاه هستهای «پری آیلند» در ایالت مینهسوتا مشاهده شدند.
همچنین بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، بیش از سه هزار حادثه مرتبط با پهپادها در اطراف فرودگاههای آمریکا گزارش شد. چند مورد از این حوادث باعث شد هواپیماها برای جلوگیری از برخورد، مانورهای اجتنابی انجام دهند یا با اختلالات جدی عملیاتی مواجه شوند.
ایالات متحده نباید تصور کند که حوادث آینده نیز مانند موارد گذشته بدون خسارت جدی باقی خواهند ماند. با این حال، شناسایی و منهدم کردن تمامی پهپادهای متخاصم نیز هدفی واقعبینانه نیست. در عوض، باید زیرساختهای حیاتیای شناسایی شوند که حمله به آنها میتواند بیشترین خسارت را وارد کند و سپس سامانههای حفاظتی مؤثرتری در اطراف این مراکز ایجاد شود.
چرا پهپادها متفاوتاند؟
ایالات متحده با طیف گستردهای از تهدیدهای امنیتی مواجه است. در یکی از ارزیابیهای اخیر، وزارت امنیت داخلی آمریکا اعلام کرده که در پی جنگ میان ایالات متحده و ایران، نگرانیها درباره احتمال افزایش تهدیدهای امنیتی مرتبط با ایران در داخل خاک آمریکا بیشتر شده است. علاوه بر این، افراطگرایی داخلی از سوی جریانهای راست و چپ نیز طی یک دهه گذشته در ایالات متحده افزایش یافته است. افرادی که قصد دارند در داخل آمریکا دست به حمله بزنند، احتمالاً پهپادها را یکی از گزینههای مناسب برای اجرای عملیات میدانند.
آنچه تهدید پهپادها را جدیتر میکند، مجموعه ویژگیهایی است که بسیاری از این سامانهها در اختیار دارند. پهپادها معمولاً ارزان، در دسترس، مونتاژشان آسان و شناساییشان دشوار است و در عین حال میتوانند مأموریتهای متعددی انجام دهند.
این سامانهها قادرند بهصورت مداوم عملیات شناسایی و نظارت انجام دهند، بدون هشدار به تأسیسات حساس نزدیک شوند و در صورت تجهیز به مهمات یا مواد منفجره، بالقوه یک حمله فیزیکی و مخرب انجام دهند.
برخلاف تسلیحات آشکار، مواد منفجره و مواد شیمیایی خطرناک، پهپادها کاربردهای مشروع و متنوع فراوانی دارند و به همین دلیل نمیتوان بهسادگی استفاده عمومی از آنها را از طریق ممنوعیت یا مقررات سختگیرانه از بین برد.
برای مثال، پس از آنکه تیموتی مکوی در سال ۱۹۹۵ با استفاده از کود شیمیایی، ساختمان فدرال اوکلاهما سیتی را منفجر کرد و ۱۶۸ نفر را کشت، کنترل بر فروش و دسترسی به چنین موادی بهشدت افزایش یافت. امروز عملاً غیرممکن است که فردی مقدار زیادی نیترات آمونیوم خریداری کند بدون آنکه با تماس یا مراجعه مأموران اداره تحقیقات فدرال آمریکا، افبیآی، مواجه شود.
اما پهپادها چالشی متفاوت ایجاد میکنند، زیرا استفاده غیرنظامی از آنها کاملاً مشروع و در عین حال بسیار گسترده است.
دولت آمریکا بدون ممنوع کردن استفاده از پهپادها، اقداماتی را برای مدیریت بهتر آنها انجام داده است.
برای نمونه، اداره هوانوردی فدرال آمریکا (FAA) سامانه «شناسه از راه دور» یا Remote ID را ایجاد کرده است. بر اساس این مقررات، اکثر پهپادهای ثبتشده باید اطلاعات شناسایی و موقعیت مکانی خود را مخابره کنند. این سامانه به اداره هوانوردی فدرال، نیروهای انتظامی و دیگر نهادها امکان میدهد یک پهپاد را شناسایی کرده و در صورت امکان، محل ایستگاه کنترل آن را نیز پیدا کنند.
