پس از حمله به ضاحیه جنوبی، سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل سطح هشدار در مورد احتمال شلیک از سوی ایران را بالا برد، اما آمادگی سیستم اسرائیل برای مقابله با این شلیک به دلایل نامعلوم بسیار دیر هنگام بود.
به گزارش جماران، هاآرتس نوشت: تلاش ناموفق برای ازسرگیری جنگ با شدت بالا با ایران و ازسرگیری حملات در لبنان با هدف ایجاد مانع در انتخابات و شاید لغو آن است.
یوآف لیمور در روزنامه عبری اسرائیل الیوم نوشت: ادامه عملیات در لبنان و اهداف آن و سیاست آینده در قبال ایران، سؤالاتی را در افکار عمومی اسرائیل ایجاد کرده و اعتماد عمومی با سرعتی نگران کننده در حال فرسایش است.
لیمور افزود: بعید است که این حملات واقعاً نظام ایران را که پس از هفته ها جنگ در حالت سرخوشی قدرت به سر می برد، بازداشته باشد. احساس غالب در تهران، که بی اساس هم نیست، این است که ایران، با وجود متحمل شدن ضربات نظامی، از این رویارویی از نظر استراتژیک قدرتمندتر بیرون آمده است، در حالی که اسرائیل و ایالات متحده آمریکا، که به آن ضربه زدند، ضعیف تر از قبل شده اند. عملکرد مردد آمریکا در مدیریت مذاکرات و تهدیدات غیرحمایت شده با استفاده واقعی از زور، و همچنین فشارهای کشورهای خلیج فارس که نگران تعمیق خسارات وارده به زیرساخت های خود هستند، نیز در این امر نقش داشته است، همانطور که ایران در صورت از سرگیری جنگ تهدید کرده است.
در همین حال، مقامات امنیتی در گفتوگو با این روزنامه تأکید میکنند که احتمال پاسخ ایران به حمله در ضاحیه جنوبی، پیش از انجام حمله در قلب بیروت مطرح شده بود و حتی با درجه احتمال بالا ارزیابی میشد. با این حال، با وجود ارائه این احتمال به مقامات سیاسی، تصمیم برای اجرای حمله در بیروت گرفته شد.
پس از حمله به ضاحیه جنوبی، سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل سطح هشدار در مورد احتمال شلیک از سوی ایران را بالا برد، اما آمادگی سیستم اسرائیل برای مقابله با این شلیک به دلایل نامعلوم بسیار دیر هنگام بود.
به این معنی که ارزیابیها و اطلاعات در دسترس بودند، اما رسیدن آنها به برخی از طرفها زمانبر شد و شاید این به دلیل تمایل به مدیریت ریسک بود.
و اینگونه وضعیتی پیش آمد که مردم اسرائیل تنها چند دقیقه قبل از شلیک واقعی، زمانی که ارتش اسرائیل متوجه بالا رفتن سکوهای پرتاب ایران به حالت آمادهباش شد، آمادهباش دریافت کردند.
تصمیم برای بالا بردن آمادگی برخی از سیستمهای مرتبط در ارتش اسرائیل و همچنین هشدار به مردم از طریق بیانیههای سخنگوی ارتش، تنها پس از مشاهده آمادگی سکوهای پرتاب گرفته شد.
برخی از مقامات مربوطه معتقد بودند که زمان بیشتری برای آمادهسازی دارند، اما به دلیل وضعیت آمادهباش بالای سیستم ایران، شلیک موشکها تنها در عرض چند دقیقه انجام شد.
روزنامه عبریزبان اسرائیل هیوم نیز نوشت: در «اسرائیل»، مقامات از وضعیت پیشآمده و این واقعیت که ایران ظاهراً موفق شده معادلهای را تحمیل کند که «اسرائیل» نمیتواند با آن کنار بیاید، به شدت ابراز ناامیدی میکنند؛ این معادله این است که هرگونه حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی به معنای شلیک موشک از ایران و شاید از یمن خواهد بود.
رونین برگمان در روزنامه یدیعوت آحارونوت عبری نوشت: ۲۴ ساعت گذشته نشان میدهد که گاهی اوقات برای درک آنچه اتفاق افتاده است نیازی به کمیته حقیقتیاب ندارید. کافی است به این نگاه کنیم که چه کسی حمله را آغاز کرد، چه کسی پاسخ داد، چه کسی مهار کرد و چه کسی در نهایت مجبور شد بدون اینکه کلمه «پیروزی» را بر زبان آورد، تسلیم شود.
برگمان افزود: حمله اسرائیل به ضاحیه از بافت جدا نبود، بلکه پس از آن صورت گرفت که از طریق تجربه هفته گذشته به وضوح مشخص شد که هرگونه حمله بزرگ اسرائیل به صحنه لبنان ممکن است منجر به پاسخ مستقیم ایران شود. بنابراین، اسرائیل هنگام اقدام به این گام، باید سناریویی را در نظر میگرفت، و در واقع این کار را انجام داد، که در آن ایران خود را مجبور به پاسخگویی میدید. این بدان معناست که حمله به ضاحیه فقط یک اقدام جداگانه علیه لبنان یا حزبالله نبود، بلکه گامی بود که میتوانست - و در واقع انجام شد - منجر به پیوند مجدد صحنه لبنان با صحنه ایران شود. بنابراین، اسرائیل به جای ادامه سیاست تقسیم صحنهها، به ابتکار خود، وضعیتی از«وحدت صحنهها» ایجاد کرد.
رونین برگمان در ادامه تاکید کرد: پاسخ ایران نسبتاً متمرکز و در چارچوب یک معادله محاسبه شده بود. ایران موشکهایی را به سمت پایگاههایی شلیک کرد که طبق درک خود، با عملیات اسرائیل در لبنان مرتبط بودند. با این کار، پیامی واضح فرستاد: هرگونه حمله به ضاحیه با پاسخ مستقیم ایران مواجه خواهد شد. هدف از شلیک لزوماً آغاز جنگ تمامعیار نبود، بلکه ایجاد یک معادله بود. از نظر ایران، توانایی پاسخ مستقیم و انتخاب دامنه، زمان و اهداف شلیک، کمتر از میزان خسارت مادی وارده اهمیت نداشت. ایران به دنبال پایان دادن به این دور با حرف آخر بود و تا حد زیادی در این زمینه موفق شد.
برگمان تاکید کرد: این اسرائیل نبود که حادثه را پایان داد، بلکه ایران بود. این ایران بود که مشخص کرد چه زمانی متوقف شود، تعداد شلیکها و محل شلیک. از منظر شناختی و استراتژیک، این نتیجه برای اسرائیل بسیار مشکلساز است، زیرا به ایران اجازه میدهد خود را به عنوان کسی که پاسخ داده، عقبنشینی نکرده و دور را با شرایط خود پایان داده است، معرفی کند. حرف آخر را آنها زدند، نه ما. و آنها متوقف شدند زیرا با ترامپ در مورد آتشبس به توافق رسیدند، توافقی که علیرغم میل اسرائیل بر آن تحمیل شد.