با این حال، الزام Remote ID تنها شامل پهپادهایی با وزن بیش از ۲۵۰ گرم میشود. بنابراین کاربران تفریحی که از پهپادهای سبکتر استفاده میکنند، ملزم به رعایت این مقررات نیستند.
گسترش روزافزون استفاده از پهپادها، تقاضا برای فناوریها و قابلیتهای مقابله با سامانههای هوایی بدون سرنشین را نیز بهشدت افزایش داده است. بازارهای دفاعی آمریکا و دیگر کشورها اکنون مملو از محصولات جدید در حوزه مقابله با پهپادها هستند. این محصولات دامنه گستردهای دارند؛ از تورهای فیزیکی و راهکارهای تهاجمی و فیزیکی گرفته تا سامانههای پیشرفته ایجاد اختلال الکترونیکی.
وزارت امنیت داخلی آمریکا و نهادهای فدرال مجری قانون نیز بخشی از این قابلیتها را خریداری کردهاند و عملیات مقابله با پهپادها را در برنامههای مربوط به حفاظت از تأسیسات فدرال، مرزها، رویدادهای مهم و فعالیتهای انتظامی ادغام کردهاند.
در ژانویه ۲۰۲۶، وزارت امنیت داخلی آمریکا دفتر جدیدی راهاندازی کرد که مأموریت آن «خرید و استقرار سریع فناوریهای پهپادی و ضدپهپادی» عنوان شده است.
ارتش ایالات متحده نیز با سرعت در حال توسعه توانمندیهای خود در این حوزه است.
در دسامبر ۲۰۲۴، پنتاگون نخستین «راهبرد یکپارچه مقابله با سامانههای بدون سرنشین» را منتشر کرد؛ سندی که در آن بهصراحت تأکید شده بود پهپادها نهتنها برای نیروهای آمریکایی مستقر در خارج از کشور، بلکه برای امنیت داخلی ایالات متحده نیز تهدیدی فزاینده محسوب میشوند. پس از آن، در اوت ۲۰۲۵، پنتاگون «کارگروه مشترک بینسازمانی ۴۰۱» را ایجاد کرد؛ نهادی که وظیفه آن هماهنگسازی قابلیتهای نظامی و دولتی برای مقابله با پهپادهای متخاصم و تقویت حفاظت از حریم هوایی آمریکا است.
با این همه، هرچند اقدامات فنی و نوآوریهای فناورانه، آمادگی ایالات متحده در برابر تهدید سامانههای هوایی بدون سرنشین را افزایش دادهاند، فناوری بهتنهایی قادر به حل این مسئله نیست. هیچ سامانه واحدی نمیتواند شناسایی یا از کار انداختن تمامی پهپادهای متخاصم را تضمین کند.
تغییر رویکرد؛ الهام از منطق مقابله با تروریسم
واکنش ایالات متحده در برابر تهدید پهپادها باید از تلاش برای شناسایی و نابودی تکتک پهپادهای متخاصم فاصله بگیرد و به سمت خنثی کردن اهداف مهاجم و کاهش پیامدهای حمله حرکت کند. منطق چنین رویکردی شباهت زیادی به مقابله با تروریسم دارد؛ جایی که پیشگیری اهمیت دارد، اما حفاظت و افزایش تابآوری نیز به همان اندازه ضروری است.
ایجاد یک شبکه دائمی و سراسری برای حفاظت از تمام نقاط کشور، در کشوری به وسعت ایالات متحده، واقعبینانه نیست. بنابراین رویکرد عملیتر آن است که مجموعهای از زیرساختهای حیاتی و حساس در اولویت قرار گیرند و حفاظت ضدپهپادی در اطراف آنها تقویت شود.
اینکه کدامیک از این مراکز باید بودجه لازم برای حفاظت در برابر پهپادها را دریافت کنند، موضوعی است که باید هم در سطح محلی و هم در کنگره مورد بحث قرار گیرد. این روند حتی میتواند یادآور مباحث مربوط به دفاع غیرنظامی در دوران جنگ سرد باشد.
البته بعید است بحث درباره تهدید پهپادها به اندازه مناقشات دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ درباره نحوه زنده ماندن در برابر حملات هستهای، به موضوعی پرتنش و بهشدت سیاسی تبدیل شود؛ با این حال، تصمیمگیری درباره اینکه کدام زیرساختها باید در اولویت حفاظت قرار گیرند، ناگزیر ماهیتی سیاسی خواهد داشت. با وجود این، چنین تصمیمهایی باید گرفته شوند.
پس از تعیین اولویتها، گام بعدی در دفاع از خاک آمریکا، «پیشبینی» است؛ یعنی مشخص کردن اینکه پهپادها در چه نقاطی قادرند بیشترین میزان خسارت را وارد کنند.
آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساختهای آمریکا (CISA) چندین تهدید بالقوه ناشی از پهپادها علیه زیرساختهای حیاتی را شناسایی کرده است. این تهدیدها شامل عملیات نظارتی و شناسایی، قاچاق یا انتقال محمولههای خطرناک، سرقت مالکیت فکری و ایجاد اختلال عمدی در عملکرد زیرساختها میشود.
تمام تأسیسات بزرگ و حیاتی ــ از جمله نیروگاهها، پالایشگاهها، فرودگاهها و بنادر ــ باید ملزم شوند میزان آسیبپذیری خود در برابر حملات پهپادی را ارزیابی کنند. همچنین باید برای اپراتورها بهطور دقیق مشخص باشد که چه نوع فعالیت پهپادی مشروع و عادی محسوب میشود و چه نوع فعالیتی مشکوک یا غیرقانونی است.
دولت فدرال نیز باید برای کمک به این روند، ابزارها، دستورالعملها و بهترین رویههای لازم را در اختیار اپراتورها قرار دهد تا بتوانند چنین ارزیابیهایی را به شکلی استاندارد و مؤثر انجام دهند.
همانند مقابله با تروریسم، توانایی پیشبینی یک حمله نیازمند شناخت دقیق و عمیق از ماهیت تهدیدهاست.
افزایش فعالیتهای اطلاعاتی و انجام تحلیلهای نظاممند درباره دشمنان دولتی، گروههای تروریستی و عاملان منفرد میتواند به نهادهای مجری قانون کمک کند تا تشخیص دهند کدام اهداف آسیبپذیرتر هستند و در نتیجه، کدام مراکز به مقاومسازی بیشتر یا افزایش سطح حفاظت نیاز دارند.
برگزاری رزمایشهای واقعبینانه مقابله با پهپادها در سطوح محلی و ایالتی نیز میتواند به افزایش آمادگی کمک کند.
پس از مرحله پیشبینی، نوبت به «سازماندهی» میرسد؛ یعنی باید بهطور دقیق مشخص باشد که پیش، حین و پس از وقوع یک حادثه، کدام نهاد چه وظیفهای بر عهده دارد.
اختیارات و مسئولیتها باید شفاف باشند. اپراتورها باید بدانند در صورت مشاهده یا وقوع یک حادثه مشکوک با چه نهادی تماس بگیرند، چه اقداماتی را از نظر قانونی میتوانند انجام دهند و چه اقداماتی برای آنها ممنوع است.
برای نمونه، اپراتورها نمیتوانند بدون مجوز محلی یا فدرال، صرفاً با مشاهده یک پهپاد مشکوک اقدام به سرنگونی آن کنند. قوانین فدرال بهطور جدی محدود میکنند که چه اشخاص یا نهادهایی مجازند یک پهپاد را مختل، توقیف، از کار بیندازند یا منهدم کنند.
عنصر بعدی در این راهبرد، «تابآوری» است.
زیرساختها و تأسیسات باید بهگونهای طراحی و مقاومسازی شوند که حتی اگر یک پهپاد موفق شود از لایههای دفاعی عبور کند، پیامدهای حمله تا حد امکان محدود باقی بماند.
مقاومسازی زیرساختها یکی از راههای تقویت دفاع غیرنظامی است. تجهیزات حساس باید در مواردی که عملی و امکانپذیر است، مورد حفاظت فیزیکی بیشتری قرار گیرند.
عملیات حیاتی، از جمله سامانههای ارتباطی و تأمین برق، باید دارای رویههای ایمن برای خاموشسازی اضطراری و همچنین ظرفیتهای پشتیبان و افزونه داخلی باشند. نیروهای امدادی و واکنش اضطراری نیز باید از قبل بدانند در صورت وقوع یک حادثه پهپادی، احتمالاً با چه نوع وضعیت و تهدیدهایی مواجه خواهند شد.
در نهایت، ایالات متحده به سامانهای نیاز دارد که بتواند از تکتک حوادث درس بگیرد.
اگر یک پهپاد از سامانههای دفاعی عبور کند و به هدف خود اصابت کند، بازرسان باید تا حد امکان اطلاعات بیشتری از بقایای آن جمعآوری کنند تا مشخص شود حادثه چگونه رخ داده است و چگونه میتوان از تکرار حملات مشابه جلوگیری کرد.
اما درسآموختههای هر حادثه نباید تنها در همان تأسیسات یا محل وقوع باقی بماند؛ بلکه باید در سطح ملی نیز به اشتراک گذاشته شود.
برای تحقق این هدف، همکاری نهادی و تبادل اطلاعات نقشی حیاتی خواهد داشت. حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بهروشنی نشان داد که نقص جدی در اشتراکگذاری اطلاعات میان نهادهای اطلاعاتی آمریکا چه پیامدهای سنگینی میتواند به همراه داشته باشد.
در حال حاضر، آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساختهای آمریکا منابعی را برای حوزه ایمنی عمومی در ارتباط با حوادث ناشی از پهپادهای غیرمجاز فراهم کرده است، اما همچنان به اقدامات بیشتر و شفافیت بالاتری نیاز وجود دارد.
نهادهای آمریکایی باید برای ایجاد یک سازوکار ملی تلاش کنند تا تبادل دانش، اطلاعات و تجربیات در حوزه تهدیدات پهپادی به شکلی منظم، ساختاریافته و نظاممند انجام شود.
پهپادها یک چالش چندوجهی برای دفاع از خاک آمریکا ایجاد کردهاند و واکنش ایالات متحده نیز باید به همان اندازه گسترده و چندلایه باشد.
ایالات متحده طی دههها خود را برای مقابله با حملات متعارف علیه زیرساختهای حیاتی آماده کرده بود. سپس حملات ۱۱ سپتامبر رخ داد و کشور را وادار کرد تا «تابآوری» را نیز بهعنوان یکی دیگر از ابزارهای مقابله با تروریسم در نظر بگیرد.
همین طرز تفکر باید در مواجهه با تهدید پهپادها نیز به کار گرفته شود.
مسئله نباید اینگونه دیده شود که تهدید پهپادها صرفاً با توسعه فناوریهای مقابله با سامانههای هوایی بدون سرنشین و توانایی مختل کردن یا سرنگونی تمام پهپادهای مخرب قابل حل است.
در عوض، ایالات متحده علاوه بر استفاده از فناوریهای ضدپهپادی در مواردی که مؤثر و کاربردی هستند، باید با افزایش توان پیشبینی، بهبود سازماندهی، روشن کردن مسئولیتها و تقویت تابآوری زیرساختها، شرایطی ایجاد کند که حتی در صورت عبور یک پهپاد از سامانههای دفاعی نیز وارد کردن خسارت برای مهاجم دشوارتر شود.